بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 16

را شوهر دهد. هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از خانه‌اى كه در اسلام به ازدواج آباد شود نيست.[1]

همچنين مى‌فرمايد:

مردان مجرد را زن دهيد تا خدا اخلاقشان را نيك، ارزاقشان را وسيع و جوانمرديشان را فراوان كند.[2]

زنى حضور امام صادق7شرفياب شده، عرض كرد: خداى بر درستى و استوارى‌ات بيفزايد، من زنى هستم تارك دنيا آيا اين شيوه صحيح است؟ حضرت فرمود: «منظورت از ترك دنيا چيست؟» عرض كرد: شوهر اختيار نكرده‌ام. فرمود: «چرا؟» گفت: براى اجر و ثواب آن.

امام فرمود: «برگرد كه اگر تنها زيستن فضيلتى بود فاطمه بانوى اسلام از تو سزاوارتر بود. كسى را نرسد كه در فضايل بر زهرا پيشى گيرد.»[3]

والدين و ازدواج فرزندان‌

شايسته آن است كه والدين موجبات ازدواج فرزندان خود را فراهم آورند.

با تسريع در ازدواج فرزندانى كه به بلوغ جنسى رسيده‌اند مى‌توان از بيش‌تر انحرافات جنسى پيشگيرى كرد. پيامبر اكرم6مى‌فرمايد:

هر جوانى كه در آغاز سالهاى جوانى ازدواج كند، شيطانى كه مأمور گمراهى او است، فرياد مى‌كشد: (واى از او! واى از او! كه

دينش را از دستبرد من حفظ كرد.) چنين كسى پس از ازدواج بايد تقواى الهى را در
باقى دين خويش مراعات كند.[4]

امام رضا7مى‌فرمايد:

جبرئيل بر پيامبر6فرود آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد:

[1]وسائل الشِیعه، ج 14، ص 5.

[2]بحار الانوار، ج 103، ص 222.

[3]همان، ص 15.

[4]مِیزان الحکمه، ج 4، حدِیث 7806.


صفحه 17

دوشيزگان همانند ميوه بر درختند كه وقتى رسيد، براى پيشگيرى از فاسد شدن بايد آن را چيد وگرنه تابش خورشيد و وزش باد آن را فاسد و دگرگون مى‌سازد. دوشيزگان نيز وقتى به بلوغ رسيدند، بايد ازدواج كنند. در غير اين صورت، فتنه آنها را تهديد مى‌كند.

پيامبر6با شنيدن اين پيام، دستور داد مردم جمع شوند. سپس بر فراز منبر، پيام الهى را به آنان ابلاغ كرد.[1]

خواستگارى‌

خواستگارى، كه در اصطلاح فقه آن را (خِطبه) گويند، در خواست مرد است از زن براى ازدواج. عمل خواستگارى قبل از مراسم عقد و اجراى صيغه نكاح و خواستگارى از ناحيه مرد صورت مى‌گيرد.[2]خداوند متعال نيز به مردان دستور ازدواج و همسر گزينى داده و فرموده است:

(فَانْكِحُوا ما طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ)(نساء: 3)

با زنان پاكيزه ازدواج كنيد.

برخى از احكام خواستگارى به قرار زير است:

1. رد نكردن خواستگار خوب‌

مستحب است در خواستگارى به شرافت حسب وبزرگى نسب نگريسته نشود و به خواستگارى كه اخلاق، دين و امانتدارى اش را مى‌پسندند و پاكدامن و داراى گشايشى در زندگى است، جواب رد ندهند.[3]

على بن اسباط به حضرت جواد7نوشت: من براى دخترانم كسى را همانند خودم [در اخلاق و ايمان‌] نيافته‌ام. حضرت در جواب نوشت:

[1]بحار الانوار، ج 14، ص 38.

[2]بررسِی فقهِی حقوق خانواده، سِید مصطفِی محقق داماد، ص 26.

[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 240، مساله 9.


