بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 232

خيرات عامه و فضايل (عدالت، راستى، قسط، پاكى و ...) اقدام خواهد نمود.

قرآن مى‌فرمايد:

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...؛[1]«او است كه در ميان قوم بى‌كتاب، پيامبرى از ميان خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مى‌خواند و پاكيزه‌شان مى‌دارد و به آنان كتاب و حكمت مى‌آموزد ...».

براساس اين آيه، تكامل وجود انسان از جنبه‌هاى علمى و عملى و تزكيه و تهذيب او، به‌عنوان هدف نهايى بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله معرفى شده است.

در نتيجه مردم به آن غايت اصلى و بنيادين (عبادت و عبوديت) و تقرّب به خداوند سوق داده مى‌شوند. البته دين حاكم بر دوران، تنها اسلام خواهد بود و مردم در پرتو آن، به زدودن رذايل و آراستن فضايل، موفّق خواهند شد. دولت مهدوى، سياست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ را به سمت فضيلت‌هاى اخلاقى و خيرات مى‌كشاند و با پيوند ميان سياست و اخلاق، در تعالى و تكامل اخلاقى مردم مى‌كوشد. در اين راستا، علم، دانش، صنعت و تكنولوژى در مسير درست خود قرار مى‌گيرد و رابطه مردم با خدا، با خود، با ديگران و با طبيعت تصحيح مى‌شود و قدرت نيز در خدمت آنان قرار مى‌گيرد. در اين عصر سرچشمه اخلاق، دين و وحى الهى و شريعت آسمانى است كه تكليف و وظيفه مردم را به شكل مطلوبى تبيين مى‌كند.

در نظريه اخلاقى دولت، قدرت عمومى در شيوه تلقّى و عمل شهروندان و نهادهاى دولت امام مهدى (عج) نهفته است كه معطوف به تأمين حداكثر كمال و رشد اخلاقى و معنوى مردم است.

چهار. چيستى دولت اخلاقى‌

دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، بدين معنا است كه هم خود جامع تمام فضايل،

[1]. جمعه( 62)، آيه 2.


صفحه 233

نيكى‌ها و محاسن اخلاقى و عقلى است و هم در مقام عمل و اجرا، همه آنها را در جامعه محقّق مى‌سازد. هم مدافع و حامى ارزش‌ها و هنجارهاى اخلاقى و دينى است و هم ابزار زندگى صنعتى و علمى بشر را براى تحقّق كمالات انسانى (عبادت و عبوديت و تقرّب به خدا) به كار مى‌گيرد و جامعه را زنده و انسانيت انسان را احيا مى‌كند. معيار مشترك اين دولت در سرتاسر جهان، «اخلاق و معنويت» مبتنى بر دين و تكامل و تعالى انسانى است.

دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، فقط پيش‌بينى و الگوسازى براى آينده نيست؛ بلكه مدل و الگوى زندگى امروزين نيز مى‌باشد. اين ايده، هم نظر به حال دارد و هم نظر به آينده و ما مى‌توانيم از الگوهاى اخلاقى- دينى آن دولت، براى رفع كاستى‌ها و نابسامانى‌هاى اخلاقى و معنوى جوامع استفاده كنيم و هم در تربيت و پرورش نفوس از آن بهره بگيريم.

«دولت اخلاقى؛ يعنى، «دولتى مبتنى بر نظام امامت كه جامعه را در تمامى ابعاد و جنبه‌ها، به سمت رشد اخلاقى و كمال مطلوب انسانى، هدايت و راهبرى مى‌كند و باورها و رفتارهاى مردم را اصلاح مى‌نمايد». به عبارت ديگر، دولت امام مهدى، وظيفه‌دار تأمين سعادت حقيقى و حداكثر كمال و رشد اخلاقى و معنوى مردم و تربيت و احياى نفوس مرده است. تا انسان به اوج كمال ذاتى نرسد، محال است به سعادت حقيقى نائل آيد و چون تحقّق سعادت حقيقى، تنها در عصر حضرت ولى عصر عليه السّلام امكان‌پذير است، انسان به يقين به اوج «كمال ذاتى» خواهد رسيد. كمال ذاتى انسان، همان كمال خلقى+ كمال عقلى+ كمال اجتماعى است. كمال خلقى در رأس اين مثلث قرار دارد.

