حلال گوشت نيست با موى و كرك آن نمىتوان نماز خواند مگر چيزهائى كه بخصوص اجازه داده شده و آنها عبارتند از سنجاب و السمور و فنك[1]و خز. بهتر است كه در خز نماز نخواند. اما كسى كه خواند نمازش صحيح است اما پوست روباه صحيح نيست مگر در حال تقيه و ضرورت.
گاز معده اگر از نمازگزار خارج شود نمازش باطل است. يا چيزهاى ديگرى كه وضو را باطل مىكند يا اينكه يادش بيايد وضو نداشته يا يك ناراحتى و گرفتارى پيدا كند كه نتواند صبر نمايد يا خون دماغ كند و از بينى او خون زياد بيايد يا پشت سر خود را نگاه كند نماز شكسته نمىشود. به اينكه چيزى از جلو او مانند سگ يا زن يا الاغ يا چيز ديگرى بگذرد.
در نافله سهو وجود ندارد. اگر در نافله سهو كرد بنا را بر هر كدام كه مايل است بگذارد. سهو در نماز واجب است. هر كس در دو ركعت اول سهو كرد بايد نماز را اعاده كند و همچنين هر كس در نماز مغرب شك كند و كسى كه در نماز صبح شك كند نماز را دو مرتبه مىخواند. هر كس دوم و سوم يا در سوم و چهارم نماز شك كند بنا را بر اكثر مىگذارد. وقتى سلام داد تكميل مىكند هر چه احتمال دارد كم كرده باشد دو سجده سهو بر نمازگزار واجب نيست مگر وقتى حركت كند در جاى نشستن يا بنشيند در جاى حركت يا تشهد را ترك نمايد يا نداند كم كرده در نماز يا زياد و اين دو سجده بعد از سلام است. در زيادى و كم كردن و در سجده سهو مىگويد
بسم الله و بالله السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته
اما سجده واجب قرآن در آن سجده مىگويد:
لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله ايمانا و تصديقا لا اله الا الله عبودية و رقّا سجدت لك يا رب تعبدا و رقا لا مستنكفا لا مستكبرا بل انا عبد ذليل خائف مستجير
وقتى سر از سجده برداشت تكبير مىگويد. نماز شخص قبول نمىشود مگر به مقدارى كه توجه با قلب دارد بطورى كه گاهى يك چهارم و گاهى يك سوم يا نصف يا كمتر از اين و يا زيادتر قبول مىشود ولى خداوند اين كمبود را
[1]يك نوع روباه است كه از روباههاى معمولى كوچكتر است المنجد.
بوسيله نوافل ترميم مىنمايد.
و شايستهترين مردم براى امام جماعت شدن كسى است كه قرآن بهتر بخواند.
اگر هر دو در قرآن مساوى بودند كسى كه زودتر مهاجرت نموده اگر در مهاجرت مساوى بودند سالمندترين آنها، اگر در سن هم برابرند هر كدام خوش صورتتر است صاحب مسجد اولى و شايستهتر است به مسجد خود. هر كس نماز بخواند به مردم با اينكه در ميان آنها داناتر از او هست كارشان پيوسته در انحطاط است تا روز قيامت جماعت در روز جمعه واجب است و در ساير ايام مستحب. هر كس نماز جماعت را ترك كند به واسطه بىميلى بدون عذر نمازش صحيح نيست.
نماز جمعه از نه دسته برداشته شده شخص صغير و كبير (گرفتار) و مجنون و مسافر و برده و زن و مريض و كور و كسى كه در فاصله دو فرسخ قرار دارد نماز جماعت فضيلتش بر نماز فرادى معادل بيست و پنج درجه در بهشت است.
