پنج وسق كه هر وسقى شصت صاع و هر صاع چهار مد است برسد[1].
زكات فطره واجب است كه براى هر فرد كوچك يا بزرگ بنده يا آزاد، مرد يا زن لازم است. يك من گندم يا جو و يا خرما و يا مويز داد و نمىتوان به غير معتقدين به ولايت داد.
حد اكثر حيض ده روز است و حد اقل آن سه روز. زن مستحاضه پنبه به خود مىگيرد و غسل مىكند و نماز را مىخواند اما زن حائض نماز را نمىخواند و قضا هم ندارد اما روزه را نمىگيرد ولى قضا بايد بنمايد.
روزه ماه رمضان واجب است كه با ديدن ماه بايد روزه گرفت و با ديدن ماه شوال افطار نمود. نماز مستحب را به جماعت نمىتوان خواند كه اين كار بدعت است و هر بدعتى ضلالت و هر ضلالتى در آتش جهنم است. روزه سه روز در هر ماه سنت است در مقابل هر ده روز يك روز كه يك چهارشنبه بين دو پنج شنبه روزه مىگيرد. روزه ماه شعبان خوب است براى كسى كه بگيرد اگر قضاى روزههاى ماه رمضان را متفرق بگيرد صحيح است.
انجام حج واجب است براى كسى كه استطاعت رفتن داشته باشد و استطاعت عبارت از زاد و وسيله سوارى و صحت بدن و حج جايز نيست مگر تمتع، حج قرآن و افراد جايز نيست كه عامه و اهل سنت آن را انجام مىدهند مگر براى اهل مكه و حاضرين آنجا. نبايد جلوتر از ميقات محرم شد. خداوند مىفرمايدوَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ.
نمىتوان گوسفند بىخايه را قربانى كرد چون ناقص است اما گوسفندى كه رگ خايههاى آن را كشيده باشند تا از كار افتاده شده اشكالى ندارد.
جهاد واجب است با امام عادل كسى كه براى حفظ مالش كشته شود شهيد است.
نمىتوان هيچ يك از كفار و ناصبيان را در هنگام تقيه كشت مگر به جنگ
[1]در رسالههاى عملى 288 من تبريز در-/ 45 مثقال كم معادل 207/ 847 كيلوگرم.
برخيزد و سعى در فساد نمايد، آنهم در صورتى است كه بر جان خود و دوستان خويش بيم نداشته باشى. تقيه در دار تقيه (هنگام دولتى باطل) واجب است و كفاره قسم لازم نيست بر كسى كه براى حفظ جان خود و جلوگيرى از ظلمى بر خويش قسم خورده باشد.
طلاق به همان روش مرسوم از پيامبر6صحيح است كه خداوند در قرآن كريم بيان نموده و به غير آن جايز نيست و هر نوع طلاقى كه مخالف قرآن باشد طلاق نخواهد بود. چنانچه هر نوع ازدواجى بر خلاف قرآن ازدواج نيست و نمىتوان بيش از چهار زن آزاد گرفت اگر زنى را سه مرتبه طلاق داد ديگر به شوهرش حرام است مگر با مرد ديگرى ازدواج نمايد.
امير المؤمنين7فرمود: بپرهيز از ازدواج با زنانى كه در يك ساعت سه طلاق داده شدهاند زيرا آنها شوهر دارند. صلوات بر پيامبر اكرم6واجب است همه جا عطسه زدن و كشتار نمودن و جاهاى ديگر.
دوستى اولياى خدا واجب است همين طور دشمنى با دشمنان خدا و بيزارى از آنها و رهبران ايشان.
نيكى به پدر و مادر واجب است اگر چه مشرك باشند ولى اطاعت آنها در معصيت خدا لازم نيست و نه اطاعت ديگرى غير پدر و مادر زيرا اطاعت هيچ كس در ارتباط با معصيت خدا صحيح نيست.
برّه داخل شكم گوسفند كشتارش با همان كشتار مادر كافى است وقتى موى و كرك برآورده باشد.
حلال دانستن دو متعه كه خدا در كتاب خود بيان كرد و سنت و روش پيامبر6بوده يكى متعه نساء و ديگرى حج تمتع.
فرائض به همان صورتى است كه در قرآن بيان شده است و عول در آن وجود ندارد. با داشتن فرزند و پدر و مادر هيچ كس جز شوهر و زن ارث نمىبرد صاحب
سهم شايستهتر است از كسى كه سهمى ندارد و عصبه در دين خدا وجود ندارد[1]عقيقه از پسر و دختر واجب است همين طور نام نهادن و تراشيدن سر در روز هفتم كه به وزن موى او طلا يا نقره صدقه بدهد و ختنه سنت واجبى است براى مردان و شايسته است براى زنان.