بر اين اساس دولت اخلاقى امام مهدى (عج) تأمين معنويت، عقلانيت و عدالت را بر عهده دارد تا جامعه به سمت «تعالى و تكامل»، «تعادل» و «پيشرفت و رفاه» سوق داده شود.


صفحه 234

در دولت اخلاقى امام مهدى (عج) همه امور و رهيافت‌ها، فاضله و الهى است؛ يعنى، از يك سياست فاضله شروع و به يك هدف فاضله (الهى) ختم مى‌شود:

سياست فاضله- دولت فاضله- كارويژه فاضله- هدف فاضله‌

اين شاخص، در ساختار نظام امامت جاى مى‌گيرد و به غير از آن امكان تصوير و عملياتى كردن چنين محورى وجود ندارد. در اين ساخت، «اخلاق متعالى»، در مركز قرار مى‌گيرد و با كمك و راهنمايى وحى، هدف‌مندى نظام هستى و تجربه بشرى؛ رابطه انسان با خدا، با خود، با ديگران و حتى با طبيعت اصلاح مى‌شود. در اينجا اخلاق هم ذاتى است، هم عقلى؛ هم دينى است و هم عرفى (اخلاق كامل). برعكس ديدگاه كانت و هگل كه اخلاق در آن عرفى و براى تصحيح رابطه انسان با جامعه است!!

براساس اين مبنا، دولت اخلاقى، كارآمدى و كارآيى خود را در همه شؤون و ابعاد زندگى انسانى بروز مى‌دهد. در واقع اخلاق متعالى و تصحيح رابطه انسان با همه چيز، باعث تغيير و تكامل رفتار و طرز تلقى و باورهاى او و استفاده درست و بهينه از همه چيز مى‌شود. در دولت اخلاقى، همه چيز بر پايه معنويت و ديانت است و برآمد آن، سياست اخلاقى، اقتصاد اخلاقى، فرهنگ اخلاقى و جامعه اخلاقى است.

خود اين اخلاق نيز برآمده از دين است؛ يعنى، دين اخلاق را تبيين و تلطيف مى‌كند. اگر دين را مجموعه عقايد و دستورهاى عملى- به ادعاى آورنده و پيروانش- فرستاده شده از سوى آفريدگار بدانيم و اخلاق را مجموعه آموزه‌هايى كه وظيفه عملى انسان را مى‌نماياند و راه و رسم نيك زيستن را ترسيم مى‌كند، به شمار آوريم؛ رابطه تنگاتنگ دين و اخلاق را در مى‌يابيم و اخلاق را پاره‌اى ناگسستنى از دين مى‌بينيم. بر اين اساس وحى الهى، بهترين و مطمئن‌ترين، شيوه براى به دست آوردن نظام اخلاقى است‌[1](برعكس ديدگاه دانشمندان عصر روشنگرى غرب مانند هگل و ديگران). از طرفى اخلاق متكى به مذهب- به‌طورى كه اعتقاد به پاداش و كيفرهاى روز بازپسين، مجرى و پشتوانه اصول اخلاقى باشند- راهى است كه آيين‌هاى آسمانى و بالاخص‌

[1]. ر. ك: على شيروانى، اخلاق هنجارى،( تهران: كانون انديشه جوان، 1378)، ص 12.


صفحه 235

آيين مقدس اسلام، آن را انتخاب كرده است. اعتقاد به خداوند دانا، توانا، داور روز قيامت، آگاه از اعمال و ... بزرگ‌ترين پشتوانه اخلاق و طبيعى‌ترين ضامن اجراى اصول انسانى است. خود «اخلاق» نقش‌هاى سازنده و مؤثرى دارد، از جمله:

1. تقويت كننده روان انسان؛ انسان از دو بعد جسمى و روحى تشكيل يافته است.

