ذرب فقال: أعجب من أصحاب الكهف قتلي وحملي؛[1]منهال مىگويد: زمانى كه سر (امام حسين) را حمل نمودند من در شام بودم و پيشا پيش سر مبارك مردى سوره كهف را تلاوت مىكرد تا اينكه به اين آيه رسيد: آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟ به خدا سوگند ديدم و شنيدم كه خداوند متعال سر مبارك را به سخن آورد تا اينكه با زبان گويا گفت: كشتن من و حمل سرم عجيبتر از داستان اصحاب كهف است.
گريه و عزادارى جنيان براى امام حسين عليه السلام
1. امسلمه مىگويد:سمعت الجن تنوح على الحسين بن علي؛«وقتى كه (امام) حسين به شهادت رسيد، من شنيدم كه جنيان براى آن حضرت گريه ونوحه و زارى مىكردند.»[2]
خبر گريه جنيان بر آن حضرت از امسلمه، زهرى، امجابر، امام باقر عليه السلام، ابوخباب، عباد بن صحيب، محمد مسقلى، بنت عبدالرحمن، حبيب بن ابىثابت وعمار بن ابىعمار روايت و نقل شده است. هيثمى و ذهبى و شعيب ارنؤوط در حاشيه سير ذهبى سندى را كه با آن روايت كردهاند صحيح دانستهاند و در مجموع اين اخبار چنانكه ملاحظه مىكنيد در حد تواتر است.
2. ميمونه مىگويد:«سمعت الجن تنوح على الحسين بن علي؛من شنيدم كه جنها براى حسين فرياد و زارى مىكردند.»[3]
هيثمى سند اين حديث را صحيح دانسته است.
3. امسلمه مىگويد: «ما سمعت نوح الجن منذ قبض النبي صلى الله عليه وآله إلا الليلة وما أرى ابني إلا قبض- تعني الحسين- فقالت لجاريتها: اخرجي اسألي فأخبرت أنه قد قتل وإذا جنية تنوح:
ألا يا عين فاحتفلى بجهد ... ومن يبكى على الشهداء بعدى
على رهط تقودهم المنايا ... إلى متجبر في ملك عبد؛[4]از وقتى كه پيامبر صلى الله عليه وآله از دنيا رفتند، گريه و نوحه جن را نشنيده بودم مگر همين شب. واين نوحه به اين خاطر است كه پسرم حسين كشته شد ....»
4. عن حبيب بن أبي ثابت قال: سمعت الجن تنوح على الحسين وهي تقول: مسح النبي جبينه فله بريق في الخدود
أبواه في عليا قريش وجده خير الجدود[5]حبيب ابن ابىثابت مىگويد: جنيان را شنيدم كه براى (امام) حسين نوحه و گريه و زارى مىكردند ....
5. عن أبي جباب الكلبي، قال: حدثني الجصاصون قالوا: «كنا إذا خرجنا بالليل إلى الجبانة عند مقتل الحسين، سمعنا الجن ينوحون عليه يقولون:
[1]. تاريخ ابن عساكر، ج 60، ص 370؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 76؛ الخصائص الكبرى سيوطى، ج 2، ص 193.
[2]. معجم الكبير، ج 3، ص 121، ح 2862 الى 2867؛ فضائل الصحابه احمد، ج 2، ص 776، ح 1373؛ الآحاد والمثانى، ج 1، ص 308، ح 425؛ معرفة الصحابه ابونعيم، ج 5، ص 330، ح 1685؛ تاريخ الاسلام، ج 5، ص 17؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 316 با سه سند؛ كامل ابن اثير، ج 3، ص 301؛ تهذيب التهذيب؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 199؛ تاريخ ابن كثير، ج 8، ص 200 و 219؛ الاصابه ابن حجر.
[3]. معجم الكبير، ج 3، ص 121، ح 2868؛ معرفة الصحابه ابونعيم، ج 5، ص 330، ح 1684؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 199.
