بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 275

حاكمان زمين از سوى خداوند در بين بندگان او هستند».[1]در معناى دقيق‌تر مى‌توان «اصحاب الاولوية» را همان «اصحاب الولاية» دانست كه به‌معناى صاحبان داراى ولايت است.

امام سجّاد عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «هنگامى‌كه قائم ما قيام مى‌كند، خداوند هرگونه آفت و وحشت را از شيعيان ما برطرف مى‌سازد و قلوب آنان را همچون پاره‌هاى آهن [محكم‌] مى‌نمايد و نيروى يك نفر از آنان را برابر نيروى چهل نفر مى‌كند و آنان حاكمان و سروران سراسر زمين خواهند شد».[2]

و در روايتى آنان به كارگزاران و برپادارندگان امور خلق معرفى شده‌اند: «و أنتم قوّام الارض و خزّانها».[3]

درباره صفات و ويژگى‌هاى اين بزرگان مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1. آنان از اقصى نقاط عالم جمع شده و نخستين بيعت‌كنندگان با امام زمان (عج) هستند.

2. آنان مدافعان مخصوص و حافظان ويژه امام زمان (عج) هستند.

3. آنان پرچم‌داران (صاحب الالوية) و حاكمان روى زمين‌اند.

4. آنان همان امّت معدوده‌اى هستند كه براى دشمنان عذاب و نقمت‌اند.

5. آنان سوار بر ابرها (شايد وسيله‌اى پيشرفته) در يك ساعت، خود را به امام عصر (عج) مى‌رسانند.

[1].« و كأنّى انظر إلى القائم على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلاثمائة و ثلاث عشر رجلا عدّة اهل البدر و هم اصحاب الاولوية و هم حكّام اللّه في أرضه على خلقه»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 672، ح 25؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 247؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 326، ح 42.

[2].« إذا قام قائمنا أذهب اللّه عزّ و جلّ عن شيعتنا العاهة و جعل قلوبهم كزبر الحديد و جعل قوّة الرّجل منهم قوّة أربعين رجلا و يكونون حكّام الارض و سنامها»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 14؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 496؛ على بن يونس نباطى، صراط المستقيم، ج 2، ص 261.

[3]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 335، ح 69.


صفحه 276

6. آنان اركان و پايه‌هاى خلل‌ناپذير و پشتيبان محكم حكومت مهدى (عج) هستند.

7. ايشان به دليل اينكه دست خدا بالاى سر آنان است، هميشه پيروز و ثابت قدم‌اند.

8. آنان به قدرت ايمان كامل، ممتازند و شك و ترديد در باور آنها راه ندارد.[1]

يكى از نكات بارز و روشن در مورد اين حاكمان و زمامداران جهان، اين است كه آنان از شهرها، كشورها و سرزمين‌هاى مختلفى هستند و منحصر به يك يا دو كشور و قوم نمى‌باشند و اين، جهانى و فراقومى بودن حكومت عدل مهدوى را مى‌رساند. در حديثى منسوب به اميرمؤمنان عليه السّلام تعداد اين افراد با نام شهرها و كشورهايشان آمده است.[2]

همچنين يكى از وجوه مثبت و درخشان اين افراد، نفوذ و جايگاه ويژه آنان در ميان مردم است؛ چنان‌كه امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «گويا اصحاب و ياران امام قائم را مى‌بينم كه شرق و غرب را پر كرده‌اند. هيچ چيز در عالم پيدا نمى‌شود، مگر اينكه از آنها اطاعت مى‌كند (و هو مطيع لهم) و حتّى درندگان و پرندگان وحشى نيز مطيع آنان هستند.

