بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 285

بسنده مى‌شود. امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «مركز سلطنت او كوفه و مركز قضاوت او مسجد اعظم كوفه است. مركز بيت المال و محلّ تقسيم غنايم جنگى مسلمانان، مسجد سهله است ...».[1]«آن‌گاه به سوى كوفه مى‌رود و در نجف كوفه، ساكن مى‌شود. سپس سپاهيان خود را از آنجا به سراسر [دنيا] مى‌فرستد تا به دفع عمّال دجّال بپردازند. پس زمين را از عدل و داد آكنده مى‌سازد ...».[2]

از ويژگى‌هاى «كوفه» به‌عنوان پايتخت حكومت جهانى مهدى (عج) گستره زمانى و مكانى آن است كه تاكنون هيچ پايتختى از چنين گسترش و وسعتى برخوردار نبوده است. مسجد جامع اين شهر (مسجد كوفه)، مركز قضاوت و حكمرانى آن حضرت و مسجد سهله نيز محل زندگى و تقسيم بيت المال و غنايم خواهد بود. علاوه بر اين حضرت مهدى عليه السّلام در اين شهر مسجدى بزرگ خواهد ساخت كه محل اجتماع و نماز جماعت مسلمانان و مركز فعاليت‌هاى فرهنگى و آموزش قرآن خواهد بود: «چون قائم ما قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن مى‌گردد ... در پشت كوفه، مسجدى بنياد مى‌نهد كه براى آن هزار در باشد و خانه‌هاى كوفه، به حيره و رود كربلا متّصل گردد».[3]

امير مؤمنان على عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «گويا شيعيانمان را در مسجد كوفه مى‌بينيم كه خيمه زده‌اند و قرآن را همان‌گونه كه نازل شده است، به مردم ياد مى‌دهند. بدانيد كه وقتى قائم قيام مى‌كند، مسجد را خراب كرده و قبله‌اش را درست مى‌نمايد».[4]

[1].« دار ملكه الكوفة و مجلس حكمه جامعها و بيت ماله و مقسم غنائم المسلمين، مسجد السهلة ...»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 11؛ مصطفى آل سيّد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 272.

[2].« ثمّ يسير إلى الكوفة فينزل على نجفها، ثمّ يفرق الجنود منها إلى الامصار لدفع عمّال الدّجال، فيملأ الارض قسطا و عدلا ...»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 38؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 462.

[3].« انّ قائمنا إذا قام أشرقت الارض بنور ربّها .... و يبنى في ظهر الكوفة مسجدا له الف باب و تتصلّ بيوت الكوفه بنهر كربلاء بالحيرة»: ابى جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 468؛ سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الخرائج،( قم: مؤسسه امام مهدى، 1409)، ج 3، ص 1176؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 527، ح 430.

[4].« كأنى أنظر إلى شيعتنا بمسجد الكوفة و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون النّاس القرآن كما أنزل؛ أما إنّ قائمنا- إذا قام، كسّره و سوى قبلته»: ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 369، ح 383؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 318، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 362، ح 139.


صفحه 286

3- 7. مدّت حكومت‌

از آنجايى كه در روايات، تشكيل حكومت و تأسيس دولت به وسيله حضرت مهدى (عج) قطعى و مسلّم دانسته شده؛ مطالبى نيز درباره مدّت حكومت آن حضرت بيان گشته است. براساس اين احاديث، حكومت و فرمانروايى آن حضرت از هفت تا هفتاد سال (يا بيشتر) طول مى‌كشد و در اين مدت جهان تحت مديريت و زعامت سياسى- الهى آن حضرت، دوران خوشى را سپرى خواهد كرد.

برخى از محققان، اين تفاوت‌ها را اشاره به مراحل و دوران‌هاى حكومت آن حضرت مى‌دانند و معتقدند: آغاز شكل گرفتن و پياده شدن حكومت پنج يا هفت سال و دوران تكامل آن چهل سال و دوران نهايى‌اش بيش از سيصد سال است.[1]در اينجا به بعضى از اين روايات اشاره مى‌شود:

1. پيامبر صلى اللّه عليه و اله: «مهدى هفت يا ده سال صاحب امر (حاكم) مردم است؛ سعادت مندترين مردمان، اهل كوفه هستند»[2]و نيز: «ملك سبع سنين أو ثمان سنين أو تسع سنين».[3]

2. امام صادق عليه السّلام: «... [مهدى‌] هفت سال حاكم مى‌شود؛ روزها و شب‌ها برايش طولانى مى‌شود تا اينكه يك سال برابر ده سال معمولى مى‌شود».[4]

[1]. ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، حكومت جهانى مهدى( عج)،( قم: مدرسه امام على عليه السّلام 1376)، ص 13 و 14 و نيز ر. ك: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 618.

