ب. ظهور بهترين دولتها: «دولت ما در آخر الزمان ظاهر مىشود»[1]و «دولت او، آخرين و بهترين دولتها است؛ پس از پايان همه دولتها مىآيد. هيچ خاندانى نيست كه حكومتى براى آن مقدّر باشد، جز اينكه پيش از او، به حكومت مىرسد تا هنگامى كه ما به قدرت رسيديم؛ كسى نگويد كه اگر ما نيز به قدرت مىرسيديم، اينچنين رفتار مىكرديم»[2]و نيز: «... در اين هنگام فجر دولت حق مىدمد و تاريكى باطل از صحنه گيتى برچيده مىشود».[3]
ج. نابود شدن دولتهاى باطل: «زمانى كه قائم قيام كند، هردولت باطلى از بين مىرود».[4]«همانا نابودى پادشاهان ستمگر و ظالم به دست قائم ما است ...»[5]و نيز:
«خداوند حق را به دست آنان ظاهر مىكند و باطل را با شمشيرهايشان نابود مىسازد».[6]
«به دست او هر جبّارى نابود مىشود و هر شيطان سركشى هلاك مىگردد»[7]و نيز:
«زمين را از دشمنان من پاك و ميراث دوستانم مىكند»[8]و «حكمرانان ستمپيشه را عزل
[1].« دولتنا في آخر الدهر تظهر»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 489، ح 3؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 143، ح 3.
[2].« انّ دولتنا آخر الدّول و لم يبق اهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلنا، لئلّا يقولوا- إذا رأوا سيرتنا- إذا ملكنا سرنا بسيرة هؤلاء ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 473؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[3].« ... فعندها يتلألؤ صبح الحقّ و ينجلى ظلام الباطل ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 448؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 163.
[4].« إذا قام القائم، ذهبت دولة الباطل»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 278؛ ح 432 و نيز ر. ك:
محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 239؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 498.
[5].« أنّ زوال ملك الجبابرة و الظلمة على يد القائم منّا ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 354، ح 51؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 182.
[6].« يظهر اللّه الحقّ بهم و يخمد الباطل بأسيافهم ...»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، امالى، ص 352، ح 726؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 1، ص 399؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 28، ص 45.
[7].« يبير به كلّ جبّار عنيد و يهلك على يده كلّ شيطان مريد»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 368، ح 6؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 282، ح 14098؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 229.
[8].« أطهر الأرض من أعدائى و أورثها أوليائى»: محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 632، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 66، ح 3.
مىكند و زمين را از هر انسان نيرنگباز و فريبكارى پاك مىسازد».[1]
1- 2. استقرار عدالت و قسط:
بارزترين و مهمترين پيامد و نتيجه دولت مهدوى (عج) گسترش جهانى قسط و عدل و رفع بىعدالتى و ستم است. عدل و قسط از امورى است كه همه افراد بشر به برقرارى آن اظهار علاقه كرده و تمايل دارند و بالفطره مىخواهند همگان عادل باشند و يكى از اهداف پيامبران نيز اقامه قسط بوده است (ليقوم الناس بالقسط)؛ اما اين امر تنها و تنها به صورت جهانى و گسترده و دائمى به وسيله امام مهدى (عج) تحقّق خواهد يافت (و يسعهم عدله)[2]. مردم در تمامى جنبههاى زندگى (سياست، اقتصاد، اجتماع و ...) شاهد عدالت و قسط بىنظيرى خواهند بود و تعادل و ثبات در همه امور ديده خواهد شد: «زمين را آكنده از عدل و داد مىكند؛ همانگونه كه از جور و ستم پر شده بود»[3]و «به خدا سوگند! همانطور كه سرما و گرما به داخل خانههايشان نفوذ مىكند، عدالت او به درون خانههايشان راه خواهد يافت».[4]
زمين با عدالت او دوباره زنده مىشود و مردم سيرت و حكومت عادلانه را مشاهده خواهند كرد: «زمين را به وسيله قائم زنده مىكند، پس او در آن عدالت مىورزد. در نتيجه زمين با عدالت او حيات مىيابد، بعد از آنكه با ستم [ظالمان] مرده بود»[5]و «به شما نشان خواهد داد كه سيرت عدل و حكومت عادلانه چگونه است».[6]
[1].« ليعزلنّ عنكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.
[2]. محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 483.
[3].« يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 189، ح 44؛ محمّد بن على شيخ صدوق، امالى، ص 239، ح 24؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 280، ح 14094 و ....
[4].« اما و اللّه ليدخلنّ عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ و القرّ»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 297، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 544، ح 529.
[5].« يحييها بالقائم( ع) فيعدل فيها فيحيى الأرض بالعدل بعد موتها بالظلم»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 668؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 54، ح 37.
