بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 368

همچنين: «وقتى مهدى (عج) ظهور مى‌كند، همه مسلمانان شاد و مسرور مى‌شوند».[1]

2- 4. پيشرفت و ترقّى:

انسان‌ها در عصر ظهور، شاهد پيشرفت و توسعه‌اى بى‌نظير در دانش، صنعت، فن‌آورى و توليد خواهند بود و امر مجهول و مبهمى فراروى آنان نخواهد ماند. شاخه‌ها و شعبه‌هاى مختلف علم بر روى آنان، گشوده شده و پرده‌هاى ظلمت و نادانى از ديدگانشان به كنارى زده خواهد شد.

چنان‌كه گذشت فن‌آورى در زمينه ارتباطات، اطلاعات و وسايل حمل‌ونقل به سرعت پيشرفت كرده و مردم از مواهب و مزاياى اين دانش بهره‌مند خواهند شد. در عين حال، اين دانش همراه با حكمت و بصيرت خواهد بود كه در نتيجه مردم به باطن و حقيقت دنيا و طبيعت پى خواهند برد و همه چيز را براى تكامل خود به كار خواهند گرفت. پيش‌تر در اين زمينه به‌طور مفصّل بحث شد و رواياتى چند نقل گرديد.

امام باقر (ع) مى‌فرمايد: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، دستش را به سر بندگان مى‌گذارد و بدين وسيله عقل‌هاى آنان را جمع و افكارشان را كامل مى‌كند».[2]و نيز:

«وقتى قائم ما قيام مى‌كند، خداوند بر وسعت بينايى و شنوايى مردم مى‌افزايد ...».[3]

«در زمان ظهور مهدى (عج) به مردم حكمت عطا مى‌شود ...».[4]و نيز: «او زمين را از

[1].« المهدى إذا خرج يفرح به جميع المسلمين»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 649؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 192.

[2].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 25، ح 21؛ محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 52، ص 675؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئة، ص 200؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 67.

[3].« إنّ قائمنا إذا قام مدّ اللّه في أبصارهم و اسماعهم ...»: قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 84 و 841؛ محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 240، ح 329؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئة، ص 200، محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336.

[4].« تؤتون الحكمة في زمانه حتّى أنّ المرأة لتقضى في بيتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 239، ح 30؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 352، ح 10.


صفحه 369

روشنى و عقل و منطق (دلايل واضح و روشنگر) پر مى‌كند» ....[1]

از روايات مربوط به اين باب چندين برداشت مهم به دست مى‌آيد:

يكم. محدوديت و مانعى از افاضه علم بى‌كران امام (ع) وجود ندارد و همه شعبه‌ها و گونه‌هاى مختلف دانش بشرى، از رشد و پيشرفت زيادى برخوردار خواهند شد كه تصوّر آن براى هيچ‌كس ممكن نيست.

دوم. اين دانش پيشرفته مرتبط با غيب و علم نامحدود الهى است؛ بنابراين آثار و پيامدهاى گسترده و مثبتى دارد و بشر نهايت بهره‌مندى و استفاده را از آن خواهد برد.

تأثيرات اين رشد دانش، در دو مؤلّفه قابل بررسى است:

1. زندگى دنيوى در سايه آن بهبود يافته و مردم در آسايش، رفاه و تنعّم بيشترى خواهند بود.

2. در پرتو حكمت و دانش فراوان و آسايش و فراغت، زندگى مردم، معنوى و اخلاقى شده و آنان از حصار تنگ ماده‌گرايى و انديشه‌هاى ناقص بشرى بيرون مى‌آيند.

سوم. همگان- زن يا مرد، فقير يا غنى، جوان يا ميان‌سال و ...- از نتايج و آثار اين رشد دانش و حكمت برخوردار شده و علم و معرفت در تمامى زواياى حيات نفوذ مى‌كند و زندگى بر عقل و دانش استوار مى‌شود؛ نه غريزه و شهوت.

چهارم. يكى از ابعاد مهم رشد دانش بشرى، تعالى و شكوفايى افكار و انديشه‌ها و توجّه بيشتر به خرد و عقل خالص است. بر اين اساس رفتارها، گفتارها و پندارهاى افراد هم عقلانى و خردورزانه خواهد بود و هم نظر به سعادت واقعى و تكامل آنان خواهد داشت.