[2].« يملك المهدى امر النّاس سبعا او عشرا، اسعد الناس به اهل الكوفة»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 618، ح 4.

[3]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 92 و ص 104؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 192؛ جلال الدين سيوطى، العرف الوردى، ص 99.

[4].« ... سبع سنين يطول له الايّام و الليالى حتّى يكون السنّة من سنيه مكان عشر سنين من سنيكم هذه»:

محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 528، ح 439، و نيز ر. ك: محمّد بن محمّد بن نعمان--( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 381؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ح 2، ص 463؛ محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 474.


صفحه 287

3. امام صادق عليه السّلام: «قائم، نوزده سال حكومت مى‌كند».[1]

4. امام على عليه السّلام: «... در بين شرق و غرب عالم، چهل سال حكومت مى‌كند.

خوشا به حال كسى كه روزگارش را دريابد و سخنش را بشنود».[2]

5. امام باقر عليه السّلام: «قائم 309 سال حكومت مى‌كند، همان‌گونه كه اصحاب كهف در غارشان 309 سال درنگ كردند ....».[3]

چنان‌كه گذشت بايد اين روايات را تأويل نمود. علّامه مجلسى در اين‌باره نوشته است: رواياتى را كه درباره مدت حكومت امام عليه السّلام آمده است، بايد به احتمالات زير توجيه كرد: برخى روايات بر تمام مدّت حكومت دلالت دارد و بعضى بر مدّت ثبات و استقرار حكومت. بعضى بر طبق سال‌ها و روزهايى است كه ما با آنها آشناييم و بعضى احاديث ديگر بر طبق سال‌ها و ماه‌هاى روزگار آن حضرت است كه طولانى مى‌باشد و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است.[4]

قطع نظر از روايات، مسلم است كه اين همه بيان و بشارت براى تشكيل «جامعه موعود جهانى» براى يك دوران كوتاه نيست؛ بلكه قطعا براى مدتى طولانى است كه ارزش اين همه تحمّل زحمت و كوشش را داشته باشد و قطعا خود امام مهدى عليه السّلام در بيشتر اين دوران، عهده‌دار ولايت و رهبرى حكومت جهانى خواهد بود.

[1].« يملك القائم تسع عشرة سنة»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 331، ح 1 و 2؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 547، ح 542.

[2].« يملك ما بين الخافقين أربعين عامّا، فطوبى لمن ادرك ايّامه و سمع كلامه»: محمد بن محمد بن نعمان شيخ مفيد، الاحتجاج، ج 2، ص 290؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 542، ح 414.

[3].« إنّ القائم يملك ثلاثمائة و تسع سنين، كما لبث اهل الكهف في كهفهم ...»، ابى جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 474؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 517، ح 372.

[4]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 280.


صفحه 288

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 289

فصل دوم: كارويژه‌ها و عملكردها


صفحه 290

كارويژه‌ها و عملكردها

پيش‌تر گذشت كه دولت مهدوى (عج) مبتنى بر ساختار امامت است. شيوه استقرار، ساخت حكومتى و نهادهاى آن نيز براساس «نظام امامت» تبيين مى‌شود. در تحليل و بررسى كارويژه‌ها و راهبردهاى حكومتى نيز «ساختار امامت» مبنا و شاخص قرار مى‌گيرد و امام- به‌عنوان خليفه خدا در عالم و قطب و محور تمامى امور- در رأس قرار مى‌گيرد و جهان را براساس وظايف و كارويژه‌هاى «امامت» مديريت و راهنمايى مى‌كند.

امام رضا عليه السّلام كاركردها و كارويژه‌هايى را براى امام و رهبر مردم برشمرده‌اند كه مهم‌ترين آنها عبارت است از:

1. اجراى حدود و احكام الهى؛

2. پاسدارى از جامعه اسلامى در برابر هجوم بيگانگان؛

3. تقسيم سرمايه‌هاى عمومى ميان افراد جامعه؛

4. ايجاد وحدت و انسجام ميان اقشار جامعه اسلامى؛

5. حمايت از مظلومان و ستمديدگان؛

6. حفظ دين از تحريف و دستبرد بدعت‌گذاران و كج‌انديشان.[1]

[1]. محمّد بن حسن بن بابويه( شيخ صدوق)، علل الشرايع، ج 1، ص 255، ح 9؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 2، ص 101.


