اهميت ماه رمضان
رمضان درمکتب پيامبرn؛ماه ضيافت خداست،دراين مهماني بزرگ الهي ميزبان خداوند است، و بندگان مؤمن او مهمان اين دعوت الهي، و رياضت و زهد و مجاهدۀ نفساني و تقوا وسائل پذيرايي آن.
و اين سخن از پيامآور مکتب الهي است که:«دُعيتُمْ اِليٰ ضيافَةِ اللهِ»رمضان ماهي است که شما را در آن بسوي ضيافت خدا خواندهاندو شما در آن از اهل کرامت خدا گرديدهايد.
لذا يکي از تفاوت هاي عمدۀ ضيافت الهي، با ضيافت مردمي در اين است که در ضيافتي که از جانب مردم صورت ميگيرد. محور، دعوت بسوي طعام است و بهره بردن از آنچه هست.
اما در ضيافت الهي، محور؛ تقوي و رياضت و مبارزه نفساني با شهوات و اميال شيطاني است.
که از جمله ويژگي هاي آن، بودن و نخوردن و قدرت داشتن و گناه نکردن و بر خواهش هاي دل «نه» گفتن است.
که، تسلّط بر نفس را تقويت ميکند و بدون اين هم، نميتوان به وارستگي از خود و رسيدن به مقام قرب الي الله رسيد.
آري رمضان، ماه قرب است. ماه گريز از خويشتنِ خويش و التجاء به پروردگار.
اين مقام قرب حق تعالي است که تمامي انبياء الهي و هم بندگان مخلص خداوند، آرزوي رسيدن به آن را داشتند:
وَ اَنِر اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضياء نَظَرِها اِلَيکَ حَتَّي تَخْرقَ اَبْصارُ الْقُلُوب حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِليٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَة...؛
و چشمان دلمان را جلوهاي از عنايت خود روشن فرماي، تا پردههاي نور را بدرد و به سرچشمۀ عظمت برسد.
که اين، فرازي از مناجات تمامي ائمه معصومينعلیهمالسلاماست که با آن پروردگار خود را ميخواندند و در مقام معرفهالله فاني ميگشتند. لذا وارد شدن در وادي فيض الهي، لياقت و شايستگي ميخواهد.
آيا راه رشد و تزکيه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را ميداني؟
دنياي «تو در تو» و شگفت «دل» را گشتهاي؟
آيا«نفس»هزار چهرهراشناختهاي،تا با هر نقابيکه بر نفسانيّتميزند و پيش ميآيد،آن را بشناسي و از هر جا حمله آورد، به ضد حمله بپردازي و هرگاه زهر ريخت، پادزهر بکار بري؟
«رمضان» براي سلوک اين راه است.
براي هجرت دروني است. براي سير در دنياي باطن است.
براي مرور بر نفسانيات و اخلاقيات است.
براي آن است که ملکات نفساني را درجان خويش پرورش دهي.
براي آن است که ارزشهاي متعالي را، در عمق وجود خويش جاي دهي و پديد آوري.
براي آن است که «اخلاق»، جزو بافت دروني تو شود. نه حرکت خشک بيروني.
اگر دل را در اختيار صالحات گذاشتي، اگر مشوّقِ به خير و تقوا و عشق به الله را در دل مشعل ساختي، ديگر«حسنات» و «صالحات»،جريان زلالي ميشود که خود به خود از آن سرچشمه ميجوشد و از درون به بيرون سرايت ميکند و از «قلب» به «اندام» ميرسد، و از «دل» بر «ديده» تأثير ميگذارد.
اگر به ديدار رمضان ميروي، که لقاء خداوند نيز ميباشد، بايد چهرۀ جان را هم بيارائي و «جمال باطن» را هم داشته باشي.
رمضان، موسم «عبادت» و عبادت، غذاي روح است.
رمضان، فصل مناجات و دعاست.
و دعا، نردبان تعالي جان است.
