بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 117

خوشبو كردن ميت با مشك، عنبر، عود و عطرهاى ديگر يا مخلوط كردن آنها با كافور براى حنوط كراهت دارد[1]

نكته: مستحب است دو چوب‌تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.[2]

4. نماز ميت‌

نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است.[3]نماز ميت بايد بعد از غسل، حنوط و كفن كردن او خوانده شود. در اين نماز لازم نيست نمازگزار با وضو يا غسل يا تيمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد اشكال ندارد. ولى بايد روبه قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.[4]

نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيت، ميت را معين كند؛ مثلًا نيت كند نماز مى‌خوانم بر اين ميت قُرْبَةً الَى اللَّه.[5]

مستحب است نماز ميت به جماعت خوانده شود. در اين صورت مأمومين بايد تكبيرها و دعاهاى آن را بگويند و نيز مستحب است امام جماعت تكبيرها و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى‌خوانند آهسته بخوانند.[6]

كيفيت نماز ميت: نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است:

بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد: اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ انَّ مُحَمَّداً رسُولُ اللَّه‌

بعد از تكبير دوم بگويد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

[1]همان، مسأله 590.

[2]همان، مسأله 593.

[3]البته نماز خواندن بر بچه در صورتِی واجب است که شش سال او تمام شده باشد، ولِی بچه کمتر از شش سال نماز ندارد.

[4]همان، مسأله 594 ـ 597.

[5]همان، مسأله 603.

[6]همان، مسأله 610 ـ 611.


صفحه 118

بعد از تكبير سوم بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُومِناتِ‌

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَيِّتِ، و اگر زن است بگويد اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّت. و بعد تكبير پنجم را بگويد.[1]

6. دفن‌

دفن ميت نيز مانند غسل، كفن و نماز واجب كفايى است. واجب است او را طورى دفن كنند كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.[2]

ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.[3]

تذكر: دفن ميت آدابى دارد كه جهت توضيح آن به مسائل 628 تا 631 توضيح المسائل مراجعه نماييد.

دو نكته‌

1. براى غسل، كفن، نماز و دفن ميت بايد از ولىّ او اجازه بگيرند.[4]

2. ولىّ زن كه در غسل، كفن و دفن او دخالت مى‌كند شوهر اوست و بعد از او، مردهايى كه از ميت ارث مى‌برند مقدم بر زنهاى ايشانند و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدمند.[5]

نماز وحشت‌

مستحب است در شب اول قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اين است كه در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از

[1]توضِیح المسائل، مسأله 608.

[2]همان، مسأله 542 و 613.

[3]همان، مسأله 615.

[4]همان، مسأله 546.

[5]همان، مسأله 547.


صفحه 119

حمد ده مرتبه سوره (اناانزلناه) بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها الى‌ قَبْرِ فُلانٍ) و به جاى كلمه فلان اسم ميت را بگويند.[1]

اين نماز را در هر موقع از شب اول قبر مى‌شود خواند، ولى بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.[2]

سوگوارى‌

1. مستحب است انسان در مرگ خويشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را ياد مى‌كند (انَّا للَّهَ‌و انَّا اليْهِ راجِعُون) بگويد، و براى ميت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود.[3]

2. جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.[4]

3. پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست.[5]

4. اگر مرد در مرگ زن يا فرزند يقه لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد به طورى كه خون بيايد يا موى خود را بكند، بايد يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را اطعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد، بلكه اگر خون هم نيايد بنابر احتياط واجب به اين دستور عمل نمايد.[6]

5. احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را بلند نكنند.[7]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 638.

[2]همان، مسأله 639.

[3]همان، مسأله 633.

[4]همان، مسأله 634.

[5]همان، مسأله 635.

[6]همان، مسأله 636.

[7]همان، مسأله 637.


صفحه 120

پرسش‌

1. براى كسى كه نشانه‌هاى مرگ را در خود مى‌بيند، انجام چه كارهايى لازم است؟

2. چهار مورد از احكام مربوط به احتضار و حالت جان دادن مسلمان را بنويسيد.

3. چگونگى تعداد غسلهاى ميت را توضيح دهيد.

