بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 301

مظلومان و دادخواهان و محل مبارزه با فاسدان و تبه‌كاران است. در رابطه با عملكرد قضايى حضرت مهدى توجّه به امور زير بايسته است:

يكم. براى مبارزه با فساد، تباهى و ظلم و جور، تقويت پايه‌هاى ايمان و اخلاق و ترويج ارزش‌هاى معنوى و انسانى ضرورى است. باتوجّه به ويژگى دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، اين امر، اهميّت و برجستگى خاصى در آن عصر دارد و مهم‌ترين و اصلى‌ترين كارويژه آن دولت، از بين بردن زمينه‌ها و عوامل فساد، انحراف و ستم، از طريق اصلاح رفتارها، تزكيه و تهذيب نفوس، احياى جامعه مرده، تقويت ايمان و معرفت، پرورش فضايل اخلاقى و ... است. اين انگاره باعث از بين رفتن زمينه‌ها، عوامل و شكل‌هاى مختلف و فساد و ستم در جامعه آرمانى مهدوى است.

دوّم. وجود يك سيستم صحيح و نيرومند قضايى و احاطه و علم قاضيان- به خصوص خود امام مهدى (عج)- تأثير فراوانى در از بين رفتن ناهنجارى‌ها و كژى‌هاى جامعه دارد كه نظير آن كمتر در جامعه‌اى مشاهده شده است. اين دستگاه قضايى سالم و كاملا آگاه و مسلّط، حقوق مردم را به آنان بازمى‌گرداند و ستمگران و فاسدان را محاكمه و مجازات مى‌كند.

سوّم. قضاوت امام عصر عليه السّلام، در بين مردم نسبت به قضاوت‌هاى اجداد طاهرين آن بزرگوار عليه السّلام، امتيازى خاص دارد و آن اين است كه ايشان با دانش و اطلاعشان نسبت به حوادث و وقايع قضاوت مى‌كند و منتظر شهادت شاهدان و دلايلى كه ادّعا را ثابت كنند، نمى‌ماند. البته چنان‌كه در بخش قبلى گذشت، مهم‌ترين شاخصه و كارويژه حكومت مهدوى، عدالت و دادگرى آن است و اين امر موجب جلوگيرى از تضييع حقوق مردم مى‌شود.

چهارم. با تحقّق عدالت اجتماعى و رفع نزاع‌ها، كشمكش‌ها و زياده‌خواهى‌ها و استغناى واقعى مردم، زمينه بسيارى از مفاسد و تباهى‌ها از بين مى‌رود و نياز به دخالت قضايى كمتر مى‌شود.

مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى زير در رابطه با عملكرد قضايى حكومت مهدوى عليه السّلام قابل‌


صفحه 302

ارائه است:

الف. تأمين عدالت قضايى: عدالت قضايى (دادگرى) در دوران ظهور، به‌طور جدّ رعايت گشته و حقوق ضعيفان و مظلومان، پايمال نخواهد شد. آن حضرت ترازوى عدالت را در جامعه برپا ساخته و بر رفتار قضاوت به دقّت نظارت نموده و با متخلفان برخورد شديد خواهد كرد. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: « [مهدى‌] قاضيان زشت‌كار [و بيدادگر] را كنار مى‌زند و دست سازش‌كاران را از سر مردم كوتاه مى‌كند. زمامداران ستم پيشه را عزل كرده و زمين را از هرچه انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[1]

چنان‌كه گذشت آن حضرت خود به عدالت، حكم و داورى خواهد كرد (حكم بالعدل).[2]اميرمؤمنان عليه السّلام فرموده است: «او همان خورشيدى است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر مى‌شود؛ پس زمين را پاكيزه مى‌سازد و ترازوى عدالت را مى‌گستراند، ديگر كسى به كسى ستم نمى‌كند».[3]

رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نيز فرموده است: «در دوران [حكومتش‌] جز به هنگام اجراى حدود الهى، كسى را مورد ضرب قرار نمى‌دهد. خداوند همه بدعت‌ها را به وسيله او نابود مى‌سازد و همه فتنه‌ها را به دست او از ميان برمى‌دارد».[4]

ب. اجراى حدود و احكام الهى: احكام و حدود الهى، براى سعادت و نجات انسان‌ها است و تخطّى از آن موجب هرج‌ومرج در جامعه و كند شدن حركت آن به سوى تعالى و تكامل اخلاقى مى‌شود. دقّت در اجراى اين حدود، باعث مى‌شود كه‌

[1].« لينزعنّ عنكم قضاة السوء و ليقبضنّ عنكم المراضين و ليعزلنّ عليكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2]. محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 338 و ...

