آن را ملاحظه خواهيد نمود و همچنين خلاف اين سخن حتى از شخص ابن سيرين ثابت شده است.
ابن تيميه باز از شعبى نقل مىكند كه گفته است: «در جنگ جمل از اصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله از مهاجر و انصار، غير از على، عمار، طلحه و زبير كس ديگرى شركت نكرده است. و اگر كسى نفر پنجم را برايم پيدا كند، من كذاب هستم.»[1]
و باز هم ابن تيميه مىگويد: «اميه بن خالد گفته است: به شعبه گفتم: ابوشعيب از حكم و او از عبد الرحمن بن ابو ليلى براى ما چنين نقل كرد كه او گفته است: «در جنگ صفين در كنار على از اهل بدر هفتاد نفر شركت كردند.» شعبه گفت: «به خدا سوگند كه دروغ گفته است.» همانا ما با حكم در اين مورد در خانهاش صحبت كرديم و به غير از خزيمه بن ثابت هيچ بدرىاى را پيدا نكرديم كه در صفين شركت كرده باشد.»[2]سپس خود ابن تيميه مىگويد: «اين نفى و انكار دلالت بر حضور افراد اندك در اين جنگ مىكند و همچنين گفته شده كه سهل بن حنيف و ابو ايوب انصارى نيز در اين جنگ شركت كردهاند.»[3]
اين سخنان در حالى است كه حضور بدريان در جنگ صفين از مسلمات تاريخ است كه حتى خود ابن تيميه در جايى بر آن اعتراف كرده است، چه رسد به شعبه و امثال او. اما اميه بن خالد كه اين سخن را از شعبه نقل مىكند، عقيلى وابو
[1]. منهاج السنة، ج 8، ص 237؛ علل احمد، ج 3، ص 45، ح 4096؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج 8، ص 71، ح 26؛ انساب الاشراف، ج 3، ص 61.
[2]. منهاج السنة، ج 6، ص 237؛ علل احمد، ج 1، ص 278.
[3]. منهاج السنة، ج 6، ص 237.
العرب او را در كتاب «ضعفا» وارد و تضعيف كردهاند. احمد بن حنبل نيز از او راضى نبوده است.»[1]
ذهبى بعد از نقل اين سخن شعبه با تعحب مىگويد:
سبحان الله، اما شهدها على، اما شهدها عمار؛[2]«سبحان الله (چه دروغ آشكار و بزرگى است)! مگر على و عمار در آن جنگ حضور نداشتند.»
باز هم ابن تيميه مىگويد: «ابن بطه از بكير بن اشجع روايت كرده كه گفته است: «همانا اهل بدر بعد از كشته شدن عثمان در خانههايشان باقى مانده و بيرون نيامدند مگر به سوى قبرشان. (يعنى تا هنگام مرگ از خانه بيرون نيامدند.)[3]
جاى تعجب است از ابن تيميه كه به چنين سخنان دروغ تمسك مىكند،، ولى به احاديثى كه با تواتر از پيامبر اكرم در اين زمينه ثابت شده است هيچ ارزشى قائل نيست. قابل يادآورى است كه ما اين خبر را در هيچ كتابى پيدا نكرديم. و تنها ابن كثير در تاريخش (ج 7، ص 281) اين خبر را از همين استاد دروغبافش ابن تيميه نقل كرده و بس.
و اين در حالى است كه ابن حجر در (تهذيب التهذيب» ج 1، ص 431، رقم 908) در شرح حال بكير مى گويد: «او از تابعى تابعين است.» يعنى او هيچ صحابهاى را نديده است، چه رسد به اينكه آن زمان را درك كرده باشد. او سال 127 ه ق. در جوانى درگذشته است. پس وى اين مطلب را از كجا گرفته است؟ و اين نيز از نشانههاى دروغ بودن اين سخن است.
[1]. تهذيب التهذيب، ج 1، 324.
[2]. ميزان الاعتدال، ج 1، ص 47، ح 145، در شرح حال ابو شيبه.