[6].« فيريكم كيف عدل السيرة»: نهج البلاغه، خطبه 138.
1- 3. فراگيرى صلح و امنيت:
امنيت و صلح واقعى و آرامش و همدلى، از ويژگىهاى حكومت جهانى امام مهدى (عج) است. در عصر پيشوايى او، خوفها زايل مىشود و جان و مال و آبروى اشخاص در ضمان قرار مىگيرد و در سراسر جهان امن عمومى حاكم مىشود. اختناق، ستيزهجويى، بهرهكشى، استكبار و استضعاف- كه همه از آثار حكومتهاى غير الهى است- از جهان ريشهكن مىگردد و عاملان و انجامدهندگان اين ناراستىها با هر عنوان، برچيده مىشوند. اين بهترين دورانى است كه بشر در عمر خود مىتواند شاهد آن باشد و از نتايج و ثمرات آن در همين دنيا برخوردار شود؛ به راستى او فريادرس، منجى و ياور تمامى مستضعفان، ستمديدگان و صالحان است ...: «از ميان امت من مهدى (عج) قيام مىكند؛ خداوند او را براى فريادرسى مردمان برمىانگيزد».[1]
الف. امنيت و آسايش: «در زمان او ستم ريشهكن و راهها امن مىگردد».[2]«چهارپايان و درندگان در صلح هستند ... زن از عراق تا شام مىرود و پاى خود را جز بر روى گياه نمىگذارد. جواهراتش را بر سرش مىگذارد و از درنده و درندهخويى هراس ندارد»[3]و نيز: «ناتوانى از مشرق تا مغرب سفر مىكند و از كسى آسيبى به او نمىرسد».[4]
ب. صلح و آسايش: «كينهها از دل مردم بيرون مىرود و درندگان و چهارپايان در صلح زندگى مىكنند».[5]«حضرت مهدى (عج) شرق و غرب جهان را تحت سيطره خود
[1].« يخرج المهدىّ في امّتى، يبعثه اللّه غياثا للنّاس»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470.
[2].« ... ارتفع في ايّامه الجور و امنت به السبل»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[3].« اصطلحت السباع و البهائم حتّى تمشى المرأة بين العراق و الشّام لا تضع قدميها إلّا على النبات و على رأسها زينتها، لا يهيجها سبع و لا تخافه»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 203؛ حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص 115.
[4].« حتّى تخرج العجوزة الضعيفة من المشرق تريد المغرب فلا يؤذيها أحد»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 61؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 379.
[5].« لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السّباع و البهائم ...»: مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 316، ح 1؛ صافي، منتخب الاثر، ص 592.
درمىآورد و گرگ و گوسفند در يك مكان زندگى مىكنند. كودكان خردسال با مارها و عقربها بازى مىكنند و آسيبى به آنها نمىرسد. شرّ از جهان رخت برمىبندد و تنها خير باقى مىماند».[1]
ج. رفع اختلافها و فتنهها: «به خدا سوگند اى مفضل! اختلاف و پراكندگى را از ملّتها و اديان برمىدارد».[2]«خداوند به وسيله او فتنههاى جانكاه را آرام و ساكن مىسازد. زمين امن مىگردد، يك زن در ميان پنج زن بدون اينكه مردى آنان را همراهى كند، به حجّ خانه خدا مىرود و جز خدا، از كسى باكى ندارد».[3]
امام صادق عليه السّلام فرموده است: «مهدى (عج) در ميان همه مخلوقات محبوب است، خداوند به وسيله او آتش فتنه را خاموش مىكند».[4]
دو. معنويت و عقلانيت (تكامل)
تعالى و تكامل جامعه از لحاظ اخلاقى، دينى و فرهنگى، حاكميت فضيلتها و خيرات در جامعه و تحقّق معنويت و عقلانيت از آثار و بركات شكوهمند و بىنظير دولت امام مهدى (عج) است. بر اين اساس تمامى شرّها و آلودگىها و منشأ آنها (شيطان و هواهاى نفسانى) از بين مىرود و دروغ، طمع، حرص، كينه، كفر، فساد، زنا و ... از
[1].« يملك المهدى، مشارق الأرض و مغاربها ... ترعى الشّاة و الذئب في مكان واحد و يلعب الصبيان بالحيّات و العقارب و لا تضرّهم بشىء و يذهب الشّرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 592؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 139.
[2].« فو اللّه يا مفضل! ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 4.
[3].« يطفئ به الفتنة الصّماء، و تأمن الارض، حتّى إنّ المرأة لتحجّ في خمس نسوة ما معهنّ رجل لا يتّقين إلّا اللّه»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 640؛ مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 185.
[4].« المهدىّ محبوب في الخلائق يطفئ اللّه به الفتنة الصّماء»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 640؛ مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 185.
