درباره وى مى گويد:
شيخ ثقة ابو بكر احمد بن حسين بن احمد نيشابورى متوطن در رى، پدر شيخ حافظ عبدالرحمن، عادل و متدين و از تلامذه سيدين مرتضى و رضى و شيخ ابو جعفر (طوسى) ـ رحمهم اللّه ـ است. امالى در اخبار (چهار جلد)، عيون الأحاديث و روضه در فقه و سنن و مفتاح در اصول و مناسك از تأليفات اوست.
ما را بر كتاب هاى مزبور، شيخ امام سعيد ترجمان كلام اللّه جمال الدين ابوالفتوح حسين بن على بن محمد بن احمد خزاعى رازى نيشابورى، از پدرش، از جدش، از صاحب ترجمه آگاه ساخت.[1]
شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز در مجلدات ۱۱، ۱۵ و ۲۲ كتاب الذريعة از كتاب هاى او نام برده است و مى گويد:
شيخ ابو بكر احمد بن حسين بن احمد نيشابورى خزاعى ساكن رى، شاگرد سيدين رضى و مرتضى و شيخ الطائفه است. او پدر مفيد عبدالرحمان نيشابورى و جد والد شيخ ابوالفتوح مفسر رازى حسين بن على بن محمد بن احمد است.[2]
ابوالفتح محسن بن حسين بن احمد
وى عموى جد پدر ابوالفتوح است. منتجب الدين درباره او نوشته است:
شيخ عادل محسن بن حسين بن احمد نيشابورى، عموى شيخ مفيد عبدالرحمن نيشابورى ـ رحمهما اللّه ـ ثقه و حافظ و واعظ است.
كتاب هاى امالى فى الامالى در احاديث، كتاب السير، كتاب اعجاز القرآن و
[1]فهرست منتجب الدين، به نقل از بحارالأنوار، ج۲۵، ص ۳ و أمل الأمل، ص۴۵۸.
[2]الذريعة، ج۱۱، ص۲۸۱.
كتاب بيان من كنت مولا از اوست. ما را از كتاب هاى مزبور استادمان امام سعيد جمال الدين ابوالفتوح خزاعى از پدرش، از جدش، از صاحب ترجمه ـ رحمهم اللّه جميعا ـ آگاه ساخت.[1]
ابو محمد عبدالرحمن بن احمد بن حسين، مفيد نيشابورى
مفيد نيشابورى، عموى پدر ابوالفتوح رازى و پسر ابوبكر احمد است. منتجب الدين رازى از او در صفحات مختلف كتاب فهرست خود ياد كرده است؛ از جمله مى گويد:
شيخ مفيد ابو محمد عبدالرحمن بن احمد بن حسين نيشابورى شيخ اصحاب در رى و حافظ و واعظ، به اطراف بلاد شرقا و غربا سفر كرد و احاديث را از موافق و مخالف سماع نمود. او داراى مؤلفاتى از جمله سفينة النجاة در مناقب العلويات و الرضويات، امالى، عيون الاخبار و مختصرات فى المواعظ والزواجر است. ما را از كتاب هاى ياد شده، جمعى از جمله سيدين مرتضى و مجتبى پسران داعى حسينى و برادرزاده صاحب ترجمه، شيخ امام جمال الدين ابوالفتوح خزاعى ـ رحمة اللّه عليهم ـ آگاه ساخت.
او نزد سيدين علم الهدى مرتضى و برادرش رضى و شيخ ابو جعفر طوسى و سلاّر و ابن البراج و كراجكى ـ رحمة اللّه عليهم ـ شاگردى نمود.[2]
شيخ آقا بزرگ تهرانى در پى نام بردن از كتاب هاى سفينة النجاة و عيون الأخبار وى چنين مى نگارد:
شيخ حافظ ابى محمد عبدالرحمان بن احمد بن حسين نيشابورى رازى خزاعى، عموى پدر شيخ ابى الفتوح رازى مفسر يا عموى اوست. او شاگرد
[1]فهرست منتجب الدين، ص ۱۰؛ رجال استرآبادى، ص ۴۹۴؛ روضات الجنات، ص ۵۴۲.
