آن كنيز همبستر شود، فرمود: اگر مىتواند او را بفروشد با او همبستر شود و گر نه نمىتواند.
پرسيدم از كسى كه بر خود لازم نمود عتق و آزاد نمودن بنده را، آيا مىتواند بندهاى لنگ يا شل آزاد كند؟ فرمود: اگر خريد و فروش مىشود مىتواند، مگر نوع معينى را تعيين كرده باشد كه بايد همان نوع را آزاد كند.
پرسيدم از شخص آزادى كه كنيزى دارد (مىتواند با او رفع غريزه جنسى نمايد) اگر زنا كرد بايد او را رجم كنند؟ فرمود: آرى.
پرسيدم از كسى كه جنس را نسيه مىدهد آيا مىتواند ضامنى بگيرد؟ فرمود:
آرى.
پرسيدم از كسى كه پيش خريد مىكند خرما را قبل از اينكه شكوفه خرما بريزد و خرماى ريزه ديده شود، آيا حلال است؟ فرمود: در خرما پيش خريد صحيح نيست.
پرسيدم معامله نخل و خرما را؟ فرمود: وقتى تازه خرما رنگ انداخته و خرماى آن ديده مىشود و تميز داده مىشود از خرماى نبسته خريد و فروش آن جايز است.
پرسيدم پيش فروش گندم صحيح است؟ فرمود اگر از تو مقدار معينى را بخرد صحيح است.
پرسيدم از پيش فروش در خرما؟ فرمود: صحيح نيست اما اگر بخرد از تو اين خرماى معينى را اشكالى ندارد، يعنى يك اندازه معين.
پرسيدم از دو نفر كه شريكند در معامله سلف و سلم، آيا مىتوانند قبل از گرفتن جنس سهم خود را تقسيم كنند؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم اگر حيوانى را به حيوان ديگر نسيه بدهند با افزايش مقدارى پول كه پول را نقدا بپردازد و حيوان را بعد بدهد آيا صحيح است؟ فرمود: اگر هر دو راضى باشند اشكالى ندارد.
پرسيدم اگر كسى برده خود را مكاتبه نمايد (يعنى در آزادى او قراردادى بنويسد) كه يك پسرك غلام به او بدهد و ضمانت مىدهد در چنين موقعى آيا
صحيح است؟ فرمود: اگر معين شود پسر بچه پنج ساله باشد يا چهار ساله يا سن ديگرى اشكال ندارد.
پرسيدم شخص كنيزى مىخرد و با او همبستر مىشود مىتواند او را با ربح و سود بفروشد؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى مقدارى از ديگرى گندم طلب دارد مىتواند به همان مقدار جو بگيرد؟ فرمود: اگر راضى باشند هر دو اشكالى ندارد؟
پرسيدم شخصى از كسى مقدارى خرما يا جو يا گندم طلب دارد مىتواند قيمت آن را دريافت كند؟ فرمود: وقتى آن را قيمت نمايد به درهم درست نيست، چون اصل معامله پول بوده و معاوضه پول به پول درست نيست.
پرسيدم شخصى مقدارى طعام خريده مىتواند آن را به ديگرى واگذارد قبل از گرفتن آن طعام؟ فرمود: اگر از آن ديگرى سود نگيرد اشكال ندارد، اما اگر سود گرفت درست نيست مگر بعد از تحويل گرفتن طعام (آرد گندم).
پرسيدم شخصى آرد گندم مىخرد مىتواند آن را قبل از تحويل بفروشد؟
فرمود: اگر سود بگيرد نمىتواند مگر بعد از تحويل اما اگر واگذار نمايد اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى روغن مىخرد بعد زياد مىشود مىتواند به جاى آن يك رطل يا دو رطل روغن زيتون بگيرد؟ فرمود: در صورتى كه دو نوع باشد و راضى شوند هر چه مايل است مىتواند بگيرد.
پرسيدم شخصى زمين يا يك كشتى را اجاره مىكند به دو درهم بعد نصف آن را به يك درهم و نيم به اجاره مىدهد و خود در بقيه سكونت مىكند اين كار صحيح است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم يك كنيز متعلق به دو نفر است كه يكى از آن دو شريك غائب است شريك ديگر مىتواند آن كنيز را به ازدواج بدهد؟ فرمود: اگر شخص غائب ناراضى باشد ازدواج صحيح نيست.
