را بد آيد».[1]
ب. ارائه اسلام اصيل: در عصر «پيشاظهور»، چالشها و مشكلاتى فراروى دين قرار دارد:
يكم. احكام و معارف فراوانى از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته به عللى (مانند پايين بودن سطح فرهنگ مردم و يا نبود زمينه آن) بيان نشده است.
دوّم. تعاليم و احكامى از قرآن و اسلام فراموش شده و از يادها رفته است و براى مسلمانان ناآشنا است.
سوّم. اصول و احكام فراوانى دچار تحريف و دگرگونى معنوى يا موضوعى گشته است و امام آنها را مطابق اسلام اصيل ديگر باره مطرح مىكند ...
بر اين اساس در روايات آمده است: «هنگامىكه قائم عليه السّلام قيام مىكند، امرى جديد مىآورد؛ چنانكه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله در آغاز اسلام به امرى جديد دعوت كرد»[2]و نيز:
«هنگامىكه قائم خروج مىكند، امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مىآورد ...».[3]
روشن است كه كتاب تازه، بهمعناى آوردن قرآن ديگر نيست؛ بلكه آن حضرت اهداف و برنامههاى اصيل قرآن را بيان خواهد كرد و تفسير واقعى آيات را بيان خواهد نمود.
ج. بسط و گسترش دستورات دينى: ارتقاى سطح معارف دينى و آشنايى بيشتر و بهتر دينداران با احكام و حقايق راستين دين، يكى از برنامههاى تبليغى امام مهدى (عج) است: « [مهدى] زمين را از عدل و داد و برهان و دانش و نور [هدايت] آكنده مىكند تا
[1].« تشرق الارض بنور ربّها و لا تبقى في الارض بقعة عبد فيها غير اللّه عز و جل الا عبد اللّه و يكون الدين كلّه للّه و لو كره المشركون»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 345؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 146، ح 15.
[2].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بامر جديد كما دعا رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله في بدو الإسلام الى امر جديد»: محمّد بن محمد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[3].« إذا خرج[ القائم] يقوم بأمر جديد و كتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 235، ح 22 و ص 255، ح 3؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 540.
آنجا كه سراسر گيتى به وى ايمان آورده و كافران، مسلمان مىشوند و فاسقان صالح مىگردند»[1]و نيز: «او مردم را به سوى كتاب خدا، سنّت پيامبر صلى اللّه عليه و اله، ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام و بيزارى از دشمنان او دعوت مىكند».[2]
د. عرضه اسلام به كافران: «هنگامىكه [قائم] خروج مىكند، اسلام را بر يهود، مسيحيان، صابئين، بىدينان، مرتدان و كافران در شرق و غرب زمين عرضه مىدارد؛ پس اگر كسى با علاقه اسلام آورد، او را به نماز و زكات و آنچه در اسلام هست و خداوند آن را واجب كرده، امر مىكند. اما اگر مسلمان نشد، گردن او را مىزند تا اينكه در دنيا كسى نباشد كه خدا را به وحدانيت نشناسد».[3]اين سختگيرى در برابر افرادى است كه به رغم ديدن معجزات فراوان و ارشادات و راهنمايىهاى حضرت مهدى (عج)، دست از لجاجت و دشمنى برنمىدارند و براى جامعه دينى خطرناك هستند.
2- 2- 2. اقامه و احياى شعائر دينى:
الف. اقامه دستورات الهى: «جاى پايى در روى زمين نمىماند، جز اينكه به آنجا گام مىنهد و آيينى را كه از سوى خداوند واجب گشته، اقامه مىكند»[4]و نيز: «... مردم را به پيروى من و آيين من وا مىدارد و آنها را به كتاب پروردگارم دعوت مىكند».[5]
[1].« يملأ الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا يدين له عرض البلاد و طولها لا يبقى كافر إلّا آمن و لا طالح إلّا صلح»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 291؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 280، ح 6.
