متعال تقاضاى توفيق دارم و از او مىخواهم ما را هدايت به راه راست نمايد.
مناظرهاى ديگر در مسجد كوفه
سيد مرتضى فرمود: شيخ مفيد در مسجد كوفه وارد شد. از اهالى كوفه و ديگران قريب پانصد نفر در آنجا جمع شدند. يكى از زيدى مذهبان كه منظورش فتنه و آشوب بود گفت به چه دليل تو به خود اجازه مىدهى كه امامت زيد بن على را انكار كنى؟ شيخ در جواب او گفت تو بدگمانى در باره من بر وى. اعتقاد من در باره زيد مخالف هيچ يك از زيديه نيست. نبايد اعتقاد مرا به خلاف نسبت دهى.
گفت تو در باره امامت زيد چه عقيدهاى دارى؟ شيخ گفت من در باره امامت زيد رحمة الله عليه اثبات مىكنم آنچه را زيديه معتقدند و نفى مىكنم آنچه را آنها نفى مىكنند مىگويم زيد رحمة الله عليه امام بود در علم و زهد و امر به معروف و نهى از منكر و از او نفى مىكنم امامتى را كه موجب عصمت و نص و معجزه باشد. اين حرفى است كه هيچ زيدى مذهبى مخالف آن نيست، هر جا كه بگويم. تمام حاضران از مذهب زيديه شروع به تشكر كردند و دعا نمودند و آشوبطلبى و حيله بازى آن مرد، در هم كوبيده شد.
استدلالى در مورد مناظره
سيد مرتضى مىگويد به شيخ مفيد گفتم معتزله و حشويه مىگويند مناظرهاى كه شيعيان مىكنند مخالف اصول اماميه است و خارج از اجماع آنها است زيرا مذهب اماميه مخالف مناظره است و از آن نهى كردهاند و از ائمه خود نقل كردهاند كه نسبت به بدعت دادهاند مناظره را و انجام دهنده آن را سرزنش نمودهاند. آيا روايتى از اهل بيت در صحت مناظره دارى كه تكيه بر دليل عقلى داشته باشد و نه توجه مخالفت آن، گرچه بر خلاف اجماع آنها باشد؟ فرمود: معتزلىها و حشويها در ادعاى خود كه
ما بر خلاف اجماع عمل مىكنيم اشتباه كردهاند و هر كس چنين ادعائى را بكند خطا كرده و تجاهل نموده زيرا فقهاى اماميه و رؤساى دينى، اهل مناظره بودند و معتقد به صحت آن و پيوسته از معتقدين اين كار به آيندگان سپرده مىشد و جزء دين آنها بود.
من كاملا در اين مورد توضيح دادهام و مناظرهكنندگان معروف و كتابهاى آنها و مدح اهل بيت:را نسبت به ايشان در كتاب كامل در علوم دين و كتاب اركان در دعائم دين نقل كردهام و من اكنون يك حديث از آنچه در آن كتاب نقل كردهايم برايت روايت مىكنم ان شاء الله.
ابو جعفر محمد بن نعمان از حضرت صادق7نقل كرد كه آن جناب به من فرمود
«خاصموهم و بينوا لهم الهدى الذى انتم عليه، و بينوا لهم ضلالتهم و باهلوهم في على7»
با آنها به مخاصمه پردازيد و هدايت را بر ايشان آشكار كنيد و ضلالت و گمراهى خودشان را توضيح دهيد و در مورد امامت حضرت على7با آنها مباهله كنيد (يعنى نفرين نمائيد).
گفتم من هم پيوسته از معتزليان شنيدهام كه نسبت به اسلاف و گذشتگان ما مىدهند كه ما مشبه هستيم و مشبه از عامه را نيز مىشنوم كه همين حرف را مىزنند و گروهى از اهل حديث شيعه را نيز مىبينم كه مطابق همين عقيده دارند و مىگويند ما نفى تشبيه را از معتزله فرا گرفتهايم. مايلم حديثى در رد اين مطلب برايم نقل بفرمائيد.
فرمود: اين حرف هم مثل اولى است و هيچ يك از اسلاف ما معتقد به تشبيه نبودهاند و از طريق معنى هشام و پيروان او مخالفت نمودهاند با جماعتى از اصحاب حضرت صادق7در مورد جسم او گمان كرده خدا جسمى است نه مثل اجسام. روايت شده كه از اين عقيده بعدها برگشته. به اختلاف از او نقل شده و جز آنچه من برايت نقل كردم به صحت نرسيده اما رد بر هشام و اعتقاد به نفى تشبيه از شماره بيرون روايت از آل محمد6رسيده.
محمد بن زياد گفت از يونس بن ظبيان شنيدم مىگفت خدمت حضرت صادق7رسيدم و گفتم هشام بن حكم در باره خداوند اعتقاد عظيمى دارد جز اينكه
من چند كلمه از آن اعتقاد را مختصر عرض مىكنم. او مىگويد خدا جسم است زيرا اشياء دو نوع هستند:
1- جسم 2- فعل جسم. پس جايز نيست خدا به معنى فعل باشد. بايد به معنى فاعل باشد. امام صادق7فرمود: واى بر او. مگر نمىداند جسم محدود و متناهى است و قابل زياد و كم شدن است و هر چه اين قابليت را داشت مخلوق است. اگر خدا جسم باشد بين خالق و مخلوق فرقى نيست. اين استدلال حضرت صادق7در رد هشام و عقيدهاى كه ابراز داشته چگونه ما از معتزله گرفتهايم. مگر آدم دين نداشته باشد چنين نسبتى را بدهد.