[3].« هو الشّمس الطالعة من مغربها، يظهر عند الركن و المقام، فيطهّر الارض و يضع ميزان العدل فلا يظلم احد احدا»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 77 و ج 2، 527؛ سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1137؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 194، ح 26.

[4].« ... لا يقرع أحدا في ولايته بسوط إلّا في حدّ، يمحو اللّه به البدع كلّها و يميت الفتن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 603؛ به نقل از: الملاحم و الفتن، ص 108.


صفحه 303

جامعه از ناراستى‌ها و كژى‌ها پيراسته شود و زمينه‌هاى مفاسد و تباهى كم گردد: «...

مهدى (عج)، حدود الهى را اجرا مى‌كند و به حكم خدا داورى مى‌نمايد».[1]

ج. داورى براساس كتاب‌هاى آسمانى: «آن‌گاه در ميان اهل تورات به تورات، در ميان اهل انجيل به انجيل، در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن به قرآن حكم مى‌كند».[2]

د. قضاوت داودى و سليمانى: «... آن‌گاه منادى ندا مى‌دهد: اين مهدى است كه چون داود و سليمان قضاوت مى‌كند و در قضاوت كردن احتياجى به دليل و شاهد ندارد»[3]و نيز: «وقتى قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، به حكم داود حكم مى‌كند ...».[4]

ه. عدم درخواست بيّنه و گواه: «زمانى كه قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله فرمانروا شود، در ميان مردم به حكم داود، داورى مى‌كند و نيازى به شاهد و گواه ندارد. در هر موردى خداوند، حكم واقعى را به او الهام مى‌كند و او براساس علم خود قضاوت مى‌نمايد و هر قومى را از اجتهاد و استنباطشان خبر مى‌دهد. دوست و دشمن خود را با نشان الهى مى‌شناسد ...»[5]و نيز: «دنيا به پايان نمى‌رسد تا اينكه مردى از ما اهل‌بيت، خروج مى‌كند.

[1].« ... يقيم حدود اللّه و يحكم بحكم اللّه»: محمّد بن على بن بابويه قمى( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 155؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 63؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 403.

[2].« يحكم بين اهل التوراة بالتوراة و بين اهل الانجيل بالانجيل و بين اهل الزبور بالزّبور و بين اهل القرآن بالقرآن ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 351.

[3].« ... ثمّ يأمر مناديا فينادى: هذا المهدى يقضى بقضاء داود و سليمان لا يسأل على ذلك بيّنة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 649، ح 43؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 671، ح 9؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 313، ح 5.

[4].« إذا قام قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بحكم داود لا يسأل بيّنة»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 397؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 27، ص 231، ح 33660؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 365، ح 21587.

[5].« إذا حكم قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بين النّاس بحكم داود، فلا يحتاج إلى بيّنة، فيلهمه اللّه تعالى فيحكم بعلمه و يخبر كلّ قوم بما استنبطوه و يعرف وليّه من عدوّه بالتوسم»: محمد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 386؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 414؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 364.


صفحه 304

[او] همچون داود حكم مى‌كند و از مردم شاهد و دليل نمى‌خواهد».[1]

مراد از «حكم داودى» ممكن است اين باشد كه حضرت مهدى (عج) در قضايا براساس اطلاع به واقع و آگاهى از حقيقت داورى نموده و بر ظاهر امور اعتماد نخواهد كرد.