نماز واجب در سفر دو ركعت است مگر نماز مغرب كه پيامبر6در سفر و حضر به همان صورت خوانده در سفر نافلههاى روز هيچ كدام خوانده نمىشود و نبايد نافلههاى شب را ترك نمود و نماز شب جايز نيست در اول شب مگر در سفر وقتى انسان آن را قضا كند بهتر است از اينكه اول شب بخواند حد سفرى كه موجب شكستن نماز و خوردن روزه مىشود هشت فرسخ است اگر چهار فرسخ رفت و تصميم ندارد شب برگردد مىتواند شكسته بخواند يا درست هر طور مايل است اما اگر تصميم برگشت دارد همان روز بايد شكسته بخواند كسى كه سفر معصيت رفته نماز را تمام و روزه را بايد بگيرد كسى كه نماز را در سفر تمام بخواند مانند كسى است كه نماز را در وطن شكسته بخواند و كسانى كه لازم است نماز را تمام بخوانند و روزه بگيرند در سفر عبارتند از مكارى و سوداگر و پيك و چوپان و ملاح زيرا اين شغل آنها است و شكارچى اگر براى هوى و هوس شكار مىكند اما اگر براى گذران زن و بچه خود صيد مىكند بايد نماز و روزه را بشكند اين كه شخص در سفر روزه مستحبى بگيرد كار خوبى نيست براى كسى كه در ماه رمضان روزهاش را خورده صحيح نيست مجامعت نمايد.
نماز سه قسمت مىشود يك سوم طهارت، يك سوم ركوع، يك سوم سجود.
نماز درست نيست مگر با طهارت. وضو تا دو مرتبه صحيح است كسى كه دو بار وضو بگيرد جايز است اما پاداشى به او نمىدهند. تمام آبها پاك است مگر بدانى كه نجس شده آب را فاسد نمىكند مگر حيوانى كه خون جهنده دارد مىتوان با گلاب وضو گرفت و غسل جنابت كرد و آبى كه به وسيله آفتاب گرم شده اشكالى براى وضو ندارد و اين كه وضو و غسل با آن آب كراهت دارد به واسطه اين است كه موجب برص مىشود. آب اگر به مقدار كر باشد هيچ چيز او را نجس نمىكند و كر عبارت از هزار و دويست رطل مدنى است و روايت شده كه كر مقدار سه وجب طول در سه وجب عرض و در سه وجب عمق است. آب چاه تمامش پاك است مادامى كه چيزى در آن نيافتاده كه نجس نمايد آن را و آب دريا همهاش پاك است.
وضو را باطل نمىكند مگر خارج شدن چيزى از يكى دو مجراى بول يا غائط يا گاز معده و يا منى و خواب اگر بر عقل غلبه نمايد و مسح بر عمامه جايز نيست و نه بر روى كلاه و مسح بر روى كفش نيز جايز نيست مگر به واسطه تقيه باشد يا برفى باشد كه از سرما بترسد كه در اين صورت كفش قائم مقام جبيره مىشود و روى آنها مسح مىنمايد.
عايشه از پيامبر اكرم6روايت كرده كه فرمود: اندوهگينترين مردم روز قيامت كسى است كه وضوى خود را روى پوست ديگرى مىبيند. عايشه گفت اگر بر روى پشت گورخرى در بيابان مسح كنم خوشتر دارم كه بر روى كفش مسح نمايم.
هر كس آب نيافت بايد تيمم نمايد، چنانچه خداوند مىفرمايدفَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً*صعيد محل مرتفع است و طيب سراشيبى است كه آب از آن پائين مىآيد. وقتى شخص تصميم تيمّم گرفت هر دو دست خود را بر زمين مىزند يك بار بعد خاكش را مىافشاند و با دو دست صورت خود را مسح مىنمايد بعد دست چپ را به زمين مىزند و مسح مىنمايد با آن دست راست خود را از مرفق تا اطراف انگشتان بعد دست راست را به زمين و دست چپ را مسح مىنمايد از مرفق تا
اطراف انگشتان و روايت شده كه مرد مسح مىكند پيشانى و ابروان خود را و مسح مىكند پشت دو دست را و بر همين روش علماء ما عمل كردهاند هر چه وضو را باطل مىكند تيمم را نيز باطل مىكند و رسيدن به آب تيمم را باطل مىنمايد. كسى كه تيمم كند و نماز بخواند بعد آب پيدا كند با اينكه وقت نماز باقى باشد يا وقت گذشته باشد نبايد نماز را اعاده كند زيرا تيمم يكى از دو طهارت است بايد براى نماز ديگر وضو بگيرد. اشكالى ندارد كه شخص با يك وضو نماز شب و روز را هم بخواند تا وقتى كه وضويش باطل نشده باشد. همين طور تيمم تا باطل نشده باشد و يا به آب نرسيده باشد.