همه چيز در روى زمين، خواهان به دست آوردن رضايت آنان است (يطلب رضاهم كلّ شى‌ء)؛ تا جايى كه قطعه‌اى از زمين بر قطعه‌اى ديگر افتخار مى‌كند و مى‌گويد: امروز مردى از ياران قائم (عج)، از روى من عبور كرد».[3]

3- 4. نهاد كارگزار و اجرا

در سلسله مراتب اجرايى و سياسى در حكومت اسلامى، پس از امام و والى، والاترين قدرت در اختيار عامل (كارگزار) حكومت اسلامى قرار دارد. اين عنوان در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله وضع شده بود و بر مأموران و كارگزاران حكومت- اعم از

[1]. ر. ك: حبيب اللّه طاهرى، سيماى آفتاب،( قم: زائر، 1380)، ص 237.

[2]. ر. ك: سيد محمّد كاظم قزوينى، امام مهدى از ولادت تا ظهور،( تهران: آفاق، 1379)، صص 497- 505.

[3]. محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج، ص 673، ح 264؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 248.


صفحه 277

استاندار، مأمور خراج، قاضى، كاتب، محتسب، جنديه و ...- اطلاق مى‌شد. عامل و كارگزار- برعكس والى- در حوزه قدرت خود از استقلال در تصميم‌گيرى برخوردار است و مأمور اجرايى و نماينده دولت به شمار مى‌رود.

از آغاز پديد آمدن منصب كارگزارى، عامل به‌طور معمول از بين اصحاب باسابقه و داراى توانايى علمى و اجرايى برگزيده مى‌شد و عمده وظيفه او در حوزه مسؤوليتش، تبليغ دين، اقامه جمعه و جماعت، اجراى منويات امام، فصل خصومت‌ها، فرماندهى سپاه، جمع‌آورى انفال و خراج و ساير اموال در بيت المال مسلمانان بود. پس از فتوحات- به خصوص در عصر امام على عليه السّلام- شهرها و استان‌ها و حتّى كشورهاى بسيارى، در قلمرو حكومت اسلامى قرار داشت و اداره شهرهاى تازه مسلمان، به تدبير و برنامه‌ريزى نياز داشت و همين امر سبب شد كه براى نخستين‌بار در نظام ادارى دولت اسلامى، سامانى نو پديدار شود.[1]پس ديوان‌هاى گوناگون پديد آمد و حوزه مسؤوليت‌ها مشخص شد و نظارت بر نظام اجرايى شكل گرفت. عوامل حكومت متعدد شدند و قدرت متمركز، بين آنان توزيع گرديد. معيار امام على عليه السّلام در اعطاى مسؤوليت‌ها، اين بود: «ولايت و كارگزاران حكومت اسلامى، جز به افراد متدين و امين واگذار نمى‌شود».[2]

با بررسى و مطالعه روايات مربوط به حضرت مهدى (عج)، وجود اين نهاد غير مستقل در تمامى ولايات و كشورهاى مختلف جهان حتمى به نظر مى‌رسد. البته ممكن است اين كارگزاران به‌طور مستقيم زير نظر امام به فعاليت بپردازند و يا تحت اشراف واليان و حكومت‌هاى شهرها به ايفاى وظيفه مالى، اقتصادى، قضايى، نظامى، امنيتى و ... بپردازند.

از اين كارگزاران، تحت عناوين مختلف نام برده شده است كه در ذيل به آنها اشاره مى‌شود. البته احتمال دارد برخى از گروه‌هاى زير، جزء همان 313 تن (حاكمان و واليان جهان) باشند. از اين گروه‌ها با نام‌هاى نجبا، رفقا، نقبا، عصائب، اوتاد، رجال الهى،

[1]. ر. ك: محمّد بن على بن طقطقى، تاريخ فخرى،( تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360)، ص 115.

[2].« لا يخص بالولايات إلّا اهل الدّيانات و الأمانات»: محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 6، ص 146 و 149.


صفحه 278

اعوان و قوّاد (فرماندهان)، فقها، خزّان (خزانه‌داران)، اهل قضاوت و ... ياد شده است.

