شاگردان
ابوالفتوح رازى ـ چنان كه بيان شد ـ سراسر عمر خود را صرف در تحصيل، تحقيق، تدريس، تذكير و تأليف نمود . او از اين رهگذر، خدمات شايانى به عالم اسلام نمود كه خدمات او در شاگرد پرورى و تأليفاتش جلوه گرى مى كند .
بى شك در طول حيات وى شاگردان بسيارى در محضر او بوده و در نزد او زانوى تلمز به زمين نهاده و سر به دروس او سپرده اند و از چشمه جوشان معارف او سيراب شده اند. دريغا كه اين بُعد مهم از حيات وى نيز از ديد تراجم نگاران پوشيده مانده و نام شاگردان وى جز اندكى را ثبت و ضبط نكرده اند .
از شاگردان برجسته ابوالفتوح بايد از دو كس نام برد :
۱. منتجب الدين، دو اثر استادش با عنوان هاى روض الجنان و روح الاحباب را نزد خود وى خواند.[1]
شيخ منتجب الدين، ابوالحسن على بن عبيداللّه بن حسن بن حسين بن بابويه قمى به گفته مرحوم شيخ عباس قمى كثير الرواية و واسع الطرق است، و از اقارب و آباى خود بسيار روايت كرده است و مشايخ وى را بيش از صد تن برشمرده اند؛ از جمله طبرسى، سيد مرتضى رازى و سيد فضل اللّه راوندى. ابوالفتوح رازى[2]رافعى ـ كه از عالمان عامّه و شافعى و مذهب بود ـ از محضرش استفاده مى جسته
[1]فهرست، ص ۴۸ .
[2]هدية الاحباب، ص ۸ ـ ۱۰ .
است و در تاريخ علماى قزوين وى را ستوده است. مؤلفات وى كتاب فهرست والاربعين عن الاربعين من الاربعين فى فضائل اميرالمؤمنين است.
ولادت او به سال ۵۰۴ و وفاتش بعد از ۵۸۵ هجرى بوده است.[1]
۲. ابن شهر آشوب، به كسب اجازه روايت تفسير او نايل آمد.[2]
شيخ رشيدالدين، ابو جعفر، محمد بن على بن شهر آشوب سروى از فحول دانشمندان، و از مشاهير محدثان و عالمان رجال و اخبار و از شعرا و نحات و اديبان و مفسران و وعاظ شيعه و از مردم سارى مازندران است. در فضيلت او همين بس كه اكابر علماى اهل سنّت، جلالت قدر و علوّ منزلت او را ستوده اند؛[3]چنان كه شيخ صلاح الدين صفدرى، خليل بن ايبك شافعى در ترجمه حال او مى نويسد كه وى بيشتر قرآن را در حفظ داشت، و در اصول شيعه به نهايت حد رسيد؛ چنان كه از شهرها به محضرش مى شتافتند، و در علم قرآن و غرايب آن و نحو، سرآمد عصر بود و در ايّام المقتفى (۵۳۰ ـ ۵۵۵ق) در بغداد به منبر مى رفت و وعظ مى گفت؛ چندان كه سعه دانش وى اعجاب خليف را باعث مى آمد، و وى را خلعت مى داد.
سيوطى در ضمن ترجمه حال او، از وى با تجليلى تمام ياد مى كند.[4]
ابن شهر آشوب در فنون مختلف استادان فراوانى داشته است؛ همچون جاراللّه زمخشرى، ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، فتال نيشابورى، قطب راوندى و ابوالفتوح رازى.[5]
ابن شهر آشوب از مدافعان مذهب اماميه بود و تأليفات وى را در تأييد اين مذهب، و ردّ آراى مخالفان است: مناقب آل ابى طالب و مثالب النواصب از تأليفات او
[1]همان، ص ۲۴۹ .
[2]مناقب، ج ۱، ص ۱۲؛ معالم العلماء، ص ۱۴۱ .
[3]شرح عقايد صدوق ضميمه اوائل المقالات، شيخ مفيد، ص ۱۷ .
[4]طبقات مفسرين، ص ۳۷ .
