زندگى مادى و در جهت رفاه دنيوى بوده است كه آن هم ناقص و محدود است.
در دولت امام مهدى (عج)، همه اهداف و خواستههاى بشرى به حقيقت مىپيوندد و دانش و شناخت انسانها كامل مىشود و ديگر مجهولى در هيچيك از علوم و دانشها باقى نمىماند. دانش و علم بشرى به حدّ نهايى و كامل خود مىرسد و دريچههاى حكمت و دانش و خردورزى، به روى بشر گشوده مىشود.
حضرت مهدى (عج) از حقايق مادى و معنوى، پرده برمىدارد و مجهولات و نادانستهها را براى همگان روشن مىسازد. انسانها را همراه با تكامل علوم مادى و دانش بشرى، در خداشناسى و تكامل معنوى نيز كمك مىكند و جامعههاى جاهل را، آگاه، بينا و دانا مىسازد.
در نتيجه با گسترش شناخت و كشف اسرار جهان هستى، پايههاى خداشناسى، حق باورى و كمالگرايى، استوار مىگردد و در سايه گسترش شناخت و دانايى، تشكيل جامعه پيشرفته و سامانيافته را ممكن مىسازد. در پرتو شناخت و آگاهى كامل از جهان، مسائل تربيتى، بالندگى و تعالى معنوى، شيوهها و روشهاى صحيح اداره زندگى، تأمين و تنظيم خانواده، بهرهبردارى از موهبتهاى طبيعى، پيشرفت همهجانبه و .... سامان مىيابد و زندگى انسانى بهينه مىشود. در اين راستا كاركردهاى زير را مىتوان براى دولت مهدوى به تصوير درآورد:
2- 3- 1. رشد دانش و علوم بشرى:
در عصر ظهور و تثبيت دولت امام مهدى (عج) دانش و علم بشرى پيشرفت و گسترش برقآسايى خواهد داشت. حضرت مهدى (عج) درهاى دانش و حكمت را بر روى مردم مىگشايد و چندين برابر علم كنونى، دانش مىآموزد. رهبر جامعه موعود، خود امام عالمى است كه كسى دانشمندتر و حكيمتر از او نيست (اوسعكم كهفا و اكثركم علما)[1]علم و دانش در قلب و وجود او ريشه دوانده و جاى گرفته است: «به درستى كه علم به احكام خدا و سنّت پيغمبر صلى اللّه عليه و اله در دل مهدى مىرويد؛ همانطور كه زراعت
[1]. محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 212، ح 1؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ح 51، ص 115، ح 14.
مىرويد بهترين روييدنى».[1]بدين ترتيب درك دانش و علمى كه امام عليه السّلام به روى مردم مىگشايد، قابل سنجش با هيچ پيشرفتى نيست و مردم نيز استقبال بيشترى به فراگيرى دانش نشان خواهند داد.
الف. آشكار شدن شعبههاى علم: «علم و دانش 27 حرف (شعبه) است. تمام آنچه پيامبران الهى آوردهاند، دو حرف (شعبه) بيشتر نبود و مردم تاكنون جز دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامىكه قائم ما قيام كند، 25 حرف ديگر را آشكار مىسازد و در ميان مردم منتشر مىكند و دو حرف ديگر را به آن ضميمه مىكند تا 27 حرف كامل و منتشر شود».[2]
اين حديث به روشنى پيشرفت و جهش فوق العاده علمى عصر ظهور را روشن مىسازد كه تحوّلى به ميزان بيش از دوازده برابر نسبت به تمام علوم و دانشهاى موجود بشرى حاصل مىشود و درهاى همه رشتهها و شاخههاى علوم مفيد و سازنده (طبّى، صنعتى و ...) به روى انسانها گشوده مىشود و راهى كه بشر طىّ هزاران سال پيموده، به ميزان بيش از دوازده برابر آن، در اندك زمانى پيموده مىشود.
«خداى عزّ و جلّ به وسيله او (قائم) زمين را پس از تاريكى آن، از نور آكنده مىسازد و پس از ستم آن، از داد پر مىنمايد و آن را پس از جهل و نادانى، از دانش مالامال مىكند».[3]
ب. آموزش همگانى علم و حكمت: «در زمان [مهدى (عج)] حكمت و دانش به
[1].« انّ العلم بكتاب اللّه عز و جل و سنّة نبيّه ينبت في قلب مهدينا كما ينبت الزرع على أحسن نباته»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 653، ح 18؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 317 و 318، ح 16.
[2].« العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ما جائت به الرسل حرفان، فلم يعرف النّاس حتّى اليوم غير الحرفين. فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفا فبثّها في الناس و ضمّ اليها الحرفين، حتّى يبثّها سبعة و عشرين حرفا»: على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 201؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 841؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 73.( با تفاوت در الفاظ).
