بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 308

كوشا خواهد بود؛ اما شايد نياز چندانى به آن احساس نشود؛ چون در پرتو دولت كمال‌گراى مهدوى، زمينه و ريشه تباهى‌ها و مفاسد و كينه‌جويى‌ها از بين خواهد رفت.

بيش از همه، آنچه يك شهروند از نظام سياسى و دولت توقع دارد، پاسدارى از امنيتش است. امنيت به مفهوم گسترده آن؛ يعنى، حفظ جان، مال و حيثيت تك‌تك افراد و تأمين آزادى فردى و اجتماعى، داشتن شغل و مسكن مطمئن و .... تحقق امنيت، آرزوى كليه ملّت‌هايى است كه در پى ساختن تمدن انسانى مى‌باشند و چنانچه امنيت و آسايش سياسى يك كشور دچار تزلزل گردد، برپايى هر نوع پيشرفت و تمدّن در آن دشوار خواهد شد. ملّت‌ها در هر زمان و مكان، پيوسته در جست‌وجوى امنيت و صلح و آرامش هستند؛ چرا كه مسابقات تسليحاتى در همه كشورها و فزونى تنازعات و اختلافات، امنيت و صلح را به مخاطره افكنده است و به نظر مى‌رسد بيش از پيش به امنيّت و صلح نيازمند هستيم. اين امر به دست مهدى موعود تحقّق خواهد يافت و با از بين رفتن عوامل و زمينه‌هاى مادى و معنوى آن، جامعه به استقبال صلح و آرامش خواهد رفت.

چنان‌كه گذشت با استقرار دولت اخلاقى مهدوى و فروپاشى قدرت‌هاى شيطانى، شعله‌هاى جنگ فرو مى‌نشيند[1]و ديگر قدرتى باقى نمى‌ماند كه بتواند با ارتش نيرومند حضرت مهدى (عج) به رويارويى برخيزد، از اين‌رو ساز و برگ نظامى در بازارها بدون تقاضا و بى‌خريدار مى‌ماند. يكى از نشانه‌هاى قيام مهدى (عج) اين است كه از شمشيرها به جاى داس استفاده مى‌شود. قيمت سلاح‌هاى جنگى و ادوات نظامى پايين مى‌آيد.[2]

در رابطه با كارويژه نظامى- امنيتى مى‌توان موارد زير را به دست آورد:

الف. اعزام نيرو به جهان: « [مهدى‌] ارتش خود را در شهرها پراكنده مى‌سازد»[3]و «او سپاهيان خود را در سراسر كشورها پراكنده مى‌سازد».[4]

[1]. ر. ك: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 496، ح 260.

[2]. ر. ك: نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى( عج)، ص 128.

[3].« ... ثمّ يفرّق الجنود منها فى الأمصار»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 379.

[4].« ... هو يفرّق الجنود في البلاد»: همان، ص 379؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 663؛- محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 75.


صفحه 309

ب. شكست و نابودى دشمنان: «رعب پيشاپيش او در حركت است و هيچ سپاهى از دشمن با او روبه‌رو نمى‌شود، مگر آنكه شكست مى‌خورد»[1]و «صاحب الأمر، رانده شده، دورافتاده و خونخواه پدرش است. شمشيرش را [براى جنگ‌] هشت ماه بر دوش خود مى‌نهد».[2]

ج. رفع اختلافات و خصومت‌ها: «به خدا قسم! در آن روز اختلافات ميان ملّت‌ها و دين‌ها رفع مى‌شود»[3]و «كينه‌ها از قلب‌هاى بندگان مى‌رود و درندگان و چهارپايان در صلح [باهم زندگى‌] مى‌كنند».[4]

«زمين را آكنده از عدل‌وداد مى‌كند؛ همان‌گونه كه پر از ستم و دشمنى شده بود».[5]

د. تأمين امنيت و آسايش: قرآن مى‌فرمايد: «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد ... و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند».[6]درباره اين آيه آمده است: «اين آيه در شأن قائم و اصحابش نازل شده است».[7]

[1].« ... يسير الرعب بين يديه لا يلقاه عدوّ إلّا هزمهم»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 613؛ و نيز ر. ك:

محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307؛ محمّد بن مسعود عيّاشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 58.

