این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اهميت روزه در قرآن
احکام روزه ماه رمضان، خلال آياتي در سوره بقره به اجمال تعيين شده و در چند آيه از سورههاي ديگر، به اقسام روزه اشارهاي رفته است.
آيات دال بر روزۀ ماه رمضان، همه در سوره بقره نزديک به يکديگر ترتيب يافته است که عبارتند از:
آيه اول: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».[1]
اي افرادي که ايمان آوردهايد روزه برشما نوشته شده (واجب شده است)، همانگونه که بر کساني که قبل از شما بودند، نوشته شده بود، تا پرهيزگار شويد.
توضيح:
به نظر مفسران و دانشمندان علوم قرآني، آياتي که با خطاب"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ"هستند، در مدينه نازل شدهاند و جزو آيات و سورههاي مدني ميباشند. فرمان روزه نيز همچون دستور جهاد و پرداخت زکات در سال دوم هجرت صادر شد.[2]
در آيه مورد بحث، به بيان ديگر از احکام الهي که از مهمترين عبادات محسوب ميشود ميپردازد و آن روزه است. براي اينکه احساسات مؤمنان را به نفع اين حکم تحريک کند و آنها را آماده پذيرش
[1]. سوره بقره/ 183.
[2]. تفسير نور، ج1 ، ص 364.
آن قرار دهد، در آغاز مؤمنان را با اين خطاب مفتخر ميسازد " اي کساني که ايمان آوردهايد".
و به تعبير امام صادقعليهالسلاملذت اين خطاب، سختي روزه گرفتن را از بين ميبرد، سپس تشريح حکم روزه را اعلام ميدارد، آنگاه جهت کاستن از سختي آن، اظهار ميدارد که روزه گرفتن بر امتهاي پيشين هم واجب بود.
طبق تحقيق، روزه در ميان تمام امتهاي گذشته به نحوي وجود داشته و حتي بتپرستان نيز براي تقرّب به بتهاي خود،گاهي روزه ميگرفتند و هم اکنون در ميان بتپرستان هندوستاني روزه گرفتن در مواقع خاصي موسوم است. يهود و نصاري و صابئين نيز براي خود نوعي روزه داشتهاند، در تورات و انجيل کنوني در مواردي روزهداري تحسين شده و از روزه گرفتن موسي و عيسي سخن به ميان آمده است و در قرآن داستان نذر حضرت مريم آمده که نذر کرده روزه بگيرد:
فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا.[1]
پس بگو من براي خدا روزه نذر کردهام، پس امروز با هيچ کس حرف نميزنم.
البته روزه مريم، روزه صُمت (سکوت) بود؛ يعني از حرف زدن با
[1]. سوره مريم/ 26.
مردم امساک کرده بود. ولي به هر حال، آن هم نوعي روزهداري است، ولي آنچه در تورات و انجيل آمده، روزه به معناي امساک از خوردن و آشاميدن است.[1]
در پايان آيه با يک عبارت کوتاه، فلسفه مهم روزهداري را بيان ميکند و آن اينکه روزه باعث ايجاد تقوا در انسان ميشود. انسان روزهدار با امساک از لذت هاي جسمي که به خاطر خدا خود را از آنها محروم ميکند، نوعي تمرين براي تسلط بر نفس و خواهش هاي آن انجام ميدهد و چون يک ماه اين تمرين ها را تکرار کرد، در وجودش ملکه تقوا و خويشتنداري ايجاد ميشود، او ديگر به آساني ميتواند از ارتکاب گناه و خوردن مال ديگران و تجاوز به حقوق مردم،هرچند که به نفع او باشد، پرهيز کند و بر نفس خود تسلط يابد و درجهت حفظ خود از معصيت،ارادهاي نيرومند داشته باشد.[2]
آيه دوم: أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ .[3]
چند روز معدودي را (بايد روزه بداريد) و کساني که از شما بيمار يا در سفر باشد، پس (به همان تعداد) از روزهاي ديگري (را بجاي آن روزه بگيرد)
[1]. رک: تورات ، سفر تثنيه، باب 9، آيه 9 ؛ انجيل متي، باب 4 ، آيه 2.
[2]. تفسير کوثر، ج1، ص 450.
[3]. سوره بقره/ 184.
و بر کساني که قدرت انجام آن را ندارند (همچون بيماران مزمن و پيرمردان و پيرزنان) لازم است کفاره بدهند، مسکيني را اطعام کنند، و کسي که کار خير کند (بيش از مقدار، طعام مسکين بدهد)، براي او بهتر است، روزه گرفتن برايتان بهتر است، اگر بدانيد.
توضيح:
پس از بيان حکم و فلسفه روزه در آيه قبل، براي کاستن از سنگيني روزه، چند دستور ديگر را در اين زمينه بيان ميفرمايد:
1. چنان نيست که مجبور باشيد، تمام سال يا قسمت مهمي از آن را روزه بگيريد، بلکه چند روز معدودي را بايد روزه بداريد.
2. هر کس از شما مريض يا مسافر بود، از اين حکم معاف است. و روزه بر او نيست و بايد بعد از ماه رمضان، به تعداد ايّامي که روزه نبود، قضا کند.