[4]. معجم الكبير، ج 3، ص 121، ح 2869؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 199 و 200؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 76.
[5]. معرفة الصحابه ابونعيم، ج 5، ص 330، ح 1686؛ الخصائص الكبرى سيوطى، ج 2، ص 193.
مسح الرسول جبينه فله بريق في الخدود أبواه من علياء قريش جده خير الجدود؛[1]جصاصها به من روايت كردند و گفتند:
6. ابوجناب مىگويد: « (پس از كشته شدن امام حسين عليه السلام) به كربلا آمدم وبه مردى كه از بزرگان عرب بود گفتم: به من خبر رسيد كه شما نوحه جن را شنيديد؟ آن مرد گفت: هيچ آزاده وغلامى را نمىبينى مگر اينكه به توخبر مىدهد كه او نوحه و گريه جنيان را شنيده است.»[2]
7. عن يزيد بن جابر الحضرمي عن أمه قالت سمعت الجن تنوح على الحسين وهي تقول أنعي حسينا هبلا كان حسين جبلا؛[3]يزيد بن جابر از مادرش نقل كرده كه گفت: نوحه و زارى جن را كه براى (امام) حسين گريه مىكردند، شهيدم.
چنانكه ملاحظه كرديد، ابن تيميه حركت وقيام امام حسين عليه السلام را يك نوع پيروى از هوا ومخالفت با سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله معرفى كرد. چنانكه ذكر كرديم وهابىها نيز امروزه امام حسين عليه السلام را به خاطر اين قيام بين خود محاكمه مىكنند، ولى ملاحظه مىكنيد كه چگونه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله براى امام حسين عليه السلام گريه مىكردند و در عالم برزخ نيز پيگير آن بودند وجنيان براى آن حضرت نوحه كردهاند.
همچنين مىبينيد كه خبر گريه كردن جنيان براى امام حسين عليه السلام را بيش از دوازده نفر روايت كردهاند وهمچنين سندهاى زيادى دارد كه بيشترش صحيح هستند ومحدثان بزرگى نيز آن را صحيح دانستهاند. واين خبر متواتر ويقينى مىباشد، ولى مشاهده مىكنيد كه ابن تيميه و امثال او آن را كذب و دروغ خواندهاند.
گريه زمين وآسمان براى امام حسين عليه السلام وسرخى آسمان
1. عن أصبغ بن نباتة قال أتينا مع علي موضع قبر الحسين فقال ههنا مناخ ركابهم وموضع رحالهم و مهراق دمائهم فتية من آل محمد يقتلون بهذه العرصة تبكي عليهم السماء والأرض؛[4]اميرالمؤمنين عليه السلام زمانى كه به مكان قبر امام حسين عليه السلام رسيدند فرمودند: اينجا مكان ركابشان واينجا مكان مركبهايشان واينجا مكان رخته شدن خونهاى جوانان از آل محمد صلى الله عليه وآله كه در اين عرصه كشته مىشوند. آسمان وزمين براى آنها گريه خواهند كرد.
2. ابن سيرين مىگويد: «لم تبك السماء على أحد بعد يحيى بن زكريا عليه السلام إلا على الحسين؛[5]آسمان پس از يحيى بن زكريا براى هيچ كسى گريه نكرد به جز (امام) حسين.»
اين خبر از ابن سيرين و ابراهيم نخعى نقل شده است.
[1]. معرفة الصحابه ابونعيم، ج 5، ص 330، ح 1687؛
[2]. معجم الكبير، ج 3، ص 121، ح 2865 و 2866؛ تارخ ابن عساكر، ج 14، ص 241؛ تاريخ الاسلام، ج 5، ص 17؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 316؛ تهذيب الكمال، ج 6، ص 441؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 199.
[3]. معرفة الصحابه ابونعيم، ج 5، ص 334، ح 1688؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 76؛ الخصائص الكبرى سيوطى، ج 2، ص 194.