[2].« يدعو الناس إلى كتاب اللّه و سنّة نبيّه و الولاية لعلىّ بن ابى طالب و البراءة من عدوه»: محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 57، ح 49؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 342.
[3]....[ القائم] إذا خرج باليهود و النصارى و الصابئين و الزنادقه و اهل الردّة و الكفّار في شرق الارض و غربها، فعرض عليهم الاسلام فمن اسلم طوعا امره بالصلاة و الزكاة و ما يؤمر به المسلم و يجب لله عليه و من لم يسلم ضرب عنقه حتّى لا يبقى في المشارق و المغارب احد إلّا وحد اللّه ...»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 1، ص 183؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 340، ح 90.
[4].« لا يبقى موضع قدم إلّا وطئه و أقام فيه الدّين الواجب للّه»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 636؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 218.
[5].« ... يقيم الناس على ملّتى و شريعتى و يدعوهم إلى كتاب ربّى»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 411؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 425.
ب. احياى كتاب و سنّت: «وقتى قائم قيام كند و سخنگوى ما سخن بگويد، قرآن و احكام دين را همانگونه كه بر پيامبر صلى اللّه عليه و اله نازل شده است، از نو به شما مىآموزد»[1]و نيز:
« [مهدى] بر طبق شيوه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله رفتار مىكند و آنچه از نشانههاى گذشته باشد، از ميان مىبرد؛ همانگونه كه پيامبر صلى اللّه عليه و اله نشانههاى جاهليت را از بين برد. پس از ريشهكن ساختن بدعتها، اسلام را از نو پياده مىكند».[2]
ج. بدعتستيزى و تحريفزدايى: «هيچ بدعتى نيست، مگر آنكه مهدى آن را [از پيكر اسلام] خواهد زدود و سنّتى نيست، جز اينكه آن را برپا خواهد داشت».[3]
د. آموزش و تعليم قرآن: امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «هنگامىكه قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مىكند، براى كسانى كه قرآن را بر طبق نزول آموزش دهند، چادر مىزند؛ آنچه آن روز براى مردمان بسيار سخت خواهد بود، اين است كه برخلاف نظم فعلى، آموزش خواهند داد».[4]
امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد: «گويى شيعيان على عليه السّلام را مىبينيم كه قرآن كريم را در دست گرفته، شيوه جديد آن را به مردم ياد مىدهند».[5]
ه. ساخت و توجّه ويژه به مساجد: «وقتى قائم قيام كند، مسجد الحرام و مسجد
[1]. لو قد قام قائمنا .... استأنف بكم تعليم القرآن و شرايع الدين و الأحكام و الفرائض كما انزله اللّه على محمّد صلى اللّه عليه و اله ...»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 560، ح 628؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 2، ص 247، ح 52.
[2].« يصنع كما صنع رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله؛ يهدم ما كان قبله كما هدم رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله أمر الجاهليّة و يستأنف الإسلام جديدا بعد أن يهدم ما كان قبله»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 230، ح 13؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 352، ح 108.
[3].« لا يترك بدعة إلّا ازالها و لا سنّة إلّا أقامها»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 25، ص 436؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 385؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466.
[4].« و إذا قام قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله ضرب فساطيط لمن يعلّم الناس القرآن على ما انزل اللّه جل جلاله فاصعب ما يكون ...»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 386؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466.
[5].« كأنّى بشيعة علىّ في ايديهم المثانى يعلمون الناس المستأنف»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 318، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 364، ح 140.
