بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 341

مى‌روياند»[1]و نيز: « [به هنگام ظهور مهدى‌] خداوند [از] آسمان باران فراوان [و پى در پى‌] مى‌فرستد و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگه نمى‌دارد؛ مگر آنكه بيرون مى‌ريزد»[2]و «در دولت او آب‌ها فراوان مى‌شود و نهرها گسترش مى‌يابد و زمين محصولات خود را چند برابر مى‌كند و گنج‌ها، استخراج مى‌شود».[3]اين روايات نشانگر اهميت و رونق كشاورزى و توجّه فزون‌تر دولت مهدوى به توليد محصولات كشاورزى و رفع نيازهاى غذايى مردم است.

يكى از اقدامات مهم حضرت مهدى دستور به حفر آبراه‌ها و نهرها است؛ به‌عنوان نمونه در روايتى آمده است: «دستور مى‌دهد كه از پشت حرم امام حسين عليه السّلام نهرى حفر كنند كه كربلا را به نجف متصل كند. آن‌گاه پل‌هايى روى آن و آسياب‌هايى را كنار آن نهر مى‌سازند. گويا با چشم خود مى‌بينم كه پيرمردان گندم‌ها را روى سر خود حمل كرده و در اين آسياب‌ها به‌طور مجّانى آرد مى‌كنند. در آن زمان خانه‌هاى كوفه به نهر كربلا (فرات) متصل مى‌شود».[4]

از اين حديث استفاده مى‌شود كه حضرت مهدى (عج)، به احداث آبراه‌ها و ساختن پل‌ها و بستن سدها بر روى رودها- به‌ويژه بين كربلا و نجف- فرمان مى‌دهد. در مسير آن آب‌ها، آسياب‌ها ساخته مى‌شود و هركس به‌طور رايگان مى‌تواند از آنها

[1].« تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحا»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 81.

[2].« يرسل اللّه السماء عليهم مدرارا و لا تدع الارض شيئا من نباتها الا اخرجته»: محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 255؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473.

[3].« تزيد المياه في دولته، و تمدّ الانهار و تضعف الأرض اكلها و تستخرج الكنوز»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 589، ح 3.

[4].« ... يأمر فيحفر خلف قبر الحسين عليه السّلام لهم نهرا- يجرى إلى الغريين- حتّى ينبذ بالنجف و يعمل على فوهته قناطر و ارحاء في السبيل و كانّى بالعجوز على رأسها مكتل فيه بر حتّى تطحنه بلا كراء. ثمّ تتصل بيوت الكوفة بنهر كربلا»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 469؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 380؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئه، ص 191؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 331، ح 53( با تفاوت در الفاظ).


صفحه 342

استفاده كند. حتّى آب‌ها، به بيابان‌ها و صحراها جارى خواهد شد و كشاورزى رونق خواهد گرفت.

به نظر مى‌رسد هر اندازه ظلم و ستم و فساد به دست امام مهدى (عج) از جامعه رخت برمى‌بندد و عدالت و قسط و تقوا حاكم مى‌شود؛ بركات زمين نيز فراوان مى‌گردد و نعمت‌ها فزونى مى‌يابد. از طرفى اسراف و تبذير از بين مى‌رود و هركس به اندازه نياز خود بهره‌بردارى مى‌كند». امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «چون قائم قيام كند، چنان‌كه بايد، باران مى‌بارد و زمين گياه مى‌روياند ... به صورتى‌كه زن از عراق به شام مى‌رود و جز بر زمين‌هاى سرسبز گام نمى‌نهد».[1]

3- 1- 3. عمران و آباد كردن زمين:

عمران و آبادى زمين، و بهره‌بردارى از امكانات آن تا سرحد امكان، از ديگر اقدامات و كاركردهاى دولت مهدوى عليه السّلام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور- با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينه‌ها- به‌طور كامل انجام نشده است. اما در عصر ظهور وضعيت فرق مى‌كند و همه امكانات براى منافع عمومى و آبادانى زمين به كار مى‌رود. توسعه و رشد اقتصادى نيز به حدّى است كه مى‌تواند عمران و آبادانى سراسر زمين را درپى داشته باشد. دستور و برنامه امام مهدى (عج) نيز اين است: « [به كارگزاران خود در تمامى بلاد] دستور مى‌دهد كه شهرها را آباد سازند»[2]و «روى زمين نقطه ويرانى نمى‌ماند؛ جز اينكه آباد مى‌گردد».[3]«زمين به وسيله مهدى (عج) آباد، خرّم و

[1].« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لأخرجت الأرض نباتها ... حتّى تمشى المرأة بين العراق و الشام لا تضع قدميها إلّا على النبات»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص 115؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 317، ح 11.