[3]. منهاج السنة، ج 6، ص 237.
اينك پاسخ ما به اين ادعاى بى اساس ابن تيميه با توجه به اخبارى كه در زير ملاحظه خواهيد نمود روشن مىگردد:
عبد الرزاق أنبأ معمر عن أيوب عن ابن سيرين قال: ثارت الفتنة وأصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله عشرة آلاف لم يخف فيها منهم إلا أربعون رجلا قال معمر وقال غيره وقف مع على مائتان وبضعة وأربعون رجلا من أهل بدر فيهم أبو أيوب وسهل بن حنيف و عمار بن ياسر؛[1]فتنه در حالى روى آورد كه هنوز ده هزار نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله در قيد حيات بودند و از بين آنها غير از چهل نفر بقيه (در جنگ) حاضر شدند. معمر مىگويد: غير ابن سيرين گفتهاند: «دويست وچند نفر همراه على بودند كه چهل نفر آنها اهل بدر بودند در بين آنها ابوايوب و سهل ابن حنيف وعمار نيز حضور داشتند.»
اين سخن ابن سيرين سخن قبلى او را رد و تكذيب مىكند و همچنين سند هر دوى اين سخن از او صحيح و مخالف هم هستند و اين سخنش با واقعيت سازگار و سخنى كه ابن تيميه به آن چنگ زده به افسانه نزديك است. پس روشن مىشود كه اين سخن را ديگران به ابن سيرين نسبت دادهاند.
1. حضرت على عليه السلام در جنگ صفين در جواب معاويه مىفرمايند: «هيچ بدرى در روى زمين نيست، مگر اينكه همراه من است و با من بيعت كرده است.»[2]
2. ابواسرائيل از حكم روايت كرده است: «در جنگ صفين همراه على هشتاد بدرى و دويست و پنجاه نفر از كسانى كه در بيعت رضوان بودند حضور داشتند.»[3]
[1]. المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 486، ح 8358؛ مصنف عبد الرزاق، ج 11، ص 357، ح 20735.
[2]. تاريخ ابن كثير، ج 7، ص 288.
[3]. المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 112، ح 4559 و 4560؛ تدوين فى اخبار قزوين، ج 9، ص 193. با سند ديگر؛ تاريخ ابن كثير، ج 8، ص 255.
اين خبر با سه سند روايت شده و حاكم آن را با دو سند صحيح و يا حسن روايت كرده است.
3. سعيد بن جبير مىگويد: «در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار وچهارصد نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند، در كنار على شركت كردند.»[1]سند اين خبر كاملًا صحيح است.
عبد الرحمن بن ابزى كه از صحابه است مىگويد:
شهدنا مع على ثمانمائة ممن بايع بيعة الرضوان وقال: قتل منهم 63 منهم عمار بن ياسر؛[2](در جنگ صفين) همراه ما (و در كنار على) هشتصد نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند حاضر بودند كه 63 نفر آنها كشته شدند كه از جمله آنها عمار بود.» سند اين خبر كاملًا صحيح است.
1. ذهبى مىگويد: «حبة عرنى روايت كرده كه همراه على در صفين هشتاد بدرى حضور داشتند.»[3]سند اين خبر نيز صحيح است؛ چون ابن عرنى ثقه است، گرچه ذهبى او را به خاطر اين سخنش جرح كرده است.
[1]. تاريخ خليفه ابن خياط، ص 137؛ تاريخ اسلام، ج 1، ص 454، با دو سند.
[2]. تاريخ خليفه بن خياط، ص 146 و 148؛ تاريخ اسلام، ج 3، ص 484؛ الاصابه، ج 4، ص 239، ح 5090.
[3]. ميزان الاعتدال، ج 1، ح 1688.
