بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 299

ناميده شده است: «و العدل المنتظر». عدالت امام مهدى ابعاد و وجوه مختلفى دارد كه به يكى از آنها اشاره مى‌شود. البته در قسمت‌هاى ديگر پژوهش نيز به بحث عدالت (قضايى، اجتماعى و اقتصادى) پرداخته خواهد شد.

عدالت سياسى‌

در اين بعد، امام مهدى و زمامداران و كارگزاران او، عادل و دادگر هستند و به كسى ظلم و ستم نمى‌كنند و حق كس را پايمال نمى‌سازند. از زور و استعباد خلق به دور و با ظالمان و ستمگران دشمن و ناسازگار هستند. امير مؤمنان عليه السّلام درباره عدل امام مهدى (عج) مى‌فرمايد: «روش عادلانه در حكومت حق را به شما مى‌نماياند و كتاب خدا و سنّت پيامبر را زنده مى‌كند».[1]پيامبر صلى اللّه عليه و اله نيز مى‌فرمايد: «مهدى (عج) چنان عدالتى در جامعه برپا مى‌كند كه زندگان آرزو مى‌كنند كاش مردگانشان زنده مى‌بودند و از عدالت او بهره‌مند مى‌شدند».[2]

حضرت مهدى (عج) عدالت را با محبت و مهرورزى به مردم آكنده ساخته و با شفقتى پدرانه، عدالت و قسط را تا عمق خانه‌ها و جان‌هاى مردم مى‌گستراند: «بدانيد به خدا سوگند! همان‌طور كه سرما و گرما به خانه‌هاى مردم نفوذ مى‌كند، عدالت او به درون خانه‌هايشان راه مى‌يابد».[3]

يكى ديگر از وجوه «عدالت سياسى»، توزيع قدرت و مناصب سياسى، بر حسب استحقاق، شايستگى و كارآمدى افراد است و چنان‌كه گذشت امام مهدى (عج) كارگزاران و زمامداران جهان را از افرادى صالح، شايسته، پاكدامن، دانشمند و دادگر

[1].« فيريكم كيف عدل السيرة و يحيى ميت الكتاب و السنّة»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[2].« فيملأ به الأرض قسطا و عدلا .... حتّى تمنّى الاحياء الأموات تعيش في ذلك ...»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 639؛ على بن يونس نيلى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 342؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 250؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 250.

[3].« اما و اللّه! ليدخلنّ عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ و القرّ»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 297، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 544، ح 529؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 362، ح 131.


صفحه 300

انتخاب و دستورات اكيدى مبنى بر رعايت عدالت ارائه خواهد كرد.

آن حضرت در روايات با عنوان «قائد عادل» و «سلطان عادل» ياد شده كه جهان را آكنده از عدل و داد خواهد كرد. شخصى از امام صادق عليه السّلام درباره «سلطان عادل» پرسيد و آن حضرت ضمن برشمردن امامان معصوم، به حضرت مهدى (عج) اشاره فرمود:

«السلطان العادل .... هو سلطان بعد سلطان إلى أن ينتهى إلى السلطان الثانى عشر».[1]

در روايات زيادى آمده است: «زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود».[2]درباره آن حضرت آمده است: «رهبر عادل و نگهبان آنچه كه به او به امانت داده شده است».[3]

دولت امام مهدى، بر رفع ظلم و ستم و حكومت عادلانه استوار است؛ چنان‌كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «چون قيام كند به عدالت داورى مى‌كند و در زمان او ستم ريشه كن مى‌شود و راه‌ها امن مى‌گردد و زمين بركت‌هاى خود را ظاهر مى‌كند و هر حقّى به صاحب حقّ برمى‌گردد و پيرو هيچ آيينى نمى‌ماند، جز اينكه به اسلام مى‌گرود و به آن ايمان مى‌آورد».[4]

1- 3. عملكرد قضايى‌

يكى ديگر از كاركردهاى مهم حكومت حضرت مهدى (عج)، توجّه به امر قضاوت و دادگرى است. در آن عصر دستگاه قضايى به‌معناى واقعى پناهگاه و ملجأ

[1]. لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، 365، ح 16.