جهان ريشهكن مىشود. اما با ظهور امام زمان (ع) جهان غرق در نورانيت، قداست و طهارت شده و آيين يكتاپرستى و اخلاق فراگير و حاكم مىشود. در اين زمان انسانها از تعالى روحى و تكامل عقلى برخوردار شده و موانع و عوامل فساد و انحراف از بين مىرود. اين عنايت خداوندى است كه در آينده تاريخ و با تشكيل دولت مهدوى (عج) و تربيت دينى مردم، اخلاق آنان كامل و خردهايشان شكوفا مىشود و جامعه فاسد و تباهآلود عصر پيشاظهور، به مدينه فاضله اسلامى تبديل مىگردد: «هنگامىكه قائم ما قيام كند، دست خود را بر سر بندگان مىگذارد و بدين ترتيب خردهاى مردمان شكوفا (متمركز) و اخلاقشان كامل مىشود».[1]
اگر فرهنگ جامعه از هر لحاظ سالم و اخلاقى و هنجارها و ارزشهاى دينى بر آن حاكم شود، ديگر اثرى از ظلمها، فسادها، تباهىها و تبعيضها نخواهد بود و كاستىهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى جامعه از بين خواهد رفت. در نتيجه مردم گرفتار مشكلات گوناگون (هواپرستى، جنگ، زيادهخواهى، ستمگرى و الحاد) نخواهند بود و سعادت حقيقى خود را در عبوديت و عبادت (فلسفه اصلى خلقت) و تقرّب به خدا خواهند ديد.
آثار و نتايج فرهنگى و دينى دولت حضرت مهدى (عج) را مىتوان در مؤلفههاى زير بيان نمود:
2- 1. آثار و بركات اخلاقى و معنوى:
الف. نورانيت و پاكى جهان: «وقتىكه قائم قيام كند، زمين به نور پروردگار روشن مىشود و بندگان به نور خورشيد نيازى نخواهند داشت»[2](كنايه از انقطاع و بىنيازى از
[1].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل اخلاقهم»: قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 71.
[2].« إذا قام أشرقت الارض بنور ربّها و استغنى العباد من ضوء الشمس»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 48؛ محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 467؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 464.
اسباب و وسايل مادى). و نيز: «زمين را از عدل، قسط و نور و برهان آكنده مىسازد»[1]و «زمين با نور پروردگار روشن مىشود و سلطنت او شرق و غرب عالم را فرا مىگيرد».[2]
همچنين: «در روزگار او دنيا پاكيزه مىشود و اهل دنيا نيك (و طاهر) مىگردند»[3]و «خداوند به وسيله [مهدى]، زمين را طاهر و پاك مىكند».[4]
ب. عبادت و عبوديت: «مردم رو به عبادت مىآورند و امانات ادا مىشود»[5]و نيز:
«بشارت باد به [آمدن] مهدى! او دلهاى بندگان را با عبادت و اطاعت پر مىكند و عدالتش همه را فرامىگيرد».[6]
همچنين: «همه مردم بر عبادت خدا گراييده، اجراى احكام شريعت و ديانت روى مىآورند»[7]و «جز خداوند- بلندمرتبه- هر معبودى كه در زمين باشد؛ اعم از بتهاى بىجثه با صورت و باجثه بىصورت و جز آن، آتش گرفته و بسوزد».[8]«پادشاهى [و حاكميت] براى خدا است- امروز، ديروز و فردا- اما زمانى كه قائم (ع) قيام مىكند، جز خدا را، عبادت نمىكنند».[9]
[1].« يملأ الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 260؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 44، ص 28، ح 4.
[2].« تشرق الأرض بنور ربّها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 345، ح 31؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.
[3].« تطيب الدنيا و أهلها في ايّام دولته»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 493.
[4].« يطهّر اللّه به الأرض ...»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمّد بن على شيخ طوسى، كمال الدين، ج 2، ص 372، ح 5؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 283.
[5].« ... يقبل الناس على العبادات و تؤدّى الأمانات»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 474.
[6].« ابشروا بالمهدى ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 74، ح 24.
[7].« يقبل النّاس على العبادات و الشرع و الديانة»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 592، ح 4.
[8].« فلا يبقى في الأرض معبود دون اللّه- عزّ و جلّ- من صنم و وثن و غيره إلّا وقعت فيه نار فاحترق ...»:
محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 16؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 140، ح 686.
[9].« الملك للرحمن اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن إذا قام القائم لم يعبد إلّا اللّه عزّ و جلّ»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 369؛ هاشم بحرانى، المحجّة في ما نيز في القائم الحجّة، ص 275.
ج. كمال اخلاقى مردم: «اخلاق مردم را كامل مىكند»[1]و نيز: «شرّ و بدى مىرود و خير و خوبى مىماند»[2]و ....