در بعد روحى، تزكيه نفس و تحلّى به فضايل اخلاقى و دورى از رذايل، بر عهده اخلاق است. از بعد جسمانى نيز بايد تمام چيزهاى مادى را وسيله‌اى براى رشد و تعالى روح در نظر گرفت و در سير تكاملى خود، نبايد بدن و تربيت آن را هدف اساسى قرار داد (امرى كه دانشمندان غرب توجّه بيشترى به آن دارند)!

2. تعديل كننده خواسته‌ها؛ اخلاق انسانى و اسلامى، خواسته‌هاى مطلق انسان را تعديل و مهار مى‌كند و تعادلى بين غريزه و نيروهاى باطنى انسان به وجود مى‌آورد.

تعديل اين غرايز، در تصحيح رفتار و گفتار انسان، تأثير به سزايى دارد و جلوى بسيارى از تجاوزها، انحراف‌ها، فتنه‌ها، فسادها و ديگر بلاهاى خانمان‌سوز اجتماعى گرفته مى‌شود.

3. اجتماع سالم در پرتو اخلاق سالم؛ با رواج فضايل اخلاقى در جامعه و حاكميت اخلاق اسلامى، بى‌ترديد آن جامعه از آرامش و سلامت بالايى برخوردار خواهد بود.

اگر دنياى امروز در آتش هرج‌ومرج مى‌سوزد و كابوس فساد و انحراف بر آن حكمفرما است؛ اگر دنياى امروز گرفتار كشمكش‌ها، فحشا، تجاوز و ده‌ها فتنه و فساد ديگر است و دولت‌مردان همچون گرگ‌هاى درّنده و خون‌آشام، از ترس همديگر خواب آرام ندارند و پيوسته در انديشه نابودى همديگر هستند! اگر جوانان به انحرافات جنسى آلوده شده‌اند و بى‌عفّتى و بى‌بندوبارى دامنگير زنان و دختران گرديده است! همه و همه به علّت عدم حكومت مكارم و فضايل اخلاقى در جامعه و عدم توجّه به مبانى اسلامى و آداب انسانى است. اگر در اجتماعى تعاون، هميارى، انفاق، عفّت، تواضع، حسن ظن، محبّت و به‌طور كلّى، عدالت حكم‌فرما باشد، اين اجتماع همان مدينه فاضله و جامعه آرمانى اسلام خواهد بود كه مى‌توان در آن با فكرى آسوده و به‌


صفحه 236

دور از وحشت زندگى كرد.[1]

به همين جهت تأكيد اين پژوهش بر آن است كه در عصر ظهور و دوران حاضر، تنها «دولت اخلاقى» موردنياز و فايده‌بخش است؛ دولتى كه كار ويژه اصلى آن تأمين كمال مطلوب انسانى و رشد و بالندگى فضايل اخلاقى- در تمامى شؤون زندگى- است.

جامعه‌اى كه به شدّت دچار انحراف، فساد، حيرت و سرگردانى، پوچى و بى‌هدفى است و بيشتر اعضاى آن، داراى فساد عقيده، عمل و اخلاق هستند؛ نياز به دولتى دارد كه در رأس آن انسان كامل قرار گرفته و در صدد تكميل مكارم اخلاقى و از بين بردن آلودگى‌ها و فسادها است. در اين عصر، ديگر دولت‌هاى متزاحم و تجاوزگر وجود ندارد و كار ويژه‌هاى سياسى دولت واحد تغيير مى‌يابد و امام معصوم رهبرى آن را عهده‌دار مى‌شود.

آيت اللّه جوادى آملى در تحليل اين انگاره چنين بيان مى‌كند:

«كار اصلى امام زمان (عج) اين نيست كه جهان را از عدل و داد پر مى‌كند. كار اصلى او زنده كردن جامعه است. وجود امام زمان (عج) عامل حيات است. او جامعه مرده را زنده مى‌كند؛ بعد به عدل و داد فرا مى‌خواند. جامعه زنده مشتاق عدل و داد است. برخى از انسان‌ها به حسب ظاهر انسان و در باطن مرده‌اند (مرده‌هاى متحرك). صورت آنان مطابق سيرتشان نيست. امام عليه السّلام صورت‌ها را مطابق سيرت مى‌كند. بعد از آنكه سيرت را انسانى و واقعى كرد، جامعه ظاهرا و باطنا انسانى مى‌شود. سپس به عدل و داد فرا مى‌خواند و جامعه زنده، تشنه عدل و داد مى‌شود.