پيامبر و مسجد كوفه را پى مىكند و از نوبنياد مىنمايد ...»[1]و نيز: «هنگامىكه قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مىكند، در پشت كوفه مسجدى مىسازد كه براى آن هزار در است و خانههاى مردم كوفه به نهر كربلا متصل مىشود».[2]
البته از طرفى دستور مىدهد تجملات و زينتهاى اضافى مساجد برداشته و مكانهاى مرتفع آن- كه احتمال اشراف به خانههاى ديگران مىرود- خراب گردد:
«چون قائم ظهور مىكند، فرمان مىدهد كه منارههاى مساجد و مكانهاى مرتفع آنها را خراب سازند؛ زيرا آن بدعت است و هيچ پيامبر و وصىّ پيامبرى، آنها را نساخته است».[3]
2- 3. كاركرد علمى و فكرى
انسانها در طول تاريخ، همواره تجربهها، دانشها و معلوماتى به دست آوردهاند كه در ميان اين اندوختهها، آموزشها و دستورات پيامبران جايگاه ويژهاى دارد. يكى از اصول و هدفهاى اصلى انبيا، گسترش علم، خردورزى، دانايى و پيشرفت است. آنان انسانها را به فراگيرى علم در تمامى زمينهها- از شناخت خود و طبيعت تا معرفت خدا- دعوت كردهاند. در سايه اين دستورات، انسان به تفكر، تعقل و دانشاندوزى پرداخت و در هر رشتهاى از علوم، به مسائل و كشفيات جديدى رسيد و علم تاكنون در حال رشد و پيشرفت است. البته اين پيشرفتها و يافتههاى علمى، بيشتر در مسائل ظاهرى جهان و
[1].« إنّ القائم إذا قام ردّ المسجد الحرام إلى أساسه و مسجد الرسول إلى أساسه و مسجد الكوفه إلى أساسه»:
محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 4، ص 543، ح 16؛ محمّد بن حسن شيخ طوسى، التهذيب، ج 5، ص 452، ح 222؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 449، ح 51.
[2].« إذا قام قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله بنى في ظهر الكوفة مسجدا له ألف باب و اتّصلت بيوت أهل الكوفة بنهرى كربلا»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 380؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 463؛ فضل بن حسن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 460.
[3].« إذا خرج القائم، امر بهدم المنار و المقاصير الّتى في المساجد .... معنى هذا أنّها محدثة مبتدعة لم يبنها نبىّ و لا حجّة»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 206 و 207؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 379، ح 383؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 418.
زندگى مادى و در جهت رفاه دنيوى بوده است كه آن هم ناقص و محدود است.
در دولت امام مهدى (عج)، همه اهداف و خواستههاى بشرى به حقيقت مىپيوندد و دانش و شناخت انسانها كامل مىشود و ديگر مجهولى در هيچيك از علوم و دانشها باقى نمىماند. دانش و علم بشرى به حدّ نهايى و كامل خود مىرسد و دريچههاى حكمت و دانش و خردورزى، به روى بشر گشوده مىشود.
حضرت مهدى (عج) از حقايق مادى و معنوى، پرده برمىدارد و مجهولات و نادانستهها را براى همگان روشن مىسازد. انسانها را همراه با تكامل علوم مادى و دانش بشرى، در خداشناسى و تكامل معنوى نيز كمك مىكند و جامعههاى جاهل را، آگاه، بينا و دانا مىسازد.
در نتيجه با گسترش شناخت و كشف اسرار جهان هستى، پايههاى خداشناسى، حق باورى و كمالگرايى، استوار مىگردد و در سايه گسترش شناخت و دانايى، تشكيل جامعه پيشرفته و سامانيافته را ممكن مىسازد. در پرتو شناخت و آگاهى كامل از جهان، مسائل تربيتى، بالندگى و تعالى معنوى، شيوهها و روشهاى صحيح اداره زندگى، تأمين و تنظيم خانواده، بهرهبردارى از موهبتهاى طبيعى، پيشرفت همهجانبه و .... سامان مىيابد و زندگى انسانى بهينه مىشود. در اين راستا كاركردهاى زير را مىتوان براى دولت مهدوى به تصوير درآورد:
2- 3- 1. رشد دانش و علوم بشرى:
در عصر ظهور و تثبيت دولت امام مهدى (عج) دانش و علم بشرى پيشرفت و گسترش برقآسايى خواهد داشت. حضرت مهدى (عج) درهاى دانش و حكمت را بر روى مردم مىگشايد و چندين برابر علم كنونى، دانش مىآموزد. رهبر جامعه موعود، خود امام عالمى است كه كسى دانشمندتر و حكيمتر از او نيست (اوسعكم كهفا و اكثركم علما)[1]علم و دانش در قلب و وجود او ريشه دوانده و جاى گرفته است: «به درستى كه علم به احكام خدا و سنّت پيغمبر صلى اللّه عليه و اله در دل مهدى مىرويد؛ همانطور كه زراعت
[1]. محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 212، ح 1؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ح 51، ص 115، ح 14.