غسل در هفده مورد است: شب هفده ماه رمضان و شب نوزده و شب بيست و يكم و شب بيست و سوم و براى دو عيد و هنگام دخول مكه و مدينه و هنگام احرام و غسل زيارت و غسل دخول خانه خدا و روز ترويه و روز عرفه و غسل ميت و غسل كسى كه ميت را غسل داده يا كفن كرده يا دست به او زده بعد از سرد شدن و غسل روز جمعه و غسل خورشيد گرفتن وقتى تمام قرص قرمز شود و شخص متوجه نشود و غسل جنابت واجب است همين طور غسل حيض زيرا امام صادق7فرمود: غسل جنابت و حيض يكى است و هر غسلى بايد براى نماز وضو گرفت مگر غسل جنابت زيرا آن واجب است و زمانى كه دو حدث جمع مىشوند بزرگتر كفايت مىكند از انجام كوچكتر.
كسى كه تصميم دارد غسل جنابت بكند، سعى كند كه ادرار نمايد تا هر چه منى در مجرا باقى مانده خارج شود سپس دست خود را سه مرتبه مىشويد قبل از اينكه در ظرف داخل نمايد بعد استنجاء مىنمايد و محل ادرار را پاك مىكند سپس بر روى سر خود سه مشت آب مىريزد و با انگشت موىها را باز مىكند تا آب به پوست سر برسد بعد ظرف آب را به دست مىگيرد و بر روى سر و بدن خود دو مرتبه مىريزد و بر روى همه بدن خود دست مىكشد و گوشهاى خود را با انگشت دست مىكشد و هر جا آب برسد پاك است اما وقتى جنب فرو برود در آب يك مرتبه همين ارتماس به جاى غسل كافى است. اگر زير باران بايستد تا بدن خود را بشويد
از غسل كردن بىنياز مىشود. كسى كه مايل باشد مضمضه و استنشاق بنمايد در غسل جنابت خواهد كرد ولى واجب نيست زيرا غسل مربوط به ظاهر بدن است نه داخل جز اينكه اگر تصميم خوردن يا آشاميدن داشته باشد. پيش از غسل جنابت جايز نيست مگر دو دست خود را بشويد و مضمضه و استنشاق نمايد زيرا اگر قبل از اين كار به خوردن و آشاميدن بپردازد ممكن است مبتلا به برص شود اگر جنب عرق كند در لباس خود و جنابت او حلال باشد نماز در آن لباس حلال است. اما اگر جنابت از حرام باشد نماز در آن حرام است.
حد اقل حيض سه روز است و حد اكثر آن ده روز و كمترين دوران طى ده روز است و حد اكثر آن معين نيست و حد اكثر ايامى كه زن زائو از نماز خوددارى مىكند هجده روز است كه بررسى مىكند به يك روز يا دو روز (يعنى يك روز يا دو روز عمل مستحاضه را انجام مىدهد) مگر اينكه قبل از آن پاك شود.
و زكات در نه چيز است: گندم، جو، خرما، مويز، شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره پيامبر اكرم از غير آنها بخشيده است.
زكات را به جز اهل ولايت و مؤمن نمىتوان داد و به اهل و به اهل ولايت نيز. نمىتوان به پدر و مادر و فرزند و شوهر و همسر و غلام و هر كس واجب النفقه اوست بدهد.
و خمس واجب است بر هر چيزى كه قيمت آن به يك دينار برسد از گنج و معادن و صيد دريايى و غنيمت و متعلق به خدا و پيامبر و خويشاوندان از اغنياء و فقراء و يتيمان و مساكين و ابن سبيل از اهل بيت است.
