بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

است: «بادها را مسخر او خواهم كرد. ابرهاى تندرآگين سخت را، براى او رام خواهم نمود. او را از طريق اسبابى [كه براى سفر به آسمان‌ها است‌] به سفر كردن به آسمان‌ها موفّق خواهم داشت».[1]

اين روايات به وسايل سريع السيرى اشاره مى‌كند كه با وسايل كنونى قابل مقايسه نيست. اين وسايل تنها براى دور زدن كره زمين در مدت كوتاه نيست؛ بلكه براى مسافرت‌هاى دوردست فضايى نيز استفاده مى‌شود؛ چنان‌كه برخى از دولت‌هاى امروز ميلياردها بودجه براى دستيابى به آن هزينه مى‌كنند.

سه. كارويژه اقتصادى و عمرانى‌

سياست، فرهنگ و اقتصاد، سه بعد اساسى يك اجتماع و باعث پيشرفت و توسعه امور يا عقب‌ماندگى و كاستى در كارها است. توجّه به هرسه براى رساندن جامعه به اهداف عالى خود، ضرورى است؛ هرچند در نظام‌هاى مختلف، هريك جايگاه مخصوص به خود را دارد. اما يك نظام متعالى و متكامل مى‌تواند با اهميت دادن به هر سه بعد، جامعه را به سوى اهداف و غايات والا و كامل هدايت كند و موجب امنيت، معنويت و سعادت مردم گردد. بر اين اساس در جامعه دينى- به خصوص در جامعه موعود جهانى- اقتصاد نيز مورد توجّه بوده و دولت برنامه‌ها و كاركردهاى مهمى در اين زمينه دارد.

هدف اوليه اقتصاد، تأمين معيشت و رفاه مردم و سامان‌دهى به فعاليت‌هاى تجارى و مالى است؛ اما در هدف والاتر برقرارى عدالت اجتماعى، ايجاد مساوات، عمران و

[1].« ... و لأسخرنّ له الرياح و لا ذلّلنّ له الرقاب الصعاب و لأرقينّه في الاسباب»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 7، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 264؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 256، ح 23؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 831.


صفحه 336

آبادى شهرها و كشورها و در نتيجه رفع معضلات و كاستى‌هاى اقتصادى (فقر، بى‌كارى، ندارى و ...) است. پس تغيير مسير دادن اقتصاد از تأمين نيازهاى مادى صرف، به تقويت بعد روحانى و اخلاقى انسان‌ها و ريشه‌كن نمودن مفاسد و ناهنجارى‌هاى ناشى از اقتصاد ناصحيح است.

بر اين اساس از برنامه‌ها و اقدام‌هاى مهم دولت امام مهدى (عج)، پديد آوردن رفاه و آسايش اقتصادى و تشكيل يك جامعه واحد جهانى است. در اين جامعه همه مانند يك خانواده زندگى مى‌كنند و تقسيم جوامع به غنى و فقير و توسعه‌يافته، از بين مى‌رود و بشر به‌طور كلّى به رفاه اقتصادى، بى‌نيازى و عدالت اجتماعى دست مى‌يابد و همين، زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را فراهم مى‌سازد.

گفتنى است وضعيت اقتصادى جوامع در عصر «پيشاظهور» نابسامان و خطرناك است و مشكلات و معضلات فراوانى فراروى انسان‌ها به وجود آورده است. در روايات به پاره‌اى از اين كاستى‌ها و ناراستى‌هاى اقتصادى اشاره شده است:

«ثروتمندان توشه فقيران را مى‌دزدند و زكات را به مستحق نمى‌دهند. كم‌فروشى مى‌كنند و خداوند، گرانى و سختى را بر آنها حاكم مى‌سازد. حرام را سود و زكات را زيان مى‌دانند. با شريكان به خيانت معامله مى‌كنند. به سبب اشتغال به دنيا از آخرت باز مى‌مانند. مستمندان را پست مى‌شمارند. سود پول به سفته‌بازى ظاهر مى‌شود. بازرگانان به خوردن ربا كسب مى‌كنند و براى غير خدا انفاق مى‌كنند. به دنيا باهم مباهات مى‌نمايند. سرمايه كسب، دروغ‌گويى است. فقر و تنگدستى زياد مى‌شود. هيچ توانگرى، از بينوايى محرومان نمى‌ترسد. در معامله به يكديگر ظلم مى‌كنند. زياد حرام مى‌خورند. سود پول و باده‌فروشى را حلال مى‌شمارند. مال به دست كسى مى‌افتد كه اهليت آن را ندارد. مردمان شريف را از نظر مى‌اندازند و بر آنان تنگ مى‌گيرند.

