در چشمانداز شيعه، آينده سياست (دولت)، بسيار روشن و خوشبينانه است و تاريخ براى رسيدن به آن جامعه مطلوب- هرچند با فرازونشيب- در حركت است.
سياست در اين جامعه فاضله و الهى (سياست امامت) است و امام منصوب از سوى خدا با تشكيل دولت و در دست گرفت حكومت جهان، ساماندهى امور سياسى، فرهنگى و اقتصادى را برعهده دارد. اين امر در پايان تاريخ (آخر الزمان) اتفاق مىافتد و حضرت مهدى- بهعنوان نجاتدهنده و مصلح كلّ- راهبرى و مديريت آنرا در دست مىگيرد.
شيعيان دوازده امامى، نظرات روشن و دقيقى- با تكيه بر منابع غنى روايى- دارند و باورداشت آنان از مهدويت توأم با درك صحيح آنان از آينده سياست (دولت) و صفات و كاركردهاى ممتاز رهبر اين حركت (حضرت مهدى (عج)) است. شيعه اثناعشرى چشم انتظار آمدن حجة بن الحسن عسكرى است كه با ظهور خود، دولتى را تشكيل خواهد داد كه همه مردم دنيا «جمعيت» آن، تمامى نقاط روى زمين «سرزمين» آن، اقتدار و نفوذ معنوى و سلطه كامل بر جهان، «حاكميت» آن و حكومت عادلانه و كارآمد، «بازوى اجرايى» آن است.
با تشكيل دولت، اراده و مديريت امور مختلف جهان در دست ايشان قرار مىگيرد.
او با كمك ياران و اصحاب خود، حكومت تمامى كشورها و سرزمينها را عهدهدار مىشود و جهان را براساس آموزههاى امامت (سياست امامت) مديريت مىكند.
در بخش دوّم، سه فرضيه در مورد دولت مهدى (عج) مورد بررسى قرار گرفت:
براساس فرض انتقامگيرى (انتقام از دشمنان)، مهمترين اقدام آن حضرت تدارك انقلاب جهانى و جنگ نهايى با جبهه كفر و باطل و نابود كردن اشرار و گرفتن انتقام خدا، رسول خدا، امامان معصوم (ع) و مظلومان عالم از ستمگران، كافران و محاربان است.
پس از اين، مأموريت جهانى آن حضرت به پايان مىرسد و نيازى به تشكيل دولت نيست. در نقد اين ديدگاه، محورهاى مختلف بررسى شد و ضمن تأييد جنگهاى آغازين- آنهم در محدوده زمانى مشخص و با گروههاى معيّن- بحث انتقام و نابودى دشمنان، ذيل گزينه «جهاد» تفسير گرديد. برخى از راويان اين احاديث نيز افرادى ضعيف و كذّاب شمرده شدهاند. اين مطلب كه سيره آن حضرت مخالف سيره
پيامبر (ص) و امام على (ع) است، مخالف با رواياتى است كه روش آن حضرت را مطابق با سيره پيامبر و امير مؤمنان مىداند. آن حضرت براى تحقّق صلح و عدالت به پا مىخيزد و اقدامى مخالف اين انگاره انجام نخواهد داد و انتقام و خونخواهى آن حضرت محدود به ادامهدهندگان راه ستمگران و كافران و كسانى است كه راضى به ظلموستم دشمنان- به خصوص قاتلان امام حسين (ع)- مىباشند.