و. نوآورى در قضاوت (براساس علم الهى و فهم واقعيات): «هرگاه قائم قيام كنند، سه حكم خواهد كرد كه احدى پيش از او نكرده است: پيرزناكار و [مرد] مانع الزكات را مى‌كشد و به برادرانى كه در عالم اشباه (عالم ذر) برادر بودند، إرث مى‌دهد».[2]«... در مورد دو چيز بدون درخواست شاهد و دليل، به حكم خدا درباره آنها حكم خواهد كرد: زناكار متأهل را سنگسار مى‌كند و كسى كه زكات نمى‌دهد، گردنش را مى‌زند».[3]

ز. اعجاز و پيشرفت در قضاوت: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، در هريك از مناطق جهان، فردى را برگزيده، به آنجا مى‌فرستد و به او مى‌گويد: پيمان تو به دست تو است.

اگر با مطالبى مواجه شدى كه آن‌را نفهميدى و نحوه قضاوت را در موردش ندانستى، به دست خود نگاه كن و به آنچه در آن است عمل نما».[4]

[1].« لن تذهب الدنيا حتّى يخرج رجل منّا اهل‌البيت، يحكم بحكم داود لا يسأل النّاس بينة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 319، ح 21؛ محمّد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات، ح 52، ص 319، ح 21.

[2].« لو قد قام القائم لحكم بثلاث لم يحكم بها أحد قبله: يقتل الشيخ الزانى و يقتل مانع الزكاة و يورث الأخ أخاه في الأظلّة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 1، ص 169، ح 223؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 2؛ و نيز ر. ك: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243.

[3].« ... حكم فيهما بحكم اللّه لا يريد عليهما بيّنة: الزانى المحصن يرجمه و مانع الزكاة يضرب عنقه»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 371، ح 162.

[4].« إذا قام القائم بعث في اقاليم الارض في كلّ اقليم رجلا يقول: عهدك في كفّك فاذا ورد عليك ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فيه، فانظر إلى كفّك و أعمل بما فيها»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 319، ح 8؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 249؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 365، ح 144.


صفحه 305

1. 4. عملكرد تقنينى‌

در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) محور و ركن تمامى قانون‌گذارى‌ها و وضع مقررات، احكام الهى و قرآن است. در اين عصر، محور و مركز همه افكار و آرا و تصميم‌گيرى‌ها، قرآن و آموزه‌هاى متعالى آن بوده و همه قوانين و مقررات به قرآن عرضه خواهد شد. اين قوانين در صورتى قابل پذيرش خواهند بود كه مطابق و هماهنگ با قرآن باشد. البته اين غير از قوانين و دستوراتى نوين است كه خود امام عليه السّلام مى‌آورد و يا مقررات و احكام ثانوى (احكام غير ثابت شرعى) است كه خود او، آنها را وضع و به مردم و كارگزاران ابلاغ مى‌نمايد.

در روايتى آمده است: «چون قائم قيام مى‌كند، امر تازه و احكام تازه مى‌آورد ...»[1]

و نيز: «هنگامى‌كه قائم خروج مى‌كند امر تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مى‌آورد».[2]

امير مؤمنان على عليه السّلام نيز درباره اينكه امام مهدى (عج) نظرات، قوانين و خواست‌ها را مطابق با قرآن مى‌كند، مى‌فرمايد: «او خواسته‌ها را تابع هدايت وحى مى‌كند، هنگامى كه مردم هدايت را تابع هوس‌هاى خويش قرار مى‌دهند و در حالى كه به نام تفسير، نظريه‌هاى گوناگون خود را بر قرآن تحميل مى‌كنند، او نظريه‌ها و انديشه‌ها را تابع قرآن مى‌سازد».[3]

در واقع مهم‌ترين اقدام حضرت در بعد قانون‌گذارى، احياى قوانين اسلام، ارائه برداشت صحيح و درست از آنها و اجراى كامل اين قوانين است. وجود يك قانون خوب و برتر- كه آن هم از قرآن اخذ مى‌شود- باعث رشد و پيشرفت جامعه جهانى مى‌شود. آموزه‌هاى حيات‌بخش اسلام هميشه و در هر مكانى، توانايى پاسخ‌گويى به‌

[1].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بأمر جديد ...»: محمد بن محمد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 465.

[2].« إذا خرج‌[ القائم‌] يقوم بأمر جديد و ... و سنة جديدة و قضاء جديد ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 254، ح 13.

[3].« يعطف الهوى على الهدى إذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرّأى على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرّأى ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.