كار اصلى او احياگرى است. همان‌گونه كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله جامعه مرده را زنده كرد، حضرت ولى عصر (عج) نيز جامعه مرده را زنده مى‌كند و براى احياى آن، معارف و حقايق و طهارت حقيقى را اعطا مى‌كنديُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ.جامعه‌اى زنده است كه كتاب الهى، حكمت الهى و طهارت الهى را بداند و بيابد. پيامبر صلى اللّه عليه و اله بعد از اينكه تزكيه و

[1]. ر. ك: مختار امينيان، مبانى اخلاق اسلامى،( قم: بوستان كتاب، 1381)، صص 13- 18؛ جعفر سبحانى، نظام اخلاقى اسلام،( قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1377)، ص 18.


صفحه 237

تعليم فردى را مطرح كرد، به تزكيه و تعليم جمعى پرداخت و [به درمان‌] كينه‌جويى، حقد، حسادت و ... پرداخت. آن‌كه عداوت را تبديل به صلح مى‌كند، كيمياگرى است (ولايت تكوينى) و تنها با نصيحت ممكن نيست. كار امام عصر (عج)، تبديل عداوت به صداقت و ... است. بيشتر كارهاى امام زمان (عج) (تأمين امنيت، عدالت، رفاه و ...) فرعى است و مهم، كار اصلى است و اين كار اصلى با كارهاى فرعى كامل مى‌شود ...».[1]

حميد مولانا نيز تحليل قابل توجهى در اين باره دارد: «منجى‌گرايى دنياى سكولار و مدعيان نجات بشر، اهداف حكومت‌هاى دموكراسى را آزادى، امنيت، رفاه، بهداشت، آموزش و كار اعلام مى‌كنند؛ ولى اهداف اسلام و مهدويت تنها شامل اينها نيست؛ بلكه چيزى بالاتر است كه امروز در دموكراسى‌هاى دنيا و غرب از آن صحبتى به ميان نمى‌آيد: هدايت انسان در تمامى ابعاد، بالا بردن انسان در ابعاد حس، فكر، عقل، شفافيت و درك منزلت و كرامت انسانى و الهى از طريق قلب و دل. قلمرو و حكومت اسلام تابع زمان و مكان نيست و انسان در هستى و كل نظام جهانى مطرح است».[2]

پنج. دلايل و شواهد دولت اخلاقى‌

پس از آنكه امام مهدى عليه السّلام دولت خود را تأسيس كرد و حكومت بر جهان را در دست گرفت؛ عملكردى كامل، چند جانبه و اخلاق محور ارائه خواهد داد. بر اين اساس نظام سياسى و دولت امام مهدى (عج) دولتى، كارآمد و متكامل خواهد بود؛ كارآمدى به‌عنوان بالفعل نمودن، بهره‌بردارى كامل، سازمند، متعادل و متعالى از تمامى استعدادها، امكانات و فرصت‌هاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى و كاهش يا از بين بردن تعديّات و ضايعات.

چنين رويكردى، نه آرمانى است و نه غيرقابل دسترس؛ بلكه طرحى عملى و قابل دسترس و اجرا است؛ زيرا در عصر ظهور، موانع و مشكلات (ستيزه‌جويى، جنگ،

[1]. سخنرانى در حسينيه امام خمينى، قم: نيمه شعبان 1383.

[2]. حميد مولانا، شناخت منجى بشريت، كيهان 9/ 7/ 83


صفحه 238

فسادگرى و تجاوزگرى) از بين خواهد رفت و امامى عالم، مدير، توانمند و عادل، زعامت دينى- سياسى مردم را عهده‌دار خواهد شد. اين دو به‌معناى، استفاده بهينه و كارآمد از تمامى امكانات و منابع در راستاى كمال‌خواهى انسان است.