در فرض دولت اقتدارگرا، دولت او تكيه بر قدرت فيزيكى، ايجاد رعب و ترس در ديگران، سلطه فراگير و كامل بر جهان و سركوبى شديد مخالفان و ناراضيان دارد. در روايات اشاره شده كه امام مهدى «قائم بالسيف» (قيامكننده با شمشير) است كه نماد استفاده از قدرت فيزيكى و سركوبگرى است. همچنين آن حضرت يارى شده با رعب و (ايجاد ترس در دل ديگران) و داراى قاطعيت و شدّت برخورد با دشمنان است. در نقد اين ديدگاه توجّه به نكاتى چند ضرورى دانسته شد؛ از جمله اينكه ايشان قبل از استفاده از حربه جنگ و سركوبى، از در گفتوگو و ارشاد برمىآيد و سعى مىكند كه همگان را با دلايل آشكار به سوى دين حق و دست برداشتن از طغيانگرى دعوت كند. از طرفى آن حضرت مانند پيامبر اكرم (ص) و حضرت على (ع) رفتار خواهد كرد؛ آندو بزرگوار ابتدا با منطق گفتوگو و رفتار ملاطفتآميز پيش مىرفتند و تا حد مقدور از جنگ و شدّت عمل دورى مىجستند. از طرفى، رفتار ايشان با مردم ملاطفتآميز، شفقتآميز و بسيار دوستانه خواهد بود و آنان نيز با تمام وجود، دوستدار و محبّ ايشان خواهند بود.
براساس فرض سوّم (دولت اخلاقى)، غايت سياست در اسلام، سوق دادن جامعه به سمت كمال و سعادت واقعى و جاودانى است و آن با تقرّب انسان به خدا، عبوديت و عبادت بيشتر، كسب فضايل اخلاقى و زدودن رذايل به دست مىآيد. باتوجّه به اين انگاره، سياست (دولت) در خدمت اخلاق و رشد و بالندگى معنوى جامعه قرار مىگيرد و آن را به سر منزل مقصود مىرساند.
بنابر فرض پژوهش حاضر، دولت مهدوى (ع)، دولتى اخلاقى مبتنى بر ساختار امامت است؛ يعنى، امام مهدى (عج) با تشكيل حكومت جهانى براساس نظام امامت، اداره و مديريت جهان را در دست خواهد گرفت و بشر را به سمت كمال مطلوب و
تكميل مكارم اخلاقى (حداكثر كمال و رشد اخلاقى) هدايت و راهبرى خواهد كرد و جامعه مرده را زنده و دينمدارى و معنويتگرايى را احيا خواهد كرد. مشكلات و نارسايىهاى گسترده جوامع- بخصوص در زمينه اخلاق و معنويت- تنها در سايه وجود دولت امام مهدى (عج) از بين مىرود و به جاى آنها معنويت، عدالت و عقلانيت حاكم مىشود و جامعه به تكامل، تعالى، تعادل و پيشرفت مىرسد. دولت اخلاقى امام مهدى، هم خود جامع تمام فضايل و نيكىها و محاسن اخلاقى است و هم در مقام عمل و اجرا، همه آنها را در جامعه محقّق مىسازد (سياست فاضله+ دولت (رهبرى) فاضله+ كارويژه فاضله+ هدف فاضله).
دلايل و شواهد مختلف براى اثبات اخلاقى بودن دولت مهدوى وجود دارد؛ از جمله: روايات، پيماننامه آغازين، اهداف و ويژگىهاى حكومت آن حضرت.
در فصل اوّل بخش سوّم، ساختار و نهادهاى حكومتى دولت امام مهدى (عج) بررسى شد. بر اين اساس استقرار و تثبيت حكومت حضرت مهدى (عج) بدين صورت است كه آن حضرت براساس نظام امامت، پيشوايى و رهبرى دينى- سياسى جهان را برعهده دارد و اين به انتخاب خدا و نصّ دينى و تصريح پيامبر (ص) مىباشد و مردم موظفاند امام زمان خود را بشناسند و از او اطاعت كنند و او را يارى نمايند. البته خواست، بيعت و رضايت مردم در تحقق عملى ولايت آن حضرت نقش مؤثّرى دارد.
ساختار حكومتى آن حضرت نيز براساس الگوى امامت (خلافت)- به خصوص الگوى زمامدارى و حكومت امام على (ع)- قابل تحليل و تفسير است. در اين الگو امام در رأس و هرم قدرت دارد و پس از او وزيران و زمامداران بلاد و كشورها- كه به وسيله خود او نصب مىشوند- قرار دارند. اين حاكمان و واليان، زيرنظر امام (ع) اداره كشورها را در دست دارند و از نوعى استقلال هم برخوردار مىباشند. پس از آنان كارگزاران و مأموران مختلف حكومتى (قاضيان، نظاميان، فرماندهان و ...) امور مختلف اقتصادى، فرهنگى، سياسى و قضايى را در دست دارند.[1]
[1]كارگر، رحيم، آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، 1جلد، مركز تخصصى مهدويت - قم، چاپ: دوم، 1387.
