روزه بگيرند، اين تکرار براي تأکيد است؛چون با توجه به فوائدي که براي روزه و امتيازاتي که براي ماه رمضان گفته شد، ممکن بود کساني به خاطر درک اين فضيلت، باز در حال بيماري و سفر هم روزه ميگرفتند، لذا يکبار ديگر به آن ها يادآوري ميشود که مريض و مسافر بايد روزۀ خود را بخورند و در روزهاي ديگري آن را قضا کنند،چون خداوند ميخواهد کار را بر مردم آسان کند و سخت گيري نباشد.
در پايان، آيه شريفه به سه مطلب اشاره ميکند و اشعار ميدارد که خداوند احکام روزه را براي شما بيان نمود تا شما چند کار را انجام دهيد:[1]
نخست:اينکه تعداد روزهاي،روزهداري را تکميل کنيد و اگر به علت بيماري و سفر،روزۀ خود را خوردهايد، به تعداد آن روزها، در ايام ديگر، روزه بگيرد.
دوم:خدا را به خاطر اين هدايتي که کرد، تکبير بگوييد و بزرگ بداريد و شايد اين، اشاره به تکبيرهاي نماز عيد فطر باشد که پس از پايان ماه رمضان خوانده ميشود و نيز تکبيرهايي که مستحب است بعد از نمازهاي واجب در روزه عيد فطر گفته شود.
سوم: اينکه خدا را سپاسگزار باشيد، که اين حکم مهم را به شما بيان کرد و
[1]. تفسير کوثر، ج1 ، ص 454.
شما از اين نعمت استفاده خواهيد نمود.
پيامها و نکتهها:[1]
1. از شيوههاي تبليغ آن است که دستورات مشکل را آسان جلوه دهد، مثلاً در آيه 183 سوره بقره ميفرمايد:
اين فرمان روزه مختص شما مسلمانان نيست، در امت هاي پيشين هم اين قانون عمل ميشد.
2. از شيوههاي ديگر، بازگوئي آثار و نتايج دعوت است، اگر مردم نتيجه کاري را بدانند، در انجام آن نشاط بهتر و بيشتر از خود نشان ميدهند (لعلکم تتقون).
3. تسليم فرمان خدا بودن، ارزش واقعي است، اگر دستور روزه گرفتن داده است، بايد روزه گرفت و اگر حکم افطار کردن است، بايد روزه را شکست، که در آيه 184 به آن اشاره شده است.
4. اسلام براي هر فرد، در هر شرايطي، قانون مناسب خودش را دارد و در آيه 184، حکم مسافران، بيماران و سالمندان بيان شده است.
5. روزه گرفتن، اگر زحمت دارد ،خيال نکنيد که فقط براي فشار به شما يا اظهار قدرت خدايي است، نه، اگر توجه کنيد خير و خوبي آن به خود شما بر ميگردد.
[1]. تفسير نور، ج1 ، ذيل آيات مورد بحث.
6. اسلام دين آساني است و بناي اسلام بر سهولت و عدم سخت گيري است،مثلاً اگر وضو گرفتن مشکل است، تيمم را جايگزين ميکند،در اين جا هم ، کساني که نميتوانند روزه بگيرند،ميتوانند در خارج از ماه رمضان قضاي آن را بجا آورند و يا فديه دهند که در آيه 185 و 184 به آن اشاره شده است.
7. ارزش ماه رمضان، به خاطر نزول قرآن است، ارزش انسان ها نيز ميتواند به مقداري باشد که روح قرآن در آنها نفوذ کرده باشد.
8. ماه رمضان با توجه به قداستهايي که در آن است، بهترين ماه خداست؛رسول خداصلياللهعلیهوآلهدر جمعه آخر ماه شعبان خطبه مفصلّي در عظمت ماه رمضان ايراد کرده
اند که در بعضي از تفاسير و کتب روائي آمده است.[1]
[1]. رک: بحارالانوار، ج96 ،ص 356.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة

فصل دوم
اهميت روزه در روايات
§اهميت ماه رمضان
§فضايل و برکات ماه رمضان
§ثواب و برکات روزهداري
§آفات روزه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اهميت ماه رمضان
رمضان درمکتب پيامبرn؛ماه ضيافت خداست،دراين مهماني بزرگ الهي ميزبان خداوند است، و بندگان مؤمن او مهمان اين دعوت الهي، و رياضت و زهد و مجاهدۀ نفساني و تقوا وسائل پذيرايي آن.
و اين سخن از پيامآور مکتب الهي است که:«دُعيتُمْ اِليٰ ضيافَةِ اللهِ»رمضان ماهي است که شما را در آن بسوي ضيافت خدا خواندهاندو شما در آن از اهل کرامت خدا گرديدهايد.
لذا يکي از تفاوت هاي عمدۀ ضيافت الهي، با ضيافت مردمي در اين است که در ضيافتي که از جانب مردم صورت ميگيرد. محور، دعوت بسوي طعام است و بهره بردن از آنچه هست.
اما در ضيافت الهي، محور؛ تقوي و رياضت و مبارزه نفساني با شهوات و اميال شيطاني است.
که از جمله ويژگي هاي آن، بودن و نخوردن و قدرت داشتن و گناه نکردن و بر خواهش هاي دل «نه» گفتن است.
که، تسلّط بر نفس را تقويت ميکند و بدون اين هم، نميتوان به وارستگي از خود و رسيدن به مقام قرب الي الله رسيد.
آري رمضان، ماه قرب است. ماه گريز از خويشتنِ خويش و التجاء به پروردگار.
اين مقام قرب حق تعالي است که تمامي انبياء الهي و هم بندگان مخلص خداوند، آرزوي رسيدن به آن را داشتند:
وَ اَنِر اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضياء نَظَرِها اِلَيکَ حَتَّي تَخْرقَ اَبْصارُ الْقُلُوب حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِليٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَة...؛
و چشمان دلمان را جلوهاي از عنايت خود روشن فرماي، تا پردههاي نور را بدرد و به سرچشمۀ عظمت برسد.
که اين، فرازي از مناجات تمامي ائمه معصومينعلیهمالسلاماست که با آن پروردگار خود را ميخواندند و در مقام معرفهالله فاني ميگشتند. لذا وارد شدن در وادي فيض الهي، لياقت و شايستگي ميخواهد.
آيا راه رشد و تزکيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را ميداني؟
دنياي «تو در تو» و شگفت «دل» را گشتهاي؟
آيا«نفس»هزار چهرهراشناختهاي،تا با هر نقابيکه بر نفسانيّتميزند و پيش ميآيد،آن را بشناسي و از هر جا حمله آورد، به ضد حمله بپردازي و هرگاه زهر ريخت، پادزهر بکار بري؟
«رمضان» براي سلوک اين راه است.
براي هجرت دروني است. براي سير در دنياي باطن است.
براي مرور بر نفسانيات و اخلاقيات است.
براي آن است که ملکات نفساني را درجان خويش پرورش دهي.
براي آن است که ارزشهاي متعالي را، در عمق وجود خويش جاي دهي و پديد آوري.