بخش چهاردهم توضيحاتى كه حضرت صادق7در باره اصول و فروع دين به روايت اعمش داده
اعمش گفت حضرت صادق7فرمودند: اين مسائل شرايع و آداب دينى است براى كسى كه مايل است تمسك به آن بجويد، خدا را در نظر بگيرد خداوند هم او را هدايت خواهد كرد:
وضو را شاداب گرفتن چنانچه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: شستن صورت و دو دست تا آرنج و مسح سر و دو قدم تا برآمدگى روى پا هر كدام يك مرتبه- دو مرتبه نيز جايز است. وضو را باطل نمىكند مگر بول و گازهاى معده و خواب و غائط و جنابت. هر كس روى كفش مسح كند مخالفت با خدا و پيامبر و كتاب خدا نموده وضويش صحيح نيست و نمازش نيز كافى نخواهد بود.
غسلها چند قسم است: غسل جنابت، حيض، ميت، غسل مسّ ميت بعد از سرد شدن و غسل كسى كه ميت را غسل مىدهد، غسل روز جمعه، غسل دو عيد (عيد قربان و عيد فطر) غسل دخول مكه، دخول مدينه، غسل زيارت، غسل احرام، غسل روز عرفه، غسل شب هفده ماه رمضان، غسل شب نوزده ماه رمضان و شب بيست و يكم ماه رمضان و بيست و سوم آن، اما واجب غسل جنابت است. غسل جنابت با حيض يكى است.
نماز واجب: ظهر چهار ركعت، عصر چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشاء
چهار ركعت و صبح دو ركعت. مجموع نمازهاى واجب هفده ركعت است و نمازهاى مستحب سى و چهار ركعت كه چهار ركعت بعد از مغرب كه در سفر و حضر كم نمىشود و دو ركعت نشسته بعد از عشاء كه معادل با يك ركعت و هشت ركعت در سحر به نام نماز شب و دو ركعت شفع و يك ركعت وتر و دو ركعت نافله صبح بعد از يك ركعت وتر و هشت ركعت قبل از ظهر و هشت ركعت قبل از عصر و خواندن نماز مستحب است در اول وقت.
نماز جماعت بر فرادى بيست و چهار برابر فضيلت دارد نماز خواندن پشت سر فاجر صحيح نيست نبايد اقتدا نمود مگر به اهل ولايت ائمه:.
در پوست مرده نمىتوان نماز خواند اگر چه هفتاد مرتبه دباغى شده باشد و نمىتوان نماز خواند در پوست حيوانات درنده.
نمىتوان سجده كرد مگر بر روى زمين يا روئيدنيهاى زمين كه خوردنى نباشد و پنبه و كتان. در افتتاح نماز گفته مىشود
تعالى عرشك
نمىتوان گفت
تعالى جدك
و در تشهد اول نبايد بگويد
السلام علينا و على عباد الله الصالحين
زيرا حلال بودن خروج از نماز همان دادن سلام است. وقتى اين سلام را گفتى نماز را سلام دادهاى.
قصر كردن در هشت فرسخ است كه دو بريد مىشود هر گاه نماز را قصر نمودى روزه را هم افطار مىكنى و هر كه در سفر قصر نكند نمازش صحيح نيست.
زيرا در مقدار فرض خدا افزوده است قنوت در تمام نمازها يك سنّت واجب است در ركعت دوم قبل از ركوع و بعد از قرائت نماز ميّت پنج تكبير است. هر كه از اين مقدار كم كند مخالفت با سنت نموده. ميت را از طرف پا با ملايمت داخل قبر مىكنند ولى زن از طرف عرض به طرف لحد گرفته مىشود. قبرها چهارگوش مىشود نه مرتفع.
بلند خواندن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*
در نمازها واجب است. واجبات نماز هفت عدد است، وقت، طهارت، توجه، قبله، ركوع، سجود، دعا.
