بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 348

و نيز: «ثروت را در ميان مردم به فراوانى مى‌بخشد. كسى كه در صدد صدقه دادن باشد، اموالى را برمى‌دارد و به مردم عرضه مى‌دارد. به هركس مى‌دهد، مى‌گويد: من نيازى ندارم»[1]و «در سال دوبار عطاياى او به شما مى‌رسد و در ماه دوبار رزق شما را تأمين مى‌كند».[2]

امام باقر عليه السّلام فرمود: «هنگامى‌كه قائم ظهور مى‌كند ... در سال دوبار به مردم مال مى‌بخشد و در ماه دوبار امور معيشت بدان‌ها مى‌دهد و ميان مردم چنان به تساوى قسمت مى‌كند كه نيازمندى به زكات باقى نمى‌ماند. صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان مى‌آورند؛ [ولى‌] آنان نمى‌پذيرند ... پس [او] دست به بخشش مى‌گشايد؛ چنان‌كه تا آن زمان، كسى چنان بخشش اموال نكرده باشد».[3]

البته حضرت در اين اعطا و بخشش‌ها، استفاده اخلاقى نيز مى‌كند و با عتاب به مردم، اعلام مى‌دارد كه دشمنى‌ها و جنگ‌هاى شما، تنها به خاطر اين اموال و ثروت بود كه اكنون كسى ميل چندانى به آنها ندارد: «ثروت‌هاى روى زمين و منابع زيرزمين، نزد آن حضرت گرد مى‌آيد. آن‌گاه حضرت به مردم خطاب مى‌كند: بياييد! بگيريد آنچه را كه برايش خويشاوندى را قطع مى‌كرديد و به خونريزى و گناهان دست مى‌زديد!! او چنان اموال مى‌بخشد كه كسى پيش از او چنان نكرده است».[4]

[1].« يفيضن فيهم المال حتّى يهمّ الرّجل بماله من يقبله منه حتّى يتصدّق فيقول الّذى يعرضه عليه: ارب لى به»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 597؛ و نيز ر. ك: ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 22، ص 582.

[2].« فيعطيكم في السنة عطاءين و يرزقكم في الشهر رزقين ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 239، ح 30.

[3].« إذا ظهر القائم ... يعطى الناس عطايا مرّتين في السنّة و يرزقهم في الشهر رزقين و يسوّى بين الناس حتّى لا ترى محتاجا إلى الزكاة و يجى‌ء اصحاب الزكاة بزكاتهم إلى المحاويج من شيعته فلا يقبلونها ...

فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390، ح 212.

[4].« و يجتمع إليه اموال اهل الدنيا كلّها من بطن الارض و ظهرها، فيقال للنّاس: تعالوا إلى ما قطعتم فيه-- الأرحام و سفكتم فيه الدم الحرام و ركبتم فيه المحارم، فيعطى عطاء لم يعطه أحد قبله»: محمّد بن على، شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 161، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 391، ح 212 و نيز ر. ك: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26.


صفحه 349

3- 3- 2. رعايت قسط و مساوات (عدالت اقتصادى):

يكى از كاركردهاى اساسى دولت امام مهدى (عج)، تقسيم مساوى منابع و درآمدها و ايجاد عدالت اقتصادى و قسط است (يملأ الارض قسطا و عدلا). واژه «قسط» بيشتر در امور اقتصادى و توزيع اموال براساس عدالت اجتماعى بين افراد به كار مى‌رود كه در اين جهت هيچ‌گونه تبعيضى نباشد (در مقابل جور). رعايت قسط جايگاه خاصى در حكومت اسلامى- به خصوص دولت مهدوى- دارد؛ مثلا در اسلام بايد بيت المال به طور مساوى در بين مستضعفان و نيازمندان توزيع گردد. شيوه امام على نيز چنين بود:

«اگر مال از شخص من بود، آن را به‌طور مساوى تقسيم مى‌كردم تا چه رسد به اينكه مال از آن خدا است».[1]

در اين وجه از عدالت، توزيع عادلانه و برابر امكانات مادى و درآمدهاى بيت المال، جلوگيرى از بهره‌كشى ناروا و استضعاف و نيز استفاده درست از منابع طبيعى مورد تأكيد است. در اينجا بحث قسط نيز مطرح مى‌شود. واژه قسط بيشتر در امور اقتصادى و توزيع اموال براساس عدالت اجتماعى بين افراد به كار مى‌رود كه در اين جهت، هيچ‌گونه تبعيضى نباشد:

«چون مهدى ما اهل بيت قيام كند، مال را به‌طور مساوى تقسيم مى‌كند و عدالت را در ميان رعيت اجرا مى‌نمايد ...»[2]و نيز: «مهدى (عج) بين مردم در تقسيم اموال به گونه‌اى به مساوات رفتار مى‌كند كه نيازمندى پيدا نمى‌شود كه مستحق زكات باشد».[3]در

[1].« و لو كان المال لى لسويّت بينهم فكيف و إنّما المال مال اللّه»: نهج البلاغه، خطبه 126.

