بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 2

احتجاجات( ترجمه جلد 4 بحار الأنوار)

تأليف

علامه مجلسی ‌

تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق

مترجم: خسروی، موسی

محقق / مصحح: ندارد

موضوع: کلام

زبان: فارسی

تعداد جلد: 2

ناشر: اسلامیه

مکان چاپ: تهران

سال چاپ: 1379 ش

نوبت چاپ: اول

توضیحات:احتجاجات، ترجمه جلد چهارم بحار الانوار از مجموعه بیست و پنج جلدی مطابق جلد نهم از مجموعه صد و ده جلدی است.


صفحه 3

جلد اول‌

[مقدمات تحقيق‌]

پيش نوشتار مترجم‌

بسمه تعالى‌

سپاس بيكران و حمد و ستايش بى‌پايان پروردگار منان راست كه تمام نعمتهاى جهان از آن اوست و بدون منت و يا استحقاق بانسان ارزانى داشته درود فراوان بر سرور كائنات و سيد بشر حضرت ختمى مرتبت و فرزندان معصوم و پاك مردان از سلاله طيب و طاهرش كه رهبران راه تاريك و پر بيم و خطر دنيا، بسوى بهشت و آخرتند.

خشنودم از اينكه مرهون اين بيكران نعمت خداوند گرديده‌ام كه بخامه نارسا و ناتوانم آثار ائمه گرام و پيشوايان دين را ترجمه نمايم و درّهاى ناسفته و گوهرهاى گرانبهاى آسمان رهبرى و هدايت اين خاندان را برشته تحرير درآورده آويزه گوش و گردن خردمندان و پيروان راستين اين خاندان نمايم بعقيده مترجم مشكلترين كارها ترجمه آثار پيشينيان است مخصوصا ترجمه‌اى كه مربوط بمسائل اعتقادى يا اخلاقى و عملى در محدوده دين و ايمان باشد، زيرا اهمال و عدم رعايت و بى‌احتياطى در اين موارد غير قابل اغماض و بلكه موجب مسئوليت خطير است، نميتوان ترجمه اين آثار را با يك داستان تاريخى يا اخلاقى و غيره مقايسه نمود.

خصوصا فاصله زياد از عصر صدور بيانات باضافه دامنه وسيع و گسترده‌اى كه زبان‌


صفحه 4

عربى دارد مخصوصا قلت بضاعت مترجم اما با تمام توضيحات بالا نميتوان دست از يك وظيفه مذهبى بعذر ناتوانى و احتياطهاى نيش غولى برداشت با عنايت ائمه طاهرين:و كوشش هر چه بيشتر و با استمداد از ارباب فضل قدم در اين راه بر مى‌دارم به آن اميد كه للمصيب اجران و للمخطئ اجر واحد حتى در خطاها نيز اميد لا اقل يك پاداش را دارم.

چون در ابتداى احتجاج بحار، استدلال به آيات قرآنى آورده شده، و پس از بيش از شصت صفحه به ترتيب تفسير همان آيات ذكر گرديده براى فارسى زبانان كه بخواهند از تفسير هر آيه استفاده نمايند مراجعه به هفتاد صفحه بعد و توجه به آيات كارى دشوار و گاهى نقض غرض حاصل ميشد و فارسى زبان ترجمه آيات را مى‌خواند و بعدها كه در تفسير به توضيحى برميخورد توجهى به ارتباط آن با آيه مخصوص نميكند چنين در نظر گرفته شد كه تفسير هر آيه بترتيب از صفحات بعد در ذيل همان آيه آورده شود تا بيشتر مورد استفاده قرار گيرد گر چه اين كار بر خلاف ترجمه معمول و متداول است. بناچار در حدود يك صد و چند صفحه كتاب مرتب ترجمه نخواهد شد بلكه تلفيق و مخلوطى از صفحات قبل و بعد ترجمه گرديده. ضمنا چنانچه در بيشتر ترجمه‌هاى بحار الانوار كه بقلم نارساى اين حقير ترجمه گرديده نوشته شده است.

در بحار الانوار از نظر تحقيق و تعداد و مصادر روايت گاهى يك روايت چندين بار تكرار گرديده كه باز براى فارسى زبانان ترجمه همه آنها كسالت‌آور و بى‌فايده بوده است به همين جهت ترجمه روايات مكرر غالبا با قيد تكرار حذف گرديده و يا قسمت اضافى يك روايت از روايت ديگر ترجمه شده است.