[2].« يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 65؛ على محمّد على دخيل، الامام المهدى، ص 371.

[3].« فلا يبقى خراب إلّا عمر»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 6؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463.


صفحه 343

سرسبز مى‌شود».[1]

آن حضرت به كوچك‌ترين امور عمرانى توجّه دارد و اقدامات لازم را در جهت از بين بردن مشكلات شهرها انجام مى‌دهد: «... جاده‌هاى اصلى را توسعه مى‌دهد ...

هر مسجدى را كه بر سر راه باشد، تخريب مى‌كند. بالكن‌ها را مى‌شكند و پنجره‌هايى كه به كوچه باز مى‌شود، مى‌بندد. هر بالكن، فاضل آب و ناودانى كه به كوچه‌ها باشد، از بين مى‌برد».[2]

3- 2. كاركرد رفاهى و خدماتى:

3- 2- 1. ايجاد رفاه اقتصادى:

احاديث درباره رفاه اقتصادى «عصر ظهور» و برخوردارى از امكانات فراوان زياد است و تأكيد فراوانى هم به آن شده است. در اين كاركرد، دولت زمينه‌هاى رفاه و آسايش اقتصادى را فراهم مى‌كند و امكانات زيادى در اختيار مردم مى‌گذارد و آنان را غرق در نعمت و دارايى مى‌كند: «در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار مى‌شوند كه هرگز امتى آن‌چنان از نعمت برخوردار نشده باشد. سرتاسر زمين محصول مى‌دهد و هيچ‌چيز را از آنان دريغ ندارد و اموال، انبوه مى‌شود. هركس نزد مهدى (عج) آيد و بگويد: به من مالى ده، او بى‌درنگ مى‌گويد: بگير».[3]

امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «بدانيد اگر شما از منجى شرق (مهدى)، پيروى كنيد، شما را به روش پيامبر درمى‌آورد تا از رنج طلب و سختى (براى دستيابى به وسايل زندگى)

[1].« و تعمر الارض و تصفو و تزهر»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 209؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 560.

[2].« ... يوسّع الطريق الاعظم ... و يهدم كلّ مسجد على الطّريق و يسد كلّ كوة إلى الطريق و كلّ جناح و كنيف و ميزاب إلى الطريق ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 475؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 121؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 222، ح 61.

[3].« تنعم فيه امتى نعمة لم ينعموا مثلها قطّ. تؤتى الارض اكلها و لا تدّخر منهم شيئا و المال يومئذ كدوس، يقوم الرجل، فيقول: يا مهدى! اعطنى؛ فيقول: خذ»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 478؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 51، ص 88؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 473.


صفحه 344

آسوده باشيد و بار سنگين [زندگى‌] را از شانه‌هايتان بر زمين نهيد».[1]

در اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد كه رفع اين كميابى و فزونى امكانات براى چيست؟ در پاسخ گفتنى است: در اينجا انسان- به جاى اينكه از مصرف كالاها و خدمات كمياب بهره‌مند شود- به بهره‌مندى و كسب رضايت و آرامش خاطر از ناحيه عمل به اركان اسلام، تعميق فضاى عدالت مشغول مى‌گردد و مطلوبيت‌هاى مربوط را كسب مى‌كند. احتمالا در چنين شرايط جديد و آرمانى، مفهوم وسيله بودن امكانات اقتصادى (براى نايل شدن به اهداف متعالى و بلند) جلوه‌گر مى‌شود و انسان در آن عصر- كه مستظهر به شكوفايى اقتصادى است و كمترين دغدغه‌اى از كمبود و محدوديت ندارد- به عبادت پروردگار مشغول مى‌شود.[2]

3- 2- 2. بى‌نياز كردن مالى و مادى مردم:

از روايات استفاده مى‌شود كه حركت و عملكرد دولت در اقتصاد به سمت بى نيازى و استغناى واقعى مردم- با دادن امكانات فراوان و رفع حاجت‌هاى مختلف زندگى- است. در آن عصر، حتّى يك نفر محتاج و نيازمند وجود ندارد و مردم از لحاظ مادى و معنوى مستغنى و دارا مى‌شوند: «شما را به ظهور مهدى بشارت مى‌دهم، زمين را پر از عدالت مى‌كند، همان‌گونه كه از جور و ستم پر شده است. ساكنان آسمان‌ها و زمين از او راضى مى‌شوند و اموال و ثروت‌ها را به‌طور صحيح (به‌طور مساوى) در ميان مردم تقسيم مى‌كند ... دل‌هاى پيروان محمّد صلى اللّه عليه و اله را پر از بى‌نيازى مى‌كند و عدالتش همه را فرا مى‌گيرد؛ تا آنجا كه دستور مى‌دهد كسى با صداى بلند صدا زند: هركس نياز مالى دارد، برخيزد: هيچ‌كس- جز يك نفر- برنمى‌خيزد. پس امام دستور مى‌دهد مال قابل ملاحظه‌اى به او بدهند؛ اما او به زودى باز مى‌گردد و پشيمان‌

[1].« و اعلموا انّكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول ... و كفيتم مؤونة الطلب و التعسف و نبذتم الثقل الفادح عن الأعناق ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 64؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص 290.

[2]. حسن سبحانى، پيشين، ص 26.


صفحه 345

مى‌شود كه چرا آزمند و حريص بوده است»[1]

و نيز: « [مهدى‌] اموال را ميان مردم چنان به تساوى قسمت مى‌كند كه ديگر نيازمندى يافت نمى‌شود تا به او زكات دهد».[2]

از اين روايات به دست مى‌آيد كه در آن روز حتّى يك نفر محتاج و نيازمند وجود ندارد. آن يك نفر هم كه برمى‌خيزد، غناى روحى نداشته و گرفتار حرص و آز بوده؛ وگرنه از نظر مادى بى‌نياز بوده است. مهم اين است كه امام مهدى (عج) تحت رهبرى صحيح خود، دل‌ها را مملوّ از غناى معنوى و روانى مى‌كند و خلق‌وخوى زشت «حرص» را از سرزمين دل‌ها ريشه‌كن مى‌سازد؛ همان حرصى كه سرچشمه بسيارى از تلاش‌هاى بيهوده ثروت‌اندوزان تهى مغز است كه با داشتن هزاران برابر سرمايه مورد نياز زندگى، باز هم دست و پا بر جمع ثروت فزون‌تر مى‌كنند ....[3]

باتوجّه به كار و كوشش متناسب مردم با وضعيت علمى و تكنولوژى و وفور و فراوانى عوامل توليد، به‌طور قطع توليد كالاها و خدمات آن‌قدر زياد است كه وضع مردم به لحاظ اقتصادى خوب شده و نيازمندى براى گرفتن زكات پيدا نمى‌شود. بنابراين در آن دوران، فعاليت‌هاى مفيد اقتصادى صورت مى‌گيرد؛ زيرا نفس شكوفايى دانش و علوم و ظاهر شدن گنجينه‌هاى زمين و دسترسى به كرات و آسمان‌ها با پشتيبانى دانش، مستلزم تلاش و كوشش و شكوفايى فعاليت‌هاى اقتصادى است (بى‌نيازى مادّى). اما چون مؤمنان به لحاظ معيشتى مشكل ندارند و از نظر تربيتى كاملا اسلامى تربيت شده‌اند، فعاليت‌هاى خود را لزوما با موضوع دريافت مزد سازگار نمى‌نمايند؛ زيرا به انگيزه‌هايى بسيار فراتر از دريافت ماديات مى‌انديشند (بى‌نيازى روحى). انگيزه و

[1].« ابشركم بالمهدى ... يملأ الارض قسطا كما ملئت جورا و ظلما يرضى عنه سكّان السماء و الارض يقسّم المال صحاحا( بالسويه) ... و يملأ اللّه قلوب امة محمّد صلّى اللّه عليه و اله غنىّ و يسعهم عدله حتّى يأمر مناديا ينادى يقول من له في المال حاجة فليقم فما يقوم من الناس إلّا رجل واحد ثمّ يأمر له بالمال، فيأخذ، ثمّ يندم و يرده»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 92( با تفاوت در الفاظ).

[2].« يسوّى بين النّاس حتّى لا ترى محتاجا إلى الزكاة»، محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390.

[3]. ناصر مكارم شيرازى، حكومت جهانى مهدى( عج)، ص 303 و نيز ر. ك: حسن سبحانى، پيشين، ص 26.