زراعت فاسد مى‌شود و بركت مى‌رود. رشوه‌خوارى به نام هديه حلال مى‌شود. از راه كم‌فروشى زندگى را اداره مى‌كنند. همت مردم فقط براى شكم‌ها است و ...»[1]

[1]. ر. ك: حسن ميرجهانى طباطبايى، نوائب الدهور في علائم الظهور،( تهران: كتابخانه صدر، 1376)، ج 1،- صص 166- 286.


صفحه 337

بر اين اساس نظام فاسد اقتصادى حاكم بر جهان، به چپاول و استثمار مردم مشغول شده و باعث تشديد فقر، عقب‌ماندگى، بى‌كارى و تجمّل‌گرايى شده است. نظام سياسى نيز معمولا دست‌نشانده قدرت‌هاى استعمارى و سرمايه‌دار بوده و همواره به زيان ملت‌هاى خود گام برمى‌دارد. در رستاخيز ظهور امام منجى عليه السّلام اين كاستى‌ها و دام‌ها از سر راه برداشته مى‌شود و عوامل سلطه بر فكر، فرهنگ، اقتصاد و سياست جهان نابود مى‌گردد و انسان‌ها آزاد مى‌شوند و با هدايت آن امام، راه صحيح زندگى را پيدا مى‌كنند.

دولت كريمه مهدوى، فقر و ندارى را از ميان برمى‌دارد و استعمارگران و صاحبان زر و زور و تزوير را سر جاى خود مى‌نشاند. مردم را از اسارت ماديات و تأمين خواسته‌هاى غيرضرورى دنيوى رهايى مى‌بخشد و عدالت اجتماعى، مساوات و رفاه اقتصادى را محقق مى‌كند. در مردم غنا و بى‌نيازى به وجود مى‌آورد و مال فراوان به آنان مى‌بخشد. با اين‌حال مال و ثروت جهان از ارزش مى‌افتد كه كسى طالب آن نمى‌گردد:

«مهدى نسبت به كارگزاران حكومت سختگير است. در امور مالى [و اقتصادى‌] بخشنده است و به همه مسكينان مهربانى مى‌ورزد».[1]

پيوند اخلاق و اقتصاد

نبايد فراموش كرد كه ريشه بيشتر جرايمى كه در دنيا رخ مى‌دهد، فقر و نيازمندى به مال است و علّت بيشتر دشمنى‌ها، مربوط به مسائل مالى و عامل بسيارى از دعواهاى خانوادگى فقر و بى‌كارى است. بيشتر جوانان به جهت ندارى ازدواج نمى‌كنند و معمولا به كارهاى خلاف و فسادانگيز كشيده مى‌شوند. بى‌عدالتى‌ها، ظلم‌ها، حقّ‌كشى‌ها، لشكركشى‌ها، زياده‌خواهى‌ها، دزدى‌ها و قتل‌ها و ... به اقتصاد ناسالم و غلط برمى‌گردد.

از جمله اصلاحات وسيع و اقدامات عميق امام مهدى (عج)، حلّ مشكلات و

[1].« ... ان يكون شديدا على العمّال، جوادا بالمال، رحيما بالمساكين»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 384؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 173؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207.


