بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 336

وجه چون مخلوق است كه از خالق پديد آيد يا وجه ديگرى تو دارى براى ما توضيح بده. او نتوانست جوابى بدهد و فرو ماند.

مناقب آل ابو طالب جلد 2 صفحه 405 ابو اسحاق موصلى گفت گروهى از ما وراء النهر از حضرت رضا7سؤال كردند حوران بهشتى را خداوند از چه آفريده و اينكه اهل بهشت وقتى وارد بهشت مى‌شوند اول چيزى كه مى‌خورند چيست و تكيه‌گاه خداى جهان كجا بود وقتى زمين و آسمانى وجود نداشت.

فرمود: حوران بهشتى از زعفران و خاك آفريده شده‌اند كه فنا ناپذير نيستند.

اولين چيزى كه بهشتيان مى‌خورند از كبد ماهى است كه زمين روى آن قرار دارد. اما تكيه‌گاه خدا، او خود جا را بوجود آورده و كيفيت را آفريده. خود نه جا دارد و نه كيفيت و تكيه‌گاه او قدرتش بود. منزه است و متعال.

توضيح: سيد مرتضى رضوان الله عليه در كتاب فصول از استاد خود شيخ مفيد نقل مى‌كند كه در بين راه حركت مأمون به جانب خراسان كه حضرت رضا7نيز حضور داشت. روزى مأمون گفت يا ابا الحسن من در مورد موضوعى فكر كرده‌ام. بالاخره مطلب را فهميدم. اما آنچه در باره‌اش فكر كردم مربوط به ما و شما و نژادمان بود كه بالاخره به اين نتيجه رسيدم ما هر دو از نظر امتياز نژادى برابريم. اختلاف پيروان ما جز هواپرستى و تعصب نيست.

حضرت رضا7فرمود: اين سخن جوابى دارد. در صورتى كه بخواهم جواب آن را مى‌دهم و گر نه سكوت مى‌كنم. مأمون گفت من اين مطلب را مطرح نكردم، مگر اينكه بدانم نظر شما چيست؟ حضرت رضا7فرمود: تو را به خدا سوگند مى‌دهم اگر خداوند پيامبرش را بفرستد و از پشت اين تپه‌ها بيرون آيد و دختر تو را خواستگارى كند آيا تو اين ازدواج را مى‌پذيرى؟

مأمون با تعجب گفت آيا كسى هست كه سر از ازدواج با پيامبر6باز زند؟ فرمود: حالا بگو ببينم آيا حلال است براى پيامبر اكرم6كه تقاضاى چنين ازدواج را از من بكند؟ مأمون مدتى سكوت كرد. آنگاه گفت شما به خدا قسم به پيامبر اكرم از ما نزديكتريد.


صفحه 337

شيخ مفيد مى‌فرمايد: منظور امام7اينست كه فرزندان عباس براى پيامبر اكرم6حلال هستند، همان طورى كه ازدواج با ساير مردم كه ارتباط نژادى با پيغمبر6ندارند حلال است. ولى فرزندان امير المؤمنين از فاطمه زهرا3و از امامه دختر زينب، دختر ديگر پيامبر6بر او حرام هستند، زيرا آنها واقعا فرزند خود پيامبرند6.

پس فرزند انتسابش نزديكتر است به پدر و امتياز بيشترى دارد از پسر عمو در نزد تمام متدينين. در اين صورت چطور ممكن است با هم در فضيلت نژادى برابر باشند. امام7همين مطلب را براى او توضيح داد.

فصول المختاره جلد 1 صفحه 16.

سيد مرتضى رحمة الله عليه مى‌نويسد استادم شيخ مفيد نقل كرد كه مأمون روزى به حضرت رضا7گفت بزرگترين امتياز امير المؤمنين7را كه شاهدى از قرآن بر آن دلالت كند برايم توضيح دهيد:

حضرت رضا7امتياز مباهله كه خداوند در قرآن مى‌فرمايدفَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‌را بيان كرد.

پيامبر اكرم6براى مباهله امام حسن و امام حسين كه فرزندانش بودند آورد و فاطمه زهرا3را آورد كه در اينجا تعبير زنانمان در آيه شده و امير المؤمنين را نيز آورد كه او نفس پيامبر به شمار مى‌رفت طبق آيه قرآن در نتيجه ثابت شد كه احدى از جهانيان با ارزشتر از پيامبر اكرم6وجود نداشت در نتيجه احدى از جهانيان نيز با ارزشتر از نفس پيامبر اكرم6نيست طبق آيه قرآن.