و هدايت امور گوناگون مردم برعهده دارد و وظايف مختلفى مانند حفظ دين، اصلاح مردم، احياى سنّت، اقامه حدود، گسترش عدالت، جهاد، عزل و نصب كارگزاران، توزيع بيت المال، تأمين حقوق و ... برعهده امام است و او ولايت، اختيارات و شؤون مختلفى دارد.
وظايف و كاركردهاى سياسى و اجتماعى دولت مهدوى براى تأمين عدالت، اداره سياسى جهان، قضاوت و داورى، قانونگذارى، تأمين صلح و امنيت و احياى دين و اصلاح امور است. دولت ايشان در تمامى زمينهها، موفّق و كارآمد بوده و همه امور سياسى و اجتماعى را تحت پوشش قرار خواهد داد.
كاركرد فرهنگى و دينى دولت ايشان در راستاى تربيت دينى مردم، تتميم مكارم اخلاقى و زدودن آلودگىها و مفاسد، گسترش و احياى آموزههاى اسلام، تثبيت آيين توحيد و يكتاپرستى، رشد دانش و علم بشرى، شكوفايى افكار و انديشهها، رشد و ترقى صنعت و فنآورى و پيشرفت شگفتانگيز در زمينههاى ارتباطات، اطلاعات و اختراعات ديگر است. البته دولت مهدوى (عج)، بيشترين اهميت را به برنامههاى فرهنگى- دينى داده و در رشد و تعالى اخلاقى انسانها و تزكيه و تهذيب نفوس اهتمام جدّى خواهد داشت.
كاركرد اقتصادى و عمرانى دولت مهدوى در جهت استفاده صحيح از موهبتهاى طبيعى (گنجها و معادن)، عمران و آبادانى شهرها و كشورها، بىنيازى و استغناى مردم، كمك به بدهكاران و فقيران، توزيع عادلانه امكانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق كشاورزى و دامپرورى و ... است. دولت ايشان در زمينه اقتصاد و عمران موفقيتهاى كاملى كسب خواهد كرد و در عينحال بر اخلاقى بودن فعاليتهاى اقتصادى و استفاده صحيح از طبيعت و گسترش عدالت تأكيد خواهد نمود.
در فصل سوّم (پيامدها و بروندادهاى دولت مهدوى (ع))، ابتدا بيان شد كه معنويت، عدالت، عقلانيت و توسعه، انگارههايى است كه دولت مهدوى (عج) در تمامى زمينهها و برطبق شاخصها و معيارهاى ذيل به آنها دست مىيابد: بهبود ارتباط فرد با خداى خود؛ توجّه به شايستگىها، استعدادها و ارزشهاى فردى؛ استفاده صحيح
از موهبتهاى الهى؛ روابط دوستانه و صلحآميز با ديگران.
مهمترين دستاوردهاى دولت مهدوى (ع) در عرصه سياست استقرار دولت حق و نابودى دولتهاى باطل، گسترش عدالت و ايجاد قسط، تثبيت صلح و امنيت جهانى، و رفع اختلافها و ستيزشها است.
در زمينه فرهنگ و دين نيز رشد و تعالى اخلاقى و معنوى مردم و نورانيت جهان، ترويج فضايل اخلاقى و ريشهكن شدن رذايل، حاكميت آيين اسلام و توحيد و يكتاپرستى، جلب رضايت عمومى، توسعه و پيشرفت علم و دانش و شكوفايى انديشه و خرد و ايجاد آرامش روحى و روانى و ... به دست خواهد آمد.
از نظر اقتصادى و عمرانى نيز بشر شاهد وفور نعمت و بركت، حيات مجدّد و متكامل در روى زمين، رونق كشاورزى و كثرت محصولات، رفاه و آسايش بشرى، عمران و آبادى زمين و ... خواهد بود.