صفحه 346

تحصيل قربت الهى در اين ميان، از جايگاه بايسته‌اى برخوردار است. آرى بى‌نيازى همه مؤمنان را فراگرفته است؛ از اين‌رو امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «خداوند از زمين بذرها را مى‌روياند و از آسمان باران نازل مى‌كند. مردم ماليات (خراج) خود را بر گردن گذاشته، به سوى مهدى مى‌روند. خداوند به شيعيان ما در زندگى رفاه و آسايش داده است و آنان در بى‌نيازى به سر مى‌برند و اگر لطف و سعادت خداوند آنان را دربرنمى‌گرفت، با آن بى‌نيازى سركشى مى‌كردند».[1]

حضرت مهدى (عج) نيز بدون كوچك‌ترين درنگى مال را به مردم مى‌بخشد: « [در آغاز حكومت او] گاهى فردى [به جهت فقر] نزد او مى‌آيد و خواستار بخشش مالى مى‌شود و مى‌گويد: اى مهدى! ببخشاى. آن حضرت به اندازه‌اى كه او توان بر دوش كشيدن دارد، به وى مال مى‌دهد».[2]

3- 2- 3. رسيدگى به وضع بدهكاران و محرومان:

از كاركردهاى دولت مهدوى عليه السّلام در راستاى تحقق عدالت اجتماعى و توسعه كم نظير اقتصادى، محروميت‌زدايى، پرداخت بدهى بدهكاران، آزادى بردگان، ردّ و جبران مظالم و ديونى كه بر گردن شيعيان است، رفع محروميت و ندارى و تهيه ضرورى‌ترين امكانات زندگى (مانند تغذيه و مسكن)، پرداخت ديه قصاص، كمك به خانواده زندانيان و ... است. اين طليعه جامعه‌اى پيشرفته، سامان‌مند و مترقّى است.

امير مؤمنان عليه السّلام مى‌فرمايد: « [مهدى (عج)] ... هر برده مسلمانى را مى‌خرد و آزاد مى‌كند. بدهكارى [نمى‌ماند] جز اينكه بدهى‌اش را پرداخت مى‌كند و حق كسى را در دست كسى [باقى‌] نمى‌گذارد؛ جز اينكه از او باز مى‌ستاند و به صاحب حق برمى‌گرداند. كسى كشته (قصاص) نمى‌شود؛ مگر اينكه ديه او را به صاحبانش تسليم‌

[1].« يخرج اللّه من الأرض بذرها و ينزل من السماء قطرها و يخرج الناس خراجهم على رقابهم إلى المهدىّ و يوسّع اللّه على شيعتنا و لو لا ما يدركهم من السعادة لبغوا»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 22، ص 61، ح 49؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 345، ح 91.

[2].« فيجى‌ء إليه رجل فيقول يا مهدى! اعطنى اعطنى، فيحثى له في ثوبه ما استطاع أن يحمله»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 478؛ يحيى بن حسن بن بطريق، العمدة، ص 436، ح 917.


صفحه 347

مى‌كند و آن كس كه كشته شد، بدهى‌اش را مى‌پردازد و [زندگى‌] خانواده او را تأمين مى‌كند تا اينكه سراسر زمين را از قسط و عدل پر مى‌سازد ... او و اهل‌بيتش در رحبة سكنى مى‌گزينند».[1]

امام صادق عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «به بينوايان طعم كره را مى‌چشاند و در روزگار او دنيا پاكيزه مى‌شود و اهل دنيا نيك مى‌گردند».[2]همچنين: «خداوند به دست او ... روزگار سخت را از ميان برمى‌دارد و ريسمان بردگى و بندگى را از گردن‌هايتان برمى‌دارد».[3]

3- 3. كاركرد توزيعى و اصلاحى‌

3- 3- 1. توزيع امكانات و تقسيم بيت‌المال‌

يكى از مشكلات جوامع در طول تاريخ- به خصوص در عصر حاضر- عدم تخصيص بهينه منابع و توزيع نامناسب درآمدها و امكانات از سوى دولت‌ها و صاحبان ثروت است. در نتيجه بسيارى از مردم، در كميابى و ندارى زندگى مى‌كنند و ثروت جهان در دست پنج تا ده درصد قرار مى‌گيرد. اين امر در دولت مهدى (عج) كاملا از بين رفته و ثروت و منابع در دست همگان قرار مى‌گيرد و دولت، خود متكفّل توزيع و اعطاى امكانات و بيت‌المال مى‌گردد. بدين وسيله جلوى اجحاف، ثروت‌اندوزى و تجمّل‌گرايى را مى‌گيرد و بر استغناى مادى و معنوى مردم و تهيه امكانات ضرورى زندگى دست مى‌يازد: «در پايان روزگار امت من، خليفه‌اى هست كه مانند سيل بخشش مى‌كند و آن را نمى‌شمارد و آن هنگامى است كه اسلام با تمام ابعادش پياده مى‌شود».[4]