صفحه 338

كاستى‌هاى اقتصادى از طريق پياده كردن اقتصاد اسلامى است. باتوجّه به رسالت اصلى امام عليه السّلام در زنده كردن احكام دين و نقش مؤثّر عدالت در اين زمينه، مى‌توان به اين نتيجه رسيد كه: تحقق اقتصاد اسلامى و توسعه‌يافته، منوط به فراهم آمدن شرايط و حضور واقعياتى چند است. يكى از پژوهشگران در اين زمينه مى‌نويسد:

«شرط لازم در اين مقوله، آن است كه انسان‌ها از چنان رشد و كمالى به لحاظ تربيتى و اخلاقى برخوردار باشند كه در مقام و موضع انسان‌هاى موردنظر اسلام جاى گيرند و اين بدان معنا است كه آموزش معارف اسلامى، براى آنان شرايطى را فراهم مى‌آورد كه به منزله ضوابط حاكم بر رفتار آنان تجلّى مى‌نمايد و ما با مسلمانان مؤمنى مواجهيم كه با پرهيز از دست يازيدن به هر امر بيهوده‌اى، مراتب و كمال تربيتى خود را به نمايش مى‌گذارند تا آنجا كه به‌عنوان جامعه‌اى كاملا اسلامى، امكان اجراى احكام اسلامى را فراهم مى‌سازند ... به واسطه عدالت‌گسترى امام زمان [و حكمت‌آموزى او]، مردم همچون جامعه نخستين خود مى‌گردند؛ يعنى، جامعه‌اى عارى از اختلاف و تفرقه كه صلح و صميميت و صفا و يكپارچگى در بين آنان حاكم است و اين وضعيت جز با اهتمام و اراده عملى انسان‌هاى تربيت شده، امكان تحقّق پيدا نمى‌كند».[1]

بر اين اساس خروج كينه از دل‌هاى مردم و ايجاد بى‌نيازى و غنا در قلوب امت اسلامى، به‌معناى آن است كه انسان‌ها آن‌قدر از تربيت و كمال لازم برخوردار شده‌اند كه اين مهم (بى‌نيازى و خروج كينه)، در خصوص آنها تحقّق يافته است. مردم در دوران او به تكامل اخلاقى مى‌رسند تا آنجا كه از جيب همديگر، بدون ممانعت و به حد نياز برداشت مى‌كنند. مؤمنان در انجام معاملات از يكديگر سود نمى‌گيرند. مطلقا فراهم شدن چنين فضايى جز در سايه كمال خرد مردم و پيدايش فرزانگى در آنان، ممكن نيست.[2]براساس بيان روايات، امام مهدى (عج) به اجرايى كردن اسلام در ابعاد مختلف و

[1]. حسن سبحانى، مرورى بر وجوه اقتصادى حكومت مهدى( عج)،( تهران: مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، 1382)، ص 9.

[2]. همان، ص 10.


صفحه 339

رشد و تكامل انسان‌ها توفيق مى‌يابد؛ در نتيجه جريان توسعه‌يافتگى و اقتصاد سالم نيز محقّق مى‌شود و انسان‌هاى تربيت‌يافته و پرهيزگار- كه كمالات انسانى را طى كرده‌اند- به نقش‌آفرينى در سياست، اقتصاد و فرهنگ مى‌پردازند.

در هرحال اهم كاركردها و فعاليت‌هاى دولت حضرت مهدى (عج) در زمينه مسائل اقتصادى- عمرانى عبارت است از:

3- 1. كاركرد توليدى و عمرانى:

3- 1- 1. بهره‌بردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى:

در دوره حاكميت امام زمان عليه السّلام ابزار تعالى و رشد و در عين‌حال ابزار آگاهى و سلطه بر طبيعت (توليد)، به حدى شكوفا مى‌شود كه در پرتو آن شيوه‌هاى تسلط بر منابع بالقوه و به فعليت رساندن آنها، بسيار طبيعى و رايج خواهد شد. مهم‌ترين مؤلّفه اين موضوع، بهره‌بردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى و مواهب طبيعى است: «مهدى فرزند من است ... گنج‌ها را استخراج مى‌كند و شهرهاى شرك را مى‌گشايد»[1]و نيز:

«خداوند براى قائم، گنج‌ها و معادن زمين را آشكار مى‌كند».[2]

امام على عليه السّلام در روايتى مى‌فرمايد: «زمين ميوه‌هاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بيرون مى‌ريزد و كليدهايش را به او مى‌سپارد»[3]و نيز: «زمين بركت‌هاى خود را بيرون مى‌ريزد و هر حقى به صاحبش برگردانده مى‌شود»[4]و «زمين جگرپاره‌هاى خود

[1].« المهدى من ولدى ... يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470 و 478؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 585؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 96؛ ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 2، ص 314، ح 565.