پرسيدم شخصى خانهاى را به ده درهم اجاره مىكند خياط يا صنعتگر ديگرى
مىآيد و مىگويد من اينجا كار مىكنم مال الاجاره بين من و تو تقسيم شود و هر چه سود بردم با هم شريك باشيم بعد بيشتر از اجاره خانه سود ببرد، آيا چنين معاملهاى صحيح است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى به ديگرى مىگويد به تو ده درهم مىدهم تا به من صنعت خود را بياموزى و شريك من باشى، آيا چنين كارى صحيح است؟ فرمود: وقتى راضى باشد، اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى به ديگرى صد درهم مىدهد كه كار كند با آن به شرط اينكه پنج درهم يا بيشتر و يا كمتر به او بدهد، آيا چنين كارى حلال است؟ فرمود: نه اين رباى محض است.
پرسيدم شخصى به بندهاش ده درهم مىدهد كه هر ماه به او ده درهم بپردازد، آيا اين كار حلال است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخص زكات نقرهاش را با طلا مىپردازد و زكات طلا را نقره به همان قيمت پرداخت مىكند، صحيح است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى متاعى را مىفروشد و شرط مىكند كه نصف آن متعلق به خود او باشد، بعد با سود مىفروشد، آيا اين كار صحيح است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى خانهاى را اجاره مىكند به يك مبلغ معين و شرط مىكند كه بعد خانه را گل كارى و دربهايش را اصلاح نمايد، آيا حلال است؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى چيزى را مىخرد به مدت معين، مدت فرا مىرسد و جنس نزد فروشنده است. خريدار مىآيد و مىگويد چيزى كه از تو خريدهام خودت بخر و اين مبلغ هم كم كن، من از خودم تاوان آن را مىدهم آيا حلال است؟ فرمود: وقتى راضى باشند اشكالى ندارد.
پرسيدم قربانى در منى چند روز است؟ فرمود: سه روز و پرسيدم در غير منى قربانى چند روز است؟ فرمود: سه روز.
پرسيدم شخصى مسافرت بوده دو روز پس از عيد قربان مىآيد آيا مىتواند
روز سوم قربانى كند؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى ده درهم از ديگرى طلبكار است، بدهكار مىگويد يك پيراهن از من بخر و آن را بفروش هر چه كمتر فروختى من از خودم مىدهم آيا صحيح است؟ فرمود: اگر هر دو راضى باشند صحيح است.
پرسيدم شخصى جامهاى خريده به ده درهم تا مدت معينى بعد همان جامه را مىفروشد به پنج درهم نقد؟ فرمود: اگر شرط نكرده باشد و راضى باشند اشكالى ندارد.
پرسيدم شخصى پشت سر امام كه قرائت را به حمد و بلند مىخواند ايستاد و به او اقتدا كرده مىتواند پشت سر او بخواند؟ فرمود: نه، ولى بايد سكوت كند براى قرآن.
پرسيدم شخصى پشت سر امام است و به او اقتدا كرده در ظهر و عصر قرائت خود را پشت سر او مىخواند؟ فرمود: صحيح نيست، بايد تسبيح و تمهيد بخواند و صلوات بر پيامبر اكرم6بفرستد و بر اهل بيت او.
پرسيدم انگشترى كه در آن نقش جانورى درنده يا پرنده باشد آيا با آن نماز مىتواند بخواند؟ فرمود: نه.
پرسيدم آيا شخص مىتواند بعضى از فرزندان خود را بر بعض ديگر ترجيح دهد؟ فرمود: فلان كس را من بر تمام اهل خانه خود و فرزندانم ترجيح دادهام اشكالى ندارد.
پرسيدم از چند نفر كه اجتماع نمودهاند بر كشتن ديگرى چه بايد كرد؟ فرمود:
كشته مىشوند به واسطه او.
پرسيدم از چند نفر كه اجتماع كردهاند بر كشتن يك غلام و برده و خود آزادند؟
فرمود: بايد قيمت او را بپردازند.
پرسيدم زنى كه قبل از انقضاء عده خود ازدواج كند؟ فرمود: بايد بين او و شوهرش جدائى انداخت، بعد او يكى از خواستگاران اين زن به حساب خواهد آمد.
پرسيدم از مردى كه با كنيز برادر يا عمو يا پسر برادرش ازدواج كرده باشد،
بچهاى بزايد بچه چه خواهد شد؟ فرمود: اگر بچه از صاحب و مالك خود ارث ببرد به مقدار كمى آزاد مىشود.
پرسيدم از شخص نصرانى كه فرزندش از دنيا مىرود با اينكه فرزند مسلمان است آيا پدر نصرانى از او ارث مىبرد؟ فرمود: اهل ملتى از ملت ديگر ارث نمىبرد.