براى اثبات فرضيه اين پژوهش، در مورد اخلاقى بودن (كمال‌گرايى و احياگرى) دولت امام مهدى (عج)، روايات، اهداف و ويژگى‌هاى آن دولت قابل طرح و بررسى است. براساس اين مؤلّفه‌ها، دولت آن حضرت در تمامى ابعاد و شؤون زندگى انسان، داراى برنامه و خط و مشى خاصى خواهد بود. مهم‌ترين آنها، اقدامات و برنامه‌هاى اخلاقى و تربيت دينى است و حتى كارويژه‌هاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى آن، براى تعالى و تكامل اخلاقى و روحى انسان‌ها خواهد بود. برخى از اين شواهد، دلايل و ويژگى‌ها عبارت است از:

5- 1. روايات:

روايات مختلف در اين موضوع- به خصوص حديث «اكمل به اخلاقهم»- دلالت بر اهميت و محوريت اخلاق و كمال و رشد و بالندگى معنوى انسان‌ها در دولت مهدوى دارد:

امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مى‌گذارد و عقول آنها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مى‌رساند».[1]

در روايت ديگرى آمده است: «وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايتش‌] را بر سر بندگان مى‌نهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده و فهم‌شان بالا مى‌رود (كامل مى‌گردد).»[2]

پيامبر صلى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «... دل‌هاى بندگان را پر از عبادت مى‌كند و عدلش فراگير

[1].« اذا قام قائمنا، وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم»: سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح،( قم: مؤسسه امام مهدى، 1409)، ج 2، ص 841، ح 71؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 336، ح 71؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 482.

[2].« اذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 25، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 495، ح 253


صفحه 239

مى‌شود»[1]و «خداوند به وسيله او دروغ را نابود مى‌سازد و روزگار سخت و رنج‌آور را مى‌برد و ذلّت بردگى و بندگى از گردن‌هاى شما بيرون مى‌كشد».[2]

امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه‌الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ‌مى‌فرمايد: «ملك و پادشاهى امروز از آن خدا است، پادشاهى ديروز نيز از آن خدا بود، پادشاهى فردا هم از آن خدا است؛ لكن هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، جز خداى- تبارك و تعالى- پرستيده نمى‌شود»[3]؛ يعنى، مهم‌ترين ثمره اين دولت هدايت مردم و زنده كردن جامعه مرده است.

در روايتى آمده است: « [مهدى (عج)] با تقوا گام مى‌سپارد و براساس هدايت رفتار مى‌كند ...».[4]هدايت و ارشاد- تكوينى و تشريعى- از مهم‌ترين اقدامات دولت مهدوى است كه در سايه تعالى روحى و تكامل اخلاقى مردم به بار مى‌نشيند.

همچنين: «او اين امت را پس از آنكه تباه [و فاسد] شده‌اند، اصلاح مى‌كند».[5]بر اساس اين روايت اصلاح مردم بعد از فساد اخلاقى آنان و تغيير بنيادين رفتارها، گفتارها و پندارهاى غير اخلاقى و آلوده آنها، مهم‌ترين و درخشان‌ترين اقدام دولت امام مهدى (عج) خواهد بود و اين احياگرى و اصلاح و نوسازى معنوى، مطلق و فراگير است و پس از آن فساد و انحرافى وجود نخواهد داشت و زمين نورانى و پر از صفا و معنويت خواهد شد: «زمين با نور پروردگارش- منوّر مى‌شود»[6]و «چون قائم ما قيام‌

[1].« ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 259؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 74، ح 24.

[2].« ... به يمحق اللّه الكذب و يذهب الزّمان الكلب، به يخرج ذلّ الرّق من أعناقكم»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 186؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 75، ح 29.

[3].« الملك للّه اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن اذا قام القائم لم يعبد الّا اللّه عزّ و جلّ»: سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 275؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 587، ح 2.

[4].« يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ فى حكمه الرشا»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 269، ح 158.

[5].« ... أن يصلح امة بعد فسادها»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 473؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 538.

[6].« و تشرق الارض بنور ربّها»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، 345، ح 31؛ على- بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473، فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.