4. اگر ميت به گونه‌اى، سوختگى يا آبله در بدن دارد كه بيم متلاشى شدن پوستش در اثر غسل باشد، تكليف چيست؟

5. كفن واجب مسلمان را بيان كنيد.


صفحه 121

درس شانزدهم

وصيت و ارث‌

وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى شود، يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با اوست، قيم و سرپرست معين كند، و كسى را كه به او وصيت مى‌كنند (وصى) مى‌گويند.[1]

حكم وصيت كردن‌

سؤال 1. آيا نوشتن وصيت نامه واجب است يا مستحب؟

جواب. واجب نيست مگر در مواردى كه حق واجبى بر عهده شخص باشد و نتواند ادا نمايد كه واجب مى‌شود وصيت نمايد.[2]

سؤال 2. آيا وصيت كردن واجب است به طورى كه انسان با ترك آن مرتكب معصيت شود؟

جواب. اگر وديعه‌ها و امانتهاى ديگران نزد او باشد و حق الناس يا حق اللَّه تعالى بر عهده او باشد و در دوران حيات توانايى اداى آن را نداشته باشد، واجب است در مورد آنها وصيت كند و در غير اين صورت وصيت واجب نيست.[3]

سؤال 3. از زمان بلوغ تا به حال به ياد ندارم كه نماز يا روزه‌اى از حقير فوت شده‌باشد، آيا لازم است وصيت نمايم كه از ثلث مالم، اعمال ياد شده را برايم انجام دهند يا خير؟

جواب. لازم نيست.[4]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 2694.

[2]استفتاءات، ج 2، ص 406، س 8.

[3]اجوبة الاستفتاءات، ج 2، ص 290، س 746.

[4]استفتاءات، ج 2، ص 405، س 4.


صفحه 122

عمل به وصاياى ميت‌

بر وصى واجب است كه به وصاياى ميت عمل كند، حتى اگر پس از مرگ وصيت كننده از وصيت اطلاع يابد حق رد آن را ندارد و بايد آن را اجرا كند.[1]

بدهيها و حقوق واجب الهى همچون خمس و زكات، مظالم و كفارات از اصل مال كم مى‌شود، اگر چه به آن وصيت نكرده باشد و شامل همه مال نيز بشود. حج واجب گرچه نذرى باشد نيز بنابر اقوا همين حكم را دارد.[2]

وصيت به انجام كارهاى تبرعى (مستحبى) همچون اطعام به فقرا، رفتن به زيارت، اقامه عزا و مانند آن، اگر در حد 13 اموالش باشد نافذ است و بيش از آن را وارثان بايد اجازه دهند. واجب غير مالى مانند نماز و روزه استيجارى نيز بنابر اقوا همين حكم را دارد.[3]

سؤال 1. شخصى به طور مطلق وصيت كرده است، آيا عمل به اين وصيت موسّع است يا موقّت؟

جواب. موقت نيست، ولى نبايد در عمل به وصيت، تهاون و اهمال كنند.[4]

سؤال 3. اگر كسى نسبت به ثلث ماترك خود وصيت كند كه آن را از اصل مال اخذ و به مساكين بدهند آيا وصى شرعى و قانونى مى‌تواند بعد از او از اين امر بدون عذر منصرف شود؟ و آيا براى ورّاث جايز است بدون اداى حق (موصى لهم) كل مال را بين خود تقسيم كنند؟

جواب. تا به وصيت عمل نشده ورثه حق تصرف در تركه را ندارند و بر وصى لازم است بر طبق وصيت عمل نمايد.[5]

ارث زن و شوهر

موجبات ارث از نظر اسلام بر دو گونه است؛

اول، نسبى كه داراى سه مرتبه است: 1. پدر و مادر، فرزندان و نوادگان؛ 2. پدربزرگ و

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 102، مسأله 41.

[2]همان، ص 97، مسأله 23.

[3]همان.

[4]استفتاءات، ج 2، ص 451، س 91.

[5]همان، ص 453، س 98.


صفحه 123

مادر بزرگ و ديگر اجداد و برادر و خواهر و فرزندانشان؛ 3. عمو، عمه، خاله، دايى و فرزندانشان.