خداوند تبارك و تعالى هيچ كس را بيش از طاقتش مكلف ننموده و افعال مردم مخلوق خداست به خلق تقديرى نه به خلق تكوينى و خداوند خالق هر چيزى است و نبايد معتقد به جبر و تفويض شد.
هرگز خداوند كسى كه خطا نكرده به جرم خطاكار نمىگيرد و خداوند عذاب نمىكند بچهها را به واسطه گناه آباء و هيچ كس گناه ديگرى را به دوش نمىگيرد و جز سعى و كوشش چيز ديگرى براى انسان مفيد نيست.
خداوند مىتواند گنهكاران را ببخشد و به آنها تفضل نمايد ولى ستم روا نمىدارد و ظلم نمىكند زيرا خدا منزه است از چنين نسبتى.
خداوند اطاعت كسى را كه مىداند مردم را گمراه مىكند و به بدبختى مىكشاند لازم ننمود، و هرگز براى نبوت انتخاب نمىكند كسى را كه مىداند كافر خواهد شد به او و به عبادتش و شيطانپرست مىشود.
اسلام غير ايمان است، هر مؤمنى مسلمان است ولى هر مسلمانى مؤمن نيست.
[1]عول به مذهب اهل سنت است كه عمر بن خطاب به وجود آورد و آن در صورتى است كه اگر فرائض و سهام معين شده در قرآن مجموعا از واحد بيشتر شد مانند 2/ 1 و 6/ 2 و 4/ 1 در سهم دختر و پدر و مادر و شوهر مقدار كمبود را از همه سهام اگر كسر كنند عول است و تعصبيب نيز به مذهب آنها است كه در صورت كم شدن فرائض از يك واحد در اين صورت اهل سنت ما زاد از فرائض معين شده را اختصاص به خويشاوندان پدر مىدهند ولى مذهب شيعه اضافه دادن و كم كردن هر دو اختصاص دارد به كسانى كه سهم آنها معين نشده كه چقدر است و آنها اولاد و برادران پدر و مادرى يا پدرى است تفسير الميزان سوره نساء.
دزد در هنگام دزدى ايمان ندارد و زناكار در هنگام زنا مؤمن نيست[1].
كسانى كه حد بر آنها است مسلمانند نه مؤمن و نه كافر خداوند عزيز مؤمن را وارد جهنم نمىكند كه او را وعده بهشت داد و از جهنم كافر را خارج نمىنمايد كه او را مخلّد در آتش نموده و كسى كه شرك بورزد به او نمىآمرزد ولى گناه كمتر از شرك براى كسى كه بخواهد مىآمرزد و گناهكاران موحّد داخل جهنم مىشوند ولى خارج از آن خواهند شد و شفاعت براى آنها جايز است و امروز كشور تقيه است و آن دار الاسلام است نه كشور كفر و نه كشور ايمان.
امر به معروف و نهى از منكر واجب است. در صورت امكان و ترس از نفس وجود نداشته باشد ايمان اداى امانت است و پرهيز از تمام گناهان كبيره و آن عبارت است از عرفان قلبى و اقرار به زبان و عمل به اركان.
و تكبير در دو عيد واجب است. در عيد فطر پس از پنج نماز كه ابتداى آن بعد از نماز مغرب در شب عيد فطر است و در عيد قربان بعد از ده نماز كه از نماز ظهر روز قربان شروع مىشود ولى در منى بعد از پانزده نماز.
زن زائو بيش از هجده روز نبايد از نماز خوددارى نمايد اگر قبل از هجده روز پاك شد نماز مىخواند اما اگر پاك نشد تا هجده روز گذشت غسل مىكند و نماز مىخواند و اعمال مستحاضه را انجام مىدهد.
ايمان به عذاب قبر و منكر و نكير و برانگيخته شدن بعد از مرگ و ميزان و صراط و بيزارى از كسانى كه ظلم به آل محمد:نمودهاند و تصميم به خارج نمودن آنها گرفتند و ستم را بر ايشان رواج دادند و تغيير دادند سنت پيامبر اكرم
[1]در توضيح اين مطلب چند نوع جواب داده شده: اول يعنى شايسته صفت ايمان نيست دوم اينكه لفظ اخبار است ولى معنى آن نهى است سوم يعنى در امان خدا نيست چهارم يعنى كسى كه اين كار را حلال بشمارد ممكن است معنى اين باشد كه در حال عمل سرقت يا زنا هواى نفس پردهاى مىشود او غرق در هواى نفس خويش است و توجهى به ايمان ندارد كه مىتوان اين صفت را از آن سلب نمود.
6را و بيزارى از ناكثين و قاسطين و مارقين واجب است آنها كه پرده پيامبر را دريدند و بيعت امام خود را شكستند و آن زن را بيرون آورده با امير المؤمنين7به جنگ پرداختند و شيعيان را كشتند خداوند آنها را رحمت كند.