از گوشت الاغ اهلى سؤال كردم؟ فرمود: پيامبر اكرم6نهى نمودند و اين نهى به واسطه آن بود كه با آن الاغ كار مىكردند و خوش نداشت خوردن گوشت آن را تا نابود نشوند.
پرسيدم زن موى از صورت خود مىكند؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم از زنى كه با عمو يا دائى خود ازدواج كند؟ فرمود: نمىتواند.
پرسيدم از كسى كه قسم مىخورد و استثناء مىكند حال او چگونه است؟
فرمود: او آنچه را استثناء كرده است برايش هست.
پرسيدم فاصله انداختن بين انگشتان در ركوع آيا سنت است؟ فرمود: اگر خواست اين كار را مىكند و خواست ترك مىكند.
پرسيدم از آب باران كه در محلى جريان پيدا مىكند كه در آن محل عذره است و به لباس انسان برخورد مىكند مىتواند در آن لباس نماز بخواند قبل از شستن؟
فرمود: وقتى آب باران راه برود اشكالى ندارد.
پرسيدم از لباسى كه مىافتد در محل چهارپايان و برخورد به ادرار و پشكل آنها مىكند چه بايد كرد؟ فرمود: اگر چيزى به آن چسبيده باشد بايد بشويد اما اگر خشك باشد اشكالى ندارد.
پرسيدم از غذائى كه نهاده مىشود روى سفره يا محلى كه شراب به آن رسيده، آيا مىتوان از آن طعام خورد؟ فرمود: اگر سفره يا خوان خشك باشد اشكالى ندارد.
پرسيدم از خوردن گوشت لاك پشت، خرچنگ و جرّى (نوعى ماهى است كه قبلا معنى شد به نام حنكلس) فرمود: جرّى و لاك پشت و خرچنگ را نمىتوان خورد.
پرسيدم گوشت صدف دريا و نهر را مىتوان خورد؟ فرمود: اين گوشت قورباغه است، نمىتوان خورد.
پرسيدم در گل مقدارى سرگين داخل مىكنند و مسجد يا خانه را به آن اندود مىنمايند مىتوان در آن نماز خواند؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم بورياتر مىشود و به آن آب كثيفى مىرسد، مىشود روى آن نماز خواند؟ فرمود: اگر خشك باشد اشكالى ندارد.
پرسيدم كه گچ را به وسيله عذره و مدفوع مىپزند آيا صحيح است كه با چنين گچى مسجد را گچكارى كرد؟ فرمود اشكالى ندارد.
پرسيدم زنى مسلمان مىشود بعد از او شوهرش مسلمان مىشود اما آن زن با ديگرى ازدواج نموده چه بايد كرد؟ فرمود: متعلق به شوهر بعد است كه با او ازدواج كرده به شوهر اولى بر نمىگردد.
پرسيدم زنى مسلمان مىشود و بعد شوهرش مسلمان مىگردد، آيا براى او حلال است؟ فرمود: آن مرد شايستهتر است برايش تا وقتى ازدواج با ديگرى نكرده باشد ولى مخير است هر كه را خواست اختيار مىكند.
از حد قطع دست دزد پرسيدم كه چگونه است؟ فرمود: امير المؤمنين در بهاى يك تكه آهن كه معادل دو درهم يا سه درهم بود قطع نمود.
پرسيدم از شخصى كه كنيزى را دزديده است و او را فروخته كسى كه خريده مىتواند با آن كنيز همبستر شود؟ فرمود: اگر متهم به سرقت شد نمىتواند، ولى اگر نداند مىتواند.
پرسيدم سگ يا موش اگر از پنير يا روغن بخورند آيا مىتوان آن پنير و روغن را خورد؟ فرمود: آنچه زبان آنها رسيده بايد دور انداخت و بقيه خورده مىشود.
پرسيدم از موشى يا سگى كه از روغن باز يا زيتون يا شير آشاميده مىتوان آن را خورد؟ فرمود: اگر در كوزه يا شبيه آن باشد خورده نمىشود، ولى مىتوان براى چراغ استفاده كرد اگر بيشتر از آن بود مىتوان خورد مگر اينكه صاحب ثروتمند باشد كه بايد آن را بريزد و از آن استفاده نبرند.
سؤال كردم از مردى كه صدقه بدهد به يكى از فرزندانش بعد بخواهد ديگرى را در آن صدقهاى كه به فرزندش داده شريك كند صحيح است؟ فرمود: پدر در مال فرزند خود هر چه بخواهد مىكند. بخشش پدر به فرزند مانند صدقه است به ديگرى (در نسخه ديگرى بخشش پدر به فرزند شبيه صدقه ديگرى است به او).