[4]. الخصائص الكبرى سيوطى، ج 2، ص 192 به نقل از ابونعيم؛ الصواعق المحرقه، ج 2، ص 566 به نقل از ملا.
[5]. تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 225؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312 و ديگران.
سند اين خبر صحيح است. البته بزرگى ابن سيرين براى كسى پوشيده نيست وحتى خود ابن تيميه او را تعريف و تمجيد نموده است كه در گذشته ملاحظه كرديد.
3. باز ابن سيرين مىگويد:«لم تكن فى السماء حمرة حتى قتل الحسين؛[1]تا زمان به شهادت رسيدن (امام) حسين سرخىاى در آسمان (قبل از طلوع وبعد از غروب) وجود نداشت.» (اين سرخى پس از به شهادت رسيدن امام حسين عليه السلام پيدا شد).
هيثمى يحيى حمانى را در سند ابن سيرين ضعيف خوانده است. بايد دقت داشته باشيم كه اولا: يحيى حمانى بدون شك ثقه است. ثانيا: در اسانيد ثعلبى و ابن عساكر حمانى وجود ندارد.
4. هشام بن حسان، عن محمد، قال: تعلم هذه الحمرة في الافق مم؟ هو من يوم قتل الحسين؛[2]ابن سيرين گفت: آيا مىدانى سرخيى كه در افق است از چيست؟ آن، از روزى پيدا شد كه (امام) حسين كشته شد.
5. عن يزيد بن أبي زياد، قال: قتل الحسين ولي أربع عشرة سنة، و صار الورس الذي كان في عسكرهم رمادا، و احمرت آفاق السماء، ونحروا
[1]. معجم الكبير، ج 3، ص 114، ح 2840؛ تفسير طبرى، ج 25، ص 124، ح 24072؛ تفسير ثعلبى، ج 12، ص 121؛ ذيل آيه« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَآءُ والأرض»؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 197؛ تاريخ الاسلام، ج 5، ص 17؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312؛ تهذيب الكمال، ج 6، ص 441؛ تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 228 و ج 39، ص 493؛ خصائص الكبرى، ج 2، ص 127.
[2]. تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 228؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312 شرح حال امام حسين عليه السلام.
ناقة في عسكرهم، فكانوا يرون في لحمها النيران؛[1]...زمانى كه (امام) حسين كشته شد افقهاى آسمان سرخ گشتند .... اين سند نيز صحيح است گرچه برخى در باره ابن ابىزياد مشكل دارند.
6.سدى مىگويد:لما قتل الحسين عليه السلام بكت عليه السماء و بكاؤها حمرتها؛[2]زمانى كه امام حسين عليه السلام كشته شدند آسمان براى آن حضرت گريه نمود و گريه آسمان همان سرخ شدنش است.
7. الاسود بن قيس، قال: احمرت آفاق السماء بعد قتل الحسين ستة أشهر يرى ذلك فى آفاق السماء كانها دم؛[3]بعد از كشته شدن (امام) حسين آسمان سرخ گشت و شش ماه آن را ديده مىشد در افق آسمانها گويا خون است. سندى كه ذهبى براى اين خبر ذكر كرده، كاملا صحيح است.
8. روزى كه (امام) حسين كشته شدند من در جويريه بودم و آسمان چندين روز به مانند ابر سياه باقى ماند.»[4]هيثمى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
9. «عن عيسى بن الحارث الكندي، قال: لما قتل الحسين، مكثنا أياما سبعة، إذا صلينا العصر، فنظرنا إلى الشمس على أطراف الحيطان كأنها
[1]. تاريخ يحيى بن معين، ج 1، ص 361، رقم 2435؛ تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 230؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 313 شرح حال امام حسين عليه السلام.
[2]. تفسير طبرى، ج 25، ص 160؛ تفسير ثعلبى، ج 12، ص 121؛ ذيل آيه« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَآءُ والأرض»؛ تفسير قرطبى، ج 16، ص 141.
[3]. تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 227؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312 شرح حال امام حسين عليه السلام.