[3].« يملأ اللّه عزّ و جلّ به الارض نورا بعد ظلمتها و عدلا بعد جورها و علما بعد جهلها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 260، ح 5؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 399.
[مردم] ارزانى مىشود تا جايى كه زنان در خانه خود، به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله حكم مىكنند».[1]
2- 3- 2. شكوفا كردن عقل و خرد بشرى
در پرتو ارشاد و هدايت امام مهدى (عج) و با عنايت و توجّه ويژه او، مغزها و افكار در مسير كمال به حركت درمىآيند و انديشهها شكوفا مىگردند. تمام كوتهبينىها و تنگنظرىها و افكار پست و كوتاه- كه سرچشمه عقبماندگىها و كژتابىهاى فكرى است- برطرف مىگردد. مردمى بلندنظر، با افكارى باز، سينههايى گشاده، همّتى والا و بينشى وسيع پرورش مىيابند. آنان بسيارى از مشكلات اجتماعى را در روح خود حلّ مىكنند و جهانىآباد و متكامل مىسازند. اين دوران، دوران برترى خرد و عقل است كه نتيجه آن تشكيل دولت حقّه مهدوى است. سيد جعفر كشفى در اينباره مىنويسد:
«بدان كه زمان ظهور دولت آن جناب- كه زمان ظاهر شدن دولت ثانيه حق است- زمان ظهور و غلبه عقل است از روى باطنى آنكه مقام ولايت است. و به منزله روح است از براى روح ظاهرى كه آن مقام نبوّت است».[2]
در روايت بسيار زيبايى از امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايتش] را بر سر بندگان مىنهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده (فجمع به عقولهم) و فهمشان بالا مىرود (كامل مىگردد)».[3]
2- 3- 3. پيشرفت كامل اختراعات و ارتباطات
از روايات به دست مىآيد كه با عنايت ويژه امام مهدى (عج) و گسترش سطح آگاهى، علم و انديشه مردم، اختراعات، اكتشافات، ارتباطات و فنآورى به نهايت كمال
[1].« و تؤتون الحكمة في زمانه حتّى أنّ المرأة لتقضى في بيتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله»:
محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 239، ح 30؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 352، ح 106.
[2]. سيد جعفر كشفى، تحفة الملوك،( قم: بوستان كتاب، 1381)، ج 1، ص 78.
[3].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 25، ح 21؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 495، ح 253؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 200.
خود خواهد رسيد و مردم آن عصر، در بهترين، دلپسندترين و پررونقترين برهه از زمان، زندگى خواهند كرد. روايات، جهان را در روزگار امام عصر عليه السّلام جهانى متمدّن و در اوج قدرت و پيشرفت علمى معرّفى مىكند و بهطور كلّى صنعت در آن روزگار، با صنعت كنونى فرسنگها فاصله خواهد داشت.
فرق بنيادين پيشرفت در دوران حكومت مهدى (عج) با جهان كنونى، در اين است كه در روزگار ما پيشرفت علم و صنعت در جهت سقوط فرهنگ و اخلاق جامعه بشرى است و هرچه انسانها از نظر دانش پيشرفت مىكنند، از انسانيت بيشتر فاصله مىگيرند و به فساد و تباهى و كشتار روى مىآورند؛ ولى در روزگار مهدى (عج) اين شرايط درست برعكس شرايط كنونى است و بشر در عين اينكه به بالاترين رشد علمى و صنعتى مىرسد، به همان اندازه به تعالى اخلاق و كمال انسانى نزديك مىگردد و علم و صنعت و تمدّن را براى پرورش فضايل اخلاقى و رسيدن به هدف آفرينش خود (عبوديت و عبادت) به كار مىبرد و هرچه بيشتر، به معرفت و شناخت خدا دست مىيازد.
يكى از وجوه پيشرفت و ترقّى در عصر ظهور، رشد فنآورى ارتباطات و وسايل سريع ارتباطى است. در آن دوران، براى همه انسانها- به خصوص شيعيان- اين توان وجود خواهد داشت كه با هر نقطه از جهان در مدّت بسيار كم، ارتباط برقرار سازند.
برخى نيز اين توانايى را خواهند داشت كه مسافتهاى بسيار زياد را به طريق ويژهاى در مدّت كم طىّ كنند. به جهت پيشرفت، جهش علمى و صنعت، وسايل ارتباطات و اطلاعات، آنقدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان مىدهد و براى آگاهى به رويدادهاى جهان، نيازى به وسايل و ابزار ارتباطى امروزى نيست. برخى از وجوه اين پيشرفت عبارت است از:
الف. پيشرفت فنآورى در ارتباطات: «هنگامىكه قائم ما قيام مىكند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مىكند كه ميان آنها و قائم، نامهرسان نخواهد بود. با آنها سخن مىگويد [و آنها] سخنش را مىشنوند و او را مىبينند؛ در حالىكه او
در مكان خويش است و آنها در نقاط ديگرند».[1]
براساس اين روايت، وسايل انتقالى صدا و تصوير بهطور همگانى و ساده و آسان در اختيار همه پيروان امام عليه السّلام قرار مىگيرد؛ آنچنانكه چيزى به نام اداره پست، امرى زايد محسوب مىگردد و مسائل جارى اين حكومت بدون نياز به كاغذبازى، حل و فصل مىشود.