مىرويد بهترين روييدنى».[1]بدين ترتيب درك دانش و علمى كه امام عليه السّلام به روى مردم مىگشايد، قابل سنجش با هيچ پيشرفتى نيست و مردم نيز استقبال بيشترى به فراگيرى دانش نشان خواهند داد.
الف. آشكار شدن شعبههاى علم: «علم و دانش 27 حرف (شعبه) است. تمام آنچه پيامبران الهى آوردهاند، دو حرف (شعبه) بيشتر نبود و مردم تاكنون جز دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامىكه قائم ما قيام كند، 25 حرف ديگر را آشكار مىسازد و در ميان مردم منتشر مىكند و دو حرف ديگر را به آن ضميمه مىكند تا 27 حرف كامل و منتشر شود».[2]
اين حديث به روشنى پيشرفت و جهش فوق العاده علمى عصر ظهور را روشن مىسازد كه تحوّلى به ميزان بيش از دوازده برابر نسبت به تمام علوم و دانشهاى موجود بشرى حاصل مىشود و درهاى همه رشتهها و شاخههاى علوم مفيد و سازنده (طبّى، صنعتى و ...) به روى انسانها گشوده مىشود و راهى كه بشر طىّ هزاران سال پيموده، به ميزان بيش از دوازده برابر آن، در اندك زمانى پيموده مىشود.
«خداى عزّ و جلّ به وسيله او (قائم) زمين را پس از تاريكى آن، از نور آكنده مىسازد و پس از ستم آن، از داد پر مىنمايد و آن را پس از جهل و نادانى، از دانش مالامال مىكند».[3]
ب. آموزش همگانى علم و حكمت: «در زمان [مهدى (عج)] حكمت و دانش به
[1].« انّ العلم بكتاب اللّه عز و جل و سنّة نبيّه ينبت في قلب مهدينا كما ينبت الزرع على أحسن نباته»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 653، ح 18؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 317 و 318، ح 16.
[2].« العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ما جائت به الرسل حرفان، فلم يعرف النّاس حتّى اليوم غير الحرفين. فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفا فبثّها في الناس و ضمّ اليها الحرفين، حتّى يبثّها سبعة و عشرين حرفا»: على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 201؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 841؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 73.( با تفاوت در الفاظ).
[3].« يملأ اللّه عزّ و جلّ به الارض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها و علما بعد جهلها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 260، ح 5؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 399.