اميدوارم در راه خدمت به فرهنگ و ادب و آموزش اسلامى هر چه بيشتر توفيق به تمام پژوهندگان واقعى و ارادتمندان ائمه طاهرين:داده شود اين ناچيز نيز بى‌بهره از توفيق وافر نبوده و مشمول بذل و لطف و عنايت كامل اين خاندان قرار گيرم.

اول رمضان 1402 موسى خسروى‌


صفحه 5

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*

مقدمه مؤلف‌

ستايش خداى راست كه انسان را آفريد و باو سخن گفتن را آموخت و او را به شاهراه هدايت با دليل و برهان راهنمايى كرد. و بر مردم بوسيله پيامبران و ائمه گرامى:حجت را تمام نمود تا آنها را از تاريكيهاى كفر بسوى نور و ايمان راهيابى و رهبرى نمايند.

دين‌داران و ياوران حق و حقيقت را با دلايل واضح و حجت‌هاى غير قابل رد بر گمراهان و گمراه‌كنندگان از ساير مذاهب يارى نموده و درود بر كسى كه صلوات بر او وسيله رسيدن به نعمتهاى بيكران لطف و عنايت است.

محمد مصطفى6كه واسطه تنوير افكار و عرفان انبياء و اوصياء گرديده و درود بر خاندان پاكش كه خداوند نعمتها را بوسيله آنها بر بندگان خويش تمام نموده و آنها را گنجينه علم و دانش قرآن و نگهبانان پايگاه يقين قرار داده.

اين جلد چهارم از كتاب بحار الانوار است كه مشتمل بر احتجاج و استدلال‌هاى خداوند و پيامبر و ائمه گرام:است بر مخالفين و ستيزه‌جويان از ارباب مذاهب مختلف و گمراهان از راه واقعى و داراى مطالب ديگرى نيز هست كه به بخش مخصوصى اختصاص داده نشده گر چه بيشتر مطالب كتاب تحت عناوين مناسب قرار گرفته براى سهولت استفاده جويندگان.

اين اثر از تاليفات خاك پاى مؤمنين محمد باقر پسر محمد تقى است كه خداوند هر دو را با ائمه طاهرين محشور نمايد و از گرفتاريهاى قيامت محفوظ بدارد و از كسانى قرار دهد به فضل خود كه نامه عملشان را به دست راستشان ميدهند (و مترجم را نيز مشمول دعاى مؤلف گرداند).


صفحه 6

[كتاب احتجاج‌]

بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم‌

البقرة «2»:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ* خَتَمَ اللَّهُ عَلى‌ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‌ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‌ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ* وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ* يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ* فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ* وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ* أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ* وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ* وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‌ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ* اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ* أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‌ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ‌6- 16[1].

تفسير: طبرسى در مجمع البيان در باره آيه‌إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ‌كسانى كه كافر شده‌اند براى آنها مساويست چه بترسانى آنها را چه نترسانى ايمان نخواهند آورد گفته شده اين آيه در باره ابا جهل و پنج نفر بستگانش كه در جنگ بدر كشته شدند نازل شد.

بعضى گفته‌اند در مورد گروه معينى از احبار يهود نازل شده كه از روى عناد به پيامبر اكرم6ايمان نياوردند و پيامبرى آن جناب را پنهان ميكردند از روى حسد.

گفته‌اند: در باره مشركين عرب نازل گرديد. بعضى نيز معتقدند كه در باره تمام كفار است كه خداوند اطلاع ميدهد آنها ايمان نمى‌آورند.

و آيه:وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّادر باره منافقين كه آنها عبد الله بن ابى بن سلول و جد بن قيس و معتب بن قشر و يارانش كه بيشترشان يهودى بودند نازل شده و در مورد آيه‌وَ إِذا خَلَوْا إِلى‌ شَياطِينِهِمْ‌از حضرت باقر7روايت شده كه آيه در مورد كاهنان يهود

[1]تفسير آيه چنانچه تذكر داده شد از صفحه 64 ترجمه مى‌شود.


صفحه 7

است خداوند ميفرمايد:يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ‌75- 79.