رمضان، دورۀ تزکيه ، تهذيب ، تربيت ،ساختن ، مقاومت کردن ، تحمل نمودن و چشيدن است.
ايام عفاف ، کنترل ، امساک ، توجه به خدا و تقرّب به پروردگار است.
دريغ...! که اين فرصت بگذرد و کاري نکني كه خدا را از خويشتن راضي کني.
که اگر اين صفت در انسان تجلي نکند، هرگز به آن سرچشمه نور نخواهد رسيد.
بنابراين محور ضيافت خداي تبارک و تعالي دعوت و لذات معنوي
و روحاني و وارستگي کامل از بت هاي دروني ميباشد که رسيدن به اين مقامات عاليه، مقدمۀ ورود به معدن عظمت الهي است.
و لذا بايد تمامي حجاب هاي ظلماني به حجاب هاي نوراني تبديل گردد، تا لياقت ورود به اين بهشت الهي نصيب سالک الي الله شود.
اما کسي که هنوز نتوانسته است،اين زنجيرهاي وابستگي دروني و اين حجاب هاي تاريک نفساني را کنار بزند و توجه اش را از عالم طبيعت به عالم روحانيت منعطف گرداند و حتي هيچگاه توان خود را در جهت تهذيب نفس بکار نينداخته است؛ در اسفل السافلين که آخرين درجۀ حجب ظلمانيست قرار ميگيرد"ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ السّافِلينَ".[1]
درصورتي که خداي تبارک و تعالي انسان را در عالي ترين مقام آفريده است "لَقدْ خَلَقْنَا الْاِنْسانَ في اَحْسَنِ تَقْويمٍ".[2]
رمضان دعوتي است معنوي و تو مهمان عرش خدائي. مگر نه اينکه مهمان بايد به دلخواه صاحب خانه رفتار کند؟
مگر نه اينکه هر چه را ميزبان آورد، بايد تناول کرد و هر جا که او گفت، آرميد؟!...
تو اينک، درکجاي جهاني؟ و جايگاه تو در پهنۀ خلقت کجاست؟
[1]. سوره تين/5.
[2]. همان/4.
براي چه آمدهاي؟
از کجا آمدهاي و به کجا خواهي رفت؟
تا کجا ميتواني پرواز کني و با کدام بال و پر، سوي کدام مقصود و در کدام جهت؟...
آيا خود را شناختهاي، تا بداني که براي چه کاري؟
آيا استعدادهايت را بازشناسي کردهاي، که بداني تا کجا ميتواني پيش بروي؟
و... اساساً مال اين جهاني يا متعلق به آن جهان؟
براي بقائي يا فنا؟ براي عروج يا سقوط؟ براي صعود يا براي هبوط؟!...
از تو حرکت و همت، از خدا برکت و توفيق.
و در اين مسير،سپري بايد برداشت از روزه؛و سلاحي بايد برگرفت از دعا ؛و راهي در پيش گرفت با جهاد و براي درستي عمل و رستن از بردگي و نجات از هلاکت، کليد رهگشا و درگشائي بايد داشت از تقوا، تا وقتي راه هموار شد، به قرب حق رسيد.
تا وقتي مانع بر طرف گشت، بهتر و بيشتر، پيش رفت. به قول حافظ:
جمال يار، ندارد نقاب و پرده، ولي
غبار ره بنشان ، تا نظر تواني کرد
تو کز سراي طبيعت نميروي بيرون
کجابهکويحقيقت،گذرتوانيکرد؟
وخداوند اين ضيافت آسماني و اين خوان رحمتِ «ماه رمضان» را براي همين گسترده است.
و اينک به پارهاي از سخنان پيامبر گرامي اسلامصلياللهعلیهوآلهو ائمه طاهرينعلیهمالسلامپيرامون رمضان و روزه اشاره کنيم:
الف) فضائل و برکات ماه رمضان
حديث اول:رسول خداصلياللهعلیهوآلهفرمود: اسلام بر پنج چيز استوار شده؛
1ـ شهادت به اينکه خدائي جز خداي يگانه نيست و محمدصلياللهعلیهوآلهپيغمبر خداست.