دوم، سببى كه با زوجيت و ولا تحقق مى‌يابد و ولا نيز سه مرتبه دارد: 1. ولاى عتق (آزاد كردن برده)؛ 2. ولاى ضمان جريره (پيمان بيمه حوادث در برابر ارث)؛ 3. ولاى امامت[1]

زن و شوهر به موجب زوجيت با دو شرط از يكديگر ارث مى‌برند: 1. زن در عقد دائمى مرد باشد و در ازدواج موقت زن و شوهر از يكديگر ارث نمى‌برند؛ 2. زن در قيد زناشويى شوهر باشد.[2]

چگونگى ارث زن و شوهر در دو محور قابل بررسى است.

1. ميزان ارث‌

اگر شوهر بميرد و اولاد نداشته باشد

تركه به زنش مى‌رسد خواه يكى باشد يا بيشتر؛ و در صورت متعدد بودن زن
را ميان خودشان به تساوى قسمت مى‌كنند.[3]

چنانچه شوهر بميرد و از همان زن يا زن ديگر اولاد داشته باشد

تركه‌اش به زن مى‌رسد. خواه زنش يكى باشد يا بيشتر، هر قدر باشند همين
، را ميان خود به تساوى قسمت مى‌كنند.[4]ولى اگر شوهر بميرد و غير از زن ورثه نداشته باشد، زن
مال شوهر را ارث مى‌برد و بقيه اموال از آن امام7است.[5]

اگر زن بميرد و اولاد داشته باشد

تركه‌اش به شوهر مى‌رسد و چنانچه اولاد نداشته باشد
تركه‌اش به شوهر مى‌رسد و اگر بميرد و غير از شوهرش، وارث نسبى و يا سببى نداشته باشد همه تركه مال شوهر است خواه امام7حاضر باشد يا غايب.[6]

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 363.

[2]همان، ص 396، مسأله 1 ـ 2.

[3]همان، ص 397، مسأله 4.

[4]توضِیح المسائل، مسأله 2775 و 2771.

[5]ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 396، مسأله 1 و ص 399.

[6]توضِیح المسائل، مسأله 2770 و تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 396، مسأله 1.


صفحه 124

2. اموالى كه زن از آن ارث مى‌برد

اموال ميت ممكن است سه گونه باشد:

الف. زمين؛

ب. اموال غير منقول مانند ساختمان، درخت و ...؛

ج. اموال منقول.

زن از اولى اصلًا ارث نمى‌برد. از دومى قيمت آن را ارث مى‌برد نه عين آن را و از سومى همانند ديگران ارث مى‌برد.[1]

سؤال 1. در اسلام زن بعد از فوت شوهر (با داشتن طفل و در صورت نداشتن بچه) چگونه و به چه اندازه از دارايى شوهر ارث مى‌برد؟

جواب. اگر متوفى اولاد ندارد سهم ارث زن يك چهارم مال است. اگر اولاد دارد سهم زن يك هشتم است و زن از زمين اصلًا ارث نمى‌برد و از اموال غير منقول از قيمت آن ارث مى‌برد نه از عين آن.[2]

سؤال 2. شوهرم مدت هفت ماه است فوت نموده و فرزندى ندارد، او دو قطعه باغ و دو سه باب خانه مسكونى با ساختمان قديمى داشته است ... آيا از اين باغ و خانه چيزى به من مى‌رسد يا نه؟

جواب. زوجه از زمين خانه و باغ در مورد سؤال ارث نمى‌برد و فقط از قيمت اعيانى آنها ارث مى‌برد.[3]

سؤال 3. پدر من دو خانم داشت، زن پدرم دو بچه و مادر من هم سه بچه دارد- دو پسر و يك دختر- ارث پدرمان چطور تقسيم مى‌شود؟

جواب. زنها از تركه هشت يك مى‌برند و از عين زمين ارث نمى‌برند و از بنا و اشجار هشت يك قيمت آن را مى‌برند و بقيه تركه كه

است بين اولاد تقسيم مى‌شود بطورى كه هر پسر دو برابر هر دختر ببرد.[4]

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 397، مسأله 5 و توضِیح المسائل، مسأله 2771.

[2]استفتاءات، ج 3، ص 412، س 82.

[3]همان، ص 403، س 63.

[4]همان، ص 385، س 35.