صفحه 291

امام على عليه السّلام نيز وظايف و كارويژه‌هاى زير را براى امام و پيشواى مردم بيان كرده است:

1. حفظ دين و تبليغ آن؛

2. اصلاح مردم و رفع نزاع‌ها و درگيرى‌ها؛

3. احياى سنّت و دين الهى؛

4. اقامه حدود و تكاليف الهى؛

5. كوشش در نصيحت و خيرخواهى و موعظه؛

6. گسترش عدالت و برابرى در جامعه؛

7. جهاد با دشمنان و محاربان؛

8. عزل و نصب واليان و كارگزاران حكومتى؛

9. تأمين حقوق اجتماعى؛

10. توزيع و تقسيم كالا و خدمات اجتماعى؛

11. مشورت و نظرخواهى از مردم؛

12. دادن سهم افراد از بيت المال و ....[1]

بر اين اساس، امام عليه السّلام ادامه دهنده راه و طريقه پيامبر خدا و جانشين و وصىّ او در ميان امت است و از اختيارات و مسؤوليت‌هاى او- به جز نبوّت و دريافت وحى- برخوردار است.

مهم‌ترين اقدامات و برنامه‌هاى امام مهدى (عج)- به‌عنوان حاكم و پيشواى الهى- سياسى جهان و كارگزاران و عوامل حكومت جهانى در مؤلفه و انگاره‌هاى زير تبيين و بررسى مى‌شود:

يك. كارويژه سياسى و اجتماعى‌

اين كارويژه، از مهم‌ترين و بايسته‌ترين وظايف و كاركردهاى يك دولت و براى‌

[1]. ر. ك: نهج البلاغه، خطبه‌هاى 105، 164، 216، 34 و نامه 53 و 43؛ و نيز نگا: محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 6، ص 131 و 132.


صفحه 292

تدبير و مديريت مسائل مربوط به سياست و اجتماع است. موضوعات مربوط به اداره سياست و حكومت، تنظيم قوانين، قضاوت و حكميت، تأمين عدالت و قسط، مسائل نظامى و امنيتى و ... در اين كارويژه قرار مى‌گيرد. دولت‌ها، هركدام بنابر هدف و مقصود خاصى- كه اهم آن تدبير معيشت و امور دنيايى است- مديريت سياسى اجتماعى را برعهده دارند؛ اما اين انگاره در دولت امام مهدى (عج)، رنگ‌وبوى ديگرى دارد.

در اين دولت، علاوه بر تدبير امور و مديريت و زعامت سياسى جهان (براى تدبير معيشت و سياست)؛ تمامى مسائل، سمت و سوى معنوى پيدا مى‌كند و امور اجرايى، سياسى، قضايى، تقنينى و ... براى رشد و بالندگى اخلاقى، تكامل معنوى و تعالى انسان‌ها جريان مى‌يابد.

اين بدان علّت است كه جهان در عصر پيشاظهور، از وضعيت اسفناك و نابهنجارى برخوردار است و مشكلات و كاستى‌هاى سياسى- اجتماعى، زندگى بشرى را به تباهى مى‌كشاند. در اين دوران سخت، روابط انسانى و اجتماعى از هم مى‌گسلد (تصير الدنيا هرجا و مرجا)[1]و خانواده‌ها دچار بى‌ثباتى- و تزلزل مى‌گردد. حرمت‌ها شكسته و انگيزه‌هاى غير انسانى بر روابط اجتماعى حاكم مى‌شود (تواخى النّاس على الفجور).[2]

روابط سياسى و اقتصادى، سودجويانه و استعمارى مى‌شود و حقوق مردم پايمال مى‌گردد. مردم همچون گرگى به جان هم مى‌افتند و ظلم و ستم حاكمان و زمامداران طاقت‌فرسا مى‌شود (تملأ الارض جورا و ظلما)[3]. گناهان بزرگى چون كاستن پيمانه‌ها و ترازوها، كم‌فروشى و تجاوز به حقوق ديگران، رايج مى‌شود (اغنيائهم يسرقون زاد

[1]. محمّد باقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 380، ح 189.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 108.

[3]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 281؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 635؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 50؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 431( با تفاوت در الفاظ).