پرسيدم دو نفر نصرانى يكى به ديگرى خوك يا شراب مىفروشد تا مدت معينى قبل از پرداخت پول هر دو مسلمان مىشوند آيا بعد از مسلمان شدن مىتوانند پول آن را بگيرند؟ فرمود: پول متعلق به اوست، مىتواند بگيرد.
پرسيدم از مردى كه سه نفر عليه او شهادت دادند كه زنا كرده با فلان زن، نفر چهارم مىگويد نمىدانم با چه كسى زنا كرده با آن زن يا ديگرى. فرمود: حال مرد چگونه است اگر زن داشته باشد يا نداشته باشد حديث تمام نشد[1].
پرسيدم مردى زنش را طلاق مىدهد قبل از آنكه همبستر شده باشد اما آن زن مدعى شود كه از آن مرد حامله است؟ فرمود: اگر گواهان شهادت دادند كه او به حجله رفته و بعد انكار فرزند را مىكند با او لعان مىكند و از آن زن جدا مىشود بايد تمام مهر را بپردازد.
پرسيدم از نان كه با روغن مخلوط مىشود؟ فرمود اشكالى ندارد.
پرسيدم مىتوان در رختخواب يهودى خوابيد؟ فرمود: اشكالى ندارد.
پرسيدم در لباس نصرانى و يهودى مىتواند مسلمان نماز بخواند؟ فرمود: نه.
پرسيدم از مردى كه نسبت زنا به زن خود داده سپس او را طلاق مىدهد، بعد زن حق خويش را در مورد اين نسبت زنا طلب مىكند؟ فرمود: اگر اقرار كند بايد او را تازيانه زد و اگر در عدّه بود با او لعان مىكند.
پرسيدم مرد مسلمانى كه زنى يهودى يا نصرانى يا كنيزى دارد بچهاش را منكر مىشود و او را نسبت به زنا مىدهد آيا بايد لعان كنند؟ فرمود: نه.
[1]حديث از جايى كه گرفته شده همين طور ناقص بوده ولى به روايت تهذيب كه عمار همين سؤال مىكند، مىفرمايد نه حد زده مىشود و نه رجم مىشود.
پرسيدم مردى به كنيز خود كه مىخواهد او را آزاد كند و با او تزويج نمايد مىگويد تو را آزاد نمودم و آزاديت را مهر ازدواجت قرار دادم. فرمود: آزاد مىشود اگر خواست ازدواج مىكند و گر نه نمىكند اما اگر با او ازدواج نمود بايد يك چيزى به او بدهد و اگر بگويد با تو ازدواج كردم و مهر تو را آزاديت قرار دادم اين عقد ازدواج درست است، اگر خواست به او چيزى مىبخشد.
پرسيدم از بردهاى كه قرارداد آزاد شدن دارد (مكاتب) و بين چند نفر مشترك است، بعضى از آنها سهم خود را آزاد مىكنند ولى بعد مكاتب عاجز مىشود از انجام قرارداد چه بايد كرد؟ فرمود: آزاد مىشود به واسطه همان مقدارى كه آزاد شده و بايد به كار وادارش كرد براى پرداخت حق بقيه.
پرسيدم شخصى غلام خود را مكاتبه مىكند، بعد از قرارداد غلام مىگويد به من مقدارى از قرار دادم را ببخش و بقيه را زودتر بگير از براى تو است مكانم آيا حلال است؟ فرمود: اگر به صورت هبه و بخشش باشد اشكال ندارد اما اگر بگويد كم كن تا زودتر بدهم صحيح نيست.
پرسيدم از بردهاى كه نصف قرارداد مكاتبه خود را پرداخته يا مقدارى از آن بعد مىميرد و فرزند و مال زيادى مىگذارد چه بايد كرد؟ فرمود: اگر نصف را پرداخته باشد، آزاد مىشود و بقيه آن را از مالش مىپردازند و ارث او متعلق به فرزندش هست.
پرسيدم مسلمان مىتواند با يك مجوسى در يك كاسه غذا بخورد و روى فرش او بنشيند يا در مسجدش و يا با او مصافحه كند؟ فرمود: نه.
پرسيدم يك بردهاى كه مكاتبه شده است جنايتى انجام داده به گردن كيست؟
فرمود: بر عهده مكاتب است.
از فطره ماه رمضان پرسيدم كه مكاتب بايد بپردازد يا بر كسى است كه با او مكاتبه نموده است و يا شهادتش پذيرفته است؟ فرمود: فطره به عهده اوست و شهادتش پذيرفته نيست.
پرسيدم از شخصى كه نصف غلام خود را آزاد كرده با اينكه غلام صحيح است