بشر پس از قرنها و سالها چشم انتظارى و اميد به اصلاح امور و تحقّق بشارت الهى، به سعادت و كمال مطلوب نائل خواهد آمد و در پرتو دولت مهدوى، در تمامى جنبههاى زندگى به رفاه، آسايش، آرامش، صلح و تعالى و تكامل دست خواهد يازيد.
فهرست منابع
الف. كتابهاى فارسى:
1- آراستهخو، محمد، فرهنگ اصطلاحات علمى- اجتماعى (نقد و نگرشى بر فرهنگ اصطلاحات علمى- اجتماعى)، چاپ اول، تهران: انتشارات چاپخش، 1381.
2- آشتيانى، جلال الدين، تحقيقى در دين مسيح، چاپ دوم، تهران: نشر نگارش، 1379.
3- آقابخشى، على و ...، فرهنگ علوم سياسى، چاپ اول، تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، 1374.
4- اتكينسون، آر. اف. و ...، فلسفه تاريخ: روششناسى و تاريخنگارى، چاپ اول، ترجمه حسينعلى نوذرى، تهران: طرح نو، 1379.
5- احمدى، بابك، ماركس و سياست مدرن، چاپ اول، تهران: نشر مركز، 1379.
6- اخوان كاظمى، بهرام، عدالت در انديشههاى سياسى اسلام، چاپ اول، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلام، 1381.
7- استيون، تانسى، مقدمات سياست، چاپ اول، تهران: نشر نى، 1381.
8- اسميت، د. ج، مقدمهاى بر شناخت مسيحيت، چاپ اول، تهران: نقش جهان، 1379.
9- امينيان، مختار، مبانى اخلاق اسلامى، چاپ سوم، قم: بوستان كتاب، 1381.
10- ا. هيوم، رابرت، اديان زنده جهان، چاپ سوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1373.
11- باباپور، محمد مهدى، سياست و حكومت در نهج البلاغه، چاپ اول، قم: تهذيب، 1379.
12- بشيريه، حسين، آموزش دانش سياسى، چ دوم، تهران: نگاه معاصر، 1380.
13- پل ادواردز و ...، فلسفه تاريخ (مجموعه مقالات دائرة المعارف فلسفه)، ترجمه بهزاد سالكى، چاپ اول،
تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1375.
14- پلامناتز، جان پتروف، شرح و نقدى بر فلسفه اجتماعى و سياسى هگل، ترجمه حسين بشيريه، چاپ اول، تهران: نشر نى، 1367.
15- پوپر، كارل، فقر تاريخيگرى، ترجمه احمد آرام، چاپ اول، تهران: انتشارات خوارزمى، 1350.
16- پولادى، كمال، تاريخ انديشه سياسى در غرب، ج 2، چاپ دوم، تهران: نشر مركز، 1382.
17- پىيتر، آندره، ماركس و ماركسيسم، ترجمه شجاع الدين ضياييان، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1358.
18- تاجبخش، احمد، تاريخ و تاريخنگارى، چاپ اول، شيراز: نويد شيراز، 1376.
19- توينبى، آرنولد، فلسفه نوين تاريخ، ترجمه و گردآورى بهاء الدين پازارگاد، تهران: كتابفروشى فروغى، 1336.
20- تىبلوم، ويليام، نظريههاى نظام سياسى، ترجمه احمد تدين، 2 جلد، چاپ اول، تهران: آران، 1373.
21- جعفرى، محمد تقى، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ج 23، چاپ سوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1376.
22- جعفرى، يعقوب، بينش تاريخى قرآن، چاپ اول، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1366.
23- جمعى از نويسندگان، چشم به راه مهدى، چاپ دوم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1378.
24- جوويور، مرى، درآمدى به مسيحيت، ترجمه حسن قنبرى، چاپ اول، قم: مركز مطالعات اديان و مذاهب، 1381.