[2]فهرست منتجب الدين، ص ۷؛ امل الآمل، ص ۴۸۰.
سيدين رضى و مرتضى و شيخ طوسى و كراجكى و سلار و ابن براج و ديگران است.[1]
ابن عساكر درباره او نوشته است:
عبدالرحمن بن احمد بن حسين، ابو محمد نيشابورىِ واعظ، به دمشق پاى گذاشت و از ابى الحسين بن منده روايت كرد و در آنجا از عبدالعزيز بن كنانى حديث شنيد.[2]
ابن حجر عسقلانى فصلى درباره او نگاشته كه از قرار ذيل است:
عبدالرحمن بن احمد بن حسين بن احمد بن ابراهيم بن فضل بن شجاع بن هاشم، ابو محمد خزاعى نيشابورى حافظ، از هناد نسفى و ابن المهتدى و ابن النقور سماع نمود و به شام و حجاز و خراسان مسافرت كرد و عمر بن ابراهيم زيدى و احمد بن عبدالوهاب صيرفى و ديگران از او روايت كرده اند.
ابن سمعانى گويد كه عدّه اى از مجالس املاى او را در رى مطالعه نمودم؛ از جمله مجلسى در خصوص اسلام ابوطالب بود. وى بر طريقه شيعه بود، ولى احاديث بسيارى مى دانست و به احاديث اشتياق وافر داشت.
يحيى بن طى گويد كه وى يكى از داناترين و بصيرترين مردم به حديث و رجال حديث بود. گويند در مجلس او بيش از سه هزار دوات بود. هرگاه به وى مى گفتند كه فلان حديث در صحيحين است، وى مى گفت: آرى در مكسورين (طنزى است در مقابل صحيحين) چنين روايت شده است و نيز مى گفت: به خدا سوگند كه اگر مردم انصاف مى دادند، جز چند حديث اندك در آن دو كتاب، سالم نمى ماند.
همچنين ابن طى باز گويد: هيچ حديثى از احاديث را از او نمى پرسيدند،
[1]الذريعة، ج۱۲، ص ۱۶۹ و ج ۱۵، ص ۳۷۵.
[2]تاريخ دمشق، ج۹، ص ۸۲۲ .
مگر آن كه صحيح آن را از سقيم آن باز مى شناخت و پيوسته مى گفت: صد هزار حديث از حفظ دارم. و نيز مى گفت: اگر من اقتدارى داشتم، پنجاه حديث كه مردم بدان عمل مى نمايند، ولى اصلى ندارند و صحيح نيستند، حذف مى كردم.[1]
ابو سعيد محمد بن احمد بن حسين بن احمد نيشابورى
او جدّ ابوالفتوح و برادر مفيد نيشابورى است. منتجب الدين رازى درباره او نوشته است:
شيخ مفيد ابو سعيد محمد بن احمد بن حسين نيشابورى ثقه و حافظ است. او داراى تأليفاتى از جمله الروضة الزهرا فى تفسير فاطمة الزهرا، الفرق بين المقامين، تشبيه علىٍ بذى القرنين، الاربعين عن الاربعين في فضائل اميرالمؤمنين، منى الطالب فى ايمان ابى طالب و المولى است. ما را از اين كتب، استاد ما جمال الدين ابوالفتوح رازى نواده او، از پدرش، از صاحب ترجمه آگاه ساخت.[2]
ابن شهر آشوب در ترجمه حال او گويد:
ابو سعيد محمد بن احمد نيشابورى از مؤلفات او كتاب هاى التفهيم فى بيان التقسيم، الرسالة الواضحة فى بطلان دعوى الناصحة و كتاب مالابد من معرفته است.[3]
نيز خود ابوالفتوح رازى در هنگام تفسير آيه«يَـمَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَـلـكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَـلـكِ عَلَى نِسَآءِ الْعَــلَمِينَ»[4]از او و كتاب الروضة الزهراء ياد كرده است:
[1]لسان الميزان، ج۳، ص ۴۰۴ ـ ۴۰۵.
[2]فهرست منتجب الدين، ص ۱۰ ـ ۱۱.
[3]معالم العلماء، ص ۱۰۴.