[5]مقدمه معالم العلماء، ص ۶ به بعد.
در بيان ضعف آراى اهل سنت و رّد مطاعن ايشان در حق شيعه و ذكر مثالب آنهاست.
وفاتش به اتفاق صاحبان تراجم، در شعبان سال ۵۸۸هجرى در حلب روى داد و ولادتش در حدود سال ۴۸۹ بود.[1]
از ميان ديگر شاگردان و راويان او مى توان اينان را نام برد:
۳. ابوطالب نصر الدين عبد اللّه بن حمزه طوسى،[2]
۴. صفى الدين ابو محمّد حسن بن أبي بكر بن سيار الحيروى،[3]
۵ . عماد الدين ابوالفرج على، فرزند قطب الدين سعيد بن هبة اللّه راوندى،[4]
۶ . شريف شرفشاه بن محمّد بن حسين بن زباره افطسى،[5]
سيد شرفشاه بن محمد حسينى افطسى نيشابورى معروف به زباره از سادات آل زباره نيشابور ـ كه از اكابر قبايل سادات مقيم خراسان به شمار مى آمده اند ـ است.
منتجب الدين درباره وى مى گويد:
السيد عزالدين شرفشاه بن محمد الحسينى الافسطى النيسابورى، المعروف بزباره، المدفوه بالغرى ـ على ساكنه السلام ـ عالم فاضل، له نظم رائق و نثر لطيف.[6]
سال فوتش به دست نيامده، مزار وى همچنان كه شيخ منتجب الدين اشاره كرده، در نجف اشرف است و جبل شرفشاه در مشرق نجف به وى منسوب است.[7]
۷ . تاج الدين محمّد، فرزند ابوالفتوح كه نزد پدر شاگردش كرده است.[8]
[1]همان.
[2]حدائق الحقائق، ج ۳، ص ۱۲۳۳ .
[3]طبقات اعلام الشيعة، قرن ۶، ص ۷۹ .
[4]اجازة الكبيرة، ص ۳۵ .
[5]همان، ص ۴۷ .
[6]بحارالأنوار، ج۲۵، ص ۷ .
[7]تنقيح المقال، ج۲، ص ۸۳ .
[8]طبقات اعلام الشيعة، قرن ۶، ص ۷۹ .
تأليفات
درباره تعداد و نام كتاب هايى كه بر دست ابوالفتوح رازى تأليف شده، سخن هاى مختلفى گفته شده است. برخى مؤلفات وى را چهار تا و برخى بيشتر دانسته اند و پنج يا شش كتاب را به او منتسب داشته اند.
در اينجا ابتدا به ذكر اسامى كتاب هاى منسوب به او پرداخته، سپس به بحث درباره خصوصيات آنها و صحت انتسابشان مى پردازيم .
۱ . روض الجنان و روح الجنان (روح الجنان و روح الجنان) به فارسى،
۲ . تفسير قرآن به عربى،
۳ . روح الاحباب و روح الالباب في شرح الشهاب،
۴ . رساله يوحنا،
۵ . رساله حسينه،
۶ . تبصرة العوام .
از آنجا كه سخن درباره تفسير او بسيار است، ابتدا به معرفى كتاب هاى ديگر او پرداخته، در پى آن، از تفسير قرآنش سخن مى گوييم .
روح الاحباب و روح الالباب
پيش تر ديده شد كه منتجب الدين، آن گاه كه از ابوالفتوح سخن به ميان آورد، مى گفت كه او را تصانيفى است از آن جمله تفسير موسوم به روض الجنان في تفسير القرآن در بيست مجلد و روح الاحباب و روح الالباب فى شرح الشهاب هر دو كتاب مزبور را من بر مؤلف آنها قرائت كردم .
نيز ديده شد كه عبد الجليل رازى او را مؤلف شرح الشهاب النبوى خواند .
شهاب الأخبار از تاليفات قاضى قضاعى است كه ابوالفتوح رازى به شرح آن پرداخته است .
