بر اين اساس نظام فاسد اقتصادى حاكم بر جهان، به چپاول و استثمار مردم مشغول شده و باعث تشديد فقر، عقبماندگى، بىكارى و تجمّلگرايى شده است. نظام سياسى نيز معمولا دستنشانده قدرتهاى استعمارى و سرمايهدار بوده و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمىدارد. در رستاخيز ظهور امام منجى عليه السّلام اين كاستىها و دامها از سر راه برداشته مىشود و عوامل سلطه بر فكر، فرهنگ، اقتصاد و سياست جهان نابود مىگردد و انسانها آزاد مىشوند و با هدايت آن امام، راه صحيح زندگى را پيدا مىكنند.
دولت كريمه مهدوى، فقر و ندارى را از ميان برمىدارد و استعمارگران و صاحبان زر و زور و تزوير را سر جاى خود مىنشاند. مردم را از اسارت ماديات و تأمين خواستههاى غيرضرورى دنيوى رهايى مىبخشد و عدالت اجتماعى، مساوات و رفاه اقتصادى را محقق مىكند. در مردم غنا و بىنيازى به وجود مىآورد و مال فراوان به آنان مىبخشد. با اينحال مال و ثروت جهان از ارزش مىافتد كه كسى طالب آن نمىگردد:
«مهدى نسبت به كارگزاران حكومت سختگير است. در امور مالى [و اقتصادى] بخشنده است و به همه مسكينان مهربانى مىورزد».[1]
پيوند اخلاق و اقتصاد
نبايد فراموش كرد كه ريشه بيشتر جرايمى كه در دنيا رخ مىدهد، فقر و نيازمندى به مال است و علّت بيشتر دشمنىها، مربوط به مسائل مالى و عامل بسيارى از دعواهاى خانوادگى فقر و بىكارى است. بيشتر جوانان به جهت ندارى ازدواج نمىكنند و معمولا به كارهاى خلاف و فسادانگيز كشيده مىشوند. بىعدالتىها، ظلمها، حقّكشىها، لشكركشىها، زيادهخواهىها، دزدىها و قتلها و ... به اقتصاد ناسالم و غلط برمىگردد.
از جمله اصلاحات وسيع و اقدامات عميق امام مهدى (عج)، حلّ مشكلات و
[1].« ... ان يكون شديدا على العمّال، جوادا بالمال، رحيما بالمساكين»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 384؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 173؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207.
كاستىهاى اقتصادى از طريق پياده كردن اقتصاد اسلامى است. باتوجّه به رسالت اصلى امام عليه السّلام در زنده كردن احكام دين و نقش مؤثّر عدالت در اين زمينه، مىتوان به اين نتيجه رسيد كه: تحقق اقتصاد اسلامى و توسعهيافته، منوط به فراهم آمدن شرايط و حضور واقعياتى چند است. يكى از پژوهشگران در اين زمينه مىنويسد:
«شرط لازم در اين مقوله، آن است كه انسانها از چنان رشد و كمالى به لحاظ تربيتى و اخلاقى برخوردار باشند كه در مقام و موضع انسانهاى موردنظر اسلام جاى گيرند و اين بدان معنا است كه آموزش معارف اسلامى، براى آنان شرايطى را فراهم مىآورد كه به منزله ضوابط حاكم بر رفتار آنان تجلّى مىنمايد و ما با مسلمانان مؤمنى مواجهيم كه با پرهيز از دست يازيدن به هر امر بيهودهاى، مراتب و كمال تربيتى خود را به نمايش مىگذارند تا آنجا كه بهعنوان جامعهاى كاملا اسلامى، امكان اجراى احكام اسلامى را فراهم مىسازند ... به واسطه عدالتگسترى امام زمان [و حكمتآموزى او]، مردم همچون جامعه نخستين خود مىگردند؛ يعنى، جامعهاى عارى از اختلاف و تفرقه كه صلح و صميميت و صفا و يكپارچگى در بين آنان حاكم است و اين وضعيت جز با اهتمام و اراده عملى انسانهاى تربيت شده، امكان تحقّق پيدا نمىكند».[1]
بر اين اساس خروج كينه از دلهاى مردم و ايجاد بىنيازى و غنا در قلوب امت اسلامى، بهمعناى آن است كه انسانها آنقدر از تربيت و كمال لازم برخوردار شدهاند كه اين مهم (بىنيازى و خروج كينه)، در خصوص آنها تحقّق يافته است. مردم در دوران او به تكامل اخلاقى مىرسند تا آنجا كه از جيب همديگر، بدون ممانعت و به حد نياز برداشت مىكنند. مؤمنان در انجام معاملات از يكديگر سود نمىگيرند. مطلقا فراهم شدن چنين فضايى جز در سايه كمال خرد مردم و پيدايش فرزانگى در آنان، ممكن نيست.[2]براساس بيان روايات، امام مهدى (عج) به اجرايى كردن اسلام در ابعاد مختلف و
[1]. حسن سبحانى، مرورى بر وجوه اقتصادى حكومت مهدى( عج)،( تهران: مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، 1382)، ص 9.