گفتم آنها مدعى هستند كه جماعت شيعه قائل به جبر و ديدن خدا بودهاند تا آنجا كه گروهى از متأخرين نيز اين نقل را كردهاند كه معتزليان نيز از آنهايند. آيا روايتى داريم بر خلاف ادعاى آنها؟
فرمود: اين هم مانند اولى است. هرگز دانشمندان ما قائل به جبر نشدهاند مگر يك عامى و بيسوادى باشد كه تأويل اخبار را نداند يا فرد نادرى از فقها و اهل نظر و روايت آل محمد6در مورد ديده نشدن خدا و عدالت بيشتر از حد شماره است.
حجاج بن عبد الله گفت از پدرم شنيدم مىگفت شنيدم از حضرت صادق7كه با شخصيتترين دانشمندان و اهل فضل بود. از افعال عباد پرسيدند فرمود: هر چه را خداوند وعده ثواب يا تهديد به عقاب كرده از افعال بندگان است.
و فرمود: پدرم از پدر خود على بن الحسين نقل كرد كه پيامبر اكرم6فرمود در ضمن فرمايش خود آنها اعمال شما است كه بازگشتش به سوى خود شما است. هر كس به خوبى رسيد خدا را سپاسگزار باشد و اگر چيز ديگرى يافت جز خود را ملامت نكند.
اما ديده نشدن خدا بوسيله چشم كه اجماع فقها و متكلمين از تمام شيعه است جز آنچه از هشام بر خلاف آن نقل شد و دلائل زيادى در اين مورد از حضرت صادق و باقر8نقل شده. نامهاى به حضرت هادى7نوشتند و از ديده
شدن خدا سؤال كردند.
در جواب نوشت ديدن امكان ندارد مگر بين بيننده و چيزى كه ديده مىشود هوائى فاصله شود كه چشم در آن نفوذ نمايد. اگر هوا و نور نباشد ديدن امكان ندارد و در وجود اتصال بين رائى و مرئى اشتباه لازم مىآيد و خداوند منزه است از داشتن شبيه. پس ثابت مىشود كه با چشم نمىتوان خدا را ديد.
اين دليل حضرت هادى است بر نفى رؤيت و به همين دليل تمام متكلمين اعتماد نمودهاند و همچنين خبرى كه از حضرت رضا7نقل شد و اين دو خبر را در كتاب نام برده قبلى نوشتهام، لازم نيست اينجا تكرار كنم.
توضيح احتجاجات اصحاب و مناظره ايشان با مخالفين بيشتر از حد شماره است. در اين جلد بهمين مقدار اكتفا نموديم.
اين كتاب به دست مؤلف آن در ماه ربيع الاول سال 1080 هجرى پايان يافت.
حمد خدا را از اول تا آخر و درود بر خاتم انبياء اشرف المرسلين محمد و عترت طاهرين آن جناب. و ترجمه آن به دست اين حقير سراپا تقصير در تاريخ 14 شعبان سال 1405 تمام شد. به اميد هزاران، بلكه بىپايان لطف ائمه طاهرين:. موسى- خسروى
فهرست عناوين كتاب احتجاجات بحار الانوار جلد دوم
عنوان/ صفحه
پيش نوشتار مترجم 3
مقدمه مؤلف 5
بخشهاى احتجاجات امير المؤمنين و مسائل مختلف علمى كه از آن جناب رسيده 6
بخش اولاحتجاج امير المؤمنين7با يهودان در مسائل مختلف علمى و بخشهاى گوناگون 6
بخش دوماستدلالى ديگر از امير المؤمنين7با يكى از يهودان با ذكر معجزات پيامبر اكرم625
بخش سوماحتجاجهاى امير المؤمنين7با نصارى 49
بخش چهارماحتجاج على7با طبيب يونانى و معجزاتى كه از آن جناب آشكار شد 67
بخش پنجمسؤالهاى شامى از امير المؤمنين7در مسجد كوفه 73
بخش ششمبعضى از احتجاجات امير المؤمنين7و جوامع علومى كه از موسى7رسيده 79
بخش هفتمتعليماتى است كه امير المؤمنين7در چهار صد بخش از مصالح دين و دنياى مسلمان آموخته 85
بخش هشتمآنچه امير المؤمنين7به مردم ارزانى داشت به فرمايش خود (سلوني قبل أن تفقدوني) و جوامع علوم 113
بخش نهممناظرات امام حسن و امام حسين8125
بخش دهممناظرات امام على بن الحسين8141
بخش يازدهمچند مناظره از اهل زمان امام زين العابدين7143
بخش دوازدهممناظرات حضرت باقر7و احتجاجات آن جناب 145
بخش سيزدهماحتجاجات حضرت صادق7با كفار و مخالفين 157
مناظره حضرت صادق7184
بخش چهاردهمتوضيحاتى كه حضرت صادق7در باره اصول و فروع دين به روايت اعمش داده 209
بخش پانزدهماحتجاج اصحاب امام صادق7با مخالفين 217
احتجاج ابى جعفر مؤمن طاق با ابو حنيفة 217
احتجاج فضال بن حسن بن فضال كوفى با ابو حنيفه 219
مناظره سيد حميرى 220
بخش شانزدهماحتجاجهاى موسى بن جعفر7با ارباب مذاهب و خلفاء و بعضى از مسائل مشكل علمى 223