[2].« إذا قام مهدينا أهل البيت، قسم بالسّويّة و عدل بالرعيّة ...»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 496، ح 26؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 383.

[3].« يسوّى بين الناس حتّى لا ترى محتاجا إلى الزّكاة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390، ح 212.


صفحه 350

اين روايت متواتر نيز آمده است: «... مردى از اهل بيت من خارج مى‌شود ... زمين را از عدل و قسط پر مى‌كند؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم آكنده شده بود».[1]

قسط اسلامى (تقسيم و توزيع عادلانه بيت المال)، بدون هيچ‌گونه تبعيضى در عصر حكومت درخشان امام عصر، محقّق شده و ثروت و امكانات، در اختيار مستحقان قرار مى‌گيرد. به اين ترتيب امر توزيع، به نحو عادلانه و احسن صورت مى‌گيرد و از شكاف عميق طبقاتى جلوگيرى مى‌كند.[2]در آن دوران، همه در استفاده از بيت المال، مواهب طبيعى، معادن و ... مساوى و برابر خواهند بود و از بخشش‌هاى الهى و نعمت‌هاى مادى به‌طور مساوى استفاده خواهند كرد و بيت المال براى همگان به‌طور يكسان مصرف خواهد شد:

« [مهدى‌] مال را على‌السويه تقسيم مى‌كند و قلوب امت پيامبر صلى اللّه عليه و اله از غنا پر مى‌شود و عدل او گسترش مى‌يابد ...».[3]همچنين: «او به‌طور مساوى (برابر) تقسيم مى‌كند و ميان همه مردم- نيكوكار و بدكار- به عدالت رفتار مى‌نمايد».[4]

البته منظور از تقسيم عادلانه ثروت در شكل تقسيم مساوى، اشاره به اموال بيت المال و اموال عمومى به‌طور كلى است كه همگان در حكومت اسلامى، در مقابل آن برابرند و يا اشاره به اين است كه در شرايط مساوى، امتيازات و پاداش‌ها و اجرت‌ها، مساوى به افراد داده شود و تبعيضى صورت نمى‌گيرد؛ به عكس آنچه كه در دنياى كنونى‌

[1].« ... يخرج رجل من اهل بيتى .... يملأها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 438 و 446؛ على بن محمّد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 67؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 424.

[2]. ر. ك: محمّد مهدى اشتهاردى، حضرت مهدى فروغ تابان،( قم: مسجد مقدس جمكران، 1380)، صص 125- 128.

[3].« يقسّم المال صحاحا( بالسويه) ... و يملأ اللّه قلوب أمة محمّد صلى اللّه عليه و اله غنىّ و يسعهم عدله ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483؛ علاء الدين متقى هندى، كنز العمّال، ج 14، ح 38653.

[4].« فانّه يقسم بالسوية و يعدل في خلق الرحمان، البرّ منهم و الفاجر»: همان، ج 51، ص 29 و شبيه آن ر. ك:

محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 161، ح 3.


صفحه 351

ديده مى‌شود. پس روشن است كه در برابر كار بيشتر و تلاش و لياقت فزون‌تر، سرمايه و امكانات بيشترى نيز پرداخت مى‌شود.

3- 3- 3. حركت به سوى اقتصاد سالم‌

اقتصاد سالم و رفع كاستى‌ها و ناراستى‌ها از آن، در سايه اقدامات چندى صورت مى‌گيرد كه به بعضى از آنها اشاره مى‌شود: «هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، بر همه ثروت اندوزان ذخيره گنج و ثروت را حرام مى‌كند؛ بر صاحبان گنج‌ها است كه گنج‌هاى خود را به پيش او بياورند تا در راه سركوبى دشمنان خرج شود»[1]و «در دولت امام مهدى (عج) رباخوارى از ميان مى‌رود».[2]

«هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، قطايع (زمين‌هايى كه زمامداران و حاكمان جور در مالكيّت خود درآورده يا واگذار كرده‌اند) از بين مى‌رود؛ به‌طورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود».[3]«او از بنى شيبه شروع مى‌كند و دست‌هايشان را قطع مى‌نمايد؛ چون آنها دزدان خانه خداى تعالى هستند».[4]«چون قائم (عج) قيام كند و وارد كوفه شود ...

زمين‌هاى مصادره شده را به صاحبانش باز مى‌گرداند».[5]

پس دولت مهدوى در جهت استفاده صحيح از موهبت‌هاى طبيعى (گنج‌ها و

[1].« فإذا قام قائمنا حرّم على كلّ ذى كنز كنزه حتّى يأتوا به فيستعين به على عدوّه ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ح 4، ص 61، ح 4؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 29، ص 547؛ محمد بن حسن شيخ طوسى، التهذيب، ج 4، ص 164، ح 24.

[2].« يذهب الربا ....»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 476؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.