[2].« يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 338؛ احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 173 و 174؛ محمّد بن على بابويه( شيخ صدوق)، امالى، ص 26؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 189 و ....

[3].« القائد العادل الحافظ لما استودع»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269، ح 158.

[4].« إذا قام حكم بالعدل و أرتفع في أيّامه الجور و أمنت به السبل و أخرجت الأرض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى أهله و لم يبق أهل دين حتّى يظهروا الإسلام و يعترفوا بالايمان»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 301

مظلومان و دادخواهان و محل مبارزه با فاسدان و تبه‌كاران است. در رابطه با عملكرد قضايى حضرت مهدى توجّه به امور زير بايسته است:

يكم. براى مبارزه با فساد، تباهى و ظلم و جور، تقويت پايه‌هاى ايمان و اخلاق و ترويج ارزش‌هاى معنوى و انسانى ضرورى است. باتوجّه به ويژگى دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، اين امر، اهميّت و برجستگى خاصى در آن عصر دارد و مهم‌ترين و اصلى‌ترين كارويژه آن دولت، از بين بردن زمينه‌ها و عوامل فساد، انحراف و ستم، از طريق اصلاح رفتارها، تزكيه و تهذيب نفوس، احياى جامعه مرده، تقويت ايمان و معرفت، پرورش فضايل اخلاقى و ... است. اين انگاره باعث از بين رفتن زمينه‌ها، عوامل و شكل‌هاى مختلف و فساد و ستم در جامعه آرمانى مهدوى است.

دوّم. وجود يك سيستم صحيح و نيرومند قضايى و احاطه و علم قاضيان- به خصوص خود امام مهدى (عج)- تأثير فراوانى در از بين رفتن ناهنجارى‌ها و كژى‌هاى جامعه دارد كه نظير آن كمتر در جامعه‌اى مشاهده شده است. اين دستگاه قضايى سالم و كاملا آگاه و مسلّط، حقوق مردم را به آنان بازمى‌گرداند و ستمگران و فاسدان را محاكمه و مجازات مى‌كند.

سوّم. قضاوت امام عصر عليه السّلام، در بين مردم نسبت به قضاوت‌هاى اجداد طاهرين آن بزرگوار عليه السّلام، امتيازى خاص دارد و آن اين است كه ايشان با دانش و اطلاعشان نسبت به حوادث و وقايع قضاوت مى‌كند و منتظر شهادت شاهدان و دلايلى كه ادّعا را ثابت كنند، نمى‌ماند. البته چنان‌كه در بخش قبلى گذشت، مهم‌ترين شاخصه و كارويژه حكومت مهدوى، عدالت و دادگرى آن است و اين امر موجب جلوگيرى از تضييع حقوق مردم مى‌شود.

چهارم. با تحقّق عدالت اجتماعى و رفع نزاع‌ها، كشمكش‌ها و زياده‌خواهى‌ها و استغناى واقعى مردم، زمينه بسيارى از مفاسد و تباهى‌ها از بين مى‌رود و نياز به دخالت قضايى كمتر مى‌شود.

مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى زير در رابطه با عملكرد قضايى حكومت مهدوى عليه السّلام قابل‌


صفحه 302

ارائه است:

الف. تأمين عدالت قضايى: عدالت قضايى (دادگرى) در دوران ظهور، به‌طور جدّ رعايت گشته و حقوق ضعيفان و مظلومان، پايمال نخواهد شد. آن حضرت ترازوى عدالت را در جامعه برپا ساخته و بر رفتار قضاوت به دقّت نظارت نموده و با متخلفان برخورد شديد خواهد كرد. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: « [مهدى‌] قاضيان زشت‌كار [و بيدادگر] را كنار مى‌زند و دست سازش‌كاران را از سر مردم كوتاه مى‌كند. زمامداران ستم پيشه را عزل كرده و زمين را از هرچه انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[1]