صفحه 306

نيازهاى مختلف جوامع را دارد و در صورت ضرورت، مى‌توان با محور قرار دادن قرآن، مقررات و قوانين جديدى وضع نمود. پس يكى از پايه‌هاى تشكيل جامعه آرمانى مهدوى، محور قرار دادن «قانون اسلام» است. در اين رابطه توجّه به چند نكته ضرورى است:

يكم. قانون جامع و كامل، مى‌تواند مرجع نهايى حلّ اختلافات، تنازعات، ستم‌ها و نابرابرى‌ها باشد و طى آن رژيم حقوقى عادلانه‌اى براى بهنجار ساختن خواسته‌ها، به قاعده درآوردن كنش‌هاى متقابل اعضاى جامعه و بسامان كردن مناسبات اجتماعى ايجاد شود.

دوّم. تهيه و تنظيم چنين قانونى از توان انسان‌هاى عادى بيرون است؛ زيرا گرايش‌ها و بينش‌هاى متضاد و منفعت‌جوى آنان، خود باعث تنازعات و خواسته‌هاى مختلف است (بنابراين نمى‌توان انتظار تشكيل مجالس قانون‌گذارى به شكل حاضر را داشت).

سوّم. تنها دستورالعمل راهگشا و پايان‌بخش اختلافات جوامع انسانى، قانون الهى است. در حال حاضر اسلام و كتاب آسمانى آن (قرآن)، تنها منبع نورى است كه در پرتو آن مى‌توان ظلمات متراكم بشرى را زدود و اختلافات و ستيزه‌جويى‌ها را كم‌رنگ كرد.[1]

چهارم. بديهى است كه قانون‌گذار تنها زمانى مى‌تواند به تمامى اهداف پيش‌بينى شده در قانون دست يابد و قانون هنگامى در جامعه به صورت كامل اجرا خواهد شد كه مجرى آن، آگاه‌ترين و باورمندترين افراد به مفاد قانون و اهداف آن و تواناترين آنان بر اجراى آن باشد.

پنجم. با اجراى دقيق و صحيح و همه‌جانبه كامل‌ترين قانون آسمانى (اسلام و كتاب قرآن)، حق و عدل در بستر حيات اجتماعى بشر، دامن‌گستر خواهد شد. اما متأسفانه اين منشور جاويد تاكنون مجال اجراى كامل نيافته است و اين تنها با استقرار حكومت جهانى اسلام و غلبه نهايى اسلام بر ساير اديان و اجراى قانون اسلام در سراسر

[1]. ر. ك: بقره( 2)، آيه 213؛ محمّد حسين طباطبايى، الميزان، ج، صص 111- 157.


صفحه 307

گيتى، به دست امام مهدى (عج) تحقّق خواهد يافت.

آن حضرت حركت جهانى خود را در چند محور دنبال مى‌كند: 1. پيرايه‌زدايى و بازنويسى قانون ناب محمدى و شريعت حقّ اسلامى؛ 2. اجراى كامل قانون احيا شده اسلام‌[1]؛ چنان‌كه آمده است: «مهدى كتاب و سنّت از بين رفته را احيا مى‌كند[2]»؛ 3. ارائه مقرّرات و قوانين جديد.[3]

باتوجّه به اين توضيحات، عملكرد تقنينى آن حضرت، بيشتر مبتنى بر احياى آموزه‌هاى ناب اسلامى و دستورات قرآنى و محور قرارداد آنها- همراه با ارائه قوانين نو و مناسب عصر- است. قوانين جديد نيز تماما در راستاى آنها تدوين مى‌يابد.

1- 5. عملكرد نظامى و امنيتى‌

حكومت مهدوى عليه السّلام در زمينه نظامى- امنيتى برنامه و كارويژه‌اى دقيق و روشن دارد و آن استفاده هرچه كمتر از نيروى نظامى و تأمين هرچه بيشتر امنيت است. ايجاد امنيت و صلح و واقعى و آرامش و آسايش در سراسر جهان، از كاركردهاى مهمّ دولت مهدى (عج) است؛ به‌طورى كه در آن سعى مى‌شود خوف‌ها، كينه‌ها و ستيزه‌جويى‌ها، از راه اخلاقى و رشد فكرى و معنوى بشر زايل شود و جان و مال و آبروى اشخاص در امان قرار گيرد و در سراسر جهان، امنيت عمومى حاكم گردد.