2ـ بپا داشتن نماز.
3ـ اداي زکات.
4ـ زيارت خانه خدا.
5ـ روزه رمضان.[1]
حديث دوم:رسول اکرمصلياللهعلیهوآلهفرمود: همانا ماه رمضان،ماه مبارکي است که خداوند واجب فرموده است که در اين ماه،روزه بگيريد؛پس در اين ماه، تمام درهاي بهشت گشوده و
[1]. نهجالفصاحه، ح 1095.
تمام شياطين در بند و زنجير کشيده شده و در اين ماه، شب قدري است که از هزار ماه بهتر است، پس هر کس از (فيضهاي) آن بيبهره بماند، به راستي که بيبهره و محروم مانده است و اين سخن را حضرت سه بار تکرار فرمود.[1]
حديث سوم:امام صادقعليهالسلامفرمودند که پيامبر گرامي اسلامصلياللهعلیهوآلهفرمود:خداوند از ميان روزها، روز جمعه را و از ميان ماه ها ماه رمضان را و از ميان شب ها، شب قدر را و از ميان انبياء ،مرا انتخاب فرموده و علي را از بنده انتخاب کرد و بر همۀ اوصياء برتري داد.[2]
حديث چهارم:امام صادقعليهالسلامفرمود: اولين چيزي که در روز قيامت سؤال ميشود،از نمازها،روزهها و حج واجب و از ولايت ما اهلبيت است.[3]
حديث پنجم:رسول خداصلياللهعلیهوآلهفرمود: پنج چيز به امت من در ماه رمضان عطا شده است که به امت هيچ پيغمبري پيش از من عطا نشده است؛
1- چون شب اول ماه رمضان شود،خداي عزّوجلّ به آنان نظر کند و هر کس مورد توجه خداي شد، هرگز او را عذاب نخواهد فرمود.
2- آنکه بوي دهانشان به هنگام عصر،نزد خداي عزوجل از مشک خوش بوتر باشد.
[1]. بحارالانوار ، ج 93 ،ص 366 ؛ ارکان اسلام ، ص 34 ؛ امالي شيخ مفيد، مجلس 36.
[2]. وسائل الشيعه، ج5 ،ص 67.
[3]. امالي صدوق، ص 154.
3- آنکه فرشتگان شبانه روز براي آنان طلب آمرزش کنند.
4- آنکه خداي عزوجل بهشت را مأمور فرمايد که براي بندگانم آمرزش بطلب؛ و خود را براي آنان بياراي. تا خستگي و آزار دنيا از جانشان بدر آيد و به بهشت و پذيرائي من در آيند.
5- آنکه چون شب آخر فرا رسد، همگي آنان آمرزيده شوند؛ مردي عرض کرد: يا رسول الله در شب قدر آمرزيده شوند؟ فرمود: کارگران را نميبيني که چون از کار فارغ شوند، مزد خويش دريافت کنند.[1]
حديث ششم:رسول خداصلياللهعلیهوآلهفرمود: هيچ مؤمني نيست که ماه رمضان را فقط بحساب خدا روزه بگيرد، مگر آنکه خداوند تبارک و تعالي، هفت صفت را براي او ثابت و لازم فرمايد:
1- آنکه هرچه حرام در پيکرش باشد،گداخته شود.
2- برحمت خداي عزوجل نزديک ميشود.
3- کفارۀ گناه پدرش آدم را پرداخت نموده است.
4- خداوند لحظات جان کندن را بر وي آسان گرداند.
5- از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان خواهد بود.
6- خداي عزوجل از خوراکي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد.
7- خداي عزوجل بيزاري از آتش دوزخ به او عطا فرمايد:عليعليهالسلامفرمود: اي محمدصلياللهعلیهوآلهراست فرمودي.[2]
[1]. خصال صدوق، ج1 ،ص 353.
[2]. همان، ج2، ص 386.