[4]. مجمع الزوائد، ج 9، ص 197.
الملاحف المعصفرة، ونظرنا إلى الكواكب يضرب بعضها بعضا؛[1]به درستى كه پس از كشته شدن (امام) حسين آسمان هفت روز تاريك باقى ماند ووقتى كه در آن روز نماز عصر را خوانديم نگاه كرديم به خورشيد كه بر كنارهاى ديوارها تيره مىتابيد و در آن روز نگاه مىكرديم به ستاره كه گويا به يكديگر درگير بودند و به يكديگر مىزدند.»
10. «وقتى كه (امام) حسين كشته شد خورشيد گرفت و نورش از بين رفت تا اينكه ستارهها در نصف روز آشكار شدند و ما گمان كرديم كه آن خورشيد است.»[2]هيثمى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
11. نضرة الازدية، قالت: لما أن قتل الحسين، مطرت السماء ماء، فأصبحت و كل شئ لنا ملآن دما؛[3]وقتى كه (امام) حسين كشته شدند از آسمان آب (خون) باريد و ما صبح كرديم در حالى كه همه چيز براى ما پر از خون شده بود.»
12. عن امسلمة قالت: لما قتل الحسين مطرنا دما؛[4]وقتى (امام) حسين كشته شد بر ما باران خون باريد.
13. سليم القاضي، قال: مطرنا دماً أيام قتل الحسين؛[5]روزى كه حسين كشته شد بر ما خون باريد.
14. جعفر بن سليمان الضبعي: حدثتني خالتي امسالم قالت: لما قتل الحسين، مطرنا مطرا كالدم على البيوت و الجدار؛[6]روزى كه حسين كشته شد براى ما باران باريد كه مانند خون بود.
15. ابوسعيد خدرى مىگويد:ما رفع الحجر فى الدنيا لما قتل الحسين الا وتحته دم عبيط، و لقد مطرت السماء دما بقى اثره فى الثياب مدة حتى تقطعت؛[7]در دنيا زمانى كه (امام) حسين كشته شد سنگى برداشته نشد، مگر اين كه زير آن خون بود. همانا آسمان خون باريد تا جايى كه اثر آن مدتى در لباسها باقى ماند.
16. ام حيان و ابن شهاب زهرى گفتهاند: «در روزى كه (امام) حسين كشته شد هيچ سنگى در شام برداشته نمىشد مگر اينكه زير آن سنگ خون بود.»[8]هيثمى رجال سند زهرى را ثقات دانسته است.
17. عن الزهري قال: ما رفع بالشام حجر يوم قتل الحسين بن علي إلا عن دم؛[9]باز هم ابن شهاب زهرى مىگويد: «زمانى كه (امام) حسين كشته شد
[1]. معجم الكبير، ح 2839؛ تاريخ ابن عساكر، ج 4، ص 242؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 197.
[2]. معجم الكبير؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 197 و ديگران.
[3]. الثقات ابن حبان، ج 5، ص 487، ح 5862؛ تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 227؛ تاريخ اسلام، ج 4، ص 18؛ تهذيب الكمال، ج 6، ص 444؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312.
[4]. سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 80 ..
[5]. الجرح والتعديل، ج 4، ص 216، شرح رقم 941؛ تفسير ثعلبى، ج 12، ص 121؛ ذيل آيه« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَآءُ والأرض»؛ تفسير قرطبى، ج 16، ص 141.
[6]. تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 229؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 312 شرح حال امام حسين عليه السلام.
[7]. نظم درر السمطين زرندى حنفى، ص 221.
[8]. معجم الكبير، ج 3، ص 113، ح 2834 و 2835؛ تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 229؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 196.
[9]. معجم الكبير، ج 3، ص 113، ح 2834 و 2856؛ طبقات الكبرى، ج 1، ص 163؛ معرفة الصحابه، ج 5، ص 329، ح 1683؛ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 353، تاريخ الاسلام، ج 4، ص 17؛ سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 314؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 197.