روزه سال در هر ماه سه روز است: يك پنج شنبه و يك چهارشنبه در وسط و يك پنج شنبه در آخر ماه و روزه ماه رمضان واجب است با ديدن ماه نمىتوان به رأى يا گمان عمل كرد. هر كس قبل از ديدن ماه روزه بگيرد يا افطار كند مخالف مذهب اماميه است.
شهادت زنان در طلاق و ديدن ماه پذيرفته نيست. نماز در ماه رمضان مانند غير آن ماه است. هر كس مايل است اضافه كند در هر شب بيست ركعت مىخواند.
هشت ركعت آن بين مغرب و عشاء و دوازده ركعت بعد از عشاء تا بيست شب از ماه
رمضان بگذرد بعد هر شب سى ركعت مىخواند. شش ركعت از آن بين مغرب و عشاء و بيست و دو ركعت بعد از نماز عشاء و در هر ركعت يك حمد و آنچه ميسر شود براى او از قرآن مگر شب بيست و يكم و شب بيست و سوم زيرا مستحب است احياء آن دو شب و اينكه در هر كدام از اين دو شب صد ركعت نماز بخواند كه در هر ركعت يك حمد و ده مرتبهقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌمىخواند و هر كس اين دو شب را احياء بدارد به مذاكره علم بهتر است و شايسته است مرد در شب فطر نماز مغرب را سه ركعت بخواند سپس سجده نمايد و در سجده بگويد
يا ذا الطول يا ذا الحول يا مصطفى محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لي كل ذنب اذنبته و نسيته و هو عندك في كتاب مبين
سپس صد مرتبه بگويد
اتوب الى الله عز و جل
بعد از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح و نماز عيد و ظهر و عصر تكبير مىگويد به همان نحوى كه در ايام تشريق تكبير مىگويد به اين صورت
الله اكبر، الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد و الله اكبر على ما هدانا و الحمد لله على ما ابلانا
نبايد در اين تكبير بگويد
و رزقنا من بهيمة الانعام
زيرا اين ذكر مربوط به ايام تشريق است.
زكات فطره واجب است كه بايد مرد زكات خود و تمام خانوادهاش كه متكفل آنها است از صغير و كبير و آزاد و بنده و نر و ماده يك من خرما يا مويز يا گندم يا جو بدهد. از همه بهتر خرما است. هر صاع چهار مد است و يك مد به وزن دويست و نود درهم و نصف درهم است كه معادل هزار و صد و هفتاد درهم عراقى است.
مثقالى ندارد كه قيمت آن خوراكى را طلا يا نقره بدهد مىتواند از جانب خود كسانى كه تحت تكفل او هستند به يك نفر بپردازد ولى نمىتواند فطره يك نفر را به دو نفر بدهد. مىتواند فطره را از روز اول ماه رمضان تا روز آخر خارج نمايد و آن زكات است تا نماز عيد را بخواند. اگر بعد از نماز خارج نمود صدقه مىشود و بهترين وقت آن، روز آخر ماه رمضان است. كسى كه داراى غلام مسلمان يا ذمى (اهل كتاب) است بايد فطره آنها را بدهد. كسى كه برايش فرزندى متولد شود، روز عيد فطر قبل از ظهر بايد فطره او را بدهد اما اگر بعد از ظهر متولد شد فطره ندارد.
همين طور است اگر شخص قبل يا بعد از ظهر مسلمان شد.
حج بر سه قسم است: اقران، افراد، تمتع به عمره تا حج، براى اهل مكه تمتع به عمره تا حج جايز نيست، آنها جز به صورت اقران و افراد نمىتوانند انجام دهند به واسطه اين آيهذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِو حدّ كسانى كه خانواده آنها در مكه است. اهالى مكه و اطراف آن تا فاصله چهل و هشت مايلى است و كسى كه خارج از اين فاصله بود جز تمتع به عمره به سوى حج برايش جايز نيست و خداوند غير آن را نمىپذيرد. اول احرام كشتارگاه و آخرش ذات عرق است و اول آن بهتر است. حضرت رسول6ميقات عراقيان را عقيق و اهل طائف را قرن المنازل و براى اهل يمن يلملم و براى شاميان جحفه و براى اهل مدينه مسجد شجره قرار داده نمىتوان احرام بست. قبل از رسيدن به ميقات و نمىتوان از ميقات نيز به تأخير انداخت مگر به واسطه عذرى يا تقيه.