[2].« و يظهر اللّه له كنوز الارض و معادنها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 440؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 323، ح 31.

[3].« و تخرج له الأرض أفاليد كبدها و تلقى إليه سلما مقاليدها»: نهج البلاغه، خطبه 138 و نيز ر. ك: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.

[4].« اخرجت الارض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى اهله ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛- فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 340

را چون قطعات طلا و نقره، بيرون مى‌ريزد».[1]

اين روايات مى‌تواند اشاره به دسترسى و دستيابى به حجم وسيعى از منابع و معادن و امكانات زيرزمينى و مواهب طبيعى باشد كه به‌عنوان نهاده توليد يا عامل توليد، مورد استفاده قرار مى‌گيرند. امكاناتى كه قطعا بشر تاكنون از بسيارى از آنها مطّلع نبوده و فقط بخش اندكى از آن‌را مى‌شناخته است. در نتيجه بسيارى از مشكلات مادّى (به خصوص فقر و ندارى) رفع مى‌شود و بى‌كارى از ميان مى‌رود و همه از امكانات جهان بهره‌مند مى‌شوند. در نتيجه بسيارى از گناهان و مفاسد و كژى‌ها در جامعه ريشه‌كن مى‌شود.

از طرفى اگر جامعه‌اى پرهيزگار و اخلاقى و پايبند به دستورات خدا باشد، او خود بركات آسمان و زمين را به مردم آن جامعه ايمانى و تقواپيشه نازل مى‌فرمايد. از آنجايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام شكوفايى دينى و معنوى، به حدّ اعلاى خود مى‌رسد و معيارهاى اخلاقى در جامعه رعايت مى‌شود؛ به همين جهت نعمت‌هاى الهى بر آنان فزونى مى‌يابد و مواهب طبيعى و معادن براى مردم ايمانى رخ مى‌نمايد.

3- 1- 2. توليد زياد محصولات كشاورزى:

يكى از بخش‌هايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام دگرگونى شايان توجّه پيدا مى‌كند، بخش كشاورزى و دامدارى است. پس از آنكه مردم طعم تلخ كمبود باران و خشكسالى‌هاى پياپى و كمبود مواد غذايى و نابودى كشتزارها را چشيده‌اند و براى تهيه لقمه نانى چه زحمت‌ها و خفت‌ها تحمل كرده‌اند؛ دگرگونى شگفت‌انگيزى در كشاورزى پديد مى‌آيد و مواد غذايى در جامعه فراوان مى‌گردد. باران پياپى و زياد مى‌بارد و رحمت الهى به سوى انسان‌ها سرازير و نعمت‌ها فراوان مى‌شود؛ به‌گونه‌اى كه گويى محصول ده‌ها سال را در يك روز گرد مى‌آورند و در روايات آمده است: «از يك من (سه كيلوگرم) گندم، صد من محصول به دست مى‌آيد»[2]. «زمين همه نباتات خود را

[1].« تفى‌ء الارض افلاذ كبدها امثال الاسطوان من الذهب و الفضة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 6، ص 310، ح 6.

[2]. نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى( عج)، ص 203.


صفحه 341

مى‌روياند»[1]و نيز: « [به هنگام ظهور مهدى‌] خداوند [از] آسمان باران فراوان [و پى در پى‌] مى‌فرستد و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگه نمى‌دارد؛ مگر آنكه بيرون مى‌ريزد»[2]و «در دولت او آب‌ها فراوان مى‌شود و نهرها گسترش مى‌يابد و زمين محصولات خود را چند برابر مى‌كند و گنج‌ها، استخراج مى‌شود».[3]اين روايات نشانگر اهميت و رونق كشاورزى و توجّه فزون‌تر دولت مهدوى به توليد محصولات كشاورزى و رفع نيازهاى غذايى مردم است.