حاجى نورى در خاتمة المستدرك نيز مى گويد:
وله مؤلفات اُخرى مذكورة في ترجمة منها : شرح الشهاب... .[1]
و صاحب اعيان الشيعة درباره اين كتاب نوشته است:
روح الاحباب وروح الالباب في شرح الشهاب الفّه باسم تاج الدين والشهاب هو جمعة القاضى القضاعى من كلام النّبى صافي الاحكام والمواعظ والآداب والحكم، في الرياض : رأيت نسخة من شرح الشهاب في طهران وأخرى في هراة وهو حسن الفوائد وادرجه الاستاد (المجلس) في بحار الانوار وقد اورد في شرح الشهاب عند قوله احفظ لى اصابى فابهم خيار امتى طرفا من الاخبار في فضائل الخلفاء الثلاثة.[2]
شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز مى گويد:
شرح الشهاب في الحكم والآداب المشتمل على الف حديث نبوى جمعة القاضى ابو عبد اللّه محمّد بن سلامة القضاعى المعرى الشافعى المستوفي سنه ۴۵۴ ه.. . للشيخ الامام المفسر جمال الدين أبي الفتوح الحسين بن على بن محمّد الخزاعى النيسابورى الرازى المدفون بجوار عبد العظيم عليه السلامشيخ منتجب الدين، وقد سمعى شرحه بروح الاحباب وروح الالباب.[3]
ينقل عن روح الاحباب المجلس في البحار وعبد الجليل في النقض و في المستدرك.[4]
بايد گفت كه كتاب در دسترس نيست و نشانى از او وجود ندارد . آنچه در دسترس است، نقل فرازهايى از كتاب است كه در آثار ديگران درج افتاده است. پيش تر يكى از فرازهاى اين كتاب ـ كه به بيان سرگذشتى از ابوالفتوح رازى
[1]خاتمة المستدرك، ج ۳، ص ۷۳ .
[2]اعيان الشيعة، ج ۶، ص ۱۲۶ .
[3]الذريعة، ج ۱۳، ص ۳۴۳ .
[4]همان، ج ۱۱، ص ۲۶۱ .
اختصاص داشت ـ مشاهده گرديد . بخش هايى ديگر از كتاب را ملا عبد الصمد همدانى در كتاب بحر المعارف خود نقل كرده است .
رساله يوحنا
اين رساله فارسى در رياض به ابوالفتوح منسوب شده است و گفته شده :
رساله ارزنده و لطيفى است كه در آن به بطان مذاهب اربعه و درستى مذهب جعفرى ـ يعني مذهب اماميه ـ پرداخته است، ومضامين آن را از زبان يوحناى ذمّى ابخيلى نصرانى نقل مى كند و افزوده است كه يوحنا نخست كافر بوده، پس از آن مسلمان شد و در ميان مذاهب مختلف اسلام به تفحص پرداخت. سرانجامْ مذهب حق شيعه را برگزيد . اين كتاب به سبك طرائف ابن طاووس در امامت تأليف شده كه سيد اثرخود را از زبان عبد الحميد زمّى نگارش داده است.[1]
شيخ آقا بزرگ تهرانى مى گويد:
رسالة يوحنا الذمي، قصة خيالية مثل قصة الجزيرة الخضراء والحقائق الراهنة و الطرائف و هى مثل الحسنية تنسب إلى أبي الفتوح الرازي صاحب تفسير روض الجنان كما عن رياض العلماء ولكن أقدم نسخة من الحسنية هي التى أتى بها الملا إبراهيم استر آبادى (أو الملا ضياء الدين) من دمشق إلى ايران في سفر حجه ۹۵۸ فترجمها بالفارسيه. ولرسالة يوحنا هذه أيضا تحريرات فارسية و عربية مختلفة تحت عدة أسماء . ذكر ۱۲ نسخة منها في «خطى فارسي» كما ذكرناه بعنوان منهاج المناهج الفارسى منسوبا إلى أبي الفتوح الرازى المذكور.
ونسخة منها ذكرناها ذيل الدر الثمين و طبع بتبريز ۱۳۰۷ على الحجر في ۵۷
[1]رياض العلماء، ج ۲، ص ۱۷۳ .