زكات فريضه واجب است از هر دويست درهم پنج درهم در كمتر از دويست
درهم نقره زكات نيست. زكات بر مال واجب نمىشود مگر بعد از گذشتن يك سال بر مالكيت صاحب آن. زكات را نمىتوان پرداخت مگر به كسانى كه اهل ولايت و معرفت باشند. زكات در گندم، جو، خرما، كشمش وقتى به پنج وسق رسد يك دهم بايد پرداخت. در صورتى كه با آب جارى آبيارى شود اما اگر با دست و دلو آبيارى گردد و يك بيستم مىپردازد وسق شصت صاع و هر صاع يك من است.
در گوسفند زكات وقتى واجب مىشود كه به چهل رأس برسد كه بايد يك گوسفند بدهد وقتى به صد و بيست و يك رسيد بايد دو گوسفند بدهد تا به دويست رأس بعد از دويست در هر صد رأس يك گوسفند مىدهد.
گاو در صورتى كه به سى رأس رسيد كه يك سال داشته باشند يك گوساله يك ساله تا برسد به چهل گاو كه در آن بايد يك گاو مسن داده شود تا شصت گاو كه در آن دو گوساله تا برسد به هفتاد كه در آن يك گوساله و يك گاو مسن تا به هشتاد برسد در آن دو گاو مسن مىپردازند تا نود كه در آن سه گوساله مىدهد بعد از آن در هر سى رأس يك گوساله و در هر چهل رأس يك گاو مسن.
در شتر زكات وقتى واجب مىشود كه به پنج نفر برسد كه بايد يك گوسفند داد در ده شتر دو گوسفند و در پانزده شتر سه گوسفند وقتى بيست شتر رسيد چهار گوسفند در بيست و پنج شتر پنج رأس گوسفند. اگر بيست و شش شتر شد يك شتر كه وارد سال دوم شده باشد وقتى به سى و شش شتر رسيد، زكات آن شترى است كه وارد سال سوم شده باشد، در چهل و شش شتر بايد شترى بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و در شصت و يك شتر زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد، وقتى هشتاد و يك رسيد دو شتر مىدهد تا به نود برسد و در نود شتر دو شتر كه داخل سال چهارم شده باشد، درصد و بيست و يك شتر دو شتر كه داخل سال چهارم شده باشند و نر بر آن جهيده باشد وقتى شتر زياد شد در هر چهل نفر يك شتر سال سوم و در هر پنجاه نفر يك شتر وارد سال چهارم مىدهد ديگر گوسفند دادن ساقط مىشود و برگشت به دندان شتر مىنمايد (شتر زكات بايد ماده باشد).
زكات فطره بر هر شخص چه صغير باشد و چه كبير، بنده باشد يا آزاد، مرد باشد
يا زن واجب است كه بدهد يك من گندم و جو و خرما و كشمش كه يك صاع كامل است كه آن را نمىتوان پرداخت مگر به اهل ولايت و مودّت.
حد اكثر ايام حيض ده روز است و حد اقل آن سه روز، زن مستحاضه غسل مىكند و پنبه مىگذارد و نماز مىخواند اما زن حائض نمازش را نمىخواند و قضا هم ندارد اما روزه را مىخورد ولى قضاى آن را بايد بگيرد. روزه ماه رمضان واجب است كه با ديدن ماه بايد گرفت. نماز مستحب را نمىتوان به جماعت خواند زيرا اين كار بدعت و ضلالت است و هر ضلالتى در جهنم است. روزه گرفتن سه روز در هر ماه سنت است كه روز دو پنجشنبه و در وسط آن دو يك چهار شنبه پنج شنبه اول در ده روز اول ماه و چهار شنبه در ده روز دوم و پنج شنبه آخرى در ده روز آخر روزه ماه شعبان خوب است براى كسى كه بگيرد زيرا صالحين اين روزه را گرفته و ترغيب كردهاند. پيامبر اكرم6ماه شعبان را وصل به ماه رمضان مىكرد روزه فوت شده از ماه رمضان اگر به تدريج جدا جدا گرفته شود اشكالى ندارد، اما پشت سر هم گرفته شود بهتر است.