2. مسعودى از منذر بن جارود نقل كرده است كه مىگويد: «هنگام ورود على به بصره (براى جنگ جمل)، ابوايوب، خزيمه، ابوقتاده و عمار هر كدام جداگانه با حدود هزار انصار و مهاجر وارد بصره شدند.»[1]
3. ابن عساكر در ترجمه زيد بن صوحان از محمد حنفيه و محمد بن مطلب و زيد بن حسن نقل كرده است كه در لشكر اميرالمؤمنين هفتاد بدرى و هفتصد نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند شركت نمودند و ....[2]
سند اين خبر ضعيف است، ولى خبر قبلى آن را تأييد مىكند.
4. ذهبى در (تاريخ الاسلام، اش ج 2، ص 149) از مردى از قبيله اسلم نقل كرده است كه مىگويد: «ما چهار هزار نفر از اهل مدينه همراه على بوديم.»
و نيز از سدى نقل مىكند كه گفته است: «در جنگ جمل همراه على 130 بدرى حضور داشتند.»
5. سوير بن ابىفاتخه مىگويد: در جنگ صفين از لشكر على 25 بدرى كشته شدند.»[3]
6. بلاذرى روايت مىكند كه هفتصد نفر از انصار همراه على از مدينه خارج شده وارد ربذه شدند.[4]
7. ابن فرحان يكى از دانشمندان وهابى سعودى مىگويد: «على از همه به انصار نزديكتر بود و انصار نيز نزديكترين مردم به على بودند. و همين خود كافى است كه همراه على
[1]. مروج الذهب، ج 2، ص 359.
[2]. تاريخ ابن عساكر، ج 19، ص 442.
[3]. تاريخ الاسلام ذهبى، ج 3، ص 543 و 545؛ تاريخ خليفه ابن خياط، ص 184 و 196.
[4]. انساب الاشراف، ج 3، ص 30؛ تاريخ ابن كثير، ج 7، ص 261.
در صفين تقريباً همه انصار كه بين آنها صدها نفر از اهل بدر و اهل بيعت رضوان بودند شركت نمودند ....[1]
اين اخبار و واقعيتهاى ديگر و سخنان محدثين و علما در شرح حال صحابهاى بدرى كه به حضور آنها در ركاب اميرالمؤمنين در جنگهاى آن حضرت اشاره كردهاند، به روشنى دروغ و بىاساس بودن سخنان ابن تيميه و اخبارى را نيز كه به آن چنگ زده است ثابت مىكند.
آيا بهترين هاى امت از جنگهاى اميرالمؤمنين عليه السلام ناراضى بودند؟
قبل از هرچه بايد توجه داشته باشيم كسانى كه اميرالمؤمنين عليه السلام را در جنگهاى جمل وصفين يارى نكردند در جنگ با خوارج نيز يارى نكردند، با اينكه همهاى امت اسلامى وحتى ابن تيميه كذاب، اعتراف كرده كه رسول خدا صلى الله عليه وآله اميرالمؤمنين عليه السلام را به جنگ با خوارج امر فرمودهاند، ولى با اين وجود هيچ يك از اين كسانى كه ابن تيميه آنها را بهترين صحابه معرفى كرده است، مانند سعد بن ابىوقاص، ابن عمر وابوهريره وديگرانى كه اميرالمؤمنين عليه السلام را در جنگهاى جمل وصفين يارى نكردند در جنگ با خوارج نيز آن حضرت را يارى نكردند و در تمام اين جنگها به راحتى خداوند متعال و رسول اكرم صلى الله عليه وآله را نافرمانى كردند.
همچنين سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر از اينكه اميرالمؤمنين عليه السلام را يارى ندادند، پشيمان شدند كه با سخنانشان در گذشته آشنا شديم.
[1]. قرائة فى كتب العقايد ابن فرحان،( پاورقى، ص 47).
