به نام يزدان بخشاينده
پيش گفتار
ضروريترين وظيفهي انسان، در اسلام خودسازي در پرتو خداشناسي است، مسلمان بايد خويشتن خويش را چنين که «بايسته» است بسازد ، نه آن طور که اميال و هوس هايش «خواسته» است. و اسلام مکتبي است که اين «بايستگي» را به مسلمان ميآموزد و با احکام خود، او را به سوي «چنان بودني» که شايسته مقام انسان است، سوق ميدهد.
آئين مقدس اسلام و مجموعه احکام حياتبخش آن، براي رهاندن انسان از دام خواستههاي حقير جسماني و حيواني است؛ چرا که تا عقاب جان آدمي را از دام شهوت و هوس، و قيد و بند نيازهاي زميني نرهد، هرگز به فراز قرب حق و به اوج هاي آسماني پر نميکشد.
اسلام پيروان خويش را در هر گوشه از زندگي، و در کشاكش نيازها و خواست ها، به سوي همين وارستگي از بندهاي حيواني و آراستگي به فضايل نفساني فرا ميخواند، و احکام آن در هر زمينه مسلمان را به سوي همين هدف برتر ميبرد.
ما مسلمانان اگر براستي، و نه تنها در سخن که در عمل نيز، پيرو اسلام باشيم، و دستورات اين آيين آسماني را آن چنان که هست و بايد بکار بنديم، بيترديد به قلههاي فرازمند معنويت انساني نائل ميآئيم؛ همچنان که سلمانها و ابوذرها، مقدادها و عمارها، و چهرههاي بسياري از اين
دست نائل آمدند؛ و ميدانيم که آن نامداران تاريخ انسان که مسلمانان واقعي عصر خويش ميبودند، در تمام ابعاد انسانيت خويش اسوه و نمونه بودند. در صفا و صميميت چون سرچشمههاي روشن آب، پاک و زلال، و در ميدان مبارزه با مشکلات و نبرد با ناراستي ها، چون کوه نستوه و استوار، و در دانش و انديشه، چون دريا پر موج و ژرف، و در مناعت و بينيازي از غير خدا، چون آسمان بلند و برافراشته بودند.
آري دستورات اسلام، در عين سادگي و شيريني، چون صيقلي است که جان مسلمان را جلا ميدهد، و چون اسلحهاي بُرنده در نبرد با هر چه جان را زمينگير و جامعه را منحط و ناتوان ميسازد، بکار ميآيد ...
پرورش اسلام ، برق ثروت را در چشم مسلمان حقير ميسازد، و هيبت مرگ را از انديشهي او ميربايد، و براستي شگفتآور است که شربت مرگ که در ذائقهي هر جانداري تلخترين طعم را دارد، در ذائقهي ايمان مسلمان گوارا ميشود.
و ديديم که با تکيه بر اسلام و شهادت، چگونه ملتي ناتوان و غارت شده و اسير، با فرياد تکبير بر جهان شوريد، و خواب خوش جهان خواران را چنان برآشفت که هنوز از حيرت و شگفتي آنچه واقع شده است، نرهيدهاند!
حس خودخواهي، دلبستگي به خويش، پيروي از هوس ها، لذتجوئي و پايبندي به خور و خواب و شهوت تن، بندهايي است که انسان ها را خوار و بي مقدار ميسازد، و تا سر حد حيواني فرود ميآورد،
و اسلام با يک يک احکام خويش، بيش از هر چيز، شکنندهي اين بندهاست و رسانندهي جان ها.
روزه، يکي از احکام انسانساز اسلام است که آگاهي از همۀ فوائد، و پي بردن به فلسفۀ کامل آن؛ همچون ساير احکام الهي، براي انسان عادي ممکن نيست.
يکي از موارد فروع دين روزه است. روزه؛ چشمۀ رحمت الهي را در وادي دل انسانهاي حقطلب جاري ميکند. مائدههاي آسماني را بر سفرۀ دل انسانهاي روزهدار، ميچيند.
روزه، در ميدان صبر و بردباري، روح انسان را استوار ميسازد و ظلمت خودخواهي و خودمحوري را مبدّل به نورانيّت و تواضع و ايثار مينمايد.
روزه، نجاتدهندۀ گناهکاران پشيمان، از دهانۀ دوزخ است و شوق به خوبيها و سبقت در حسنات را در وجود انسان ميپروراند.
روزه، پاککنندۀ چهره دل، از غبار گناه و لغزش است و پلي است که انسان را از رودخانه مسموم هواي نفس عبور داده، به ساحل سعادت ميرساند.