حج واجب است بر هر كس كه استطاعت دارد و استطاعت عبارت خوراك مال سوارى و صحت بدن و به قدرى داشته باشد كه خرج خانوادهاش تأمين شود و پس از بازگشت از مكه اداره شود، جايز نيست مگر حج تمتع. حج اقران و افراد فقط براى كسى كه خانوادهاش در مسجد الحرام ساكن باشد احرام جايز نيست تا به ميقات نرسد و از ميقات تأخير انداختن آن جايز نيست مگر به واسطه مريض بودن يا تقيه. خداوند مىفرمايدوَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِو تمام نمودن حج عبارت است از اينكه پرهيز نمايد از آميزش جنسى و فسق و جدال در حج نمىتوان در قربانى از گوسفند بىخايه استفاده كرد چون ناقص است، اما گوسفندى كه خايهاش ماليده شده در صورتى كه به جز آن يافت نشود اشكالى ندارد. واجبات حج عبارت است از احرام تلبيه چهارگانه كه اينست
لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك
طواف خانه كعبه براى عمره واجب است و دو ركعت نماز طواف در مقام ابراهيم واجب است و سعى بين صفا و مروه و طواف
نساء واجب است بعد از آن ديگر سعى بين صفا و مروه نمىكنند. وقوف در مشعر و قربانى براى حج تمتع واجب است اما وقوف به عرفه سنتى است لازم و تراشيدن سر سنت است و رمى جمره نيز سنت است.
جهاد واجب است با امام عادل، هر كس براى دفاع از مال خود كشته شود شهيد است. حلال نيست كشتن يك نفر كافر و ناصبيان در زمان تقيه مگر به جنگ پردازد يا سعى كند در فساد دين و اين در موقعى است كه ترس از جان خود و دوستان نداشته باشى. به كار بردن تقيه در زمان تقيه واجب است و كفاره قسم ندارد و خلاف قسم حساب نمىشود. براى كسى كه از روى تقيه قسم خورده تا بدين وسيله ظلمى را از خويش دور نمايد.
طلاق به همان روش است كه ذكر كرده در قرآن كريم و سنت پيامبر6بر خلاف آن طلاق جايز نيست و هر طلاقى كه مخالف قرآن باشد طلاق حساب نمىشود. چنانچه هر ازدواجى بر خلاف سنت باشد ازدواج نخواهد بود. مرد نمىتواند بيش از چهار زن به ازدواج بگيرد، اگر زنى را سه مرتبه طلاق داد براى شوهرى كه سه مرتبه طلاق داده ديگر جايز نيست با او ازدواج كند مگر اينكه ديگرى با او ازدواج نمايد. فرموده است بپرهيزيد از ازدواج با زنى كه سه بار طلاق داده شده در يك چنين موقع، زيرا چنين زنانى شوهر دارند.
صلوات بر پيامبر اكرم واجب است در هر محلى، هنگام عطسه و بادها و غير آن و دوستى با اولياى خدا واجب است و ولايت آنها نيز واجب و بيزارى از دشمنانشان لازم است و هم از كسانى كه ظلم به آل محمد6كرده و احترام آنها را نگه نداشتهاند و فدك را از فاطمه زهرا3گرفتهاند و از ميراث او مانع شدند و غصب حقوق او و همسرش را نمودهاند و تصميم به آتش زدن خانهاش را گرفتند و ظلم را بنيان نهاده و سنت پيامبر را تغيير دادند و برائت و بيزارى از ناكثين و قاسطين و مارقين واجب است و همچنين برائت از انصاب و ازلام (دو نوع قمار جاهلى بود) و بيزارى از رهبران ضلالت و شتم تمامشان از اول تا آخر لازم و واجب است.
