بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 532

چه خواهید کرد؟

یکی از میان جمعیّت صدا زد، کدام دو چیز گرانمایه یا رسول الله؟!

پیامبر (ص) بلافاصله گفت:

اوّل؛ثقل‌اکبر،کتاب خداست که یک‌سوی آن به دست پروردگار و سوی دیگرش در دست شماست، دست از دامن آن برندارید تا گمراه نشوید.

امّا دومین یادگار گرانقدر من؛ خاندان من هستند و خداوند لطیف خبیر، به من خبر داده، که این دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپیوندند، از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و عقب نیافتید که باز هلاک خواهید شد.

ناگهان مردم دیدند پیامبر (ص) به اطراف خود، نگاه کرد، گویا کسی را جستجو می‌کند و همین که چشمش به حضرت علی علیه السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد. آنچنان که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و همۀ مردم او را دیدند و شناختند که او همان افسر شکست‌ناپذیر اسلام است.

در این جا صدای پیامبر (ص) بلندتر و رساتر شد و فرمود: چه کسی از همۀ مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!

گفتند: خدا و پیامبر (ص) داناترند.

پیامبر (ص) گفت: خدا مولی و رهبر من است، و من مولی و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم.

سپس فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ؛ هرکس که من مولا و رهبر او هستم، علی علیه السلام ، مولا و رهبر اوست».

و این سخن را سه بار و به گفتۀ بعضی از راویان حدیث، چهل بار تکرار کرد و


صفحه 533

به دنبال آن، سر به سوی آسمان برداشت و عرض کرد: اَللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَاُحِبُّ مَنْ اُحِبَّهُ وَاُبْغِضَ مَنْ اُبْغِضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَاَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دارِ؛

خداوندا ! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کسی که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، و یارانش را یاری کن، و آنها را که ترک یاریش کنند، از یاری خویش محروم ساز، و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن.

سپس فرمود: آگاه باشید، همۀ حاضران وظیفه دارند این خبر را به غائبان برسانند.خطبۀ پیامبر (ص) به پایان رسید، عرق از سر و روی پیامبر (ص) و علی علیه السلام ، ومردم فرو می‌ریخت،وهنوز صفوف جمعیّت از هم متفرّق نشده بودند که امین وحی خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (ص) خواند:

«اَلْیَوْمُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینُکُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً؛

امروز آیین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است، برایتان برگزیدم».[1]

پیامبر (ص) فرمود: خداوند بزرگ است، همان خدایی که آیین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوّت و رسالت من و ولایت علی علیه السلام پس از من، راضی و خشنود گشت.

در این هنگام شور و غوغایی در میان مردم افتاد و علی علیه السلام را به این موقعیت تبریک می‌گفتند و از افراد سرشناسی که به او تبریک می‌گفتند: ابوبکر و عُمَر بودند، که این جمله را در حضور جمعیّت، بر زبان جاری ساختند:

«بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَا بْنَ اَبِی طالِبٍ، اَصْبَحْتَ وَاَمْسَیْتَ مَوْلایَ وَمَوْلا کُلُّ مِؤمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ؛

[1]. سوره مائده/ 3.


صفحه 534

آفرین بر تو باد! آفرین بر تو باد! ای فرزند ابوطالب علیه السلام که صبح و شام کردی، در حالی که رهبر من و تمام مردان و زنان مسلمان شدی».[1]

رحلت پیامبر اکرمm[2]

پس از بازگشت از حجّه الوداع و انتخاب جانشین[3]، در غدیر خم، چند ماهی نگذشته بود که پیامبر اسلامm در بستر بیماری قرار گرفتند،امّاگهگاهی به مسجد رفته و با مردم نماز می‌گزاردند و برخی موضوعات را تذکّر می‌دادند. مخصوصاً حدیث ثقلین را[4]، بار دیگر برای مردم یادآوری می‌نمودند و تمسّک به قرآن و عترت را به عنوان یگانه راه رستگاری، بیان می‌فرمودند.

به هر حال، مردم مدینه در اضطراب و نگرانی شدیدی به سر می‌بردند و سرانجام روح مقدّس و بزرگ پیامبر گرامی اسلامm ظهر روز دوشنبه بیست و هشت ماه صفر به ملکوت اعلی پیوست.