ولى هرگز بهترين امت را در آن زمان امثال اين دو تشكيل نمىدادند. مگر عمار از بهترينها نيست؟ مگر اويس قرنى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در بارهاش فرمودند: «بهترين تابعين شخصى است كه به او اويس گفته مىشود. اگر (روزى) برايتان ميسر گرديد كه او براى شما طلب استغفار كند چنين فرصتى را از دست ندهيد.»[1]از بهترين امت نيست؟ اويس همان كسى است كه عمر بن خطاب كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله چنين بشارتى را شنيده بود منتظر آمدن اويس بود و وقتى رسيد از او خواست كه براى او استغفار كند ....[2]همين اويس در جنگ صفين در ركاب اميرالمؤمنين عليه السلام حضور داشت و به شهادت رسيد.[3]
شما اگر احاديث وارده در باره عمار را بررسى كنيد، خواهيد ديد كه هرگز سعد و امثال سعد نمىتوانند به مقام عمار نزديك شوند، چه رسد به ابن عمر كه فاصلههاى زياد حتى از غير عمار داشت.
يكى ديگر از بزرگانى كه در كنار اميرالمؤمنين عليه السلام در همه نبردهايش حضور داشت، ابن عباس است كه ابن تيميه در مورد او نيز خيلى دروغ گفته وسعى كرده است مردم را بفريبد و ديدگاه ابن عباس را مخالف ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام معرفى كند!.
[1]. مسند ابن مبارك، ج 19؛ صحيح مسلم، ج 7، ص 189؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 403؛ سير اعلام النبلاء ذهبى، ج 4، ص 22، رقم 5.
[2]. براى آشناى با اين خبر ها مى توانيد به كتاب« سير اعلام النبلاء» ج 4، ص 22 به شرح حال شماره پنج مراجعه كنيد.
[3]. المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 402 و 403، ح 4628؛ تاريخ ابن عساكر، ج 6، ص 14 و 69، ح 19، ص 131؛ تاريخ خميس، ج 2، ص 277 و ديگران. اما حضور اويس در صفين را احمد در« مسند» و ديگران روايت كردهاند و هيثمى در« مجمع الزوائد» ج 10، ص 22 و سندش را صحيح دانسته است.
همچنين همسران پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله ديگران را به خاطر شركت در اين جنگها تشويق و به آن امر كردهاند تا همراه اميرالمؤمنين عليه السلام با دشمنان آن حضرت بجنگند و خود نيز دوست داشتند در اين جنگ همراه آن حضرت باشند:
1. عن عمرة بنت عبدالرحمن قالت: لما سار علي إلى البصرة دخل على أمسلمة زوج النبي صلى الله عليه وآله فقالت: سر في حفظ الله و في كنفه فو الله إنك لعلى الحق و الحق معك و لولا أني أكره أن أعصى الله و رسوله فإنه أمرنا صلى الله عليه وآله أن نقر في بيوتنا لسرت معك و لكن و الله لأرسلن معك من هو أفضل عندي و أعز علي من نفسي ابني عمر؛[1]عمره دختر عبدالرحمن مىگويد: چون على به بصره حركت نمود براى وداع با امسلمه همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله به منزلش وارد شد. امسلمه گفت: در حفظ و پناه خدا حركت كن. به خدا سوگند قطعا تو بر حق هستى و حق همراه توست. اگر اين نبود كه من دوست ندارم خدا و رسولش را نافرمانى كنم؛ زيرا او (خداوند) ما (همسران پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله) را امر فرموده تا در خانههايمان بمانيم، حتما همراه تو مىآمدم، ولى به خدا سوگند قطعا كسى را همراه تو راهى مىكنم كه نزد من از خودم نيز برتر و عزيزتر است و آن پسرم عمر است.
حاكم و ذهبى سند اين حديث را به شرط شيخين صحيح دانستهاند.
2. عن أبي ثابت مولى أبي ذر قال: كنت مع علي يوم الجمل فلما رأيت عائشة واقفة دخلني بعض ما يدخل الناس فكشف الله عني ذلك عند صلاة الظهر فقاتلت مع أمير المؤمنين فلما فرغ ذهبت إلى المدينة فأتيت
[1]. تاريخ طبرى، ج 3، ص 8؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 129، ح 4611.