ب. ساخت وسايل پيشرفته اطلاعاتى و خبرگيرى: «مؤمن در زمان قائم در حالىكه در مشرق است، برادر خود را در مغرب مىبيند. همچنين كسىكه در مغرب است، برادرش را در مشرق مىبيند».[2]
«وقتىكه كليه امور به دست صاحب الزمان برسد، خداوند متعال تمامى فراز و نشيبها را براى او هموار مىگرداند تا آنجا كه دنيا به منزله كف دستش خواهد بود. چه كسى از شما اگر در كف دست خود مويى باشد، آنرا نمىبيند؟!»[3]
ج. ساخت وسايل پيشرفته حملونقل: «مهدى (عج) بر ابرها سوار مىشود و از وسايلى نظير وسايل آسمانهاى هفتگانه استفاده مىكند»[4]و نيز در حديث قدسى آمده
[1].« إن قائمنا إذا قام مدّ اللّه لشيعتنا في أسماعهم و أبصارهم حتّى لا يكون بينهم و بين القائم، بريد؛ يكلمهم يسمعون و ينظرون إليه و هو في مكانه»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 241، ح 329؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 607، ح 2؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 72.
[2].« انّ المؤمن في زمان القائم- و هو بالمشرق- سيرى اخاه الذى في المغرب و كذا الّذي في المغرب يرى اخاه الّذي في المشرق»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 391، ح 213؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 607، ح 3.
[3].« إذا تناهت الأمور إلى صاحب هذا الأمر رفع اللّه تبارك و تعالى له كلّ منخفض من الارض و خفّض له كلّ مرتفع حتّى تكون الدنيا عنده بمنزلة راحته فأيّكم لو كانت في راحته شعرة لم يبصرها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 674، ح 30؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 199؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 328، ح 46.
[4].« امّا انّه سيركب السحاب و يرقى في الاسباب، اسباب السماوات السّبع و الارضين السبع»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الاختصاص، ص 199؛ محمّد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات، ص 408؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 321، ح 27.
است: «بادها را مسخر او خواهم كرد. ابرهاى تندرآگين سخت را، براى او رام خواهم نمود. او را از طريق اسبابى [كه براى سفر به آسمانها است] به سفر كردن به آسمانها موفّق خواهم داشت».[1]
اين روايات به وسايل سريع السيرى اشاره مىكند كه با وسايل كنونى قابل مقايسه نيست. اين وسايل تنها براى دور زدن كره زمين در مدت كوتاه نيست؛ بلكه براى مسافرتهاى دوردست فضايى نيز استفاده مىشود؛ چنانكه برخى از دولتهاى امروز ميلياردها بودجه براى دستيابى به آن هزينه مىكنند.
سه. كارويژه اقتصادى و عمرانى
سياست، فرهنگ و اقتصاد، سه بعد اساسى يك اجتماع و باعث پيشرفت و توسعه امور يا عقبماندگى و كاستى در كارها است. توجّه به هرسه براى رساندن جامعه به اهداف عالى خود، ضرورى است؛ هرچند در نظامهاى مختلف، هريك جايگاه مخصوص به خود را دارد. اما يك نظام متعالى و متكامل مىتواند با اهميت دادن به هر سه بعد، جامعه را به سوى اهداف و غايات والا و كامل هدايت كند و موجب امنيت، معنويت و سعادت مردم گردد. بر اين اساس در جامعه دينى- به خصوص در جامعه موعود جهانى- اقتصاد نيز مورد توجّه بوده و دولت برنامهها و كاركردهاى مهمى در اين زمينه دارد.
هدف اوليه اقتصاد، تأمين معيشت و رفاه مردم و ساماندهى به فعاليتهاى تجارى و مالى است؛ اما در هدف والاتر برقرارى عدالت اجتماعى، ايجاد مساوات، عمران و
[1].« ... و لأسخرنّ له الرياح و لا ذلّلنّ له الرقاب الصعاب و لأرقينّه في الاسباب»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 7، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 264؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 256، ح 23؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 831.
آبادى شهرها و كشورها و در نتيجه رفع معضلات و كاستىهاى اقتصادى (فقر، بىكارى، ندارى و ...) است. پس تغيير مسير دادن اقتصاد از تأمين نيازهاى مادى صرف، به تقويت بعد روحانى و اخلاقى انسانها و ريشهكن نمودن مفاسد و ناهنجارىهاى ناشى از اقتصاد ناصحيح است.