[2]. همان، ص 10.
رشد و تكامل انسانها توفيق مىيابد؛ در نتيجه جريان توسعهيافتگى و اقتصاد سالم نيز محقّق مىشود و انسانهاى تربيتيافته و پرهيزگار- كه كمالات انسانى را طى كردهاند- به نقشآفرينى در سياست، اقتصاد و فرهنگ مىپردازند.
در هرحال اهم كاركردها و فعاليتهاى دولت حضرت مهدى (عج) در زمينه مسائل اقتصادى- عمرانى عبارت است از:
3- 1. كاركرد توليدى و عمرانى:
3- 1- 1. بهرهبردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى:
در دوره حاكميت امام زمان عليه السّلام ابزار تعالى و رشد و در عينحال ابزار آگاهى و سلطه بر طبيعت (توليد)، به حدى شكوفا مىشود كه در پرتو آن شيوههاى تسلط بر منابع بالقوه و به فعليت رساندن آنها، بسيار طبيعى و رايج خواهد شد. مهمترين مؤلّفه اين موضوع، بهرهبردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى و مواهب طبيعى است: «مهدى فرزند من است ... گنجها را استخراج مىكند و شهرهاى شرك را مىگشايد»[1]و نيز:
«خداوند براى قائم، گنجها و معادن زمين را آشكار مىكند».[2]
امام على عليه السّلام در روايتى مىفرمايد: «زمين ميوههاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بيرون مىريزد و كليدهايش را به او مىسپارد»[3]و نيز: «زمين بركتهاى خود را بيرون مىريزد و هر حقى به صاحبش برگردانده مىشود»[4]و «زمين جگرپارههاى خود
[1].« المهدى من ولدى ... يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470 و 478؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 585؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 96؛ ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 2، ص 314، ح 565.
[2].« و يظهر اللّه له كنوز الارض و معادنها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 440؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 323، ح 31.
[3].« و تخرج له الأرض أفاليد كبدها و تلقى إليه سلما مقاليدها»: نهج البلاغه، خطبه 138 و نيز ر. ك: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.
[4].« اخرجت الارض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى اهله ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛- فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.
را چون قطعات طلا و نقره، بيرون مىريزد».[1]
اين روايات مىتواند اشاره به دسترسى و دستيابى به حجم وسيعى از منابع و معادن و امكانات زيرزمينى و مواهب طبيعى باشد كه بهعنوان نهاده توليد يا عامل توليد، مورد استفاده قرار مىگيرند. امكاناتى كه قطعا بشر تاكنون از بسيارى از آنها مطّلع نبوده و فقط بخش اندكى از آنرا مىشناخته است. در نتيجه بسيارى از مشكلات مادّى (به خصوص فقر و ندارى) رفع مىشود و بىكارى از ميان مىرود و همه از امكانات جهان بهرهمند مىشوند. در نتيجه بسيارى از گناهان و مفاسد و كژىها در جامعه ريشهكن مىشود.
از طرفى اگر جامعهاى پرهيزگار و اخلاقى و پايبند به دستورات خدا باشد، او خود بركات آسمان و زمين را به مردم آن جامعه ايمانى و تقواپيشه نازل مىفرمايد. از آنجايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام شكوفايى دينى و معنوى، به حدّ اعلاى خود مىرسد و معيارهاى اخلاقى در جامعه رعايت مىشود؛ به همين جهت نعمتهاى الهى بر آنان فزونى مىيابد و مواهب طبيعى و معادن براى مردم ايمانى رخ مىنمايد.
3- 1- 2. توليد زياد محصولات كشاورزى:
يكى از بخشهايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام دگرگونى شايان توجّه پيدا مىكند، بخش كشاورزى و دامدارى است. پس از آنكه مردم طعم تلخ كمبود باران و خشكسالىهاى پياپى و كمبود مواد غذايى و نابودى كشتزارها را چشيدهاند و براى تهيه لقمه نانى چه زحمتها و خفتها تحمل كردهاند؛ دگرگونى شگفتانگيزى در كشاورزى پديد مىآيد و مواد غذايى در جامعه فراوان مىگردد. باران پياپى و زياد مىبارد و رحمت الهى به سوى انسانها سرازير و نعمتها فراوان مىشود؛ بهگونهاى كه گويى محصول دهها سال را در يك روز گرد مىآورند و در روايات آمده است: «از يك من (سه كيلوگرم) گندم، صد من محصول به دست مىآيد»[2]. «زمين همه نباتات خود را
[1].« تفىء الارض افلاذ كبدها امثال الاسطوان من الذهب و الفضة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 6، ص 310، ح 6.