يكى از اقدامات مهم حضرت مهدى دستور به حفر آبراه‌ها و نهرها است؛ به‌عنوان نمونه در روايتى آمده است: «دستور مى‌دهد كه از پشت حرم امام حسين عليه السّلام نهرى حفر كنند كه كربلا را به نجف متصل كند. آن‌گاه پل‌هايى روى آن و آسياب‌هايى را كنار آن نهر مى‌سازند. گويا با چشم خود مى‌بينم كه پيرمردان گندم‌ها را روى سر خود حمل كرده و در اين آسياب‌ها به‌طور مجّانى آرد مى‌كنند. در آن زمان خانه‌هاى كوفه به نهر كربلا (فرات) متصل مى‌شود».[4]

از اين حديث استفاده مى‌شود كه حضرت مهدى (عج)، به احداث آبراه‌ها و ساختن پل‌ها و بستن سدها بر روى رودها- به‌ويژه بين كربلا و نجف- فرمان مى‌دهد. در مسير آن آب‌ها، آسياب‌ها ساخته مى‌شود و هركس به‌طور رايگان مى‌تواند از آنها

[1].« تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحا»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 81.

[2].« يرسل اللّه السماء عليهم مدرارا و لا تدع الارض شيئا من نباتها الا اخرجته»: محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 255؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473.

[3].« تزيد المياه في دولته، و تمدّ الانهار و تضعف الأرض اكلها و تستخرج الكنوز»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 589، ح 3.

[4].« ... يأمر فيحفر خلف قبر الحسين عليه السّلام لهم نهرا- يجرى إلى الغريين- حتّى ينبذ بالنجف و يعمل على فوهته قناطر و ارحاء في السبيل و كانّى بالعجوز على رأسها مكتل فيه بر حتّى تطحنه بلا كراء. ثمّ تتصل بيوت الكوفة بنهر كربلا»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 469؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 380؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئه، ص 191؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 331، ح 53( با تفاوت در الفاظ).


صفحه 342

استفاده كند. حتّى آب‌ها، به بيابان‌ها و صحراها جارى خواهد شد و كشاورزى رونق خواهد گرفت.

به نظر مى‌رسد هر اندازه ظلم و ستم و فساد به دست امام مهدى (عج) از جامعه رخت برمى‌بندد و عدالت و قسط و تقوا حاكم مى‌شود؛ بركات زمين نيز فراوان مى‌گردد و نعمت‌ها فزونى مى‌يابد. از طرفى اسراف و تبذير از بين مى‌رود و هركس به اندازه نياز خود بهره‌بردارى مى‌كند». امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «چون قائم قيام كند، چنان‌كه بايد، باران مى‌بارد و زمين گياه مى‌روياند ... به صورتى‌كه زن از عراق به شام مى‌رود و جز بر زمين‌هاى سرسبز گام نمى‌نهد».[1]

3- 1- 3. عمران و آباد كردن زمين:

عمران و آبادى زمين، و بهره‌بردارى از امكانات آن تا سرحد امكان، از ديگر اقدامات و كاركردهاى دولت مهدوى عليه السّلام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور- با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينه‌ها- به‌طور كامل انجام نشده است. اما در عصر ظهور وضعيت فرق مى‌كند و همه امكانات براى منافع عمومى و آبادانى زمين به كار مى‌رود. توسعه و رشد اقتصادى نيز به حدّى است كه مى‌تواند عمران و آبادانى سراسر زمين را درپى داشته باشد. دستور و برنامه امام مهدى (عج) نيز اين است: « [به كارگزاران خود در تمامى بلاد] دستور مى‌دهد كه شهرها را آباد سازند»[2]و «روى زمين نقطه ويرانى نمى‌ماند؛ جز اينكه آباد مى‌گردد».[3]«زمين به وسيله مهدى (عج) آباد، خرّم و

[1].« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لأخرجت الأرض نباتها ... حتّى تمشى المرأة بين العراق و الشام لا تضع قدميها إلّا على النبات»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص 115؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 317، ح 11.

[2].« يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 65؛ على محمّد على دخيل، الامام المهدى، ص 371.

[3].« فلا يبقى خراب إلّا عمر»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 6؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463.