[2].« صاحب الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه المكنى بعمّه يضع سفيه على عاتقه ثمانية اشهر»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 318، ح 5؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 179، ح 24؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 261.

[3].« فو اللّه ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و ....»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 2.

[4].« لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم»: حسن بن على بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص 115؛ شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 316، ح 11.

[5].« .... يملأها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 48؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 249.

[6].\i وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ....\E\i وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً\E: نور( 24): 55.

[7].« نزلت في القائم و اصحابه ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 240، ح 35، سيد هاشم حسينى بحرانى، المحجّة في ما نزل في القائم الحجّة، ص 263.


صفحه 310

«چون قائم قيام كند ... در زمان او جوروستم، ريشه‌كن مى‌شود و راه‌ها امن مى‌گردد و ... هر حقّى به صاحب حقّ برمى‌گردد».[1]

براساس اين روايات و احاديث ديگر، امنيت و آسايش به‌طور همه‌جانبه گسترش مى‌يابد و حتّى حيوانات نيز از آن بهره‌مند مى‌شوند. دزدى‌ها و سرقت‌ها از بين مى‌رود؛ پرخاشگرى و حمله به مردم بى‌گناه به حداقل مى‌رسد؛ زياده‌طلبى‌ها و فزون‌خواهى‌ها زايل مى‌شود؛ بيم و ترس از ستمگران و ظالمان رفع مى‌شود و دوستى و مهرورزى جاى كينه و دشمنى را مى‌گيرد و رقابت‌ها سالم و دوستانه مى‌شود.

1. 6. احياگرى و اصلاحات اجتماعى‌

يكى از كارويژه‌هاى دولت امام مهدى (عج)، اصلاح امور مختلف زندگى بشرى و تصحيح روابط و رفتارهاى اجتماعى است. بر اين اساس زندگى و حيات در روى زمين از نو شروع و همه چيز احيا و زنده مى‌شود. اصلاحات در عصر ظهور، بنيادين، فراگير و اخلاقى است و اجتماع و زندگى بشر، مسير درست و واقعى خود را پيدا مى‌كند. باتوجّه به اين امر مى‌توان مؤلفه‌هاى زير را در رابطه نوسازى و اصلاح‌گرى دولت مهدى (عج) به دست آورد:

الف. تأمين عدالت اجتماعى: عدالت اجتماعى، وجوه و ابعاد گوناگونى دارد و شامل رفتارهاى فردى و گروهى مى‌شود. افراد موظف‌اند در تنظيم روابط با همديگر، اصل «عدالت» را رعايت و براساس عدل و مساوات و برابرى باهم رفتار كنند و از ظلم و ستم و تضييع حقوق يكديگر بپرهيزند. حضرت مهدى (عج) ضمن دعوت مردم به رعايت عدالت، خود رفتارهاى مختلف (تبعيض‌آميز و تجاوزگرانه) را كنترل و آنها را تصحيح خواهد نمود و حتّى مظالم و ديونى كه بر عهده شيعيان است، به صاحبانش باز خواهد گرداند تا مبادا حق كسى، پايمال شده و در مورد او بى‌عدالتى صورت گيرد. امام‌

[1].« إذا قام حكم بالعدل و ارتفع في أيّامه الجور و امنت السبل و أخرجت الارض بركاتها و ردّ كلّ حق إلى اهله»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 311

باقر عليه السّلام درباره شباهت سيره امام مهدى (عج) به منش پيامبر صلى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: « [پيامبر صلى اللّه عليه و اله‌] آنچه در جاهليت بود، باطل و منسوخ كرد و مردم را به عدالت دعوت نمود؛ قائم نيز چنين مى‌كند. آنچه در دوره آرامش و صلح (زمان غيبت) رايج بوده، باطل مى‌كند و آنان را به عدل دعوت مى‌نمايد».[1]

آن حضرت رفتارهاى ناعادلانه مردم را- حتّى در امور عبادى و جزئى- تصحيح خواهد كرد، تا حقّ كسى در اين‌گونه امور، ضايع نشود: «نخستين چيزى‌كه از عدالت قائم عليه السّلام ظاهر مى‌شود، اين است كه منادى اعلام مى‌كند: آنان كه طواف مستحبى انجام مى‌دهند، محل طواف و حجر الاسود را براى كسانى كه طواف واجب مى‌كنند، خالى كنند»[2]و نيز: «اولين چيزى‌كه از عدالت مهدى (عج) ظاهر مى‌شود اين است كه در سرتاسر جهان اعلام مى‌شود كه هركس از يكى از شيعيان ما طلبكار است، يادآورى كند.