ورقة بقطع الثمن، غير مرقمة بخط على بن محمّد حسن التبريزى، ثمّ طبع الدكتور على أكبر شهابي نسخة أتى بها من المتحف البريطاني تاريخها ۱۰۵۴. ط طهران ۱۹۷۲ / ۱۳۹۳ م في ۵۸ ص مع مقدمة لحسن سعيد. وفيها مباحث عن الاصول والفروع د . قال يوحنا : لما اردت الدخول في الاسلام رأيت المسلمين مختلفين فيما بينهم ورأيت الحق في موارد الاختلاف مع الشيعة عقلا فاعتقدت هذا المذهب. وهذه تختلف عن النسخة العربية . وطبع محمّد محمدى الاشتهاردى تحريرا جديدا من الكتاب ومعها الحسينية مع مقدمتين له ولحسن سعيد بطهران ۱۹۷۴/۱۳۹۵م . في ۲۴۴ص .[1]
رساله حسنيه
افندى در اين باره نيز نوشته است:
و از جمله آثارى كه به وى نسبت داده اند، رساله حسنيه، ... اين كتاب هم رساله اى ارزنده و مشهور است . ابتدا به عربى تأليف شده بود، پس از آن برخى از دانشمندان آن را از عربى به پارسى برگردانيده اند. اين رساله ـ كه در بحث امامت است ـ از زبان كنيزى به نام حسنيه كه كافر بوده و سپس مسلمان شد، گرد آمده است .
حسنيه پس از آن كه اسلام را برگزيد، در يكى از روزها، در حضور هارون الرشيد درباره امامت سخن گفت و به اثبات مذهب شيعه و ابطال ديگر از مذاهب پرداخت . اين كتاب هم مانند كتاب رساله يوحنا از ارزش فوق العاده اى برخوردار است؛ در عين حال، صحت انتساب هيچ يك از آنها به ابوالفتوح ثابت نشده است.[2]
[1]الذريعة، ج ۲۵، ص ۲۹۶.
[2]همان، ص ۱۷۳ ـ ۱۷۴ .
رساله حسنيه معروف است و مستقلاً و به ضميمه حلية المتقين به طبع رسيده، وبعضى كنيز مزبور را، از كنيزان حضرت صادق عليه السلام نوشته اند.
تهرانى در ذيل ترجمه حسنيه مى نويسد:
اين رساله كه در امامت است، ترجمه ملا ابراهيم بن ولى اللّه استر آبادى است، و در آغاز آن مى نويسد : سال ۹۵۸ هجرى كه از حج بيت اللّه بازگشت، در شهر شام در نزد يكى از سادات، به نسخه اى از «حسنيه» دست يافت، و آن را به استرآباد برد، به خواهش يكى از نيك مردان به ترجمه آن اقدام كرد.[1]
و در جاى ديگر مى نويسد :
در نسخه اى كه از آن به مطالعه ما رسيد، در آغاز آن تصريحى به نام شاه طهماسب نشده بود، و در نسخه ديگرى در آغاز آن آمده، نسخه اصل را امين ضياء الدين به ايران آورد، و در اندك وقتى شهرت يافت، پس از آن كه به اطلاع طهماسب رسيد، از وى خواست تا آن رساله را به نام وى ترجمه كند، و ممكن است ضياء الدين لقب ملا ابراهيم استر آبادى بوده باشد .
تبصرة العوام
يكى ديگر از كتاب هايى كه به ابوالفتوح منسوب است، كتاب تبصرة العوام در ملل و نحل است . افندى انتساب اين كتاب را به وى صحيح ندانسته مى گويد:
و ظاهر آن است كه، اين انتساب درست نباشد، زيرا اظهار شده است، كتاب تبصرة از آثار سيد مرتضى ثانى يا دانشورى ديگر بوده باشد . و هرگاه صحت سخن او را تصديق كنيم، بايد بگوييم مرداش تبصرة العوام ديگرى است نه آن كه از آثار سيد مرتضى بوده باشد، واين كتاب در بيست و هشت باب تدوين شده
[1]الذريعة، ج ۷، ص ۲۰.