بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 263

و خودمختارى و استقلال و شخصيت حقوقى داخلى خود را دارند. ايالات متحده امريكا و سوئيس و اتحاد جماهير شوروى سابق از اين الگو پيروى مى‌كردند. اين الگو هرچند مى‌تواند مشابهت‌هاى حكومتى با الگوى حكومتى امام مهدى (عج) داشته باشد؛ اما به دلايل شكلى و ماهوى تفاوت‌هايى با آن دارد. در الگوى فدرال، رؤسا و حاكمان ايالت‌ها، از طرف خود هر ايالت و با رأى مردم انتخاب مى‌شوند و در قوانين داخلى استقلال دارند و مجموع ايالت‌ها، رئيس كشور را برمى‌گزينند و ... اما در الگوى حكومتى امام زمان عليه السّلام- چنان‌كه خواهد آمد- حاكمان از سوى خود آن حضرت تعيين و نصب خواهند شد و بر جهان يك قانون (آن هم قانون الهى متخذ از قرآن) حاكم خواهد بود.

3. دولت بزرگ اسلامى و جمهورى‌هاى آزادى و مستقل‌

براساس اين مدل و الگو، تلاش جهت جمع بين دولت‌هاى اسلامى و دولت بزرگ اسلامى است. دولت بزرگ اسلامى- كه نماينده اقتدارى واحد است- در جهان اسلام تشكيل مى‌شود؛ يعنى؛ با جمع بين جمهورى‌هاى آزاد و مستقل (دولت‌هاى اسلامى)، زير پرچم اسلام و اقتدارى واحد، اين دولت به وجود مى‌آيد. مبناى اين طرح، جمع بين واحدهاى سياسى فرد (دولت ملّى) و واحدهاى سياسى فراگير (دولت عقيدتى اسلامى) است و تنها راه حصول به اين هدف، تمسّك به انديشه اسلامى و وحدت بين مسلمانان است.[1]در اين رابطه گفتنى است: در عصر امام (عج) دولت‌ها و جمهورى‌ها معنا ندارند و تنها يك دولت با سرزمين‌ها و مناطق مختلف وجود دارد و حاكم و فرمانرواى جهان يك نفر است.

به نظر مى‌رسد اين سه الگو ترسيم‌كننده انگاره‌هاى موجود در حكومت جهانى حضرت مهدى عليه السّلام نيست و بهترين و نزديك‌ترين مدل به آن، الگوى حكومت امامت (خلافت و ولايت) است.

[1]. ر. ك: امام خمينى، وصيتنامه الهى- سياسى،( تهران: سوره، 1376)، ص 57 و 58.


صفحه 264

4. الگوى حكومتى امامت‌

اين الگو باتوجّه به سيره و روش حكومتى امام على عليه السّلام در جهان اسلام، متصوّر است. بر اين اساس امام و رهبر مسلمانان، در رأس قرار مى‌گيرد و زمامداران را به‌عنوان والى و حاكم، به كشورهاى تحت نفوذ، گسيل مى‌دارد. اين برداشت، به‌طور كلى براساس روايات پراكنده و گوناگون صورت مى‌گيرد و با نظر گرفتن شيوه و ساخت حكومتى امام على عليه السّلام، در مورد حكومت جهانى حضرت مهدى (عج)- در گستره جهانى- تطبيق داده مى‌شود؛ هرچند باتوجّه به مقتضيات زمانى و مكانى، ممكن است تفاوت‌هايى هم با آن داشته باشد. براساس اين الگو، محور و مركز تصميم‌گيرى‌ها، سياست‌گذارى‌ها و اداره جهان، «امام» است و مناطق و بلاد مختلف، توسّط واليان (حاكمان) منصوب از سوى امام، اداره مى‌شوند. در اين الگو، همه از يك قانون اساسى (اسلام) و خط و مشى واحد پيگيرى مى‌كنند؛ هرچند ممكن است در اشكال و قوانين داخلى، باهم تفاوت‌هايى داشته باشند.

باتوجّه به گسترش مرزهاى اسلام (دار الإسلام) پس از رسول خدا و فتوحات جديد، تحوّلى در ساخت قدرت و حكومت به وجود آمد. حكومت غيرمتمركز شكل گرفت كه به صورت نوعى حكومت فدرال اداره مى‌شد و تمام امّت اسلامى را در حوزه دار الإسلام، در برمى‌گرفت و در گستره پهناور خود، دولت بزرگ اسلامى را با نمايندگى‌هاى نيمه‌مستقل پديد آورده بود. حكومت امام على عليه السّلام از اين نوع بود و حكومت جهانى امام زمان عليه السّلام- باتوجّه به روايات مختلف و پراكنده در مورد حكومت بر جهان و انتخاب واليان و ...- براساس شكل دوّم خواهد بود.