[1]. علّامه امینیu در الغدیر، ج 1 ، ص 9-61-270 و 274 . (ماجرای غدیر را به طورمشروح با مدارک بی‌شمارازکتب اهل تسنّن نقل کرده است)؛ تفسیر نمونه ، ج 5 ، ص 8 به بعد ؛ فروغ ابدیت ،ج 2 ،ص 473.

[2]. محدّثین‌وسیره نویسان اتّفاق نظردارندکه رحلت جانگذار رسول اکرمm روز دوشنبه بیست و هشت صفر سال یازده هـ.ق در سنّ شصت و سه سالگی در مدینه منوّره اتّفاق افتاده و مرقد شریفش نیز همان جاست.

[3]. حضرت علی علیه السلام .

[4]. برای بررسی آمار طرق و اسناد حدیث مزبور رجوع کنید به کتب زیر: (المراجعات علامه شرف الدّین؛ الغدیر علامه امینی ؛ جامع الاحادیث ص 38 ؛ بحارالانوار ،ج 7 ، ص 22 به بعد و ج 6 ، ص 787 و ج 8 ، ص130 و ج 9 ، ص 151 به بعد و ج 10 ، ص 273 و ج 17 ، ص 76 ؛ مستدرک سفینه، ج 1 ، لغت ثقل ؛ طرائف ابن طاووس؛ نهایه ابن اثیر، لغت ثقل ؛ فیروزآبادی در قاموس ، لغت ثقل ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 17 ؛ صحیح مسلم ، ج 2 ، ص 38 ؛ صواعق ابن حمیر ، ص 91 ؛ تفسیر فخر رازی ، ج 3 ، ص 24 ؛ قرآن و عترت در اسلام ، ص 4 به بعد ؛ کنز العمال ،ج 1 ، ص 185 ؛ مناقب علیّ بن ابیطالب ص 236 ؛ تذکره الخواص ، ص 322 ؛ کفایه الطالب ، ص 51 ؛ ذخائر العقبی ،ص 16 ؛ اسرار آل محمّد ، ص 293.


صفحه 535

حضرت علیj جسد مطهّر پیامبر (ص) را غسل داد و کفن کرد و بر آن نماز خواند و سپس آن حضرت را در همان خانه‌ای که رحلت فرموده بود، به خاک سپردند.[1]

با رحلت حضرت محمّد (ص)، باب نبوّت ودرهای وحی برای همیشه به روی بشر بسته شد و اوصیاء بعد از ایشان، رهبری و هدایت مردم را از طرف خداوند برعهده گرفتند.[2]

در این جا به پایان کتاب رسیدیم.

[1]. بخشی از مسجدالنبی در زاویۀ جنوب شرقی، به حُجرۀ شریف و مدفن رسول اکرمm اختصاص یافته،که مقدس‌ترین مکان مسجدالنبی را تشکیل می‌دهد.

این مکان، محل زندگی آن حضرت بود، که در همان‌جا ،جان به «جان آفرین» تسلیم کرد، و توسط امیرالمؤمنین علی علیه السلام در همانجا مدفون گشت.

مرقد پیامبر در آغاز اتاق کوچکی بود، ولی در زمان «ولید بن عبدالملک» در طرح توسعه مسجد، این روضه مقدسه نیز توسعه یافت، و هم اکنون ضلع های شمال و جنوب به طول 16 متر، و ضلع های شرق و غرب آن به طول 15 متر، با مساحت 240 متر مربع، مورد زیارت میلیون ها عاشق رسالت و ولایت می‌باشد.

در گوشه‌های حجرۀ نبوی، چهار ستون محکم قرار گرفته که گنبد سبز بر روی آنها استوار است. و اطراف حجره با دیوار مسی زرد رنگ از مسجد جدا شده، و در داخل همین روضه، ساختمان پنج ضلعی کوچکتر واقع شده که قبر شریف نبوی در داخل آن می‌باشد، این پنج ضلعی، دو ضلع آن در سمت شمال مانند دو ضلع مثلث، و سه ضلع دیگر آن مانند سه ضلع مربع در سمت جنوب دیده می‌شود.