اگر كسى حتّى به مقدار يك دانه سير و يا يك عدد خردل طلبكار باشد، به او عطا مى‌كند».[3]

ب. احياى جامعه مرده: «در خاندان ما دوازده مهدى است .... آخرين آنان، نهمين فرزند من است كه به حق قيام مى‌كند و خداوند زمين (جامعه) مرده را به دست او زنده مى‌كند»[4]و نيز: «خداوند زمين (جامعه) را با عدل قائم، در هنگام ظهور او زنده‌

[1].« ... أبطل ما كان في الجاهلية و استقبل الناس بالعدل و كذلك القائم، إذا قام يبطل ما كان في الهدنة ممّا كان في ايدى الناس و يستقبل بهم العدل»: ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، التهذيب، ج 6، ص 154، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 15، ص 77، ح 20016؛ همان، اثبات الهداة، ج 3، ص 454.

[2].« اوّل ما يظهر القائم من العدل أن ينادى مناديه: أن يسلم صاحب النّافلة لصاحب الفريضة الحجر الاسود و الطّواف»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 4، ص 427، ح 1؛ محمّد بن على بن بابويه قمى( صدوق)، الفقيه،( قم: انتشارات اسلامى، 1413)، ج 2، ص 525، ح 33؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 13، ص 328.

[3].« اول ما يبتدى عدل المهدىّ أن ينادى فى جميع العالم: الا من كان له عند شيعتنا دين فليذكره حتّى يرد الثّومة و الخردلة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 34؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 641؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 220.

[4].« منّا اثنا عشر مهديّا .... و اخرهم التاسع من ولدى و هو القائم بالحقّ، يحيى اللّه به الارض بعد موتها ...»:-- محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 317، ح 3؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 2، ص 68، ح 26؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 406.


صفحه 312

مى‌گرداند؛ پس از آنكه از ستم فرمانروايان ظلم و گمراهى، مرده باشد».[1]

ج. ايجاد وحدت: «او كسى است كه وحدت كلمه را ايجاد مى‌كند و نعمت را كامل مى‌سازد».[2]

د. تأليف قلوب و ايجاد صميميت: «... خداى بزرگ [به دست مهدى (عج)] حق و عدالت را در آبادى‌ها آشكار مى‌سازد و حال عموم مردم را بهبود مى‌بخشد. وحدت كلمه پديد مى‌آورد و بين قلب‌هاى گوناگون، الفت ايجاد مى‌كند»[3].

«هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، دوستى واقعى و صميميت حقيقى پياده مى‌شود. هر نيازمندى دست مى‌برد و از جيب برادر ايمانى‌اش به مقدار نياز برمى‌دارد و برادرش او را منع نمى‌كند».[4]

ه. اصلاحات و تغييرات عمومى: «شاهراه‌ها را وسيع مى‌گرداند و هر پنجره‌اى را كه مشرف به راه است، مى‌شكند و ميزاب‌ها و ناودان‌ها را كه مشرف به راه‌ها هستند، بر هم مى‌زند و بدعتى باقى نمى‌گذارد، مگر اينكه آن‌را زايل مى‌گرداند و سنتى باقى نمى‌گذارد، مگر اينكه آن‌را برپا مى‌دارد».[5]

[1].« يحييها اللّه بعدل القائم عند ظهوره بعد موتها بجور ائمة الظلم و الضلال ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 25؛ شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 637.

[2].« هو الّذى يجمع الكلم و يتمّ النعم ...»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 663؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 75.

[3].« ... يظهر اللّه عزّ و جل الحقّ و العدل في البلاد و يحسن حال عامة العباد و يجمع اللّه الكلمة و يؤلّف بين قلوب مختلفة»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 646، ح 7؛ محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 337، ح 2.

[4].« إذا قام القائم جائت المزاملة و يأتى الرجل إلى كيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 372، ح 165.

[5].« ... وسّع الطريق الأعظم و كسّر كلّ جناح خارج في الطريق و أبطل الكنف و الميازيب إلى الطرقات و لا يترك بدعة إلّا أزالها و لا سنّة إلا اقامها ....»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 25، ص-- 436، ح 32295؛ محمد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 385؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466.