مأمون گفت مگر در اين آيه خداوند ابناء را به تلفظ جمع ذكر نكرده اما پيامبر اكرم6دو فرزندش را فقط آورد و نساء را نيز به لفظ جمع فرموده و پيامبر اكرم6فقط فاطمه3را تنها آورد چرا نمى‌توان مدعى شد كه منظور از(أَنْفُسَنا)واقعا نفس خود پيامبر اكرم‌


صفحه 338

6باشد نه ديگرى در نتيجه فضيلتى كه شما از آيه استفاده كرديد براى امير المؤمنين7ثابت نخواهد شد.

حضرت رضا7فرمود: اين ادعاى تو صحيح نيست يا امير المؤمنين زيرا شخص ديگرى را مى‌خواند و صدا مى‌زند نه خود را چنانچه امركننده به ديگرى امر مى‌كند نه به خود و اين صحيح نيست كه واقعا خود را صدا زده باشد چنانچه نمى‌شود امر به خود بكند. وقتى پيامبر اكرم6در مباهله مردى جز امير المؤمنين7را شركت نداد مى‌فهميم كه نفس پيامبر در اين آيه امير المؤمنين7است و اين امتياز را در قرآن به او بخشيد. مأمون گفت وقتى جواب آمد سؤال از بين مى‌رود.

كتاب الدرة الباهرة نقل مى‌كند كه گروهى از صوفيان و پشمينه پوشان به حضرت رضا7عرض كردند: مأمون اين مقام را به تو رد كرد زيرا شما شايسته‌ترين مردم به اين مقام هستى اما لازم است كه لباس پشمينه پوشى و لباسى كه شايسته شما است.

حضرت رضا7فرمود: وظيفه امام اجراى قسط و عدالت است حرف راست بگويد و به عدالت حكم كند و خلاف وعده ننمايد خداوند در اين آيه مى‌فرمايدقُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ‌حضرت يوسف ديباى طلاباف مى‌پوشيد و تكيه بر اريكه و تخت آل فرعون مى‌زد.

روايت ديگر: مأمون تصميم گرفت مردى را بكشد در اين مورد با حضرت رضا7مشورت نمود. آن جناب فرمود: خداوند عزت آن كس كه عفو شايسته بنمايد افزايش مى‌دهد. مأمون او را بخشيد.

در كتاب درة باهره مى‌نويسد: مردى نصرانى را پيش مأمون آوردند كه با زنى از بنى هاشم زنا كرده بود همين كه چشم او به مأمون افتاد مسلمان شد علماء گفتند:

اسلام جرائم قبل را از ميان مى‌برد اما حضرت رضا7فرمود: نه او را بايد بكشى زيرا وقتى مسلمان شد كه خويشتن را در چنگال عدالت ديد و بيم از خطر داشت خداوند در اين آيه مى‌فرمايدفَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا.


صفحه 339

بخش بيستم دستور العمل‌هائى كه حضرت رضا7براى مأمون نوشت از اسلام واقعى و دستورات دين و مطالب ديگرى از جوامع علوم‌

عيون اخبار الرضا: فضل بن شاذان گفت مأمون از حضرت رضا7درخواست كرد خلاصه‌اى از اسلام واقعى به اختصار برايش بنويسد. امام7اين مطالب را نوشت. اسلام واقعى شهادت‌

لا اله الا الله وحده لا شريك له الها واحدا احدا صمدا قيوما سميعا بصيرا قديرا قديما باقيا

. عالمى است كه جهل در او راه ندارد و قادرى است كه ناتوانى در او نيست غنى است كه هرگز نيازمند نمى‌شود. عادلى است كه ستم روا نمى‌دارد. او آفريننده هر چيزى است و مثل و مانند ندارد و نه مخالف و ضد و همطرازى دارد و كسى كه شايسته عبادت و سزاوار شوق و بيم و ملجا و پناه دعاكنندگان است اوست.

محمد6بنده و رسول و امين و برگزيده و ممتازترين خلق و سيد المرسلين و خاتم الأنبياء و بهترين فرد جهانيان است كه پيامبرى بعد از او نيست و ملت او قابل تبديل به ملت ديگرى نيستند و شريعتش تغييرپذير نيست و آنچه او آورده واقعيت محض است. تصديق به رسالت آن جناب و تمام پيامبران گذشته و انبياء و حجج الهى و تصديق به كتاب خداى عزيز كه باطل در او رخنه نيافته در گذشته و آينده و كتابى است از جانب خداوند حميد و قرآن حافظ و نگهبان و حاكم‌


صفحه 340

بر تمام كتب آسمانى است و تمام آن حقيقت واقعى است از فاتحة الكتاب تا آخر آن ايمان به محكم و متشابه و خاص و عام و مژده و تهديد و ناسخ و منسوخ و داستانها و اخبار او داريم. هيچ كس نمى‌تواند مانند آن را بياورد.