هيچ سنگى در بيت المقدس برداشته نشد مگر اينكه زير آن خون وجود داشت.» هيثمى سند اين خبر را صحيح دانسته است.
18. عن معمر، قال: أول ما عرف الزهري أنه تكلم في مجلس الوليد، فقال الوليد: أيكم يعلم ما فعلت أحجار بيت المقدس يوم قتل الحسين؟ فقال الزهري: بلغني أنه لم يقلب حجر إلا وجد تحته دم عبيط؛[1]وليد از حالت سنگهاى بيت المقدس در روز قتل امام حسين عليه السلام پرسيد. زهرى گفت: به من خبر رسيد كه هيچ سنگى را نمىبرداشتند مگر اينكه زير آن خون پيدا مىكردند. سند اين خبر صحيح است.
19. عبدالملك بن مروان، از ابن رأس الجالوت پرسيد كه علامت قتل حسين عليه السلام چه بود: وى گفت: هيچ سنگى برداشته نشد مگر اين كه زير آن خون بود.[2]
البته در مورد شهادت امام حسين عليه السلام اخبار و كرامات جالب فراوان در كتابهاى هيثمى، ذهبى ابن عساكر و ديگران نقل شده است كه نياز به ذكر آنها نيست. با وجود اين همه اخبار صحيح و مسلم، شما ملاحظه مىكنيد كه كذابين ودشمنان اهل بيت عليهم السلام به راحتى اين اخبار را تكذيب كرده و مىكنند. بايد توجه
داشته باشيم كه ابن كثير نيز با پيروى از هوا و هوس و از استاد كذابش، اين اخبار را تكذيب كرده و همه را موضوع و جعل شده معرفى كرده و اضافه كرده است: هيچ يك از آن اخبار صحيح نمىباشد.[3]
با توجه به اين اخبار هم عظمت قيام امام حسين روشن مىشود وهم دروغهاى پيروان هوا و هوس. البته در باره ابن كثير بايد توجه داشته باشيم كه او نيز در موارد فراوان با اخبار و فضائل اهل بيت عليهم السلام مانند ابن تيميه و ديگر دشمن اهل بيت عليهم السلام برخورد دارد كه نياز به ذكر نمودنه در اين نوشتار نمىباشد.
دروغهاى ديگر ابن تيميه
ابن تيميه در مقام فريب خوانندهاى كتابش مىگويد: حسن، حسين را از رفتن به كوفه برحذر داشت و همچنين ابن عباس و ابن عمر سپس مىگويد: معصوم با معصوم كه مخالفت نبايد كند مگر اينكه شريعت جدا از هم داشته باشند.
جواب:اولا: توجه داشته باشيم، اينكه امام حسن عليه السلام امام حسين عليه السلام را از اين سفر و حركت برحذر داشته باشند از اكاذيب ديگر ابن تيميه است. ثانيا: اين همه اخبار متواتر و مسلمات تاريخ به عظمت و بزرگى قيام امام حسين عليه السلام تصريح دارند. ثالثا: چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از صلح امام حسن عليه السلام خبر دادند به تواتر ثابت شده كه از جنگهاى اميرالمؤمنين و امام حسين عليها السلام نيز خبر داده وبه مظلوميت آن دو بزرگوار بارها گريه كردهاند و حتى در آن عالم نيز پيگير حوادث آنها بودهاند كه اين موارد با اخبار صحيح ثابت شده است، كه ملاحظه كرديد. ولى اين ناصبى چون قيام اميرالمؤمنين و امام حسين عليها السلام بر خلاف هوى
[1]. سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 314؛ تهذيب الهذيب، ج 2، ص 305 شرح حال امام حسين عليه السلام؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 196.
[2]. تاريخ ابن عساكر، ج 14، ص 229.
[3]. البدايه و النهايه، تاريخ ابن كثير، ج 8، ص 219.