و همچنين لازم است بيزارى از كسانى كه شخصيتهاى برجسته مذهبى را تبعيد كردند ولى مطرودها و ملعونها را پناه دادند و بيت المال را وسيله زراندوزى قرار دادند و مردم سفيه و نادان را به كار گماشتند مانند معاويه و عمرو بن عاص كه هر دو مورد لعنت پيامبر اكرم6بودند.
و برائت و بيزارى لازم است از پيروان آنها كه به جنگ با امير المؤمنين7پرداختند و انصار و مهاجر و متدينين و صالحين را كشتند و بيزارى از دنيا طلبان و رياست خواهان و از ابو موسى اشعرى و پيروان او كه سعى و كوشش آنها در دنيا به هدر رفت و خيال مىكنند كار خوبى انجام دادهاند. آنها كافر به آيات خدا شدند و به ولايت امير المؤمنين و ديدار او كافرند كه خدا را با امامت على بايد ديدار نمايند. اعمال آنها نابود است و ارزشى در قيامت ندارند، سگهاى جهنميند و برائت از انصاب و ازلام پيشوايان گمراهى و رهبران ستمگرى از اول تا آخر و بيزارى از اشخاصى كه شبيه پىكننده ناقه صالح هستند، تبهكاران پيشين و آنها كه بعد آمدند و هر كه آنها را دوست بدارد.
و ولايت امير المؤمنين و كسانى كه به سيره پيامبر اكرم6رفتار نمودند و هيچ تغيير و تبديلى به وجود نياوردند مانند سلمان فارسى و ابى ذر غفارى و مقداد بن اسود و عمار بن ياسر و حذيفة بن يمان و ابى الهيثم بن تيهان و سهل بن حنيف و عبادة بن صامت و ابو ايوب انصارى و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و ابى سعيد خدرى و امثال آنها رضى الله عنهم و ولايت و دوستى كسانى كه پيرو آنهايند از هدايت ايشان استفاده كردهاند و راه و روش آنها را پيمودهاند رضوان الله عليهم و رحمة.
حرام دانستن شراب كم و زيادش را و تحريم هر مستكنندهاى چه كم چه زياد هر چه زياد آن مست بكند كم آن هم حرام است و مضطر شراب نمىنوشد زيرا
موجب كشتنش مىشود.
حرام دانستن گوشت هر درنده پنجهدار و هر پرنده چنگالدار و تحريم طحال كه آن خون است و حرام دانستن جرّىّ[1]و ماهى به روى آب آمده و مار ماهى و زمير (ماهى آبنوس) و هر نوع ماهى كه فلس ندارد.
و اجتناب از كبائر كه عبارتند از قتل نفس و زنا و سرقت و شرب خمر و عقوق والدين و فرار از جنگ و مال يتيم خوردن و خوردن گوشت مرده و خون و گوشت خوك و آنچه به غير نام خدا كشته شده در غير ضرورت و احتياج مبرم و رباخوارى و حرام خوارى و قمار و كمفروشى و نسبت ناشايست به زنان محترم دادن و لواط و شهادت به دروغ و يأس از رحمت خدا و ايمن از مكر خدا بودن و نااميد از رحمت خدا شدن و كمك به ستمكاران و اعتماد به آنها و قسم به دروغ خوردن و حبس حق مردم نه به واسطه گرفتارى و دروغ گفتن و تكبر و اسراف و تبذير و خيانت و حج را سبك شمردن و جنگ با اولياى خدا و اشتغال به كارهاى لهو و اصرار بر گناه.
اين حديث از فرزند على بن شاذان به نام قنبر نيز نقل شده كه او مىگويد امام7اين مطالب را به صورت نوشته به مأمون نداده و مختصر اختلافى با حديث سابق دارد كه (مرحوم مجلسى مىنويسد حديث عبد الواحد بن محمد بن عبدوس به نظر من صحيحتر است.) روايت ديگرى از تحف العقول مرحوم مجلسى نقل مىكند كه مأمون فضل بن سهل ذو الرياستين را خدمت حضرت رضا7فرستاد تقاضا كرد برايش سنن و آداب و حلال و حرام را بنويسد. همان روايت را با مختصر اختلافى نقل مىكند مثلا در فضيلت جماعت بر افرادى كه در روايت اول 24 برابر بود در اينجا هزار برابر است و در زكات غلات بين ديم و زراعت كه با دلو آب داده مىشود فرق مىگذارد كه ديم 10/ 1 زكات دارد و آبيارى به وسيله دست 20/ 1 و موارد مختصر ديگرى كه از
[1]قبلا توضيح جرى داده شده، ماهى معروف به حنكلس كه در آبهاى شيرين زندگى مىكند و فقط تيره پشت دارد.