[4]سوره آل عمران، آيه ۴۲.
و اين دو خبر از كتابى نقل افتاد كه جد من خواجه امام سعيد ابو سعيد جمع كرد، نام آن الروضة الزهراء فى مناقب فاطمة الزهراء.[1]
شيخ آقا بزرگ تهرانى او را معاصر شيخ طوسى دانسته،[2]ولى سيد هاشم بحرانى درباره او نوشته است:
الشيخ المفيد أبى سعيد محمد بن أحمد بن الحسين بن أحمد الخزاعى النيسابوري أخى المفيد عبدالرحمان بن أحمد النيسابورى ـ تلميذ الطوسى ـ و جدّ ابى الفتوح الرازى المفسر المعروف، المتغانى فى ترويج الحق و اذاعته، و نشر حقائق الدين و إعلاء كلمته.[3]
كتاب الاربعين عن الاربعين او در سال ۱۴۱۴ق، با تحقيق شيخ محمد باقر محمودى به چاپ رسيده؛ ولى محقق، كتاب را به برادرش يعنى ابى محمد عبدالرحمن بن احمد نسبت داده است كه با نظر اصحاب تراجم و مؤلفات[4]سازگار نيست.
على بن محمد بن احمد خزاعى
وى پدر و استاد ابوالفتوح رازى است. از او به «استاد علماء الطائفة فى عصره» تعبير شده،[5]و دو كتاب دقايق الحقايق[6]و مسائل المعدوم[7]به وى نسبت داده شده است. و در مستدرك الوسائل به نقل از رياض العلماء درباره او گفته شده كه وى از أجله فضلا بوده است.[8]
[1]روض الجنان، ج۴، ص ۳۱۹.
[2]الذريعة، ج۱۹، ص ۲۳.
[3]مدينة المعاجز، ج۱، ص ۳۹۲.
[4]الذريعة، ج۱۶، ص ۱۷۷؛ كشف الحجب والاستار، ص ۳۴؛ بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۰۴؛ مدينة المعاجز، ج۱، ص۳۹۲.
[5]الذريعة، ج۸ ، ص ۲۳۴.
[6]همان.
[7]همان، ج۲۰، ص ۳۶۸.
[8]مستدرك الوسائل، ج۳، ص ۴۸۸.
فصل دوم
مهاجرت
ـ ابوالفتوح خزاعى يا ابوالفتوح رازى
ـ علت مهاجرت خاندان ابوالفتوح به رى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
ابوالفتوح خزاعى يا ابوالفتوح رازى
مشاهده شد كه ابوالفتوح را خزاعى نيشابورى رازى مى خوانند و از آنجا كه نياكان وى از قبيله بنى خزاعه بوده اند، لذا بايد گفت كه وى عرب نژاد بوده است .
روشن نيست كه اجداد ابو الفتوح در چه زمانى به ايران آمده اند، ولى مهاجرت آنها احتمالاً در سده هاى يكم و دوم هجرى صورت گرفته است . اين خاندان در نيشابور و سبزوار ساكن شده و مدت هاى مديدى در آنجا زيسته اند؛ چنان كه به نيشابورى و برخى از اين خاندان به سبزوارى نامبردار شده اند.
اقامت طولانى آنها در ايران سبب شده كه اين تازى زبانان، فارسى زبان شده، بدين زبان گويش نمايند .
مرحوم قزوينى در اين باره مى گويد:
و مخفى نماند كه از اولاد بديل بن ورقاء خزاعى مذكور عدّه كثيرى از خاندان هاى عربى الأصل كه بعدها به طول اقامت در ايران و خلطه و آميزش با ايرانيان به كلّى ايرانى و زبانشان فارسى شد، در قديم الايّام از جزيرة العرب به ايران مهاجرت كرده و در نقاط شمالى ايران در نواحى نيشابور و سبزوار و رى و غيره سكنا گزيده بوده اند و بسيارى از اين خاندان ها به اسم «بديليان» (نسبت به حدّ اعلاى ايشان بديل بن روقاء مذكور) معروف بوده اند و سمعانى كه در كتاب الانساب در نسبت «بديلى»