[مردم] ارزانى مىشود تا جايى كه زنان در خانه خود، به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله حكم مىكنند».[1]
2- 3- 2. شكوفا كردن عقل و خرد بشرى
در پرتو ارشاد و هدايت امام مهدى (عج) و با عنايت و توجّه ويژه او، مغزها و افكار در مسير كمال به حركت درمىآيند و انديشهها شكوفا مىگردند. تمام كوتهبينىها و تنگنظرىها و افكار پست و كوتاه- كه سرچشمه عقبماندگىها و كژتابىهاى فكرى است- برطرف مىگردد. مردمى بلندنظر، با افكارى باز، سينههايى گشاده، همّتى والا و بينشى وسيع پرورش مىيابند. آنان بسيارى از مشكلات اجتماعى را در روح خود حلّ مىكنند و جهانىآباد و متكامل مىسازند. اين دوران، دوران برترى خرد و عقل است كه نتيجه آن تشكيل دولت حقّه مهدوى است. سيد جعفر كشفى در اينباره مىنويسد:
«بدان كه زمان ظهور دولت آن جناب- كه زمان ظاهر شدن دولت ثانيه حق است- زمان ظهور و غلبه عقل است از روى باطنى آنكه مقام ولايت است. و به منزله روح است از براى روح ظاهرى كه آن مقام نبوّت است».[2]
در روايت بسيار زيبايى از امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايتش] را بر سر بندگان مىنهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده (فجمع به عقولهم) و فهمشان بالا مىرود (كامل مىگردد)».[3]
2- 3- 3. پيشرفت كامل اختراعات و ارتباطات
از روايات به دست مىآيد كه با عنايت ويژه امام مهدى (عج) و گسترش سطح آگاهى، علم و انديشه مردم، اختراعات، اكتشافات، ارتباطات و فنآورى به نهايت كمال
[1].« و تؤتون الحكمة في زمانه حتّى أنّ المرأة لتقضى في بيتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله»:
محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 239، ح 30؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 352، ح 106.
[2]. سيد جعفر كشفى، تحفة الملوك،( قم: بوستان كتاب، 1381)، ج 1، ص 78.
[3].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 25، ح 21؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 495، ح 253؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 200.
خود خواهد رسيد و مردم آن عصر، در بهترين، دلپسندترين و پررونقترين برهه از زمان، زندگى خواهند كرد. روايات، جهان را در روزگار امام عصر عليه السّلام جهانى متمدّن و در اوج قدرت و پيشرفت علمى معرّفى مىكند و بهطور كلّى صنعت در آن روزگار، با صنعت كنونى فرسنگها فاصله خواهد داشت.
فرق بنيادين پيشرفت در دوران حكومت مهدى (عج) با جهان كنونى، در اين است كه در روزگار ما پيشرفت علم و صنعت در جهت سقوط فرهنگ و اخلاق جامعه بشرى است و هرچه انسانها از نظر دانش پيشرفت مىكنند، از انسانيت بيشتر فاصله مىگيرند و به فساد و تباهى و كشتار روى مىآورند؛ ولى در روزگار مهدى (عج) اين شرايط درست برعكس شرايط كنونى است و بشر در عين اينكه به بالاترين رشد علمى و صنعتى مىرسد، به همان اندازه به تعالى اخلاق و كمال انسانى نزديك مىگردد و علم و صنعت و تمدّن را براى پرورش فضايل اخلاقى و رسيدن به هدف آفرينش خود (عبوديت و عبادت) به كار مىبرد و هرچه بيشتر، به معرفت و شناخت خدا دست مىيازد.
يكى از وجوه پيشرفت و ترقّى در عصر ظهور، رشد فنآورى ارتباطات و وسايل سريع ارتباطى است. در آن دوران، براى همه انسانها- به خصوص شيعيان- اين توان وجود خواهد داشت كه با هر نقطه از جهان در مدّت بسيار كم، ارتباط برقرار سازند.
برخى نيز اين توانايى را خواهند داشت كه مسافتهاى بسيار زياد را به طريق ويژهاى در مدّت كم طىّ كنند. به جهت پيشرفت، جهش علمى و صنعت، وسايل ارتباطات و اطلاعات، آنقدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان مىدهد و براى آگاهى به رويدادهاى جهان، نيازى به وسايل و ابزار ارتباطى امروزى نيست. برخى از وجوه اين پيشرفت عبارت است از:
الف. پيشرفت فنآورى در ارتباطات: «هنگامىكه قائم ما قيام مىكند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مىكند كه ميان آنها و قائم، نامهرسان نخواهد بود. با آنها سخن مىگويد [و آنها] سخنش را مىشنوند و او را مىبينند؛ در حالىكه او