[1].... فلا يترك عبدا مسلما إلّا اشتراه و أعتقه و لا غارما إلّا قضى دينه و لا مظلمة لأحد النّاس إلّا ردّها و لا يقتل منهم عبد إلّا أدّى ثمنه« دية مسلّمة إلى اهلها» و لا يقتل قتيل إلّا قضى عنه دينه و ألحق عياله في العطاء حتّى يملأ الأرض قسطا و عدلا ... و يسكنه هو و أهل بيته الرحبة ...»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 1، ص 66؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 225، ح 87.

[2].« يلعق المساكين الزّبد ... و في أيّام دولته تطيب الدنيا و اهلها»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 27 ص 493؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650، ح 917.

[3].« ... به يمحق اللّه الكذب و يذهب الزمان الكلب به يخرج ذلّ الرق من أعناقكم ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 185؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 502.

[4].« يكون في آخر امّتى خليفة يحثى المال حثيا لا يعدّه عدّا و ذلك حين يضرب الإسلام بجرانه»: على بن- عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 482؛ يحيى بن حسن ابن بطريق، العمدة، ص 424؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 51، ص 91.


صفحه 348

و نيز: «ثروت را در ميان مردم به فراوانى مى‌بخشد. كسى كه در صدد صدقه دادن باشد، اموالى را برمى‌دارد و به مردم عرضه مى‌دارد. به هركس مى‌دهد، مى‌گويد: من نيازى ندارم»[1]و «در سال دوبار عطاياى او به شما مى‌رسد و در ماه دوبار رزق شما را تأمين مى‌كند».[2]

امام باقر عليه السّلام فرمود: «هنگامى‌كه قائم ظهور مى‌كند ... در سال دوبار به مردم مال مى‌بخشد و در ماه دوبار امور معيشت بدان‌ها مى‌دهد و ميان مردم چنان به تساوى قسمت مى‌كند كه نيازمندى به زكات باقى نمى‌ماند. صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان مى‌آورند؛ [ولى‌] آنان نمى‌پذيرند ... پس [او] دست به بخشش مى‌گشايد؛ چنان‌كه تا آن زمان، كسى چنان بخشش اموال نكرده باشد».[3]

البته حضرت در اين اعطا و بخشش‌ها، استفاده اخلاقى نيز مى‌كند و با عتاب به مردم، اعلام مى‌دارد كه دشمنى‌ها و جنگ‌هاى شما، تنها به خاطر اين اموال و ثروت بود كه اكنون كسى ميل چندانى به آنها ندارد: «ثروت‌هاى روى زمين و منابع زيرزمين، نزد آن حضرت گرد مى‌آيد. آن‌گاه حضرت به مردم خطاب مى‌كند: بياييد! بگيريد آنچه را كه برايش خويشاوندى را قطع مى‌كرديد و به خونريزى و گناهان دست مى‌زديد!! او چنان اموال مى‌بخشد كه كسى پيش از او چنان نكرده است».[4]

[1].« يفيضن فيهم المال حتّى يهمّ الرّجل بماله من يقبله منه حتّى يتصدّق فيقول الّذى يعرضه عليه: ارب لى به»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 597؛ و نيز ر. ك: ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 22، ص 582.

[2].« فيعطيكم في السنة عطاءين و يرزقكم في الشهر رزقين ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 239، ح 30.

[3].« إذا ظهر القائم ... يعطى الناس عطايا مرّتين في السنّة و يرزقهم في الشهر رزقين و يسوّى بين الناس حتّى لا ترى محتاجا إلى الزكاة و يجى‌ء اصحاب الزكاة بزكاتهم إلى المحاويج من شيعته فلا يقبلونها ...

فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390، ح 212.

[4].« و يجتمع إليه اموال اهل الدنيا كلّها من بطن الارض و ظهرها، فيقال للنّاس: تعالوا إلى ما قطعتم فيه-- الأرحام و سفكتم فيه الدم الحرام و ركبتم فيه المحارم، فيعطى عطاء لم يعطه أحد قبله»: محمّد بن على، شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 161، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 391، ح 212 و نيز ر. ك: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26.