پنجم. با اينكه علم بشرى در همه زمينه‌ها و وجوه زندگى رشد خواهد يافت؛ اما با توجّه به روايات، تغييرات اساسى در نحوه مسافرت و ارتباطات و اطلاعات رخ خواهد داد و با نيازها و بايسته‌هاى حكومت جهانى واحد، مطابق و هماهنگ خواهد بود. بر اين‌

[1].« .... يملأ الارض ... نورا و برهانا»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 291؛ محمّد بن حسن طبرسى، اثبات الهداة، ج 3، ص 524، ح 404.


صفحه 370

اساس ارسال و دريافت اطلاعات و اخبار و مسافرت بين كشورها، از سرعت و دقت زيادى برخوردار خواهد شد.

ششم. در روايتى آمده است: «خدا زمين را به وسيله حضرت مهدى (عج) پر از نور و روشنايى مى‌كند بعد از تاريكى و ظلمت آن ... و پر از علم و دانايى مى‌كند، بعد از جهل و نادانى».[1]

مقصود از تاريكى در اين روايت، تاريكى‌هايى است كه جامعه در اثر دورى از معارف حقّه و نداشتن بينش صحيح و گم كردن راه ارتباط با خدا، بدان مبتلا است و منظور از نور، معرفت خدا و پيغمبر و امام و درك حقايق و نور عقل و فطرت و وجدان است. همچنين مراد از جهل، همين نادانى و جهلى است كه امروز بر دنياى علم و صنعت مستولى شده و روزبه‌روز رو به افزايش است. مراد از علم نيز علوم حقيقى و دانش‌هايى است كه به انسان كمال مى‌بخشد و او را از نظر به ظاهر اين عالم، به باطن آن مى‌رساند و سبب خوف و خشيت از خدا و تقرّب و نزديكى به او مى‌گردد.[2]بر اين اساس رشد دانش و علم در عصر ظهور، تا اندازه‌اى به انگاره‌هاى ياد شده نيز اشاره دارد.

2- 5. آرامش و گشايش (فرج)

يكى ديگر از آثار و بركات مهم دولت مهدوى- به خصوص براى شيعيان و مستضعفان عالم- فرج و گشايش در كارها، رفع سختى‌ها و گرفتارى‌ها و دست يافتن به آرامش و اطمينان است. آرامش خاطر و سكون و طمأنينه، گوهر كمياب انسان‌هاى معاصر است كه از صدها بيمارى روحى و روانى، افسردگى، پرخاشگرى، انواع سختى‌ها و ناكاميابى‌ها و ... رنج مى‌برند و در غرقاب ناملايمات و كمبودها دست و پنجه نرم مى‌كنند!! و تنها امام مهدى (عج) است كه مى‌تواند در برهه‌اى حسّاس از تاريخ، اين‌

[1].« يملأ اللّه به الأرض نورا بعد ظلمتها ... و علما بعد جهلها»: محمّد بن على صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 260، ح 5؛ فضل بن حسن طبرى، اعلام الورى، ص 399؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 36، ص 253، ح 69.

[2]. ر. ك: لطف اللّه صافى، به سوى دولت كريمه، امامت و مهدويت، ج 3، ص 58.


صفحه 371

مشكلات را برطرف كند و زندگى خوب و مطمئنى براى انسان‌ها فراهم سازد.

« [خداوند] به وسيله مهدى (عج) از امت رفع گرفتارى مى‌كند»[1]و نيز: «او برطرف كننده رنج‌ها و اندوه‌ها از شيعيان است؛ بعد از اندوهى سخت، بلايى طويل و ستمى جانكاه. خوشا به حال آنان كه آن زمان را درك مى‌كنند».[2]

اميرمؤمنان (ع) نيز مى‌فرمايد: «صاحب پرچم محمّدى ظهور مى‌كند ... زمين را مهد زندگى مى‌سازد ...».[3]