[2]. درخصوص‌جان دادن رسول‌گرامی‌اسلامmدر آغوش امیرالمؤمنین علیه السلام و قضایایی که در طول مدّت بیماری و در بستر بودن پیامبر (ص) اتّفاق افتاد می توان به کتبی از قبیل:

فروغ ابدیّت ، ج 2،ص 485 به بعد؛تفسیر نمونه ،ج 22 ،ص 148به بعد؛ المراجعات، مراجعه 90 ؛مستدرک حاکم ، ج 3 ، ص 138 ؛ تاریخ ابن عساکر در حالات امام ، ج 3 ، ص 14 به بعد؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 112؛ صحیح بخاری ،ج 6 ، ص 11 ؛صحیح مسلم ،ج 3 ،ص 1259 ؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 1 ،ص 159 و ج 6 ، ص 10 به بعد ؛ تاریخ طبری ،ج 4 ،ص 1839 به بعد؛ فصول المهمه ،ص 41.


صفحه 536

به جهت اتمام این نوشتار در شب نیمه شعبان و میلاد مبارک حضرت ولی‌الله الاعظم،امام زمان علیه السلام ،آن را به آستان‌مقدّس‌آن حضرت تقدیم داشته و با سپاس به پیشگاه با عظمت الهی، دست به دعا برداشته و از درگاه بی‌همتایش می‌خواهیم:

خداوندا!

ما را با قرآن زنده بدار!

با قرآن بمیران و با قرآن محشور بفرما!

آمین یا رب العالمین.

قم مقدس عشّ آل محمدm

شعبان المعظّم 1423 هـ.ق / مهر ماه 1381 هـ.ش

محمدجواد مُهری


صفحه 537

كتابنامه

1.آفرینش هنری در داستان ابراهیم (ع)،کاظمی، شهاب، قم: انتشارات أحسن الحدیث، چاپ اول، 1379ش.

2. آثار اسلامی مکه و مدینه آثار اسلامی مکه و مدینه ، جعفریان، رسول ، نشر مشعر: 1377

3. اثبات الوصيه للامام على بن ابى طالب ،مسعودي،علي بن حسين، نشر موسسه انصاريان، قم ۱۴۱۷ق.

4. احقاق الحق و ازهاق الباطل ، شوشتري، نورالله بن شريف الدين، مع تعليقات شهاب الدين الحسيني المرعشي‌النجفي؛به اهتمام محمودالمرعشي،مكتبه‌آيه الله‌المرعشي العامه، ۱۴04ق.

5. ارشاد القلوب،الحسن بن‌ابي‌الحسن‌محمد الديلمي،الناشردارالاسوه للطباعه،تأريخ الاصدار : 1424هـ

6.اسباب نزولالقرآن،واحدی،علی بن احمد، دارالکتب العلميه،منشورات‌محمد علي بيضون ، نشر بیروت.

7.اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر، نشر دار احياء، بيروت لبنان .

8.أصول‌الکافی،کلینی،محمد‌بن‌یعقوب،مترجم‌وشارح:مصطفوی،ناشر،کتابفروشيعلميه اسلاميه ، 1369.

9. اعتقادات‌ شیخ‌صدوق ،ابن‌بابويه ‌،‌ محمد بن ‌علي ‌‌،مترجم ؛حسني‌، محمد علي.

10.اعلامقرآن،خزائلی، محمّد، تهران، مؤسسة انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱ ش.

11. الإتقان في علوم القرآن، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكرالسيوطي أبوالفضل ،الأوقاف السعوديه- مجمع الملك فهد، الناشر: وزارة الشؤون الإسلاميه والدعوه والإرشاد السعوديه - مجمع الملك فهد لطباعه المصحف الشريف،سنه النشر: 1426 هـ.

12.أمالی،شیخصدوق،ابن‌بابویه،محمدبن‌علی،ترجمه‌کمره ‌ای،محمد


صفحه 538

باقر،ناشرکتابچی، تهران ، ۱۳۷۶.

13.البدایه‌والنهایه‌فی‌التاریخ،عماد‌الدین‌ابی‌الفد‌اء‌اسما‌عیل‌ابن‌عمربن‌کثیر‌القرشی‌الدمشقی‌،مکتبه‌ ‌الخانجی‌، ویرایش اول، قاهره، 1932م .