چنان‌كه گذشت آن حضرت خود به عدالت، حكم و داورى خواهد كرد (حكم بالعدل).[2]اميرمؤمنان عليه السّلام فرموده است: «او همان خورشيدى است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر مى‌شود؛ پس زمين را پاكيزه مى‌سازد و ترازوى عدالت را مى‌گستراند، ديگر كسى به كسى ستم نمى‌كند».[3]

رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نيز فرموده است: «در دوران [حكومتش‌] جز به هنگام اجراى حدود الهى، كسى را مورد ضرب قرار نمى‌دهد. خداوند همه بدعت‌ها را به وسيله او نابود مى‌سازد و همه فتنه‌ها را به دست او از ميان برمى‌دارد».[4]

ب. اجراى حدود و احكام الهى: احكام و حدود الهى، براى سعادت و نجات انسان‌ها است و تخطّى از آن موجب هرج‌ومرج در جامعه و كند شدن حركت آن به سوى تعالى و تكامل اخلاقى مى‌شود. دقّت در اجراى اين حدود، باعث مى‌شود كه‌

[1].« لينزعنّ عنكم قضاة السوء و ليقبضنّ عنكم المراضين و ليعزلنّ عليكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2]. محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 338 و ...

[3].« هو الشّمس الطالعة من مغربها، يظهر عند الركن و المقام، فيطهّر الارض و يضع ميزان العدل فلا يظلم احد احدا»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 77 و ج 2، 527؛ سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1137؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 194، ح 26.

[4].« ... لا يقرع أحدا في ولايته بسوط إلّا في حدّ، يمحو اللّه به البدع كلّها و يميت الفتن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 603؛ به نقل از: الملاحم و الفتن، ص 108.


صفحه 303

جامعه از ناراستى‌ها و كژى‌ها پيراسته شود و زمينه‌هاى مفاسد و تباهى كم گردد: «...

مهدى (عج)، حدود الهى را اجرا مى‌كند و به حكم خدا داورى مى‌نمايد».[1]

ج. داورى براساس كتاب‌هاى آسمانى: «آن‌گاه در ميان اهل تورات به تورات، در ميان اهل انجيل به انجيل، در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن به قرآن حكم مى‌كند».[2]

د. قضاوت داودى و سليمانى: «... آن‌گاه منادى ندا مى‌دهد: اين مهدى است كه چون داود و سليمان قضاوت مى‌كند و در قضاوت كردن احتياجى به دليل و شاهد ندارد»[3]و نيز: «وقتى قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، به حكم داود حكم مى‌كند ...».[4]

ه. عدم درخواست بيّنه و گواه: «زمانى كه قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله فرمانروا شود، در ميان مردم به حكم داود، داورى مى‌كند و نيازى به شاهد و گواه ندارد. در هر موردى خداوند، حكم واقعى را به او الهام مى‌كند و او براساس علم خود قضاوت مى‌نمايد و هر قومى را از اجتهاد و استنباطشان خبر مى‌دهد. دوست و دشمن خود را با نشان الهى مى‌شناسد ...»[5]و نيز: «دنيا به پايان نمى‌رسد تا اينكه مردى از ما اهل‌بيت، خروج مى‌كند.

[1].« ... يقيم حدود اللّه و يحكم بحكم اللّه»: محمّد بن على بن بابويه قمى( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 155؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 63؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 403.

[2].« يحكم بين اهل التوراة بالتوراة و بين اهل الانجيل بالانجيل و بين اهل الزبور بالزّبور و بين اهل القرآن بالقرآن ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 351.

[3].« ... ثمّ يأمر مناديا فينادى: هذا المهدى يقضى بقضاء داود و سليمان لا يسأل على ذلك بيّنة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 649، ح 43؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 671، ح 9؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 313، ح 5.

[4].« إذا قام قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بحكم داود لا يسأل بيّنة»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 397؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 27، ص 231، ح 33660؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 365، ح 21587.