و نيز: « [زندگان آرزو مى‌كنند كه مرده‌ها] مى‌ديدند عدل و اطمينان و خير بسيارى را كه خداوند به ساكنان زمين مى‌رساند»[4]و «خداوند [به دست او] روزگار سختى و فشار را به سر مى‌آورد».[5]

« [خداوند] به دست او كور را بينا و مريض را شفا مى‌دهد»[6]و نيز «هريك از شيعيان ما از شير شجاع‌تر و از نيزه برّان‌تر و كارى‌تر خواهد شد. دشمن ما را زير پايش له مى‌كند ... و اين در زمان نزول رحمت خدا و گشايش او بر بندگان است».[7]

[1].« يفرّج اللّه بالمهدى عن الأمة»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 187؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 76، ح 31.

[2].« هو المفرّج للكرب عن شيعته بعد ضنك شديد و بلاء طويل و جزع و خوف فطوبى لمن ادرك ذلك الزمان»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 335، ح 5؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 91، ح 21؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 430، ح 24؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 129، ح 24 و ج 51، ص 164، ح 8.

[3].« يظهر صاحب الراية المحمديّة ... يمهد الأرض و يحيى السنّة و الفرض»: مصطفى آل سيّد، بشارة الإسلام، ص 83؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 488؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 210.

[4].« .. ليروا العدل و الطمأنينة و ما صنع اللّه باهل الارض من خير»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 250؛ صادق احسان‌بخش، آثار الصادقين، ج 29، ص 268.

[5].« به ... يذهب الزمان الكلب»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 185؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 75، ح 29.

[6].« ... و أبرئ به من العمى و اشفى به المريض»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 251، ح 1؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئة، ص 22؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 277، ح 172 و ج 51، ص 270.

[7].« كان الرجل من شيعتنا أجرأ من ليث و أمضى من سنان يطأ عدوّنا برجليه و ذلك عند نزول رحمة اللّه- و فرجه على العباد»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 133؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 2، ص 189، ح 22 و ج 36، ص 369.


صفحه 372

«دستش را بر سر بندگان خدا مى‌نهد و دل هر مؤمنى از پاره‌هاى آهن محكم‌تر مى‌شود و نيرويى برابر با نيروى چهل نفر پيدا مى‌كند».[1]

2- 6. ريشه‌كن شدن بيمارى‌ها و ناتوانى‌ها

از آثار و نتايج ديگر دولت حضرت مهدى، دفع بيمارى‌ها و طولانى شدن عمرها، ريشه‌كن شدن مرض‌هاى واگير و كشنده و زايل گشتن ترس و ناتوانى‌هاى شيعيان است.

اين امر در نتيجه اقدامات مثبت حكومت آن حضرت (مانند رسيدگى به بهداشت عمومى و نظارت ساير شهرها و محيط زيست) و رشد علم و دانش بشرى در همه زمينه‌ها (مانند طب و پزشكى) و عنايت خاص ايشان به شيعيان به دست مى‌آيد:

«وقتى قائم ما قيام كند، خداوند مرض و بيمارى را از شيعه ما دور مى‌كند و توانايى‌شان را برمى‌گرداند»[2]و «همه بيماران از معتقدين به حق و شيعيان مهدى (عج) شفا مى‌يابند».[3]

سه. توسعه و رفاه‌

چنان‌كه گفته شد، دولت امام مهدى، دولتى تك‌بعدى و منفعت‌خواه نيست؛ بلكه دولتى است كه بيش از همه چيز، منافع واقعى مردم را در نظر دارد و در همه ابعاد و زواياى زندگى انسانى، تحول و تغييرات مثبت و پرفايده ايجاد مى‌كند. البته سمت و سوى همه كاركردها، برنامه‌ها و خط و مشى‌ها- هرچند سياسى و اقتصادى- به سوى خدا

[1].« ... وضع يده على رؤوس العباد فلا يبقى مؤمن إلّا صار قلبه أشدّ من زبر الحديد و أعطاه اللّه قوّة أربعين رجلا ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 310؛ محمد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 653، ح 17؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1150.

[2].« ... إذا قام القائم أذهب اللّه عن كلّ مؤمن العاهلة و ردّ إليه قوّته»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 317، ح 2؛ محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 364، ح 238.