و برائت از شقىترين جهانيان همطراز با كشنده ناقه ثمود كشنده امير المؤمنين
7واجب است و از تمام كشتگان اهل بيت پيامبر6.
و ولايت مؤمنينى كه پس از پيامبر6موجب تغيير و تبديلى نشدند واجب است مانند سلمان فارسى و ابى ذر غفارى و مقداد بن اسود كندى و عمار بن ياسر و جابر بن عبد الله انصارى و حذيفة بن يمان و ابو الهيثم بن التيهان، سهل بن حنيف، ابو ايوب انصارى، عبد الله بن صامت، عبادة بن صامت، خزيمة بن ثابت ذى الشهادتين و ابى سعيد خدرى و كسانى كه طريق آنها را پيمودهاند و به روش ايشان رفتار كردهاند و ولايت كسانى كه پيروى از آنها نموده و راه هدايت آنها را از پيش گرفتهاند واجب است.
نيكى به پدر و مادر واجب است اگر مشرك بودند اطاعت آنها و ديگران را در معصيت خدا نبايد كرد زيرا اطاعت هيچ مخلوقى در راه معصيت خدا صحيح نيست انبيا و اوصياء آنها معصومند و پاك.
حلال دانستن دو متعه (متعه حج و متعه نساء) واجب است چنانچه خداوند نازل كرده در قرآن كريم و سنت پيامبر اسلام6و واجب به همان نحوى است كه خداوند نازل فرموده.
عقيقه براى فرزند پسر و دختر روز هفتم است روز هفتم بايد فرزند را نامگذارى نمود و سر او را مىتراشند و به وزن مويش طلا يا نقره صدقه مىدهند خداوند هيچ كس را بيشتر از قدرتش تكليف نمىنمايد و بيش از نيروى او تكليف نمىكند و افعال بندگان مخلوق است به خلق تقديرى نه به خلق تكوينى و خداوند خالق هر چيزى است و نبايد معتقد به جبر يا تفويض شوى.
هرگز خداوند شخص پاك را به جرم گناهكار كيفر نمىكند خداوند فرزندان را به گناه آباء و اجدادشان كيفر نمىنمايد خداوند در قرآن كريم مىفرمايدلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى*و باز مىفرمايدأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعىخداوند مىتواند ببخشد و مورد رحمت و تفضل خويش اشخاص را قرار دهد و هرگز ستم روا نمىدارد اطاعت كسى را كه مىداند بندگانش را گمراه مىكند و به ضلالت مىكشاند واجب نفرموده و براى رسالت و پيامبرى خود از ميان بندگان كسانى را انتخاب
نمىكند كه بداند كافر خواهند شد و پيرو شيطان مىشوند و هرگز حجت براى مردم قرار نمىدهد مگر معصوم باشد.
اسلام غير ايمان است هر مؤمنى مسلمان است اما هر مسلمانى مؤمن نيست.
سارق در حالت سرقت مؤمن نيست و زناكار در حال زنا ايمان ندارد كسانى كه حد بر آنها جارى شده مسلمانند ولى نه مؤمنند و نه كافر خداوند تبارك و تعالى داخل آتش نمىكند مؤمنى را كه وعده بهشت به او داده و از آتش خارج نمىنمايد كافرى را كه وعده جهنم و عذاب جاويد به او داده و غير از اين دو را ببخشد براى هر كه بخواهد پس اصحاب حدود فاسقند نه مؤمن و نه كافر مخلد در جهنم نخواهند بود بالاخره يك روز خارج خواهند شد شفاعت در باره آنها جايز است و همچنين براى مستضعفينى كه خداوند دين آنها را بپسندد.
