بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 112

6. مشخص كردن مطالبات و ...: اگر مالى پيش كسى دارد يا در جايى پنهان كرده است كه ورثه نمى‌دانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد.[1]

7. تعيين قيّم: لازم نيست براى بچه‌هاى صغير خود قيم و سر پرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيم مالشان از بين مى‌رود، يا خودشان ضايع مى‌شوند، بايد براى آنان قيم امينى معين نمايد.[2]

احتضار و مرگ‌

منظور از احتضار حالت جان دادن است. مسلمانى كه در حال جان دادن است، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك احكامى داردكه عبارتنداز:

1. رو به قبله قرار دادن: بايد او را به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد. رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او لازم نيست.[3]

2. تلقين: مستحب است شهادتين، اقرار به دوازده امام7و ساير عقايد حقّه را طورى به او تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد تا وقت مرگ تكرار كنند.

همچنين مستحب است دعاهاى زير را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد:

الَّلهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصيكَ وَاقْبَلْ مِنّىِ الْيَسيَر مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثيِر اقْبَلْ مِنّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنّى الْكَثيرَ انَّكَ انْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ ارْحَمْنى‌ فَانَّكَ رَحيمٌ.[4]

3. انتقال محتضر به جايى كه نماز مى‌خوانده: مستحب است كسى را كه سخت جان مى‌دهد، اگر ناراحت نمى‌شود به جايى كه نماز مى‌خواند ببرند.[5]

[1]همان، مسأله 2703.

[2]همان.

[3]همان، مسأله 533 و 535.

[4]همان، مسأله 536 ـ 537.

[5]توضِیح المسائل، مسأله 538.


صفحه 113

4. قرائت قرآن: مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس، صافات، احزاب و آيةالكرسى، آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.[1]

5. بستن دهان، چشم و ...: بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را، به هم بگذارند كه باز نماند و چشمها و چانه ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه‌اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جايى كه مرده، چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود.

اگر ميت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.[2]

تذكر: تنها گذاشتن محتضر، گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جنب و حايض نزد او و همچنين حرف زدن زياد، گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.[3]

تجهيز و دفن ميت‌

فراهم كردن مقدمات دفن ميت، احكامى دارد كه پاره‌اى از آنها به قرار زير است:

1. غسل ميت‌

1/ 1. وجوب غسل: غسل دادن ميت مسلمان دوازده امامى بر هر مكلفى واجب (كفايى) است و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مى‌شود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده‌اند و بنابر احتياط واجب حكم مسلمانى هم كه دوازده امامى نيست، همين طور است.[4]

2/ 1. وجوب ازاله نجاست: اگر جايى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آن‌

[1]همان، مسأله 539.

[2]همان، مسأله 541.

[3]همان، مسأله 540.

[4]همان، مسأله 542.


صفحه 114

جا را غسل بدهند، آن را بشويند و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.[1]

3/ 1. كيفيت غسل: غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند.[2]

4/ 1. نيت غسل: كسى كه ميت را غسل مى‌دهد، بايد قصد قربت داشته باشد يعنى‌غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و اگر به همين نيت تا آخر غسل سوم باقى باشد كافى است و تجديد لازم نيست.[3]

5/ 1. تعداد غسلها: واجب است ميت را سه غسل بدهند:

اول، به آبى كه با سدر مخلوط باشد؛

دوم، به آبى كه با كافور مخلوط باشد؛

سوم، با آب خالص.[4]

6/ 1. شرط مماثلت: اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است، ولى زن مى‌تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‌تواند زن خود را غسل دهد.[5]

اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند مانند: مادر، خواهر، عمه و خاله يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده‌اند، مى‌توانند از زير لباس او را غسل دهند.

همچنين اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد مردهايى كه با او نسبت دارند ومحرمند، يا به واسطه شيرخوردن با او محرم شده‌اند، مى‌توانند از زير لباس او را غسل دهند.[6]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 564.

[2]همان، مسأله 565.

[3]همان، مسأله 556.

[4]همان، مسأله 550.

[5]همان، مسأله 559.

[6]همان، مسأله 561.


صفحه 115

چند نكته‌

1. در دو مورد زير بايد ميت را به جاى غسل، سه بار تيمم بدل از سه غسل- با مراعات ترتيب- بدهند:

الف. موردى كه آب براى غسل دادن موجود نباشد.

ب. موردى كه ميت به گونه‌اى جراحت، سوختگى يا آبله در بدن دارد كه بيم متلاشى شدن پوستش در اثر غسل باشد.

2. در كيفيت تيمم سه گانه:

الف. اگر امكان دارد با دست ميت، تيمم بدهند، احتياط اين است كه هم با دست زنده و هم با دست ميت، تيمم داده شود. گرچه بعيد نيست تيمم دادن با دست ميت كافى باشد.

ب. چنانچه تيمم با دست ميت ممكن نبود، بايد با دست زنده داده شود.[1]

3. كسى را كه در حال حيض يا جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا جنابت دهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافى است.[2]

2. كفن كردن‌

1/ 2. حكم تفكين: كفن كردن نيز مانند غسل ميت واجب (كفايى) است.[3]

2/ 2. كفن واجب: ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ، پيراهن و سرتاسرى مى‌گويند كفن نمايند.[4]

3/ 2. شرايط كفن: كفن شرايطى دارد كه عبارت است از:

الف. غصبى نبودن: كفن كردن با چيز غصبى اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود جايز نيست.[5]

ب. نجس و متنجس نبودن: كفن كردن ميت با چيز نجس- جز در حال ناچارى- جايز نيست.