در عصر امام على عليه السّلام، واحدها و مناطق گوناگون، ضرورت نصب ده‌ها كارگزار را ايجاد كرده بود كه به تناسب موقعيت و گستردگى و اهميت مناطق و به اعتبار شخصيت حاكمان آنها، بعضى با حكم والى و برخى با حكم عامل منصوب مى‌شدند. تفاوت اين دو نوع حكم، آن بود كه «عامل» در حوزه مأموريت خود استقلال نداشت و هر فرماندارى تابع مقررات مافوق بود؛ اما «والى» نوعى استقلال داشت. امام على عليه السّلام، كميل‌


صفحه 265

ابن‌زياد نخعى را به‌عنوان عامل منطقه هيت، عبد اللّه بن عباس را عامل بصره و سهل بن حنيف را عامل مدينه منصوب كرد. اما حذيفة بن يمان را والى مداين و مالك‌اشتر را والى مصر قرار داد و ده‌ها حكم در مورد كارگزاران و عوامل قضاوت، خراج، جند و كتابت صادر كرد .... در واقع حكومت حضرت على عليه السّلام، حكومتى بود كه ضمن اقتدار معنوى و حكومتى خليفه، قدرت اجرايى و قضايى در بخش‌هاى گوناگون توزيع شده بود؛ به‌گونه‌اى كه حتّى در درون ايالات و ولايات محلى نيز توزيع قدرت وجود داشت.

نكته قابل طرح اينكه در ساخت قدرت و حكومت امام على عليه السّلام، قدرت به صورت سلسله مراتبى توزيع شده و هر بخشى در مقابل بخش بالاتر از خود مسؤول و پاسخگو بود.[1]

در حكومت حضرت مهدى (عج)، اين ساخت به شكل كامل‌تر و گسترده‌تر تحقّق خواهد يافت. در آن عصر، حكومت وسيع و يكپارچه جهانى با عظمت و شكوه فراوان شكل مى‌گيرد (انّ ملكنا اعظم من ملك سليمان)[2]و حكومت اسلامى بر جهان تسلّط خواهد يافت (و لا يكون ملك إلّا للاسلام)[3]و حضرت مهدى (عج) حاكم و فرمانرواى آن خواهد بود (حتّى يملك رجل من اهل بيتى ... يملأها قسطا و عدلا).[4]

او به مدت ساليان متمادى بر زمين حكومت كرده (يملك المهدى امر الناس سبعا أو عشرا و ...)[5]و پايتخت و محل حكومت و قضاوت او كوفه خواهد بود (دار ملكه الكوفة و مجلس حكمه جامعها)[6]و با عدالت و دادگرى با مردم رفتار خواهد نمود (يحييها اللّه‌

[1]. محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام،( تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1380)، ج 6، ص 125 و 126.

[2]. سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 169؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 27، ص 306.

[3]. كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 1، ص 496.

[4]. محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 255؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 471.

[5]. يحيى بن حسن ابن بطريق، العمدة، ص 433؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 481؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ج 4، ص 618.

[6]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 11.


صفحه 266

بالقائم، فيعدل فيها).[1]آن حضرت بزرگان و برگزيدگان اصحاب خود را به نقاط و سرزمين‌هاى مختلف جهان اعزام مى‌كند (يفرّق المهدى اصحابه في جميع البلدان)[2]و نزديك به 313 تن از ياران خاص خود را حاكمان و فرمانروايان كشورها قرار خواهد داد (حوله أصحابه ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا عشر عدّة بدر و هم أصحاب الألوية و هم حكّام اللّه فى أرضه على خلقه)[3]و به آنان دستور مى‌دهد كه با عدل و احسان رفتار كنند و شهرها را آباد سازند (يأمرهم بالعدل و الاحسان و يجعلهم حكّاما في الأقاليم و يأمرهم بعمران المدن).[4]

سه. ساختار نظام سياسى‌

با مطالعه روايات مختلف درباره حكومت حضرت مهدى (عج) و تطبيق آن با دولت علوى، مى‌توان ساختار نظام سياسى حضرت مهدى را بر اساس هرم زير تصوير كرد:

1. نهاد امامت (رهبرى و خلافت)

2. نهاد وزارت (وزير و مشاور امام)

3. نهاد امارت و ولايت (حاكمان و واليان جهان)

4. نهاد كارگزار و اجرا:

4- 1. قضات (اهل قضاوت) 4- 2. فقها 4- 3. اخيار 4- 4. خزانه‌داران جهان 4- 5.

رفقا و ابدال 4- 6. نجبا 4- 7. عصائب 4- 8. سپاهيان و فرماندهان‌

توضيح و تبيين ساختار ياد شده بر اساس روايات بدين صورت است:

[1]. سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 24، ص 325، ح 39.