در مورد آيه‌وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًااز حضرت باقر7روايت شده كه فرمود: حى بن اخطب و كعب بن اشرف و چند نفر ديگر از يهود كه از طريق يهودان زندگى خود را ميگذراندند و هر ساله مقررى از آنها دريافت مى‌نمودند نمى‌خواستند با اعتراف به نبوت حضرت محمد6مقررى خود را از بين ببرند به همين جهت آياتى كه در تورات راجع به مشخصات پيامبر اكرم6بوده تغيير دادند. اين آيه كه ميفرمايد:

آيات مرا با بهاى كم معامله نكنيد آن بهاى كم همين گذران سالانه آنها است.

در مورد آيه‌أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّمينويسد: اين آيه خطاب به علماى يهود است.

آنها به خويشاوندان مسلمان خود مى‌گفتند بر دين خود پايدار باشيد ولى خودشان ايمان نمى‌آوردند لذا خداوند مى‌فرمايد مردم را به نيكى دعوت مى‌كنيد و از خود فراموش مى‌نمائيد.

در باره آيه‌أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ‌گفته شده آنها دانشمندان يهود هستند كه تورات را تحريف مى‌كردند حلال را حرام و حرام را حلال مى‌كردند از روى هواى نفس و هماهنگى با كسانى كه در اين باره به آنها پول مى‌دادند.

در مورد آيه‌وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُواتالِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ‌مى‌نويسد: از حضرت باقر (ع) روايت شده كه گروهى از يهودان دشمن سرسخت و مخالف جدى اسلام نبودند كه با يك ديگر تبانى داشته باشند اين گروه وقتى به مسلمانان برخورد مى‌كردند مشخصات حضرت محمد6را كه در تورات مى‌يافتند براى آنها بازگو مى‌كردند. علماء و رهبران را از اين عمل نهى مى‌كردند به آنها مى‌گفتند شما مشخصات حضرت محمد را از روى تورات براى مسلمانان نقل مى‌كنيدلِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ‌تا با شما به مبارزه برخيزند در نزد پروردگارتان و استدلال نمايند اين آيه به همين جهت نازل شد.

و در باره آيه‌فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‌.


صفحه 8

مى‌نويسد: منظور از نوشتن با دست اين بود كه آنها مشخصات حضرت محمد6را با دست خود تغيير مى‌دادند تا بدين وسيله مستضعفين يهود را مشكوك نمايند. همين مطلب از حضرت باقر (ع) و گروهى از مفسران نقل شده.

گفته‌اند: مشخصات قيافه پيامبر6در تورات سبزه و معتدل بود آنها تغيير دادند و گندمگون و بلند قامت كردند و در روايت عكرمه از ابن عباس نقل شده كه گفت دانشمندان يهود مشخصات پيامبر اكرم6را در تورات چنين مشاهده كردند مژگان سياه و چشمان درشت و قامت معتدل و چهره زيبا دارد. از روى حسادت و ستمگرى آن را تغيير دادند.

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ* وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌21- 23.

«و قال تعالى»:إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ‌25- 26.

از امام صادق (ع) روايت شده كه خداوند از آن جهت مثل به پشه مى‌زند چون پشه با كوچكى و جثه ضعيفى كه دارد خداوند در او آنچه در فيل وجود دارد با جثه قويش آفريده باضافه دو عضو ديگر كه در فيل وجود ندارد. تا مؤمنين را متوجه آفرينش دقيق و مصنوعات عجيب خود بنمايد.

خداوند ميفرمايد:يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ* وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ* وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌40- 42.

در مورد آيه‌يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوامى‌نويسد خطاب به يهود و نصارى است بعضى گفته‌اند خطاب به يهودان مدينه و اطراف آن است.

خداوند مى‌فرمايد:أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا


صفحه 9

تَعْقِلُونَ‌44.

و مى‌فرمايد:يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ‌47.

و مى‌فرمايد:أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ* وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى‌ بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ* أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ* وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ* فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ‌.

گروهى از قريش به آنها مراجعه كرده و پرسيدند آيا در تورات پيامبرى از قبيله ما تذكر داده شده است ميگفتند آرى اما مشخصات او چنين است بلند قامت داراى چشمان آبى و مويهاى ريخته و غير مجعد است.

اين مطلب را واحدى باسناد خود در وسيط نقل مى‌كند.

«و قال تعالى»:وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ‌«إلى قوله»:ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ* وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ* ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى‌ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ‌«إلى قوله»:وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ* وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ* بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْياً أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى‌ غَضَبٍ وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ* وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌* «إلى قوله»:قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ‌«إلى قوله»:قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‌ قَلْبِكَ بِإِذْنِ‌