صفحه 313

دو. كارويژه فرهنگى و دينى‌

توجه به امور فرهنگى در بسيارى از نظام‌هاى سياسى- به‌خصوص نظام امامت- جايگاه ويژه‌اى دارد و در آن تعميق «فرهنگ دينى» در رأس برنامه‌هاى دولت است.

زندگانى فرهنگى در زمان حضرت مهدى (عج)، آن‌چنان شكوفا خواهد شد كه نظيرى در تاريخ براى آن نمى‌توان يافت. علم و دانش و فرهنگ- به خصوص علوم دينى، احكام شرعى، معارف اسلامى و آموزه‌هاى اخلاقى- منتشر گرديده، چرخ‌هاى فرهنگ به صورتى سريع به گردش درخواهد آمد. در آن عصر تطوّر و دگرگونى عظيمى در اين زمينه حاصل خواهد شد.

دانش صحيح در هر خانه‌اى منتشر و حلقه‌هاى درس و بحث- هم براى مردان و هم براى زنان- در اجتماعات مختلف ايجاد خواهد گرديد. بسيارى از آموزه‌هاى نادرست علم- كه به اسم دين، تفسير، حديث، فلسفه و انديشه ترويج يافته است- از بين خواهد رفت و درهاى دانش ناب و خالص، به روى مردم گشوده خواهد شد.

در حكومت مهدى (عج) مردم به‌گونه بى‌سابقه‌اى به اسلام روى مى‌آورند و روزگار خفقان و سركوب دين‌داران و ممنوعيت مظاهر اسلامى به سر آمده، در همه‌جا آواى اسلام و آموزه‌هاى جاودانه آن، طنين‌انداز مى‌شود و آثار مذهبى و دين‌دارى تجلّى مى‌كند. اسلام در هر خانه، كوخ و چادرى رخنه مى‌كند؛ چنان‌كه سرما و گرما در آن نفوذ مى‌نمايد. استقبال مردم از آموزش قرآن، نماز جماعت و نماز جمعه چشمگير شده و مساجد زيادى ساخته مى‌شود.

از طرفى در عصر ظهور، علم و صنعت پيشرفت حيرت‌انگيزى داشته و اخلاق و دين، هم‌پاى علم و خرد، راهگشاى زندگى انسان‌ها به سوى معنويت و عبوديت خواهد


صفحه 314

بود. دولت نيز تمامى تلاش خود را براى رشد و تكامل معنوى انسان‌ها به كار خواهد برد و زمينه‌هاى پيشرفت علمى، رشد فكرى، امنيت و آسايش روحى، رفاه مادى و تعالى اخلاقى انسان‌ها را فراهم خواهد كرد. اين در حالى است كه وضعيت اخلاقى و فرهنگى مردم قبل از آن بسيار ناپسند و گناه‌آلوده بوده و جامعه پر از فساد و تباهى است.

ويژگى‌ها و خصايص اخلاقى و فرهنگى دوران «پيشاظهور» (آخر الزمان) به‌طور مفصل و گسترده در روايات و احاديث معصومين عليه السّلام بيان شده است؛ از جمله:

زمانى بر امتم برسد كه باطنشان خبيث و ناپاك و ظاهرشان زيبا باشد و اين صفت به طمع رسيدن به مال دنيا است. آنچه در پيشگاه خداى عزّ و جل است، نمى‌جويند. كارشان از روى ريا باشد و ترسى از خدا ندارند ... همّت آنان شكمشان (براى شكم تلاش مى‌كنند) و شرافت مردم، كالاى آنها و زنانشان قبله و دينشان، درهم و دينار است.

چون فاحشه و زشت‌كارى ظهور كند، زلزله پديد آيد و چون حاكمان ظلم كنند، باران كم آيد ... مرد دين خود را به عوض متاع اندك مى‌فروشد. مردم با شبهات دروغ و هوا و هوس‌هاى باطل، حرام خدا را، حلال مى‌شمارند. به وسيله نبيذ، شراب را حلال دانسته و به وسيله هديه، حرام و به وسيله بيع، ربا را حلال مى‌دانند.