[2]. كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650.

[3]. محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 672؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئه،( قم: چاپخانه خيام، 1401)، ص 198.

[4]. على محمّد على دخيل، الامام المهدى( نجف)، ص 271.


صفحه 267

الف. هرم قدرت:

ب: رهبرى و مردم:

توضيح و تبيين ساختار موردنظر، بر اساس روايات پراكنده و مختلف چنين است:

3- 1. امام (نهاد امامت و رهبرى)

در اين ساخت قدرت، حضرت مهدى (عج) پس از فتح جهان و تسلّط بر آن، خود امامت و رهبرى را عهده‌دار مى‌شود و رياست عالى و مديريت كامل بر جهان را در دست مى‌گيرد. سياست‌گذارى‌ها، برنامه‌ريزى‌ها و تصميم‌گيرى‌ها زير نظر او صورت مى‌گيرد و مسؤوليت‌ها و وظايف، با دستور او مشخص و تقسيم مى‌شود.

از برنامه‌هاى اساسى امام مهدى (عج) تشكيل حكومت فراگير جهانى و اداره اجتماعات از يك نقطه و با يك سياست و برنامه است. در دوران رهبرى آن امام همام، با ايجاد مركزيت واحد و مديريت و حاكميت يگانه، براى همه اجتماعات، نژادها و منطقه‌ها، يكى از عوامل اصلى جنگ‌ها و ستم‌ها از بين مى‌رود و انسان‌ها بدون ترس و بيم از فشار سياست‌ها، به آغوش همديگر باز مى‌گردند و مهربان و برادروار در كنار يكديگر زندگى مى‌كنند[1](و تشرق الارض بنوره و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب).[2][3]

[1]. محمّد حكيمى، پيشين، ص 162.

[2]. محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 280، ح 27؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 507.

[3]كارگر، رحيم، آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، 1جلد، مركز تخصصى مهدويت - قم، چاپ: دوم، 1387.


صفحه 268

در آن زمان «امامت اختصاص به مهدى دارد، با [اينكه‌] عيسى فرود مى‌آيد».[1]امام حسن عليه السّلام فرمود: «... تا اينكه خداوند امام حق از خاندان پيامبر را برمى‌انگيزد»[2]و امام باقر عليه السّلام گفت: «... امام شما، مهدى منتظر است».[3]

اين روايات و احاديث ديگر، دلالت دارد كه امام، پيشوا و رهبر جهانيان در عصر ظهور تنها يك نفر است و آن حضرت حجّة بن الحسن العسكرى است. آن حضرت با اقتدار و نفوذ تمام جهان را اداره و همه كشورها را تحت سلطه خود خواهد داشت و عزل و نصب حاكمان و زمامداران- با اذن خداوند- در دست او است: «... آنها را فرمان‌روايان كشورهاى جهان مى‌گرداند»[4]و «اميران و كارگزاران خود را به شهرها مى‌فرستد و دستور مى‌دهد كه عدالت را در ميان مردم پياده كنند ...»[5].

حضرت على عليه السّلام در روايتى به تعداد ياران و اصحاب خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده و ايشان را امير و رهبر آنان دانسته است: «به خدا سوگند! من امير آنان را مى‌شناسم و اسمش را مى‌دانم».[6]در روايات از امام مهدى (عج) تحت عنوان رهبر عادل نيز نام برده شده است: «القائد العادل الحافظ لما استودع ...».[7]

هنگامى‌كه حضرت عيسى عليه السّلام براى يارى آن حضرت نازل مى‌شود، امامت‌

[1].« تختص الامامة بالمهدى، مع نزول عيسى»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 649.

[2].« ... حتّى يبعث اللّه امام الحقّ من آل محمّد صلى اللّه عليه و اله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 44، ص 59؛ ابو حامد ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 144.

[3].« ... امامكم المهدى المنتظر»: سيد هاشم بحرانى، المحجّة في ما نزل في القائم الحجّة، ص 99.

[4].« ... يجعلهم حكّاما في الاقاليم ....»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650.

[5].« ... يبعث المهدى إلى امرائه بساير الامصار بالعدل بين الناس ...»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 593، ح 4.

[6].« ... أما و اللّه! إنّى لأعرف أميرهم و اسمه ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 312، ح 1؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 248، ح 128.

[7]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269، ح 158.