و اينكه راهنما پس از پيامبر و حجت براى مردم و حاكم بر امور مسلمانان و سخنگوى قرآن و عالم به احكام آن برادر و جانشين و وصى و ولّى او است. آن كسى كه نسبتش به پيامبر چون نسبت هارون است به موسى، على بن ابى طالب امير المؤمنين7، امام متقين و پيشواى سفيد چهرگان و ممتازترين اوصياء، وارث علم پيامبران و بعد از او حضرت امام حسن و امام حسين سرور جوانان اهل بهشت سپس على بن الحسين زين العابدين7بعد از او محمد بن على شكافنده علوم پيشينيان و بعد از آن جناب جعفر بن محمد امام صادق7وارث علم اوصياء و پس از او موسى بن جعفر7و پس از آن سرور على بن موسى الرضا سپس محمد بن على و بعد از آن جناب على بن محمد و پس از او حسن بن على و بعد از آن جناب حجت قائم منتظر فرزندش صلوات الله عليهم.

من گواهى مى‌دهم براى آنها به ولايت و امامت و اينكه زمين خالى از حجت خدا بر خلق نيست در هر عصر و زمان كه آنها عروة الوثقى و ائمه هدى و حجت بر اهل دنيا تا روز قيامت هستند.

هر كس با آنها مخالفت كند گمراه و گمراه‌كننده است و تارك حق و هدايت آنها نيز كه مفسر قرآنند و توضيح فرموده‌هاى پيامبر را مى‌دهند. هر كس بميرد و آنها را نشناسد به مرگ جاهليت مرده. روش اين اوصياء ورع، عفت و راستگويى و درست كارى و استقامت و كوشش و اداى امانت به خوب و بد و سجده طولانى و روزه‌دارى در روز و شب‌زنده‌دارى به شب و پرهيز از گناهان و انتظار فرج با صبر و همدردى و معاشرت نيكو با مردم است.

سپس وضو را طورى كه خداوند در كتاب كريم بيان نموده: شستن صورت و دو دست تا آرنج و مسح سر و دو پا يك مرتبه و وضو را جز تغوط و ادرار يا گازهاى معده يا خواب يا جنابت باطل نمى‌كند و اگر بر روى كفش مسح كرد خلاف دستور خدا و پيامبر


صفحه 341

انجام داده و ترك واجب و قرآن را كرده.

غسل روز جمعه مستحب است و همچنين غسل عيد فطر و قربانى و غسل ورود به مكه و مدينه و غسل زيارت و غسل احرام و غسل اولين شب ماه رمضان و شب هفدهم و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم آن ماه، اينها تمام غسل‌هاى مستحب است اما غسل جنابت واجب است و غسل حيض نيز واجب است.

نمازهاى واجب عبارت است از نماز ظهر چهار ركعت، عصر چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشاء چهار ركعت، و صبح دو ركعت كه مجموعا هفده ركعت مى‌شود ولى نماز مستحب سى و چهار ركعت است، هشت ركعت قبل از نماز ظهر و هشت ركعت قبل از نماز عصر و چهار ركعت بعد از نماز مغرب و دو ركعت نشسته بعد از عشاء كه يك ركعت حساب مى‌شود و هشت ركعت در سحر و شفع و وتر سه ركعت كه سلام مى‌دهد بعد از دو ركعت و دو ركعت نماز صبح. نماز بايد اول وقت خوانده شود. برترى نماز جماعت بر فرادى بيست و چهار برابر است. ولى نماز خواندن پشت سر فاجر صحيح نيست و نبايد اقتدا كرد مگر به اهل ولايت و معتقدين به امامت. با پوست درندگان نمى‌توان نماز خواند و جايز نيست در تشهد اول بگوئى‌

السلام علينا و على عباد الله الصالحين‌

زيرا تحليل نماز سلام است. وقتى اين حرف را زدى نماز را سلام داده‌اى و نماز قصر در هشت فرسخى است و بيشتر از آن و هر جا نماز را قصر كردى روزه هم افطار مى‌شود و كسى كه افطار نكند روزه‌اش صحيح نيست زيرا در سفر نبايد روزه گرفت. قنوت سنت لازمى است در نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء.

نماز ميت پنج تكبير است هر كه كمتر بخواند مخالف سنت رفتار نموده. مرده را از طرف پا داخل قبر مى‌كنند با رفق و مدارا.

بسم الله الرحمن الرحيم‌

را بلند گفتن در همه نمازها مستحب است.