[3].« إذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 17، ص 222؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 1.

[4].« ... يبدأ ببنى شيبة فيقطع أيديهم لأنهم سرّاق بيت اللّه تعالى»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 229، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 273، ح 5؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307، ح 2.

[5].« إذا ظهر القائم و دخل الكوفة ... و يردّ السواد إلى اهله»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 390؛ مصطفى آل سيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 253.


صفحه 352

معادن)، عمران و آبادانى شهرها و كشورها، بى‌نيازى و استغناى مردم، كمك به بدهكاران و فقيران، توزيع عادلانه امكانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق كشاورزى و دامپرورى و ... تلاش ويژه‌اى انجام مى‌دهد.


صفحه 353

فصل سوم: پيامدها و بروندادها


صفحه 354

پيامدها و بروندادها

هر نظام سياسى براى ايفاى وظايف و كارويژه‌هاى خود، از سه فرآيند نهاده، تبديل و داده (خروجى) تشكيل مى‌شود. مهم‌ترين و ارزشمندترين بخش آن، بروندادها (داده‌ها) و خروجى‌هايى است كه كارآمدى و كارآيى نظام در آنها جلوه‌گر شده و دستيابى به اهداف و سياست‌ها مشخص مى‌گردد.

در تحليل سيستم دولت مهدوى و بررسى كارآيى و كارآمدى آن، توجّه به پيامدها و داده‌هاى آن (آثار و نتايج) در ابعاد گوناگون، ضرورى به نظر مى‌رسد. براى فهم و درك اين فرآيند، نياز به شاخص‌ها و ملاك‌هايى است تا ميزان توفيق در انجام وظايف، تحقق اهداف و آرمان‌ها و جلب رضايت‌مندى روشن شود. اين شاخص‌ها در فصل «دولت و سياست از ديدگاه شيعه» بيان شد و اينك فرصت بررسى آنها فراهم آمده است. در ابتدا گفتنى است كه مهم‌ترين و بارزترين پيامدها و بروندادهاى نظام سياسى مهدوى در چند انگاره جلوه‌گر است:

يك. معنويت (اخلاق، معرفت و كمال)؛

دو. عدالت (قسط، عدل و تعادل)؛


صفحه 355

سه. عقلانيت (دانش و خردورزى).

چهار. توسعه (رفاه، عمران و آبادى)

اين انگاره در عرصه‌هاى سياست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد به خوبى متبلور و نمايان شده است. با بررسى شاخص‌ها و معيارهاى جامعه آرمانى اسلام، اين ادعا به روشنى فهم و اثبات مى‌شود:

1. ارتباط فرد با خداى متعال: در نظام سياسى مهدوى، اين انگاره، در رأس برنامه‌ها و سياست‌ها قرار دارد و همه فعاليت‌ها و كارويژه‌هاى دولت در جهت توحيد، عبوديت و عبادت سامان مى‌يابد. در اين راستا اخلاق و رفتارهاى مردم تغيير و آموزه‌هاى مذهبى، اخلاقى و عرفانى گسترش و حاكميت مى‌يابد. تربيت دينى، تهذيب و تزكيه نفوس، دين‌مدارى و ايمان باعث تقرّب به خدا و رسيدن به كمال نهايى (معرفت و وصال الهى) مى‌شود و بدين وسيله رابطه انسان با آفريدگارش، تصحيح و كامل مى‌شود. در اين جامعه، شرك، كفر، نفاق، الحاد و دين‌ستيزى ريشه‌كن شده و عاملان و كارگزاران فسادهاى دينى و هواپرستى از بين خواهند رفت. در اين روز موعود پايان سرنوشت محتوم شيطان و جبهه باطل است.

2. ارتباط فرد با خود: انسان در جامعه آرمانى مهدوى، به كرامت، شخصيت و ارزش واقعى خود پى خواهد برد و به شناختى درست از خود و استعدادها و شايستگى‌هايش- براى رسيدن به مقام خليفة اللهى- دست خواهد يافت. همه مواهب و امكانات مادى و معنوى در اختيار او و براى بالندگى معنوى و رفاه دنيوى او، قرار خواهد گرفت. دانش، خرد و انديشه او متعالى و رفتار، كردار و گفتارش اخلاقى و متكامل خواهد بود. نتيجه اين معرفت و دانش، باورداشت و شناخت هرچه بيشتر خداوند و درك وظايف، مسؤوليت‌ها و تكاليف دينى، اخلاقى و سياسى خود است. همچنين دورى از گناه، فساد، جنايت، خونريزى و تجاوز (رذايل اخلاقى) و پايبندى به صداقت و درستى، احسان، نيكى، طاعت و عبادت، رعايت حلال و حرام و ... (فضايل اخلاقى) از شاخصه‌ها و ويژگى‌هاى بارز اين عصر است.

3. ارتباط فرد با طبيعت: در عصر زندگى، انسان رابطه‌اى سالم و متعادل با طبيعت‌