صفحه 269

جماعت و پيشوايى را نمى‌پذيرد و آن را مختص حضرت مهدى (عج) مى‌داند: «اميرشان مهدى (عج) مى‌فرمايد: نزديك آى و با ما نماز بگزار [اما] عيسى مى‌گويد: هان كه برخى از شما بر برخى ديگر، به كرامت خداى‌تعالى- كه بر اين امت دارد- فرمانروا و امير مى‌باشيد».[1]بر اين اساس رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: «چگونه خواهيد بود هنگامى‌كه فرزند مريم عليه السّلام نزول كند و امام شما، از شما باشد».[2]

3- 2. نهاد وزارت‌

يكى از نهادها و ساخت‌هاى قدرت در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج)- كه در ساخت حكومت علوى وجود نداشت- وزارت است. طبيعى است كه در حكومتى كه امام مهدى (عج) رهبرى آن‌را بر عهده دارد، كارگزاران و مسؤولان حكومت نيز بايد از بزرگان و نيكان امّت باشند. از اين‌رو مى‌بينيم در روايات، تركيب دولت امام مهدى (عج) را از پيامبران، جانشينان آنان، تقواپيشگان و صالحان روزگار و امّت‌هاى پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و اله بيان مى‌كنند كه نام برخى از آنان بدين‌گونه است: حضرت عيسى عليه السّلام، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى عليه السّلام، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالك اشتر نخعى و قبيله همدان.[3]

از عيسى عليه السّلام در روايات با واژه‌هاى گوناگون مانند وزير، جانشين، مشاور، فرمانده سپاه و مسؤول در حكومت ياد شده است. براساس رواياتى چند، آن حضرت عليه السّلام وزارت حكومت جهانى امام مهدى (عج) را بر عهده خواهد داشت؛ چنان‌كه از افراد

[1].« فيقول اميرهم المهدى عليه السّلام تعال صلّ بنا فيقول: الّا إنّ بعضكم على بعض امراء تكرمةّ من اللّه تعالى لهذه الامّة»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 597؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 551؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 475.

[2].« كيف انتم إذا نزل ابن مريم و امامكم منكم»: على بن حسن ابن بطريق، العمده، ص 16 و ص 431؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 222؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 438.

[3]. ر. ك: نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى،( قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1380)، ص 17.


صفحه 270

ديگرى نيز به‌عنوان وزير نام برده شده كه احتمالا اين وزيران در رده‌هاى بعدى حكومت و سياست قرار دارند و عيسى عليه السّلام در رأس آنها و به‌عنوان وزير و مشاور و نزديك‌ترين شخص به امام زمان و فرمانده سپاه او و دارنده مقام «قضاوت» است.

در يكى از روايات از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و اله نقل شده است: «مهدى متوجّه مى‌شود كه عيسى در «قدس» در نزديكى مناره «بيضاء» فرود آمده است؛ در حالى كه دست‌هاى خود را بر بال‌هاى دو فرشته نهاده، آب از موهايش فرو مى‌چكد. پس مهدى مى‌گويد:

جلو بايست و با مردم نماز بخوان. عيسى مى‌گويد: نماز براى تو اقامه شده است. پس عيسى پشت سر او نماز مى‌خواند و با او بيعت مى‌كند و مى‌گويد: من به‌عنوان وزير و معاون برانگيخته شده‌ام؛ نه به‌عنوان امير و امام».[1]

معمّر بن راشد از امام صادق عليه السّلام از پيامبر صلى اللّه عليه و اله نقل مى‌كند كه فرمود: «مهدى از نسل من است، وقتى خروج كند، عيسى بن مريم براى ياريش فرود مى‌آيد؛ او را پيش رو قرار داده و پشت سرش اقتدا مى‌كند».[2]

و نيز فرمود: «... عيسى نزول مى‌كند و امير مسلمانان (مهدى (عج)) مى‌گويد:

نزديك آى و با ما نماز بگزار. عيسى عليه السّلام مى‌فرمايد: هان كه برخى از شما بر برخى ديگر، به كرامت خداى تعالى كه بر اين ملّت دارد، فرمانروا و امير مى‌باشيد».[3]

و در روايتى آمده است: «عيسى عليه السّلام وزير حضرت قائم و پرده‌دار و جانشين آن‌

[1].« فيلتفت المهدىّ و قد نزل عيسى عند المنارة البيضاء في القدس واضعا كفّيه على اجنحة ملكين كأنّما يقطر من شعره الماء فيقول: إنما بعثت وزيرا و لم أبعث أميرا»، على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 22، و ج 3، ص 92؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 1، ص 553، ح 724.

[2].« و من ذريّتى المهدى إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدمه و صلّى خلفه»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 47؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، امالى، ص 218؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 495، ح 255.

[3].« ... فينزل عيسى بن مريم صلى اللّه عليه و اله فيقول اميرهم: تعال صلّ لنا فيقول الا انّ بعضكم على بعض امراء تكرمة من اللّه تعالى لهذه الامة»: محمد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 597؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 474 و 479؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 600؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 158 و 159.