بر اين اساس از برنامهها و اقدامهاى مهم دولت امام مهدى (عج)، پديد آوردن رفاه و آسايش اقتصادى و تشكيل يك جامعه واحد جهانى است. در اين جامعه همه مانند يك خانواده زندگى مىكنند و تقسيم جوامع به غنى و فقير و توسعهيافته، از بين مىرود و بشر بهطور كلّى به رفاه اقتصادى، بىنيازى و عدالت اجتماعى دست مىيابد و همين، زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را فراهم مىسازد.
گفتنى است وضعيت اقتصادى جوامع در عصر «پيشاظهور» نابسامان و خطرناك است و مشكلات و معضلات فراوانى فراروى انسانها به وجود آورده است. در روايات به پارهاى از اين كاستىها و ناراستىهاى اقتصادى اشاره شده است:
«ثروتمندان توشه فقيران را مىدزدند و زكات را به مستحق نمىدهند. كمفروشى مىكنند و خداوند، گرانى و سختى را بر آنها حاكم مىسازد. حرام را سود و زكات را زيان مىدانند. با شريكان به خيانت معامله مىكنند. به سبب اشتغال به دنيا از آخرت باز مىمانند. مستمندان را پست مىشمارند. سود پول به سفتهبازى ظاهر مىشود. بازرگانان به خوردن ربا كسب مىكنند و براى غير خدا انفاق مىكنند. به دنيا باهم مباهات مىنمايند. سرمايه كسب، دروغگويى است. فقر و تنگدستى زياد مىشود. هيچ توانگرى، از بينوايى محرومان نمىترسد. در معامله به يكديگر ظلم مىكنند. زياد حرام مىخورند. سود پول و بادهفروشى را حلال مىشمارند. مال به دست كسى مىافتد كه اهليت آن را ندارد. مردمان شريف را از نظر مىاندازند و بر آنان تنگ مىگيرند.
زراعت فاسد مىشود و بركت مىرود. رشوهخوارى به نام هديه حلال مىشود. از راه كمفروشى زندگى را اداره مىكنند. همت مردم فقط براى شكمها است و ...»[1]
[1]. ر. ك: حسن ميرجهانى طباطبايى، نوائب الدهور في علائم الظهور،( تهران: كتابخانه صدر، 1376)، ج 1،- صص 166- 286.
بر اين اساس نظام فاسد اقتصادى حاكم بر جهان، به چپاول و استثمار مردم مشغول شده و باعث تشديد فقر، عقبماندگى، بىكارى و تجمّلگرايى شده است. نظام سياسى نيز معمولا دستنشانده قدرتهاى استعمارى و سرمايهدار بوده و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمىدارد. در رستاخيز ظهور امام منجى عليه السّلام اين كاستىها و دامها از سر راه برداشته مىشود و عوامل سلطه بر فكر، فرهنگ، اقتصاد و سياست جهان نابود مىگردد و انسانها آزاد مىشوند و با هدايت آن امام، راه صحيح زندگى را پيدا مىكنند.
دولت كريمه مهدوى، فقر و ندارى را از ميان برمىدارد و استعمارگران و صاحبان زر و زور و تزوير را سر جاى خود مىنشاند. مردم را از اسارت ماديات و تأمين خواستههاى غيرضرورى دنيوى رهايى مىبخشد و عدالت اجتماعى، مساوات و رفاه اقتصادى را محقق مىكند. در مردم غنا و بىنيازى به وجود مىآورد و مال فراوان به آنان مىبخشد. با اينحال مال و ثروت جهان از ارزش مىافتد كه كسى طالب آن نمىگردد:
«مهدى نسبت به كارگزاران حكومت سختگير است. در امور مالى [و اقتصادى] بخشنده است و به همه مسكينان مهربانى مىورزد».[1]
پيوند اخلاق و اقتصاد
نبايد فراموش كرد كه ريشه بيشتر جرايمى كه در دنيا رخ مىدهد، فقر و نيازمندى به مال است و علّت بيشتر دشمنىها، مربوط به مسائل مالى و عامل بسيارى از دعواهاى خانوادگى فقر و بىكارى است. بيشتر جوانان به جهت ندارى ازدواج نمىكنند و معمولا به كارهاى خلاف و فسادانگيز كشيده مىشوند. بىعدالتىها، ظلمها، حقّكشىها، لشكركشىها، زيادهخواهىها، دزدىها و قتلها و ... به اقتصاد ناسالم و غلط برمىگردد.
از جمله اصلاحات وسيع و اقدامات عميق امام مهدى (عج)، حلّ مشكلات و
[1].« ... ان يكون شديدا على العمّال، جوادا بالمال، رحيما بالمساكين»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 384؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 173؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207.