زكاة واجب در هر دويست درهم، پنج درهم است و كمتر از دويست درهم زكات ندارد زكات واجب نمى‌شود مگر اينكه يك سال بگذرد و جايز نيست زكات را به غير اهل ولايت و امامت داد. در گندم، جو، خرما، مويز يك دهم بايد داد وقتى‌


صفحه 342

پنج وسق كه هر وسقى شصت صاع و هر صاع چهار مد است برسد[1].

زكات فطره واجب است كه براى هر فرد كوچك يا بزرگ بنده يا آزاد، مرد يا زن لازم است. يك من گندم يا جو و يا خرما و يا مويز داد و نمى‌توان به غير معتقدين به ولايت داد.

حد اكثر حيض ده روز است و حد اقل آن سه روز. زن مستحاضه پنبه به خود مى‌گيرد و غسل مى‌كند و نماز را مى‌خواند اما زن حائض نماز را نمى‌خواند و قضا هم ندارد اما روزه را نمى‌گيرد ولى قضا بايد بنمايد.

روزه ماه رمضان واجب است كه با ديدن ماه بايد روزه گرفت و با ديدن ماه شوال افطار نمود. نماز مستحب را به جماعت نمى‌توان خواند كه اين كار بدعت است و هر بدعتى ضلالت و هر ضلالتى در آتش جهنم است. روزه سه روز در هر ماه سنت است در مقابل هر ده روز يك روز كه يك چهارشنبه بين دو پنج شنبه روزه مى‌گيرد. روزه ماه شعبان خوب است براى كسى كه بگيرد اگر قضاى روزه‌هاى ماه رمضان را متفرق بگيرد صحيح است.

انجام حج واجب است براى كسى كه استطاعت رفتن داشته باشد و استطاعت عبارت از زاد و وسيله سوارى و صحت بدن و حج جايز نيست مگر تمتع، حج قرآن و افراد جايز نيست كه عامه و اهل سنت آن را انجام مى‌دهند مگر براى اهل مكه و حاضرين آنجا. نبايد جلوتر از ميقات محرم شد. خداوند مى‌فرمايدوَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ‌.

نمى‌توان گوسفند بى‌خايه را قربانى كرد چون ناقص است اما گوسفندى كه رگ خايه‌هاى آن را كشيده باشند تا از كار افتاده شده اشكالى ندارد.

جهاد واجب است با امام عادل كسى كه براى حفظ مالش كشته شود شهيد است.

نمى‌توان هيچ يك از كفار و ناصبيان را در هنگام تقيه كشت مگر به جنگ‌

[1]در رساله‌هاى عملى 288 من تبريز در-/ 45 مثقال كم معادل 207/ 847 كيلوگرم.


صفحه 343

برخيزد و سعى در فساد نمايد، آنهم در صورتى است كه بر جان خود و دوستان خويش بيم نداشته باشى. تقيه در دار تقيه (هنگام دولتى باطل) واجب است و كفاره قسم لازم نيست بر كسى كه براى حفظ جان خود و جلوگيرى از ظلمى بر خويش قسم خورده باشد.

طلاق به همان روش مرسوم از پيامبر6صحيح است كه خداوند در قرآن كريم بيان نموده و به غير آن جايز نيست و هر نوع طلاقى كه مخالف قرآن باشد طلاق نخواهد بود. چنانچه هر نوع ازدواجى بر خلاف قرآن ازدواج نيست و نمى‌توان بيش از چهار زن آزاد گرفت اگر زنى را سه مرتبه طلاق داد ديگر به شوهرش حرام است مگر با مرد ديگرى ازدواج نمايد.

امير المؤمنين7فرمود: بپرهيز از ازدواج با زنانى كه در يك ساعت سه طلاق داده شده‌اند زيرا آنها شوهر دارند. صلوات بر پيامبر اكرم6واجب است همه جا عطسه زدن و كشتار نمودن و جاهاى ديگر.

دوستى اولياى خدا واجب است همين طور دشمنى با دشمنان خدا و بيزارى از آنها و رهبران ايشان.

نيكى به پدر و مادر واجب است اگر چه مشرك باشند ولى اطاعت آنها در معصيت خدا لازم نيست و نه اطاعت ديگرى غير پدر و مادر زيرا اطاعت هيچ كس در ارتباط با معصيت خدا صحيح نيست.

برّه داخل شكم گوسفند كشتارش با همان كشتار مادر كافى است وقتى موى و كرك برآورده باشد.

حلال دانستن دو متعه كه خدا در كتاب خود بيان كرد و سنت و روش پيامبر6بوده يكى متعه نساء و ديگرى حج تمتع.

فرائض به همان صورتى است كه در قرآن بيان شده است و عول در آن وجود ندارد. با داشتن فرزند و پدر و مادر هيچ كس جز شوهر و زن ارث نمى‌برد صاحب‌