[2]. نجم الدين طبسى، چشماندازى به حكومت مهدى( عج)، ص 203.
مىروياند»[1]و نيز: « [به هنگام ظهور مهدى] خداوند [از] آسمان باران فراوان [و پى در پى] مىفرستد و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگه نمىدارد؛ مگر آنكه بيرون مىريزد»[2]و «در دولت او آبها فراوان مىشود و نهرها گسترش مىيابد و زمين محصولات خود را چند برابر مىكند و گنجها، استخراج مىشود».[3]اين روايات نشانگر اهميت و رونق كشاورزى و توجّه فزونتر دولت مهدوى به توليد محصولات كشاورزى و رفع نيازهاى غذايى مردم است.
يكى از اقدامات مهم حضرت مهدى دستور به حفر آبراهها و نهرها است؛ بهعنوان نمونه در روايتى آمده است: «دستور مىدهد كه از پشت حرم امام حسين عليه السّلام نهرى حفر كنند كه كربلا را به نجف متصل كند. آنگاه پلهايى روى آن و آسيابهايى را كنار آن نهر مىسازند. گويا با چشم خود مىبينم كه پيرمردان گندمها را روى سر خود حمل كرده و در اين آسيابها بهطور مجّانى آرد مىكنند. در آن زمان خانههاى كوفه به نهر كربلا (فرات) متصل مىشود».[4]
از اين حديث استفاده مىشود كه حضرت مهدى (عج)، به احداث آبراهها و ساختن پلها و بستن سدها بر روى رودها- بهويژه بين كربلا و نجف- فرمان مىدهد. در مسير آن آبها، آسيابها ساخته مىشود و هركس بهطور رايگان مىتواند از آنها
[1].« تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحا»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 81.
[2].« يرسل اللّه السماء عليهم مدرارا و لا تدع الارض شيئا من نباتها الا اخرجته»: محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 255؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473.
[3].« تزيد المياه في دولته، و تمدّ الانهار و تضعف الأرض اكلها و تستخرج الكنوز»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 589، ح 3.
[4].« ... يأمر فيحفر خلف قبر الحسين عليه السّلام لهم نهرا- يجرى إلى الغريين- حتّى ينبذ بالنجف و يعمل على فوهته قناطر و ارحاء في السبيل و كانّى بالعجوز على رأسها مكتل فيه بر حتّى تطحنه بلا كراء. ثمّ تتصل بيوت الكوفة بنهر كربلا»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 469؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 380؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئه، ص 191؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 331، ح 53( با تفاوت در الفاظ).
استفاده كند. حتّى آبها، به بيابانها و صحراها جارى خواهد شد و كشاورزى رونق خواهد گرفت.
به نظر مىرسد هر اندازه ظلم و ستم و فساد به دست امام مهدى (عج) از جامعه رخت برمىبندد و عدالت و قسط و تقوا حاكم مىشود؛ بركات زمين نيز فراوان مىگردد و نعمتها فزونى مىيابد. از طرفى اسراف و تبذير از بين مىرود و هركس به اندازه نياز خود بهرهبردارى مىكند». امام على عليه السّلام مىفرمايد: «چون قائم قيام كند، چنانكه بايد، باران مىبارد و زمين گياه مىروياند ... به صورتىكه زن از عراق به شام مىرود و جز بر زمينهاى سرسبز گام نمىنهد».[1]
3- 1- 3. عمران و آباد كردن زمين:
عمران و آبادى زمين، و بهرهبردارى از امكانات آن تا سرحد امكان، از ديگر اقدامات و كاركردهاى دولت مهدوى عليه السّلام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور- با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينهها- بهطور كامل انجام نشده است. اما در عصر ظهور وضعيت فرق مىكند و همه امكانات براى منافع عمومى و آبادانى زمين به كار مىرود. توسعه و رشد اقتصادى نيز به حدّى است كه مىتواند عمران و آبادانى سراسر زمين را درپى داشته باشد. دستور و برنامه امام مهدى (عج) نيز اين است: « [به كارگزاران خود در تمامى بلاد] دستور مىدهد كه شهرها را آباد سازند»[2]و «روى زمين نقطه ويرانى نمىماند؛ جز اينكه آباد مىگردد».[3]«زمين به وسيله مهدى (عج) آباد، خرّم و
[1].« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لأخرجت الأرض نباتها ... حتّى تمشى المرأة بين العراق و الشام لا تضع قدميها إلّا على النبات»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص 115؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 317، ح 11.
[2].« يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 65؛ على محمّد على دخيل، الامام المهدى، ص 371.
[3].« فلا يبقى خراب إلّا عمر»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 6؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463.