14.المحاسن،برقی، احمد بن محمد، تصحیح و تعلیق: محدث، جلال الدین،ناشر: دار الکتب الاسلامیه ، قم .

15.أخبارمکهفي قديم الدهر و حديثه ، فاکهی،محمد بن اسحاق ،محقق :ابندهیش، عبد الملک ، ناشر: مکتبه الاسدی ، نشرمکهمکرمه،۱۴۲۴ .

16. الدر المنثور ، عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي ، الناشر: دار الفكر – بيروت.

17.الطبقاتالکبری ، ابن سعد،محمد بن سعد، محقق: عطا، محمد عبدالقادر، ناشر: دار الکتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون ، محل نشر: بیروت .

18. الكامل في التاريخ ، أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم بن عبد الواحد الشيباني الجزري، عز الدين ابن الأثير ، تحقيق: عمر عبد السلام تدمري، الناشر دار الكتاب العربي، بيروت 1417هـ / 1997م.

19.المسند، ابن حنبل،احمدبن محمد، شارح : شاکر،احمدمحمد ، ناشر: دار الحدیث، نشر قاهره – مصر، ۱۴۱۶.

20. المغازي ، محمّد بن عمر واقدی ، محقق جونز مارزدن ، ناشر، اعلمي ، بيروت .

21. ابن منظور، محمد،لسان العرب،بیروت: دارإحیاء التراث العربی، الطبعة الأولی، 1408ق.

22. المفردات في غريب القرآن ،أبو القاسم الحسين بن محمد المعروف بالراغب الأصفهانى
المحقق:صفوان عدنان الداودي،الناشر:دارالقلم،الدار الشاميه -دمشق بيروت، الطبعه: الأولى - 1412 هـ

23.المنجدفي اللغه ، لويس معلوف ، الناشر: المطبعه الكاثوليكيه – بيروت، رقم الطبعه : 19


صفحه 539

24. إمتاع الأسماع ، تقي الدين المقريزي، المحقق محمد عبد الحميد النميسي،الناشردار الكتب العلميه، بيروت 1420 هـ - 1999 م.

25.أنوارالتنزیلوأسرار التأویل(تفسیر البیضاوی)، بیضاوی،عبدالله بن‌عمر،ناشر:داراحياء التراث العربي ، بیروت .

26.التبيان‌ في‌تفسيرالقرآن،طوسی، محمدبن‌ حسن، مصحح: عاملی،احمد حبیب‌، مقدمه‌نویس : آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن ، ناشر: دار احياء التراث العربي ، بیروت.

27.التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)،فخررازی،محمدبن‌عمر،ناشر:داراحیاءالتراث العربی ، بیروت.

28. الجامع لأحکام القرآن ،قرطبی، محمد بن احمد ، ناشر: ناصر خسرو ، تهران ۱۳۶۴.

29.الجامع الصغیرفي‌أحادیث البشیرالنذیر، سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، ناشر: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزيع ، بیروت .

30. السیره النبویه،ابن هشام،عبدالملکبن هشام،مصحح : ابیاری، ابراهیم ، ناشر: دار .

31. الصحيح منسيره النبيالأعظم، عاملی،جعفرمرتضی،ناشر:موسسه علمی فرهنگی دار الحديث، سازمان چاپ ونشر، قم.

32.البرهانفي‌تفسيرالقرآن بحرانی، هاشم بن سلیمان،محقق:بنیاد بعثت،واحدتحقیقات اسلامی ، ناشر: موسسه البعثه، قسم الدراسات الاسلامیه ، قم .

33.الفصول المهمه، ش‌رف‌ال‌دی‌ن‌ع‌ام‌ل‌ی‌، ع‌ب‌د ال‌ح‌س‌ی‌ن‌ ،نشرمعروف، قم 1379.

34.القاموس المحیط،فیروزآبادی، محمد بن یعقوب ، ناشر : دار الکتب العلميه، منشورات محمد علي بيضون ، بیروت .

35.القصصالقرآنی، حافظ، عماد زهیر، دمشق: دارالقلم، الطبعه الأولی، 1410ق.