3- 4- 1. فقيهان و حاكمان شرع‌

امام صادق عليه السّلام در روايتى اصحاب امام مهدى (عج) را چنين معرفى مى‌كند:

«... گروهى هستند كه همراه قائم خارج مى‌شوند و آنان فرماندهان، قاضيان، حاكمان شرع و فقيهان دين هستند كه خداوند با دست قدرت خود بر شكم و پشت آنها مى‌كشد؛ ديگر هيچ حكمى بر آنها دشوار نمى‌نمايد».[1]

3- 4- 2. اخيار

امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «سيصد و اندى در ميان ركن و مقام با قائم بيعت مى‌كنند .... اخيار از عراق در ميان آنها هستند، برپا مى‌دارند آنچه را كه خداوند مى‌خواهد برپا داشته شود».[2]

«اخيار» به‌معناى نيكان و صالحان است كه از ياران نزديك امام عليه السّلام بوده و در روى زمين در گردش و حركت بوده و به امور مردم رسيدگى خواهند كرد.

3- 4- 3. خزانه‌داران‌

امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... هرگاه صاحب اين امر [خروج كند]، هرآينه به هر مردى از شما قوّت چهل مرد داده مى‌شود و دل‌هاى شما مانند پاره‌هاى آهن مى‌شود. به نوعى كه اگر آنها را به كوه‌ها بزنند، هرآينه شكافته مى‌شوند ... شما در آن وقت حكّام روى زمين و خزانه‌داران آن خواهيد شد».[3]

[1].« ... و هم النجباء و القضاة و الحكّام و الفقهاء في الدين يمسح اللّه بطونهم و ظهورهم فلا يشتبه به عليهم حكم»: محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامه، ص 309؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 612، ح 4.

[2].« يبايع القائم بين الركن و المقام ثلاث مائة و نيّف رجل .... و الأخيار من اهل العراق فيقيم ما شاء اللّه ان يقيم»: محمّد بن حسن بن على( شيخ طوسى)، كتاب الغيبة، ص 474؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 334، ح 64.

[3].« ... إنّه لو كان ذلك أعطى الرجل منكم قوّة أربعين رجلا و جعل قلوبكم كزبر الحديد لو قذفتم بها الجبال فلقتها و أنتم قوّام الارض و خزانها»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 294؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 335، ح 69.


صفحه 279

4- 4- 4. رفقا و ابدال‌

«هنگامى‌كه قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، خداوند اهل شرق و غرب را براى او جمع مى‌كند. آنان مانند ابر متراكم پاييزى، گرد مى‌آيند؛ پس رفقا از كوفه و ابدال از شام هستند».[1]

ابدال، جمعى از صالحان هستند كه هنگام ظهور حضرت مهدى، خود را از شام به مكّه مى‌رسانند و با آن حضرت بيعت مى‌كنند. اينان مردانى صالح، مخلص و كامل مى‌باشند كه احتمالا امور فرهنگى را در دست بگيرند. رفقا نيز از ياران امام مهدى از كوفه هستند كه همچون پاره‌اى ابر متراكم پاييزى، به سوى مكّه روانه مى‌شوند و با آن حضرت بيعت مى‌كنند. بين اينها دوستى و صميميت زيادى وجود دارد.

3- 4- 5. نجبا

امام باقر عليه السّلام فرمود: «سيصد و اندى، به تعداد اهل بدر، در ميان ركن و مقام با قائم عليه السّلام بيعت مى‌كنند: نجبا از مصر، ابدال از شام، اخيار از عراق در ميان آنها هستند ...».[2]

نجبا، از ياران امام مهدى (عج) از سرزمين مصر هستند و معناى آن افراد پاك سرشت و خوش‌نفس و جوانمرد است. درباره صفات اين افراد روايت شده است: «نجبا از مصر بيرون مى‌آيند ... آنان راهبان شب و شيران روز هستند. دل‌هايشان چون فولاد سخت است».[3]

[1].« إذا قام قائم اهل محمّد جمع اللّه له اهل المشرق و اهل المغرب فيجتمعون كما يجتمع قزع الخريف؛ فامّا الرفقاء فمن اهل الكوفة و أمّا الابدال فمن اهل الشام»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الامالى، ص 30؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 597، ح 1؛ ابن ابى عساكر، تاريخ دمشق،( شام: مطبعة الروضة، 1329)، ج 1، ص 62؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 347.