ترس تكرار به ترجمه آن نپرداختيم. خود مجلسى مىنويسد كه روايت ديگرى هم با سند ديگرى در همين مورد ديدهام كه به جهت تكرار شدن آن را ذكر نمىكند.
توضيح: مجلسى رحمة الله عليه مىنويسد به خط شيخ محمد بن على جبائى ديدم كه از خط شيخ محمد بن مكى به اين صورت نقل مىكند:
كه سيد فقيه اديب نسابه شمس الدين ابو على فخار بن معد، جزوهاى به من داد كه در آن احاديثى مسند وجود داشت. از حضرت على بن موسى الرضا7و سلسله اين نقل را مىرساند به يوسف بن احمد غازى كه مىگويد حضرت رضا7مرا حديث كرد از پدرش از آباء گرام، خود كه نام يكايك آنها را مىبرد تا پيامبر اكرم6كه آن جناب فرمود: ايمان اقرار به زبان و معرفت با دل و عمل به اركان است.
على بن مهرويه گفت كه ابو حاتم محمد بن ادريس رازى از ابا صلت هروى نقل كرد كه اين سند اگر بر ديوانه خوانده شود به هوش مىآيد. شيخ ابو اسحاق گفت از عبد الرحمن بن ابى حاتم رازى شنيدم مىگفت با پدرم در شام بودم. مردى را ديدم كه غش كرده يادم از آن سند آمد، گفتم همين را تجربه نمايم همان سند را بر او خواندم به هوش آمد و گرد و خاك از لباس خود مىافشاند و رفت.
با همين سند از پيامبر اكرم6نقل مىكند كه فرمود: از ما نيست كسى كه با مسلمانى غش بزند يا به او زيان رساند يا با او به حيله رفتار نمايد.
با همين سند فرمود: جبرئيل از جانب خدا پيام آورد كه پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد كه: يا محمد بشارت بده به مؤمنينى كه عمل صالح انجام مىدهند و ايمان به تو و اهل بيتت دارند به بهشت بهترين پاداش را در نزد من خواهند داشت به زودى وارد بهشت مىشوند.
با همين اسناد مىفرمايد: مثل مؤمن نزد خدا مانند ملك مقرب است و مؤمن در نزد خداوند برتر از ملك مقرب است. كسى محبوبتر نزد خدا نيست از مرد مؤمن توبهكننده و يا زن مؤمن توبهكننده.
با همين سند مىفرمايد: بپرهيزيد از رفت و آمد با سلطان كه دين را از ميان
مىبرد و از كمك به او پرهيز نمائيد كه شما را مورد ستايش قرار نمىدهند در كار سلطان.
با همين سند فرمود: هر كس به قبرستان گذر كند و يازده مرتبهقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا بخواند و ثواب آن را ببخشد به مردهها، به تعداد اموات به او اجر مىدهند.
با همين سند مىفرمايد: هر وقت پيامبر اكرم6مبتلا به سر درد يا چيز ديگر مىشد، دو دست مىگشاد و سوره حمد را با دو قل اعوذ مىخواند و با آن دو دست به صورت خود مىكشيد، ناراحتىاش برطرف مىشد.
با همين سند پيامبر اكرم مىفرمايد هر كس معصيتى را ترك كند از ترس خدا، خداوند او را در روز قيامت خشنود مىكند.
با همين سند پيامبر اكرم مىفرمايد: فرزند صالح گياهى خوشبو از گياههاى بهشت است.
با همين سند فرمود: علم گنجينههائى است كه كليدهاى آن پرسش است. سؤال كنيد، خدا شما را رحمت كند كه چهار نفر در پرسش شما اجر مىبرند:
1- سئوالكننده. 2- معلم. 3- شنونده. 4- دوستدار آنها.
با همين سند پيامبر اكرم6فرمود: خداوند خشم دارد بر مردى كه دفاع از (خانه و زندگى خود نمىكند.) و با همين سند از امير المؤمنين7نقل مىكند كه فرمود: اگر بنده سرعت و شتاب اجل خود را ببيند، دشمن آرزو و طلب دنيا مىشود.
با همين سند پيامبر اكرم6مىفرمايد: سه چيز است كه بر امت پس از خود مىترسم:
گمراهى بعد از معرفت، فتنههاى گمراهكننده و شهوت شكم و فرج.
با همين سند از پيامبر اكرم6نقل مىكند كه فرمود: چهار گروه را من شفاعت مىكنم روز قيامت، گرچه با گناهان اهل زمين وارد شوند: دفاعكننده با شمشير پيشاپيش ذريهام، برآورنده حاجات آنها و كوششكننده در حاجات آنها هنگام اضطرار و دوستدار آنها به قلب و زبان.
با همين سند پيامبر اكرم6مىفرمايد: يا على روز قيامت من