قرآن كلام خدا است نه خالق است و نه مخلوق و فعلا جهان تقيه است و اين منطقه اسلام است نه منطقه كفر و نه منطقه ايمان. امر به معروف و نهى از منكر واجب است براى كسى كه امكان اين كار را داشته باشد و بر جان خويش يا اصحاب خود نترسد ايمان عبارت است از اداى واجبات و اجتناب كبائر و ايمان شناخت قلبى و اقرار به زبان و عمل به اركان و اعتراف به عذاب قبر و منكر و نكير و برانگيختن بعد از مرگ و حساب و صراط و ميزان و ايمان به خدا صحيح نيست مگر با برائت از دشمنان او.
تكبير در دو عيد واجب است اما در عيد فطر در پنج نماز است كه ابتداى آن از نماز مغرب شب عيد فطر شروع مىشود تا نماز عصر روز عيد و آن تكبير چنين است
الله اكبر، الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما هدانا و الحمد لله على ما ابلانا
به واسطه اين كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايدوَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ.
اما در عيد قربان در شهرها بعد از ده نماز است كه از نماز ظهر روز عيد قربان شروع مىشود تا نماز صبح روز سوم و در منى بعد از پانزده نماز كه ابتداى آن در نماز ظهر روز عيد است تا نماز صبح روز چهارم و اضافه مىنمايد در اين تكبير
و الله اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام
و زنان زائو بيش از بيست روز نبايد بنشينند مگر
قبل از بيست روز پاك شوند اگر پاك نشد بعد از بيست روز غسل مىكنند و خود را بر حذر مىدارند و عمل مستحاضه را انجام مىدهند.
شراب عبارت است از هر چيزى كه كم آن مست مىكند زيادش نيز حرام است.
هر درنده كه چنگال دارد و هر پرنده كه پنگال دارد، خوردنش حرام است.
طحال حرام است چون خون است و جرّى و مار ماهى و طافى و هر نوع ماهى كه فلس نداشته باشد خوردن آن حرام است[1].
گناهان كبيره حرام است و آنها عبارت است از شرك به خداى عزيز و كشتن نفسى كه خدا حرام نموده و عقوق والدين و فرار از جنگ و خوردن مال يتيم و رباخوارى بعد از گواهى و نسبت زنا دادن به زنان پاك دامن بعد از اين گناهان زنا و لواط و خوردن حرام و كم فروشى در پيمانه و ترازو و قمار و شهادت به دروغ و يأس از رحمت خدا و ايمنى از مكر خدا و نااميدى از رحمت پروردگار و ترك كمك به مظلومين و اعتماد به ستمكاران و قسم دروغ و زشت و حبس حقوق مردم بدون تنگدستى و به كار بردن كبر و بزرگ منشى و دروغ و اسراف و تبذير و خيانت و سبك شمردن حج و جنگ با اولياى خدا و لهو و لعبى كه انسان را از ذكر خدا باز دارد مكروه است مانند غنا و تار زدن و اصرار بر گناهان صغيره. سپس فرمود: در اين مقدار مايهايست براى رسانيدن مردمان پارسا به هدف مكتبى خود.
شيخ صدوق رحمة الله عليه مىفرمايد: گناهان كبيره، هفت قسم است. بعد از اين هفت قسم هر گناهى كبيره است نسبت به گناه كوچكتر از خود و صغيره است نسبت به گناه بزرگتر از خود. اين تفسير فرمايش امام صادق7است. در اين حديث كه بعد از آن هفت قسم كبائر ديگرى را ذكر فرموده
و لا قوة الا بالله.
اجزاء خبر در بخشهاى مربوط به خود توضيح و تشريح شده است.
[1]جرى يا جريت نوعى ماهى نهرى است معروف به جنكليس در مصر به نام اژدهاى درياست. استخوانى جز استخوان سر و ستون فقرات ندارد. طافى يك نوع ماهى است كه در آب مىميرد بالا مىآيد و معلوم مىشود. زمير نوعى ماهى است كه پشت او خار دارد، بيشتر در آب شيرين زندگى مىكند.