[5].« إذا حكم قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بين النّاس بحكم داود، فلا يحتاج إلى بيّنة، فيلهمه اللّه تعالى فيحكم بعلمه و يخبر كلّ قوم بما استنبطوه و يعرف وليّه من عدوّه بالتوسم»: محمد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 386؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 414؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 364.


صفحه 304

[او] همچون داود حكم مى‌كند و از مردم شاهد و دليل نمى‌خواهد».[1]

مراد از «حكم داودى» ممكن است اين باشد كه حضرت مهدى (عج) در قضايا براساس اطلاع به واقع و آگاهى از حقيقت داورى نموده و بر ظاهر امور اعتماد نخواهد كرد.

و. نوآورى در قضاوت (براساس علم الهى و فهم واقعيات): «هرگاه قائم قيام كنند، سه حكم خواهد كرد كه احدى پيش از او نكرده است: پيرزناكار و [مرد] مانع الزكات را مى‌كشد و به برادرانى كه در عالم اشباه (عالم ذر) برادر بودند، إرث مى‌دهد».[2]«... در مورد دو چيز بدون درخواست شاهد و دليل، به حكم خدا درباره آنها حكم خواهد كرد: زناكار متأهل را سنگسار مى‌كند و كسى كه زكات نمى‌دهد، گردنش را مى‌زند».[3]

ز. اعجاز و پيشرفت در قضاوت: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، در هريك از مناطق جهان، فردى را برگزيده، به آنجا مى‌فرستد و به او مى‌گويد: پيمان تو به دست تو است.

اگر با مطالبى مواجه شدى كه آن‌را نفهميدى و نحوه قضاوت را در موردش ندانستى، به دست خود نگاه كن و به آنچه در آن است عمل نما».[4]

[1].« لن تذهب الدنيا حتّى يخرج رجل منّا اهل‌البيت، يحكم بحكم داود لا يسأل النّاس بينة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 319، ح 21؛ محمّد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات، ح 52، ص 319، ح 21.

[2].« لو قد قام القائم لحكم بثلاث لم يحكم بها أحد قبله: يقتل الشيخ الزانى و يقتل مانع الزكاة و يورث الأخ أخاه في الأظلّة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 1، ص 169، ح 223؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 2؛ و نيز ر. ك: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243.

[3].« ... حكم فيهما بحكم اللّه لا يريد عليهما بيّنة: الزانى المحصن يرجمه و مانع الزكاة يضرب عنقه»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 371، ح 162.

[4].« إذا قام القائم بعث في اقاليم الارض في كلّ اقليم رجلا يقول: عهدك في كفّك فاذا ورد عليك ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فيه، فانظر إلى كفّك و أعمل بما فيها»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 319، ح 8؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 249؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 365، ح 144.


صفحه 305

1. 4. عملكرد تقنينى‌

در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) محور و ركن تمامى قانون‌گذارى‌ها و وضع مقررات، احكام الهى و قرآن است. در اين عصر، محور و مركز همه افكار و آرا و تصميم‌گيرى‌ها، قرآن و آموزه‌هاى متعالى آن بوده و همه قوانين و مقررات به قرآن عرضه خواهد شد. اين قوانين در صورتى قابل پذيرش خواهند بود كه مطابق و هماهنگ با قرآن باشد. البته اين غير از قوانين و دستوراتى نوين است كه خود امام عليه السّلام مى‌آورد و يا مقررات و احكام ثانوى (احكام غير ثابت شرعى) است كه خود او، آنها را وضع و به مردم و كارگزاران ابلاغ مى‌نمايد.