[2].« يبايع القائم بين الركن و المقام ثلاث مائة و نيف عدة اهل بدر، فيهم النجباء من اهل المصر و الأبدال من أهل شام و الأخيار من أهل العراق فيقيم ما شاء اللّه أن يقيم»: ابو جعفر محمّد بن حسن( شيخ طوسى)، كتاب الغيبة، ص 476؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 244؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 343، ح 64.

[3].« فيخرج النجباء من مصر ... رهبان بالليل ليوث بالنهار كان قلوبهم زبر الحديد»: محمد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الاختصاص، ص 208.


صفحه 280

3- 4- 6. عصائب‌

«ابدال از روى زمين و عصائب از اهل عراق به سوى او مى‌آيند»[1]و نيز: «خروج مى‌كنند ... عصائب از عراق كه راهبان شب و شيران روز هستند ...».[2]عصائب به‌معناى جوانمردان رشيد و نيرومند است و اين ويژگى بارز ياران مهدى (عج) مى‌باشد.

3- 4- 7. سپاهيان و فرماندهان‌

امام صادق عليه السّلام فرموده است: «... جز در بين عده‌اى صاحب قوّت (نيرومند) خروج نمى‌كند و نيرومندان (اولوا القوّة)، كمتر از ده هزار نفر نيستند».[3]

«وزيران او از اهل همدان و سپاه او از خولان (شمال يمن) و معاونان او از حمير و فرماندهان او از مصر مى‌باشند. خداوند افراد او را بسيار فراوان و پشت او را بسيار محكم مى‌گرداند. پس با لشكريان خود به سوى عراق حركت مى‌كند و مردم از جلو و عقب [شمع وجودش‌] را در ميان مى‌گيرند».[4]

امام باقر عليه السّلام نيز فرموده است: «وقتى قائم ظهور كرده و وارد كوفه مى‌شود، خداوند از وراى كوفه، هفتاد هزار صدّيق را برمى‌انگيزد كه از ياران و سپاهيانش باشند».[5]

در روايات زيادى آمده است: «خوشا به حال اهل طالقان ... براى آن مردان مؤمنى‌

[1].« أتاه ابدال اهل الارض و عصائب اهل العراق ...»: شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 284 و 285.

[2].« فيخرج .... عصائب العراق، رهبان بالليل ليوث بالنهار ...»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الاختصاص، ص 208؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 304.

[3].« ... ما يخرج إلّا في اولى قوّة و ما يكون اولوا القوّة أقلّ من عشرة آلاف»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 654، ج 20؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 491، ح 234.

[4].« يكون اهل همدان وزراءه و خولان جنوده و حمير أعوانه و مصر قوّاده و يكثّر اللّه جمعه و يشدّ ظهره، فيسير بالجيوش حتّى إلى يصير إلى العراق و النّاس خلفه و أمامه»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 1، ص 523؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 201.

[5].« إذا ظهر القائم و دخل الكوفة، بعث اللّه إليه من ظهر الكوفه، سبعين ألف صدّيق فيكونون في اصحابه و انصاره»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584، ح 788؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 259.


صفحه 281

است كه خدا را- آن‌چنان‌كه شايسته معرفت او است- مى‌شناسند و آنان انصار حضرت مهدى در آخر الزمان هستند».[1]

بانوان‌

حضور فعّال بانوان در عصر ظهور، مورد اشاره روايات قرار گرفته است؛ چنان‌كه امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «همراه با قائم عليه السّلام سيزده نفر زن هستند ... آنان مجروحان را مداوا و از بيماران نگهدارى و پرستارى مى‌كنند؛ همچنان‌كه در زمان پيامبر چنين بود».[2]

در روايتى نيز به وجود پنجاه زن اشاره شده است (از ميان 313 نفر) كه بدون قرار قبلى، وارد مكّه مى‌شوند و گرد هم مى‌آيند.[3]

با دقّت و تأمّل در اين گروه‌ها و افراد، روشن مى‌شود كه آنان در ابتدا به عنوان نيروهاى كمكى عمل خواهند كرد؛ سپس كارها و امور مختلف شهرها و كشورها- به خصوص پايتخت- را عهده‌دار شده و مسؤوليت‌هايى در دست خواهند گرفت؛ هرچند به‌طور دقيق نمى‌توان ساختار مناسب اجرايى و ادارى اين كارگزاران را مشخّص كرد.