در تفسير آيهإِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَآمده است:
«اين آيه [درباره] آل محمد صلى اللّه عليه و اله است، مهدى و يارانش حاكم بر مشرق و مغرب زمين مىشوند. او دين را ظاهر مىكند ...».[3]
د. ريشهكن شدن آلودگىهاى اخلاقى: «بر انس و جنّ چيره مىگردد و ريشه پستى و انحراف را از روى زمين برمىكند».[4]«حكومت ابليس تا روز قيامت است و آن، روز قيام قائم است».[5]«خداى در زمين معصيت نشود و حدود الهى ميان مردم اجرا گردد».[6]
«روى زمين كافرى باقى نمىماند، جز اينكه ايمان مىآورد و شخص ناشايستى نمىماند جز اينكه به صلاح و تقوا مىگرايد»[7]و «زنا و شرابخوارى و ربا از ميان مىرود».[8]و «زمين را از هر انسان فريبكار و نيرنگباز پاك مىكند».[9]
[1].« ... اكمل به اخلاقهم»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 71؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840.
[2].« ... يذهب الشرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 472.
[3].« هذه لآل محمّد، المهدى( ع) و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الأرض و مغاربها و يظهر الدين و يميت اللّه عزّ و جل به و باصحابه البدع و الباطل ...»:. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 24، ص 165، ح 9؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 87.
[4].« يظهر على الثقلين و لا يترك في الأرض الأدنين»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 275، ح 55؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 236، ح 104.
[5].« ... دولة ابليس إلى يوم القيامة و هو يوم قيام القائم»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 2، ص 566، ح 662؛ شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 780.
[6].« لا يعصى اللّه عزّ و جلّ في ارضه و يقام حدود اللّه في خلقه»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 643، ح 7؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 127، ح 20.
[7].« لا يبقى كافر إلّا آمن و لا طالح إلّا صلح»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 290؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 280، ح 6.
[8]. لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 474؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، محلقات الاحقاق، ج 29، ص 616؛ يوسف مقدسى شافعى، عقد الدرر في اخبار المنتظر، ص 200.
[9].« ... ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120.
«به وسيله مهدى (عج) ... فتنهها و چپاولگرىها از بين مىرود و خيرات و بركات بسيار مىشود».[1]
2- 2. حاكميت و گسترش آيين اسلام
از ويژگىهاى ممتاز و بىنظير جامعه موعود جهانى، اين است كه همگان در آن موحّد بوده و خدا را به يگانگى پرستش مىكنند و شريكى براى او قرار نمىدهند. او را بىشريك، بىنظير، واحد، يگانه و يكتا مىشناسند (تصحيح رابطه فرد با خدا). اين يك امتياز بزرگ است كه در دولت مهدوى (عج)، همه مفتخر به آن هستند و حق را مىپرستند. در نتيجه توحيد خالص و پاك از هر شائبه شرك، حاكم مىشود. مشكلى كه در طول تاريخ- به خصوص در عصر حاضر- گريبانگير جوامع است، الحاد، شرك و تحريف در دين است. اين كاستى، خود موجب اختلافها، جنگها، هواپرستىها و انحرافات بسيار و باعث دور شدن از هدف و غايت اصلى زندگى (تقرّب و نزديكى به خدا) است. از طرفى الحاد، بىدينى، شرك و دينستيزى از مشخصههاى ديگر جوامع است كه در دوران ما، شكل ناپسند و خطرناكى پيدا كرده است. خود اين تفكّر و عقيده، پيامدهاى سوئى بر رشد و بالندگى انسانها و افول معنويت داشته است.
بر اين اساس از بركات و ثمرات جاودان دولت مهدوى (ع)، ريشهكن شدن بى دينى و الحاد، اختلاف در دين، شرك و دينستيزى و حاكميت توحيد و يكتاپرستى و گسترش و فراگيرى دين مبين اسلام و آموزههاى حياتبخش و انسانساز آن است. ثمره حاكميت اسلام، تحقّق جامعه دينى و راهبرى دين در رفتارها و گفتارها است.
الف. برچيده شدن اديان و مذاهب مختلف: «همه اديان و مذاهب از روى زمين برداشته مىشود و جز دين خالص باقى نمىماند».[2]
[1].« تعمر الأرض و تصفو و تزهو بمهديّها ... نعدم الفتن و الغارات و يكثر الخير و البركات»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 209، ح 49؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 560، و نيز ر. ك: محمّد بن حسين شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 42،( تصفو له الدنيا).
[2].« يرفع المذاهب، فلا يبقى إلّا الدّين الخالص»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 649؛ مصطفى آل سيد، بشارة الإسلام، ص 297؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 56.