25- جىگولد استفان و ...، سال 2000 ... (چهار گفتگو درباره آخر الزمان)، ترجمه حسن مرتضوى، چاپ اول، تهران: بهنام، 1378.
26- حكيمى، محمد، عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام، چاپ چهارم، قم: بوستان كتاب، 1380.
27- حلّى، حسن بن يوسف، باب حادى عشر (و شرح آن)، ترجمه محسن صدر رضوانى، چاپ دوم، قم: صدر رضوانى، 1380.
28- دريپر، هال، نظريه انقلاب ماركس (دولت و بوروكراسى)، ترجمه حسن شمسآورى، ج 1، چاپ اول، تهران: نشر مركز، 1382.
29- دورانت، ويليام و جيمز، درسهاى تاريخ، ترجمه محسن خادم، چاپ اول، تهران: ققنوس، 1378.
30- دوورژه، موريس، بايستههاى جامعهشناسى سياسى، ترجمه ابو الفضل قاضى، چاپ اول، تهران: نشر دادگستر، 1377.
31- رشاد، على اكبر و همكاران، دانشنامه امام على (ع)، ج 6 و 3، چاپ اول، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، 1380.
32- رنى آستين، حكومت: آشنايى با علم سياست، ترجمه ليلا سازگار، چاپ اول، تهران: مركز نشر دانشگاهى، 1374.
33- روسو، ژان ژاك، قرارداد اجتماعى (متن و در زمينه متن)، ترجمه مرتضى كلانتريان، چاپ دوم، تهران: آگه، 130.
34- زرينكوب، عبد الحسين، تاريخ در ترازو (درباره تاريخنگرى و تاريخنگارى)، چاپ دوم، تهران:
امير كبير، 1362.
35- زيبايىنژاد، محمد رضا، مسيحيتشناسى مقايسهاى، چاپ اول، تهران: سروش، 1382.
36- ساليوان، راجر، اخلاق در فلسفه كانت، عزت اللّه فولادوند، چاپ اول، تهران: طرح نو، 1380.
37- سبحانى، جعفر، فلسفه تاريخ و نيروى محرّك آن، چاپ اول، قم: انتشارات مكتب اسلام، 1376.
38- سروش، عبد الكريم، فلسفه تاريخ، چاپ اول، تهران: حكمت، 1357.
39- شيرازى، صادق، شميم رحمت، چاپ دوم، قم: ياس زهرا، 1424.
40- صافى گلپايگانى، لطف الله، امامت و مهدويت، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1380.
41- صدر، محمد باقر، سنتهاى تاريخ و فلسفه اجتماعى در مكتب قرآن، ترجمه حسين منوچهرى، چاپ اول، تهران: رجا، 1369.
42- طاهرى، حبيب اللّه، سيماى آفتاب، چاپ اول، قم: زائر، 1380.
43- طباطبايى، محمد حسين، شيعه در اسلام، چاپ اول، قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1374.
44- طبسى، نجم الدين، چشماندازى به حكومت مهدى (ع)، چاپ سوم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1380.
45- طوسى، خواجه نصير الدين، اخلاق ناصرى، تهران: خوارزمى، 1377.
46- عالم، عبد الرحمان، بنيادهاى علم سياست، چاپ ششم، تهران: نشر نى، 1379.
47- عميد زنجانى، عباسعلى، فقه سياسى، ج 3، چاپ چهارم، تهران: امير كبير، 1377.
48- فيرحى، داود، نظام سياسى و دولت در اسلام، چاپ اول، تهران: سمت، 1382.
49- قاضى، ابو الفضل، حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، چاپ چهارم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1372.
50- قرشى، على اكبر، اتفاق در مهدى موعود، چاپ دوم، قم: دفتر انتشارات اسلامى، بىتا.
51- قزوينى، محمد كاظم، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ترجمه حسن فريدونى، چاپ دوّم، تهران: آفاق، 1378.
52- كاسيرز، ارنت، اسطوره دولت، چاپ اول، تهران: هرمس، 1377.
53- كاظمى، على اصغر، اخلاق و سياست: انديشه سياسى در عرصه عمل، چاپ اول، تهران: قومس، 1376.