البته چنان‌كه پيش‌تر گذشت، آن حضرت در مقطع آغازين ظهور- پس از گفت‌وگو و اتمام حجّت- از نيروى نظامى قدرتمند و دلاور براى سركوبى و نابودى دولت‌هاى كفر و باطل و درهم شكستن قدرت‌هاى نامشروع (زروزور و تزوير) استفاده مى‌كند. او نيروهايش را به سراسر جهان مى‌فرستاد و ريشه شرّ و ظلم و ستم و فساد را مى‌خشكاند و اين امر جز با استفاده از قوه قهريه و نظامى- آن هم در مدّت محدود- امكان‌پذير نيست. پس از آن نيز نيروى نظامى، وجود داشته و در تأمين امنيت و صلح‌

[1]. ر. ك: مهدى عليزاده، موعود جهانى، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 3، ص 315.

[2].« يحيى ميّت الكتاب و السنّة»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[3]. نمونه‌هايى از اين مقرّرات جديد، در قسمت عملكرد قضايى بيان شد.


صفحه 308

كوشا خواهد بود؛ اما شايد نياز چندانى به آن احساس نشود؛ چون در پرتو دولت كمال‌گراى مهدوى، زمينه و ريشه تباهى‌ها و مفاسد و كينه‌جويى‌ها از بين خواهد رفت.

بيش از همه، آنچه يك شهروند از نظام سياسى و دولت توقع دارد، پاسدارى از امنيتش است. امنيت به مفهوم گسترده آن؛ يعنى، حفظ جان، مال و حيثيت تك‌تك افراد و تأمين آزادى فردى و اجتماعى، داشتن شغل و مسكن مطمئن و .... تحقق امنيت، آرزوى كليه ملّت‌هايى است كه در پى ساختن تمدن انسانى مى‌باشند و چنانچه امنيت و آسايش سياسى يك كشور دچار تزلزل گردد، برپايى هر نوع پيشرفت و تمدّن در آن دشوار خواهد شد. ملّت‌ها در هر زمان و مكان، پيوسته در جست‌وجوى امنيت و صلح و آرامش هستند؛ چرا كه مسابقات تسليحاتى در همه كشورها و فزونى تنازعات و اختلافات، امنيت و صلح را به مخاطره افكنده است و به نظر مى‌رسد بيش از پيش به امنيّت و صلح نيازمند هستيم. اين امر به دست مهدى موعود تحقّق خواهد يافت و با از بين رفتن عوامل و زمينه‌هاى مادى و معنوى آن، جامعه به استقبال صلح و آرامش خواهد رفت.

چنان‌كه گذشت با استقرار دولت اخلاقى مهدوى و فروپاشى قدرت‌هاى شيطانى، شعله‌هاى جنگ فرو مى‌نشيند[1]و ديگر قدرتى باقى نمى‌ماند كه بتواند با ارتش نيرومند حضرت مهدى (عج) به رويارويى برخيزد، از اين‌رو ساز و برگ نظامى در بازارها بدون تقاضا و بى‌خريدار مى‌ماند. يكى از نشانه‌هاى قيام مهدى (عج) اين است كه از شمشيرها به جاى داس استفاده مى‌شود. قيمت سلاح‌هاى جنگى و ادوات نظامى پايين مى‌آيد.[2]

در رابطه با كارويژه نظامى- امنيتى مى‌توان موارد زير را به دست آورد:

الف. اعزام نيرو به جهان: « [مهدى‌] ارتش خود را در شهرها پراكنده مى‌سازد»[3]و «او سپاهيان خود را در سراسر كشورها پراكنده مى‌سازد».[4]

[1]. ر. ك: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 496، ح 260.

[2]. ر. ك: نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى( عج)، ص 128.

[3].« ... ثمّ يفرّق الجنود منها فى الأمصار»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 379.

[4].« ... هو يفرّق الجنود في البلاد»: همان، ص 379؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 663؛- محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 75.