واجبات حج هفت است، احرام و تلبيههاى چهارگانه كه عبارت است از
لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك
غير از اين نوع تلبيه گفتن سنت است و شايسته است لبيك گو زياد بگويد
لبيك ذا المعارج لبيك
زيرا اين تلبيه پيامبر اكرم6بوده طواف بوده، طواف خانه واجب است و دو ركعت نماز در مقام ابراهيم نيز واجب و همچنين سعى بين صفا و مروه.
وقوف در مشعر واجب است و هدى تمتع واجب است و ساير اعمال حج سنت و مستحب است. هر كس روز ترويه هنگام ظهر تا شب را درك كرد تمتع را درك كرده و هر كس روز عيد قربان مزدلفه را درك كرد و با او پنج نفر از مردم بودند حج را درك نموده.
در حج جايز نيست از شتر مگر پنج سال تمام كه داخل شش شده باشد ولى كافى است در بز و گاو يك سال تمام كه داخل سال دوم شده باشد و در گوسفند كافى است يك ساله باشد. نبايد قربانى معيوب باشد.
يك گاو ماده براى پنج نفر كافى است، اگر از يك خانواده باشند و گاو نر از
يك نفر و شتر ماده پنج سال تمام براى هفت نفر كافى است و شتر آماده كشتن براى ده نفر كه از خانوادههاى مختلف باشند. قوچ از شخص و خانوادهاش كافى است اگر قربانى كمياب باشد يك گوسفند از هفتاد نفر كافى است و قربانى را سه قسمت بايد كرد، يك سوم را خورد و يك سوم هديه داده شود و يك سوم را به فقير بايد داد.
روزه ايام تشريق صحيح نيست زيرا روز خوردن و آشاميدن و ازدواج است و سنت معمول شده در افطار روز عيد قربان بعد از برگشتن از نماز و در عيد فطر قبل از خارج شدن به نماز و تكبير در ايام تشريق در منى است و بعد از پانزده نماز از نماز ظهر روز عيد تا نماز صبح روز چهارم و در شهرهاى ديگر بعد از ده نماز از نماز ظهر روز عيد تا نماز صبح روز سوم.
همبسترى با زنان در سه صورت حلال مىشود:
1- ازدواج با ارث 2- ازدواج بدون ارث 3- ازدواج به خريدن. هيچ كس اختيار دار زن نيست تا وقتى بكر و دختر است مگر پدرش. اما اگر شوهر ديده شد (بيوه) هيچ كس اختياردار او نيست. پدر يا غير پدر نمىتواند او را به ازدواج دهد مگر با رضايتش و مهر معين.
طلاق جايز نيست مگر به صورتى كه قرآن و سنت پيامبر6حاكى است. قسم در طلاق و در آزاد كردن برده نيست مىگويد زن طلاق باشم يا بندهام آزاد باشد. طلاق قبل از ازدواج وجود ندارد و آزاد كردن قبل از مالك شده نيست. هيچ نوع آزاد كردنى صحيح نيست مگر در راه خدا باشد.
وصيت ميت صحيح نيست مگر تا به مقدار ثلث و هر كس بيشتر از يك سوم وصيت كرده باشد تا يك سوم آن صحيح است. شايسته است مسلمان وصيت براى خويشاوندان خود كه از او ارث نمىبرند بنمايد كم يا زياد هر كه چنين كارى نكند كارش به معصيت خاتمه يافته.
سهم الارث در موقع اضافه شدن برگشت (كه سهام از واحد زياد شود) كسر آن برگشت بيشتر سهم نمىكند (كه آن را عول مىگويند، قبلا توضيح داده شد) با بودن فرزند و پدر و مادر به جز زن و شوهر ارث نمىبرند.