در روايتى آمده است: «چون قائم قيام مى‌كند، امر تازه و احكام تازه مى‌آورد ...»[1]

و نيز: «هنگامى‌كه قائم خروج مى‌كند امر تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مى‌آورد».[2]

امير مؤمنان على عليه السّلام نيز درباره اينكه امام مهدى (عج) نظرات، قوانين و خواست‌ها را مطابق با قرآن مى‌كند، مى‌فرمايد: «او خواسته‌ها را تابع هدايت وحى مى‌كند، هنگامى كه مردم هدايت را تابع هوس‌هاى خويش قرار مى‌دهند و در حالى كه به نام تفسير، نظريه‌هاى گوناگون خود را بر قرآن تحميل مى‌كنند، او نظريه‌ها و انديشه‌ها را تابع قرآن مى‌سازد».[3]

در واقع مهم‌ترين اقدام حضرت در بعد قانون‌گذارى، احياى قوانين اسلام، ارائه برداشت صحيح و درست از آنها و اجراى كامل اين قوانين است. وجود يك قانون خوب و برتر- كه آن هم از قرآن اخذ مى‌شود- باعث رشد و پيشرفت جامعه جهانى مى‌شود. آموزه‌هاى حيات‌بخش اسلام هميشه و در هر مكانى، توانايى پاسخ‌گويى به‌

[1].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بأمر جديد ...»: محمد بن محمد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 465.

[2].« إذا خرج‌[ القائم‌] يقوم بأمر جديد و ... و سنة جديدة و قضاء جديد ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 254، ح 13.

[3].« يعطف الهوى على الهدى إذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرّأى على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرّأى ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.


صفحه 306

نيازهاى مختلف جوامع را دارد و در صورت ضرورت، مى‌توان با محور قرار دادن قرآن، مقررات و قوانين جديدى وضع نمود. پس يكى از پايه‌هاى تشكيل جامعه آرمانى مهدوى، محور قرار دادن «قانون اسلام» است. در اين رابطه توجّه به چند نكته ضرورى است:

يكم. قانون جامع و كامل، مى‌تواند مرجع نهايى حلّ اختلافات، تنازعات، ستم‌ها و نابرابرى‌ها باشد و طى آن رژيم حقوقى عادلانه‌اى براى بهنجار ساختن خواسته‌ها، به قاعده درآوردن كنش‌هاى متقابل اعضاى جامعه و بسامان كردن مناسبات اجتماعى ايجاد شود.

دوّم. تهيه و تنظيم چنين قانونى از توان انسان‌هاى عادى بيرون است؛ زيرا گرايش‌ها و بينش‌هاى متضاد و منفعت‌جوى آنان، خود باعث تنازعات و خواسته‌هاى مختلف است (بنابراين نمى‌توان انتظار تشكيل مجالس قانون‌گذارى به شكل حاضر را داشت).

سوّم. تنها دستورالعمل راهگشا و پايان‌بخش اختلافات جوامع انسانى، قانون الهى است. در حال حاضر اسلام و كتاب آسمانى آن (قرآن)، تنها منبع نورى است كه در پرتو آن مى‌توان ظلمات متراكم بشرى را زدود و اختلافات و ستيزه‌جويى‌ها را كم‌رنگ كرد.[1]

چهارم. بديهى است كه قانون‌گذار تنها زمانى مى‌تواند به تمامى اهداف پيش‌بينى شده در قانون دست يابد و قانون هنگامى در جامعه به صورت كامل اجرا خواهد شد كه مجرى آن، آگاه‌ترين و باورمندترين افراد به مفاد قانون و اهداف آن و تواناترين آنان بر اجراى آن باشد.

پنجم. با اجراى دقيق و صحيح و همه‌جانبه كامل‌ترين قانون آسمانى (اسلام و كتاب قرآن)، حق و عدل در بستر حيات اجتماعى بشر، دامن‌گستر خواهد شد. اما متأسفانه اين منشور جاويد تاكنون مجال اجراى كامل نيافته است و اين تنها با استقرار حكومت جهانى اسلام و غلبه نهايى اسلام بر ساير اديان و اجراى قانون اسلام در سراسر

[1]. ر. ك: بقره( 2)، آيه 213؛ محمّد حسين طباطبايى، الميزان، ج، صص 111- 157.