[3].« و تزول كلّ عاهة عن معتقدى الحقّ من شيعة المهدى( ع)»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 37؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 458؛ محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 221، ح 82.


صفحه 373

و تكامل اخلاقى انسان‌ها است؛ اما اين امر موجب غفلت از مسائل ظاهرى و مادى زندگى نمى‌شود و توسعه و رفاه اقتصادى بى‌نظير و پرشكوهى براى انسان‌ها به ارمغان مى‌آورد. در سايه حكومت آن حضرت نظام طبقاتى از بين مى‌رود و همه مردم در ثروت مساوى خواهند بود. نشانه دوم، رفاه اقتصادى است كه هر انسانى مى‌تواند از آنچه بخواهد، بهره‌مند گردد. نشانه سوم، عدم نيازمندى به اموال و استغنا است و نبود هيچ نوع ستيز و تكاپو براى به دست آوردن چيزى.[1]

البته در عصر امام مهدى (عج) همه چيز طبيعى به نظر مى‌رسد؛ اما معيارهاى عصر ما با ملاك‌ها و معيارهاى عصر ظهور متفاوت است. پس نظام غير طبقاتى به‌معناى استقرار نظام صحيح و اصيل اسلامى بر روى كره زمين است (نه نظامى غير از نظام اسلامى).

از طرفى عوامل فراوانى چون مسائل غيبى، پشتوانه محكمى براى او و ياران ايشان خواهد بود و به آنان كمك و مساعدت درخور توجّهى خواهد كرد. از اين‌رو فهم و تحليل بسيارى از مسائل آن عصر براى ما ممكن نيست.

در هرحال در اين عصر زندگى، اقتصاد جامعه شكوفا گشته، فقر و تنگدستى رخت برمى‌بندد و آبادانى همه‌جا به چشم مى‌خورد و بازرگانى و تجارت رونقى زياد مى‌يابد.

معادن و مواهب طبيعى (گنج‌هاى نهفته در دل زمين) مورد بهره‌بردارى قرار مى‌گيرد.

همه امكانات طبق احتياجات جوامع، به مناطق عالم گسيل مى‌گردد و هيچ نقطه‌اى متروك و رها شده باقى نمى‌ماند. باران‌هاى موسمى شروع به باريدن مى‌كند، رودخانه‌ها پرآب و زمين‌ها حاصلخيز مى‌شود و كشاورزى شكوفا مى‌گردد. باغ‌ها سرسبز و پر از ميوه مى‌شود و بعضى از بيابان‌ها، يكباره به نخلستان تبديل مى‌گردد و دامدارى گسترش مى‌يابد. عطايا و بخشش‌هاى او گوارا است و اموال مشت‌مشت به مردم داده مى‌شود. فقر، بى‌كارى، حرص و طمع (ثروت‌اندوزى)، تجمّل‌پرستى و ... از جامعه زدوده مى‌شود و مردم صاحب مسكن، كار، دارايى (به اندازه نياز) و زمين مى‌شوند. محرومان و مستضعفان مورد توجّه قرار مى‌گيرند و با عطوفت و مهربانى با آنها

[1]. عبّاس المدرّسى، تمدن در عصر ظهور مهدى( عج)، ص 90.


صفحه 374

برخورد مى‌شود (تا اينكه فقر و ندارى ريشه‌كن گردد). سراسر زمين آباد، خرّم و سرسبز گشته و ويرانى‌ها و خرابى‌ها اصلاح مى‌شود. وضع اقتصاد عمومى بهبود كامل يافته، نعمت‌ها فراوان، آب‌ها مهار، زمين‌ها آباد و حاصلخيز و معادن ظاهر مى‌شود تا جايى كه فقيرى باقى نمى‌ماند و كسى براى دريافت كمك مالى، به خزانه عمومى مراجعه نمى‌كند.