روزه، فريضهاي است که مسلمان را از غرق شدن در مادهگرايي و حرص و آز، براي لذت هاي مادي، و مسابقه براي مصرف و تنپروري ميرهاند و به او ميآموزد که به فکر ديگران باشد و بر خواهشهاي جسماني خويش مسلط گردد.
روزه، موجب تزکيۀ جسم و جان، و پالايش روح و روان و تقرّب و نزديکي بنده به سوي حق تعالي ميگردد. روزه چراغ معرفت و آگاهي را در درون بر ميافروزد:
اندرون از طعام خالي دار تا در آن نور معرفت بيني
روزه، و بويژه روزه يکماهه رمضان موجب ميشود که حکومت شهوات و اميال شيطاني جاي خود را به حکومت تقوي و پيروي از دستورات الهي بدهد. و تيرگي هوس ها و شهوات در جان آدمي به نورانيت و روشني باطن تبديل شود.
لذا جهت نيل به آثار و برکات ماه رمضان و روزهداري و تهيه زاد و توشهاي براي سفر آخرت و حرکت به سوي انساني خداگونه شدن و رسيدن به اخلاق الهي در کلاس رمضان، بر آن شديم که مجموعهاي از آيات و روايات و حکاياتي از اولياء خدا ، پيرامون فضائل و برکات روزه در دنيا و آخرت جمعآوري نموده و تقديم علاقهمندان نمائيم.
در پايان ثواب اين نوشته را محضر حضرت وليالله الاعظم امام زمان روحي فدا (عج) و نائب بر حقش امام خميني(ره)و به ارواح مقدّسه تمامي شهيدان انقلاب اسلامي تقديم ميدارم؛ اميد است که مورد قبول حضرت احديت قرار بگيرد.
قم مقدّس عُشّ آل محمدn
الراجي الي الله محمّدجواد مُهري
4/5/1380 سالروز ولات حضرت زينب B

فصل اول
اهميت روزه در قرآن
§آيه اول
§آيه دوم
§آيه سوم
§پيامها و نکتهها
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اهميت روزه در قرآن
احکام روزه ماه رمضان، خلال آياتي در سوره بقره به اجمال تعيين شده و در چند آيه از سورههاي ديگر، به اقسام روزه اشارهاي رفته است.
آيات دال بر روزۀ ماه رمضان، همه در سوره بقره نزديک به يکديگر ترتيب يافته است که عبارتند از:
آيه اول: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».[1]
اي افرادي که ايمان آوردهايد روزه برشما نوشته شده (واجب شده است)، همانگونه که بر کساني که قبل از شما بودند، نوشته شده بود، تا پرهيزگار شويد.
توضيح:
به نظر مفسران و دانشمندان علوم قرآني، آياتي که با خطاب"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ"هستند، در مدينه نازل شدهاند و جزو آيات و سورههاي مدني ميباشند. فرمان روزه نيز همچون دستور جهاد و پرداخت زکات در سال دوم هجرت صادر شد.[2]
در آيه مورد بحث، به بيان ديگر از احکام الهي که از مهمترين عبادات محسوب ميشود ميپردازد و آن روزه است. براي اينکه احساسات مؤمنان را به نفع اين حکم تحريک کند و آنها را آماده پذيرش
[1]. سوره بقره/ 183.
[2]. تفسير نور، ج1 ، ص 364.
آن قرار دهد، در آغاز مؤمنان را با اين خطاب مفتخر ميسازد " اي کساني که ايمان آوردهايد".
و به تعبير امام صادقعليهالسلاملذت اين خطاب، سختي روزه گرفتن را از بين ميبرد، سپس تشريح حکم روزه را اعلام ميدارد، آنگاه جهت کاستن از سختي آن، اظهار ميدارد که روزه گرفتن بر امتهاي پيشين هم واجب بود.
طبق تحقيق، روزه در ميان تمام امتهاي گذشته به نحوي وجود داشته و حتي بتپرستان نيز براي تقرّب به بتهاي خود،گاهي روزه ميگرفتند و هم اکنون در ميان بتپرستان هندوستاني روزه گرفتن در مواقع خاصي موسوم است. يهود و نصاري و صابئين نيز براي خود نوعي روزه داشتهاند، در تورات و انجيل کنوني در مواردي روزهداري تحسين شده و از روزه گرفتن موسي و عيسي سخن به ميان آمده است و در قرآن داستان نذر حضرت مريم آمده که نذر کرده روزه بگيرد:
فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا.[1]
پس بگو من براي خدا روزه نذر کردهام، پس امروز با هيچ کس حرف نميزنم.
البته روزه مريم، روزه صُمت (سکوت) بود؛ يعني از حرف زدن با
[1]. سوره مريم/ 26.