3. کساني که توانايي و طاقت روزه گرفتن را ندارند، مانند بيماران و سالمندان و زنان باردار و شيرده، چنين افرادي روزه خود را بخورند، ولي در مقابل آن فديه و کفاره بدهند، ميزان فديهاي که بايد بدهند، سير کردن يک فقير به جاي يک روز است، اما اگر کسي بخواهد در عوض يک روز، عدهاي بيش از يک نفر گرسنه را سير کند، بهتر است.
البته آيه از اينکه اين افراد در صورت توانايي، روزه خود را هم قضا بکنند ساکت است، ولي در فقه چنين است که در
صورت پيدا کردن قدرت بر روزه، بايد روزه خود را قضا کنند.[1]
4. در پايان آيه، دوباره يادآوري ميشود که روزه گرفتن براي شما بهتر است. و اگر ميزان و اندازه اين خير و خوبي دانسته شود؛ هيچ کس آرزو نميکند که اي کاش، من هم سالمند بودم و به جاي روزه گرسنهاي را سير ميکردم.[2]
آيه سوم:«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».[3]
(آن چند روز معدود) ماه رمضان است، ماهي که قرآن براي راهنمايي مردم، همراه با دلائل روشن از هدايت و جداکنندۀ حق از باطل در آن نازل شده است، پس هر کس اين ماه را دريابد؛ بايد روزه بگيرد و آن کس که مريض و يا مسافر باشد؛ روزهاي ديگري را به جاي آن روزه بگيرد، خداوند راحتي برايشما ميخواهد؛ نهزحمت و سختي را، هدف اين است که شما، تعداد اين روزها را تکميل کنيد و خدا را بر اينکه شما را هدايت کرده، بزرگ بداريد، شايد شکرگذاري کنيد.
[1]. تفسير کوثر، ج1، ص 452.
[2]. تفسير نور، ج1، ص 368.
[3]. سوره بقره/185.
نام کتاب :آثار و برکات روزهداري در دنيا، قبر و قيامتنویسنده :مُهری، محمد جوادجلد :1صفحه :21
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
توضيح:
پس از بيان حکم و فلسفه روزه و اينکه روزه گرفتن در چند روز معيّن است، اينک آن روزها را تعيين ميکند و ميفرمايد:
آن روزهاي معدود عبارتند از ايام ماه رمضان که داراي امتياز ويژهاي است، ماه رمضان ماه خداست و داراي فضيلتي است که ماه هاي ديگر، آن فضيلت را ندارند.
زمان و مکان به خودي خود، داراي هيچ فضيلتي نيست، بلکه اين حوادث مهم است که به زمان و مکان امتياز ميدهد.
در اين آيه خداوند علت فضيلت ماه رمضان را بيان ميکند و آن اينکه قرآن کريم در اين ماه نازل شده است و ضمناً چند صفت از اوصاف برجسته قرآن را بيان ميکند.
يکي اينکه قرآن هدايتگر است و انسان ها را، به راه راست و درست رهنمون ميشود، ديگر اينکه نشانههاي روشني از هدايت و فرمان در آن است، يعني قرآن ضمن اينکه بشر را هدايت ميکند، به او قدرت تشخيص هم ميدهد و انسان بوسيله قرآن ميتواند حق را از باطل و راه را از چاه تشخيص بدهد و به حقيقت دست يابد.[1]
در اين آيه پس از بيان مطلب فوق؛يک بار ديگر اين حکم را تکرار ميکند که اگر کساني مريض باشند و يا در سفر باشند، در روزهاي ديگري
[1]. تفسير کوثر، ج1 ، ص 453.
روزه بگيرند، اين تکرار براي تأکيد است؛چون با توجه به فوائدي که براي روزه و امتيازاتي که براي ماه رمضان گفته شد، ممکن بود کساني به خاطر درک اين فضيلت، باز در حال بيماري و سفر هم روزه ميگرفتند، لذا يکبار ديگر به آن ها يادآوري ميشود که مريض و مسافر بايد روزۀ خود را بخورند و در روزهاي ديگري آن را قضا کنند،چون خداوند ميخواهد کار را بر مردم آسان کند و سخت گيري نباشد.
در پايان، آيه شريفه به سه مطلب اشاره ميکند و اشعار ميدارد که خداوند احکام روزه را براي شما بيان نمود تا شما چند کار را انجام دهيد:[1]
نخست:اينکه تعداد روزهاي،روزهداري را تکميل کنيد و اگر به علت بيماري و سفر،روزۀ خود را خوردهايد، به تعداد آن روزها، در ايام ديگر، روزه بگيرد.
دوم:خدا را به خاطر اين هدايتي که کرد، تکبير بگوييد و بزرگ بداريد و شايد اين، اشاره به تکبيرهاي نماز عيد فطر باشد که پس از پايان ماه رمضان خوانده ميشود و نيز تکبيرهايي که مستحب است بعد از نمازهاي واجب در روزه عيد فطر گفته شود.
سوم: اينکه خدا را سپاسگزار باشيد، که اين حکم مهم را به شما بيان کرد و
[1]. تفسير کوثر، ج1 ، ص 454.