الف. نعمت، بركت و حيات:

«زمين پربركت مى‌شود و امت من در عصر او چنان زندگى [خوبى‌] دارند كه در هيچ زمانى چنين نبوده است»[1]و «در دولت او مردم- نيكان و فاجران- آن‌چنان در رفاه و آسايش به سر مى‌برند كه هرگز نظير آن ديده نشده است ...»[2]و نيز: «امت من در عصر او چنان به سطحى از رفاه و زندگى و برخوردارى از نعمت‌ها مى‌رسند كه نظيرى براى آن نيست».[3]

«.... از رنج طلب و سختى [در راه دستيابى به امور زندگى‌] آسوده مى‌شويد و بار سنگين زندگى را از شانه‌هايتان بر زمين مى‌نهيد»[4]و «خداوند زمين را به دست قائم زنده مى‌كند ... زمين زنده مى‌شود و مردم آن حياتى نوين مى‌يابند؛ بعد از مرگشان».[5]

ب. بخشش فراوان و بى‌نيازى مردمان:

«عطايايش گوارا است ...»[6]و «شما به‌

[1].« تخرج الارض بركتها و تعيش امّتى في زمانه عيشا لم تعشه قبل ذلك في زمان قطّ»: جلال الدين سيوطى، العرف الورى، ص 99؛ علاء الدين متقى هندى، كنز العمال، ج 14، ح 38701.

[2].« تنعم امتى في زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط البر و الفاجر»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 467؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 376.

[3].« تتنّعم أمّتى في زمن المهدى نعيما لم يتنعّموا مثله قط ...»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 591، ح 2؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473 و 83؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 78 و 37.

[4].« ... كفيتم مؤونة الطلب و التعسّف و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 266، ح 22؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 1، ص 291؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 111، ح 6.

[5].« ... يحييها اللّه بالقائم( ع) فيعدل فيها فتحيى الارض و يحيى اهلها بعد موتهم»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 24، ص 325، ح 39.

[6].« يكون عطاؤه هنيئا ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 472 و 483؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 82 و 92.


صفحه 375

جست‌وجوى اشخاص برمى‌آييد كه مال يا زكات بگيرند و كسى را نمى‌يابيد كه از شما قبول كند»[1]و نيز: «كسى به حضور مهدى (عج) مى‌آيد و تقاضاى كمك مى‌كند؛ پس دستور مى‌دهد: مال را در لباس او بريزند، به صورتى‌كه نمى‌تواند آن‌را حمل كند».[2]

«خداوند بى‌نيازى را در دل‌هاى اين امت قرار مى‌دهد»[3]و «هنگامى‌كه مهدى قيام مى‌كند، خداوند در دل‌هاى بندگان بى‌نيازى مى‌افكند».[4]

ج. آبادانى و سرسبزى جهان:

«در روى زمين جايى نمى‌ماند، جز اينكه آباد مى‌گردد»[5]و نيز: «زمين به وسيله مهدى (عج) آباد، خرّم و سرسبز مى‌شود و به وسيله او چشمه‌سارها روان مى‌گردد ... و خيرات و بركات زياد مى‌شود».[6]

د. ظهور خيرات و بركات زمين:

«خداوند براى قائم، گنج‌ها و معادن زمين را آشكار مى‌سازد»[7]و نيز: «در [هنگام‌

[1].« يطلب الرجل منكم من يصله بماله و يأخذ منه زكاته فلا يجد احدا يقبل منه استغنى الناس بما رزقهم اللّه من فضله»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 464؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 464.

[2].« فيجى‌ء إليه الرجل فيقول يا مهدى! اعطنى اعطنى. قال: فيحثى له في ثوبه ما استطاع ان يحمله ...»:

محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 104؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 478؛ يحيى بن حسن ابن بطريق، العمدة، ص 435.

[3].« و يجعل اللّه الغنى في قلوب هذه الامّة»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 474؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 84.

[4].« إذا خرج المهدى القى اللّه الغنى في قلوب العباد»: شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 334.

[5].« فلا يبقى في الأرض خراب إلّا عمر»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 330؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463.

[6].« ... تعمر الأرض و تصفو و تزهو بمهديها و تجرى به أنهارها و تعدم الفتن و الغارات و يكثر الخير و البركات»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 209، ح 49؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 560

[7].« يظهر اللّه عزّ و جلّ له كنوز الأرض و معادنها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 282؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 440.