بسيار دروغ مى‌شنوند و بسيار حرام‌خوار مى‌گردند. ربا و شراب و گفتارهاى باطل و طرب و آلات موسيقى را حلال مى‌دانند. مردم رحم‌ها را قطع مى‌كنند و در اطعام كردن، منّت مى‌گذارند. بر بدكارى متّحد مى‌شوند و با يكديگر بر دروغ و كينه‌توزى دوستى مى‌ورزند ... فرومايگان بسيار و كريمان اندك و بى‌قيمت مى‌گردند. مرد به برادرش حسد مى‌برد و به پدرش ناسزا مى‌گويد. شركا با يكديگر به خيانت رفتار مى‌كنند. ستم و فساد بسيار و منكر آشكار مى‌گردد و امّت امر به منكر و نهى از معروف مى‌كنند. تكبّر در قلب‌ها مانند خزيدن زهر در بدن مى‌خزد و جرم‌ها آشكار و كارهاى شريف، خوار شمرده مى‌شود.

مالداران بزرگ شمرده مى‌شوند و فقيران تحقير مى‌گردند. قمار آشكار مى‌گردد و شراب آشكارا و بدون مانع فروخته مى‌شود. مردم گرگ‌خو مى‌شوند و اگر كسى چنين نباشد، گرگ‌خويان او را مى‌درند. شراب را حلال مى‌شمارند. در آن عصر، مانند


صفحه 315

چهارپايان نر و ماده مى‌شوند و هيچ‌كس از ترس مردم، با منكر مخالفت نمى‌كند.

فاسق به خاطر انجام آنچه خدا دوست نمى‌دارد، ستوده و پسنديده مى‌شود. نماز را مى‌ميرانند، امانت را تباه مى‌سازند و دروغ گفتن را حلال مى‌شمرند. ربا خوردن را جايز و رشوه‌خوارى را حلال مى‌دانند. دين را با دنيا معامله مى‌كنند و امور مردم به دست سفيهان و بى‌خردان مى‌افتد. زنان طرف مشورت قرار مى‌گيرند. از هوا و هوس‌ها پيروى مى‌شود. خونريزى را سبك مى‌شمارند و شهادت دروغ رايج مى‌گردد. جور و ستم، بهتان، گناه و طغيان زياد مى‌شود.

سال‌هاى قبل از ظهور قائم عليه السّلام، سال‌هاى خدعه و نيرنگ خواهد بود. شرّ و بدعت، در آن بيشتر از گذشته است. در زنا تظاهر مى‌نمايند و دروغ را حلال مى‌دانند.

شيطان به بدن‌هاى آنان مخلوط شده .... در خون‌هايشان رسوخ كرده و آنها را به دروغ و گناه وسوسه مى‌كند تا آنجا كه بدكارى، فراگير همه شهرها مى‌شود. دل‌ها، سخت و زمين پر از ستم و كشتار مى‌گردد. بدى ظاهر و آشكار مى‌شود و از آن جلوگيرى نمى‌گردد.

فسق پديدار و مؤمن خاموش مى‌شود و ....[1]

اينها تنها گوشه‌اى از دورنماى عصر «پيشاظهور» بود و مسلّم است كه تغيير اين رفتارها و بينش‌ها و نفوذ در دل‌وجان مردم، به يك انقلاب بزرگ اخلاقى و كيمياگرى (احياى جان‌هاى مرده) نياز دارد. تربيت و پرورش اخلاقى چنين مردمى، تنها در سايه دولت اخلاقى مهدوى امكان‌پذير است و پس از تغيير اين رفتارها است كه مى‌توان شاهد امنيت، رفاه، عدالت و آبادانى بود.

با از بين رفتن اين كاستى‌ها و آلودگى‌ها و حذف اسباب و عوامل تباهى و سقوط اخلاقى جوامع و تغيير مسير صحيح فرهنگ، سياست و اقتصاد و حتّى صنعت، تجارت، فن‌آورى و ...، مى‌توان شاهد جامعه‌اى متعالى و متكامل بود و رؤياى زيباى عدالت و پيشرفت و رفاه را تحقّق يافته ديد.

روايات، جهان را در روزگار امام عصر عليه السّلام جهانى متمدن و در اوج قدرت و

[1]. ر. ك: صادق احسان‌بخش، آثار الصادقين،( رشت: نشر صادقين، 1376)، ج 29، صص 483- 493.