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 69، مسأله 3.

[2]توضِیح المسائل، مسأله 566.

[3]همان، مسأله 542.

[4]همان، مسأله 570.

[5]همان، مسأله 579.


صفحه 116

اگر كفن به نجاست خود او يا ديگرى نجس شود چنانچه كفن ضايع نمى‌شود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند.[1]

ج. ابريشم خالص نبودن: كفن كردن ميت با پارچه ابريشمى خالص- جز در حال ناچارى- جايز نيست. احتياط واجب آن است كه با پارچه طلا باف هم كفن نكنند مگر در حال ناچارى.[2]

د. از اجزاى حيوان حرام گوشت نبودن: كفن كردن با پارچه‌اى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست.[3]

4/ 2. كيفيت كفن كردن: لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. پيراهن بنابر احتياط واجب بايد از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد و پهناى آن بايد به اندازه‌اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.[4]

يك نكته: كفن زن بر عهده شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد.[5]

3. حُنوط كردن‌

حنوط كردن يعنى ماليدن كافور به اعضاى سجود ميت (پيشانى، كف دستها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها)

بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند. بهتر آن است كه او را پيش از كفن كردن حنوط نمايند، اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.[6]

مستحب است، قدرى تربت سيدالشهدا7با كافور مخلوط كنند.[7]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 580 و 582.

[2]همان، مسأله 580.

[3]همان، مسأله 581.

[4]همان، مسأله 571.

[5]همان، مسأله 576.

[6]همان، مسأله 585 و 587.

[7]همان، مسأله 591.


صفحه 117

خوشبو كردن ميت با مشك، عنبر، عود و عطرهاى ديگر يا مخلوط كردن آنها با كافور براى حنوط كراهت دارد[1]

نكته: مستحب است دو چوب‌تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.[2]

4. نماز ميت‌

نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است.[3]نماز ميت بايد بعد از غسل، حنوط و كفن كردن او خوانده شود. در اين نماز لازم نيست نمازگزار با وضو يا غسل يا تيمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد اشكال ندارد. ولى بايد روبه قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.[4]

نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيت، ميت را معين كند؛ مثلًا نيت كند نماز مى‌خوانم بر اين ميت قُرْبَةً الَى اللَّه.[5]

مستحب است نماز ميت به جماعت خوانده شود. در اين صورت مأمومين بايد تكبيرها و دعاهاى آن را بگويند و نيز مستحب است امام جماعت تكبيرها و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى‌خوانند آهسته بخوانند.[6]

كيفيت نماز ميت: نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است:

بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد: اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ انَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللَّه‌

بعد از تكبير دوم بگويد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

[1]همان، مسأله 590.

[2]همان، مسأله 593.

[3]البته نماز خواندن بر بچه در صورتِی واجب است که شش سال او تمام شده باشد، ولِی بچه کمتر از شش سال نماز ندارد.

[4]همان، مسأله 594 ـ 597.

[5]همان، مسأله 603.

[6]همان، مسأله 610 ـ 611.


صفحه 118

بعد از تكبير سوم بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُومِناتِ‌

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَيِّتِ، و اگر زن است بگويد اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّت. و بعد تكبير پنجم را بگويد.[1]

6. دفن‌

دفن ميت نيز مانند غسل، كفن و نماز واجب كفايى است. واجب است او را طورى دفن كنند كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.[2]

ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.[3]

تذكر: دفن ميت آدابى دارد كه جهت توضيح آن به مسائل 628 تا 631 توضيح المسائل مراجعه نماييد.

دو نكته‌

1. براى غسل، كفن، نماز و دفن ميت بايد از ولىّ او اجازه بگيرند.[4]

2. ولىّ زن كه در غسل، كفن و دفن او دخالت مى‌كند شوهر اوست و بعد از او، مردهايى كه از ميت ارث مى‌برند مقدم بر زنهاى ايشانند و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدمند.[5]

نماز وحشت‌

مستحب است در شب اول قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اين است كه در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از

[1]توضِیح المسائل، مسأله 608.

[2]همان، مسأله 542 و 613.

[3]همان، مسأله 615.

[4]همان، مسأله 546.

[5]همان، مسأله 547.


صفحه 119

حمد ده مرتبه سوره (اناانزلناه) بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها الى‌ قَبْرِ فُلانٍ) و به جاى كلمه فلان اسم ميت را بگويند.[1]

اين نماز را در هر موقع از شب اول قبر مى‌شود خواند، ولى بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.[2]

سوگوارى‌

1. مستحب است انسان در مرگ خويشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را ياد مى‌كند (انَّا للَّهَ‌و انَّا اليْهِ راجِعُون) بگويد، و براى ميت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود.[3]

2. جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.[4]

3. پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست.[5]

4. اگر مرد در مرگ زن يا فرزند يقه لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد به طورى كه خون بيايد يا موى خود را بكند، بايد يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را اطعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد، بلكه اگر خون هم نيايد بنابر احتياط واجب به اين دستور عمل نمايد.[6]

5. احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را بلند نكنند.[7]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 638.

[2]همان، مسأله 639.

[3]همان، مسأله 633.

[4]همان، مسأله 634.

[5]همان، مسأله 635.

[6]همان، مسأله 636.

[7]همان، مسأله 637.