3- 5. نهاد قضاوت‌

قضاوت از مناصب مهم در حكومت اسلامى و از امورى است كه در زمان پيامبر صلى اللّه عليه و اله و پس از آن، بدان اهتمام بسيارى داشتند. رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله در كنار امور اجرايى و نظامى، خود به كار قضاوت نيز رسيدگى مى‌كرد و در موارد ضرورى، تصدّى آن را به برخى از اصحاب از جمله امام على عليه السّلام واگذار مى‌نمود. گسترش قلمرو حكومت اسلامى، امر قضاوت را نيز متحوّل ساخت و امام على عليه السّلام براى ايالات و شهرهاى ديگر،

[1].« ويحا للطالقان ... بها رجال مؤمنون عرفوا اللّه حقّ معرفته و هم انصار المهدى في آخر الزمان»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 478؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 78، و ج 57، ص 249.

[2].« يكون مع القائم( عج) ثلاث عشرة امرأة، ... يداوين الجرحى و يقمن على المرضى كما كان مع رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 575، ح 725.

[3]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 223.


صفحه 282

قاضيانى را منصوب مى‌كرد و در اين مسأله دقّت و وسواس زيادى به خرج داد؛ به‌طورى كه افراد نالايق را از كرسى قضاوت پايين كشيد و نظام شايسته‌سالارى را در نظام قضايى خود پديد آورد.

در دولت حضرت مهدى عليه السّلام نيز قضاوت و دادگرى جايگاه ويژه‌اى خواهد داشت و مردم با قضاوت و حكمى بى‌نظير و آرمانى روبه‌رو خواهند شد. از روايات به دست مى‌آيد كه به ترتيب خود حضرت مهدى (عج)، سپس حضرت عيسى و پس از او، قاضيان و عالمان، امر قضاوت و داورى را در دست خواهند گرفت:

3- 5- 1. قضاوت امام مهدى (عج)

در عصر عدل و فضيلت‌ها، خود حضرت مهدى (عج) امر قضاوت را بر عهده خواهد گرفت و قضاوتى بى‌نظير، عادلانه و عالمانه از خود نشان خواهد داد. امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «منادى ندا در مى‌دهد: اين مهدى است كه چون داود و سليمان قضاوت مى‌كند و در قضاوت كردن، احتياجى به دليل و شاهد ندارد»[1]و نيز آمده است:

«... ندا مى‌دهد: اين مهدى است كه همچون داود، حكم مى‌كند و به شاهد نيازى ندارد».[2]

3- 5- 2. قضاوت و داورى حضرت عيسى‌

در بخش‌هاى پيشين (ديدگاه مسيحيت) ذكر شد كه مسيحيان معتقدند حضرت عيسى پس از بازگشت، به داورى بين شريران و نيكان خواهد پرداخت. در آنجا اين ديدگاه تا حدودى پذيرفته و صحيح دانسته شد. اين مسأله در روايات ما نيز به نوعى بيان شده است: «عيسى بن مريم در ميان امّت من، داور (قاضى) دادگرى خواهد بود، كينه و

[1].« ... يأمر مناديا فينادى: هذا المهدى يقضى بقضاء داود و سليمان لا يسأل على ذلك بيّنة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 671؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 313، ح 5؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 365، ح 9؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، خصال، ج 2، ص 649.

[2].« ... و إذ تقول: هذا المهدى، يحكم بحكم داود لا يريد بيّنة»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 547، ح 539؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 315، ح 7.