سرسبز مىشود».[1]
آن حضرت به كوچكترين امور عمرانى توجّه دارد و اقدامات لازم را در جهت از بين بردن مشكلات شهرها انجام مىدهد: «... جادههاى اصلى را توسعه مىدهد ...
هر مسجدى را كه بر سر راه باشد، تخريب مىكند. بالكنها را مىشكند و پنجرههايى كه به كوچه باز مىشود، مىبندد. هر بالكن، فاضل آب و ناودانى كه به كوچهها باشد، از بين مىبرد».[2]
3- 2. كاركرد رفاهى و خدماتى:
3- 2- 1. ايجاد رفاه اقتصادى:
احاديث درباره رفاه اقتصادى «عصر ظهور» و برخوردارى از امكانات فراوان زياد است و تأكيد فراوانى هم به آن شده است. در اين كاركرد، دولت زمينههاى رفاه و آسايش اقتصادى را فراهم مىكند و امكانات زيادى در اختيار مردم مىگذارد و آنان را غرق در نعمت و دارايى مىكند: «در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار مىشوند كه هرگز امتى آنچنان از نعمت برخوردار نشده باشد. سرتاسر زمين محصول مىدهد و هيچچيز را از آنان دريغ ندارد و اموال، انبوه مىشود. هركس نزد مهدى (عج) آيد و بگويد: به من مالى ده، او بىدرنگ مىگويد: بگير».[3]
امام على عليه السّلام مىفرمايد: «بدانيد اگر شما از منجى شرق (مهدى)، پيروى كنيد، شما را به روش پيامبر درمىآورد تا از رنج طلب و سختى (براى دستيابى به وسايل زندگى)
[1].« و تعمر الارض و تصفو و تزهر»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 209؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 560.
[2].« ... يوسّع الطريق الاعظم ... و يهدم كلّ مسجد على الطّريق و يسد كلّ كوة إلى الطريق و كلّ جناح و كنيف و ميزاب إلى الطريق ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 475؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 121؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 222، ح 61.
[3].« تنعم فيه امتى نعمة لم ينعموا مثلها قطّ. تؤتى الارض اكلها و لا تدّخر منهم شيئا و المال يومئذ كدوس، يقوم الرجل، فيقول: يا مهدى! اعطنى؛ فيقول: خذ»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 478؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 51، ص 88؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 473.
آسوده باشيد و بار سنگين [زندگى] را از شانههايتان بر زمين نهيد».[1]
در اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد كه رفع اين كميابى و فزونى امكانات براى چيست؟ در پاسخ گفتنى است: در اينجا انسان- به جاى اينكه از مصرف كالاها و خدمات كمياب بهرهمند شود- به بهرهمندى و كسب رضايت و آرامش خاطر از ناحيه عمل به اركان اسلام، تعميق فضاى عدالت مشغول مىگردد و مطلوبيتهاى مربوط را كسب مىكند. احتمالا در چنين شرايط جديد و آرمانى، مفهوم وسيله بودن امكانات اقتصادى (براى نايل شدن به اهداف متعالى و بلند) جلوهگر مىشود و انسان در آن عصر- كه مستظهر به شكوفايى اقتصادى است و كمترين دغدغهاى از كمبود و محدوديت ندارد- به عبادت پروردگار مشغول مىشود.[2]
3- 2- 2. بىنياز كردن مالى و مادى مردم:
از روايات استفاده مىشود كه حركت و عملكرد دولت در اقتصاد به سمت بى نيازى و استغناى واقعى مردم- با دادن امكانات فراوان و رفع حاجتهاى مختلف زندگى- است. در آن عصر، حتّى يك نفر محتاج و نيازمند وجود ندارد و مردم از لحاظ مادى و معنوى مستغنى و دارا مىشوند: «شما را به ظهور مهدى بشارت مىدهم، زمين را پر از عدالت مىكند، همانگونه كه از جور و ستم پر شده است. ساكنان آسمانها و زمين از او راضى مىشوند و اموال و ثروتها را بهطور صحيح (بهطور مساوى) در ميان مردم تقسيم مىكند ... دلهاى پيروان محمّد صلى اللّه عليه و اله را پر از بىنيازى مىكند و عدالتش همه را فرا مىگيرد؛ تا آنجا كه دستور مىدهد كسى با صداى بلند صدا زند: هركس نياز مالى دارد، برخيزد: هيچكس- جز يك نفر- برنمىخيزد. پس امام دستور مىدهد مال قابل ملاحظهاى به او بدهند؛ اما او به زودى باز مىگردد و پشيمان
[1].« و اعلموا انّكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول ... و كفيتم مؤونة الطلب و التعسف و نبذتم الثقل الفادح عن الأعناق ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 64؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص 290.
[2]. حسن سبحانى، پيشين، ص 26.