وهوس و عقيدهاى ناصبىگرى اوست با دليل قرار دادن خبر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله از صلح امام حسن عليه السلام بر جنگهاى اميرالمؤمنين وامام حسين عليها السلام طعن وارد كرده واخبار آنها را انكار كرده است. حال آنكه اخبار جنگ اميرالمؤمنين وقيام امام حسين عليها السلام از آن حضرت به تواتر رسيده ودر مقابل اخبار صلح امام حسن عليه السلام را تنها چهار نفر از صحابه روايت كردهاند. چه شده است كه اين كذاب خبر چهار نفر را به اين راحتى قبول كرده وبه اخبار متواتر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در مورد جنگهاى اميرالمؤمنين وامام حسين عليها السلام هيچ ارزشى قائل نيست. بدون ترديد اين برخورد دوگانه با اخبار پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در مورد اهل بيت عليهم السلام از جانب ابن تيميه، يكى ديگر از نشانههاى دشمنى او با اهل بيت عليهم السلام را به روشنى ثابت مىكند.
اما اينكه ابن عباس و ابن عمر امام حسين عليه السلام را از خروج برحذر داشته باشند. اولا: ابن عمر كسى نيست كه سخن و نظرش ارزش داشته باشد. او كسى است كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله حديث روايت كرده: «هر كه بميرد و بيعت به گردن نداشته باشد به مانند مردم زمان جاهليت مرده است.»[1]ولى با اين حال خود به اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نكرد و در مقابل با روايت اين حديث هم خودش بر يزيد پليد دست ذلت دراز نمود و هم سعى كرد مردم مدينه را از قيام بر عليه يزيد باز دارد، ولى آنها نيز به مانند امام حسين عليه السلام ارزشى به سخن او قائل نشدند و تن به ذلت ندادند و شهادت را نصيب خود نمودند. (اما اينكه معناى جماعت از نظر اسلام چه است، زيرا مسلم در صحيحش تحت چنين عنوان اين احاديث را وارد
[1]. صحيح مسلم، ج 3، ص 1478، ح 1851 كتاب الاماره، باب وجوب ملازمة جماعة المسلمين عند ظهور الفتن وفى كل حال وتحريم الخروج على الطاعة ومفارقة الجماعة.
كرده است، ما در كتاب «امام بخارى و جايگاه صحيحش» با ذكر اخبار اسلامى بيان كرديم.)
اما ابن عباس: گرچه از ابن عباس چنين مطلبى ذكر شده است، ولى اولا: ابن عباس نابينا شده بود لذا در همراهى نكردنش با امام حسين عليه السلام معذور بود. ثانيا: روايت شده كه ابن عباس گفته است: بين ما اهل بيت مسلم بود كه حسين در كربلا كشته خواهد شد.[1]لذا چون ابن عباس با نگاه عادى به رخدادها نظر مىكند به اراده خداوند متعال واينكه از بندگان برگزيدهاش چه خواسته است، غافل است لذا به نظر خودش از روى دلسوزى چنين سعى را كرده است. واين خيلى با سخن و برخورد ابن عمر فرق دارد. براى آشناى به سخن او به تاريخ ابن عساكر مراجعه كرده وآن را با اخبار اسلامى در مورد قيام وشهادت امام حسين عليه السلام مقايسه نماييد.
ابن تيميه كه در برابر امام حسين عليه السلام و خروج و قيام آن حضرت اينگونه مخالفت مىكند، در مقابل از قاتل آن حضرت يعنى يزيد شرابخوار دفاع كرده وهمه جناياتش را توجيه مىكند. بحث بعدى ما راجع به جايگاه ابن تيميه در مورد يزيد خواهد بود.
دفاع از يزيد وتوجيه اهانتهاى او
ابن تيميه مىگويد: «يزيد به كشتن حسين امر نكره است.» ابن تيميه چنين سخنى را بارها تكرار كرده است.[2]
[1]. المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 197، ح 4826؛ الخصائص الكبرى سيوطى، ج 2، ص 192.
[2]. منهاج السنة، ج 4، ص 472 و 515 و 557.