صفحه 18

مطلبى كه درباره دخترانت نوشته بودى دريافتم. خدايت رحمت كند تا اين حد دقت در كار دختر لازم نيست [كه همسر وى كاملا مطابق ميل پدر باشد] پيغمبر6فرموده: اگر خواستگارى آمد كه دين و اخلاقش را مى‌پسنديد، او را بپذيريد و گرنه فتنه و فسادى بزرگ در زمين پديد مى‌آيد.[1]

2. دقت در انتخاب‌

همانگونه كه شايسته است مرد در صفات همسر آينده‌اش نيك بنگرد، بر زن و اولياى او نيز سزاوار است كه در صفات خواستگار دقت نمايند[2]بر اين اساس، براى زنان شايسته نيست كه مردان بد اخلاق، زن صفت و نامرد، فاسق و شرابخوار را به همسرى برگزينند.[3]

حسين بن بشار به حضرت كاظم7نوشت: يكى از خويشان من دخترم را خواستگارى كرده، ولى اخلاق ناپسندى دارد. حضرت جواب داد: «اگر بد اخلاق است دختر به او نده.[4]»

3. نخستين ديدارها

در خواستگارى، صحبت كردن دختر و پسرى كه قصد ازدواج با يكديگر را دارند باحفظ حجاب و مراعات وظايف شرعى، نبود مفسده و نداشتن قصد ريبه در حدى كه به حرام مبتلا نشوند، مانعى ندارد و در صورت مفسده از اين گونه روابط بايد پرهيز نمايند.

سؤال 1. امروز متداول است كه دختر و پسر براى ازدواج خود بايد همسر خود را ببينند، اگر جايز است چنانچه بعداً ازدواج نكنند چه حكمى دارد؟

جواب: با حفظ حجاب و موازين شرعى مانعى ندارد.[5]

[1]وسائل الشِیعه، ج 14، ص 51.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 237، مساله 1.

[3]همان، ص 338، مساله 4.

[4]وسائل الشِیعه، ج 14، ص 54.

[5]استفتاءات، ج 3، ص 83، س 16.


صفحه 19

سؤال 2. آيا ... ايراد دارد دختر و پسرى كه تصميم به ازدواج گرفته‌اند قبل از خطبه عقد در مورد مسائل آينده زندگى خود صحبت كنند و نظرات خود را مطرح كنند و اگر شرايطش را داشتند وصلت نمايند؟

جواب: صحبت كردن اگر به قصد ريبه نباشد و فساد نداشته باشد مانع ندارد و محدود به حدى نيست.[1]

4. صداقت‌

شايسته آن است كه زن و مرد هنگام خواستگارى و معرفى يكديگر صادق باشند و قصد خدعه و فريب به هم را نداشته باشند. از گفتن واقعيت‌ها نهراسند. نقصهاى مانع ازدواج را- در صورت وجود آنها- مخفى نسازند، چنانچه از صفات كمالى مانند شرافت، حسب و نسب، زيبايى، بكارت و غير اينها برخوردار نيستند، خويشتن را به آنها وصف نكنند.

چنانچه هنگام خواستگارى و گفت و گو يكديگر را به صفات كمال يا نداشتن نقص وصف كنند و ازدواج بر همان اساس انجام گيرد و سپس معلوم شود داراى نقص بوده يا آن صفت كمال را نداشته، مى‌توانند عقد را بر هم زنند.[2]

سؤال 1. اگر مردى داراى عيبى باشد، آيا شرعا بايد هنگام ازدواج و عقد آن را به زن اعلام دارد يا نه؟

جواب: اعلام لازم نيست.[3]

سؤال 2. من پسرى دارم كه ... مدتى به ضعف اعصاب دچار بود ... و اكنون سالم است. حال كه تصميم به ازدواج گرفته و از من خواسته كه در اين مورد اقدام كنم. آيا لازم است به خانواده دختر راجع به اين بيمارى او بگويم؟...

جواب: گفتن سابقه كسالت لازم نيست؛ ولى تدليس [هم‌] جايز نيست.[4]

[1]همان، ص 82، س 11.

[2]ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 295، مساله 13.

[3]استفتاءات، ج 3، ص 84، س 17.

[4]همان، ص 134، س 145.


صفحه 20

سؤال 3. آيا مجرد كتمان عيب تدليس مى‌باشد يا خير؟

جواب: مجرد نگفتن عيب تدليس نيست.[1]

سؤال 4. دخترى را به پسرى طورى نشان مى‌دهند كه صورت دختر خوب ديده نشود، سپس پسر از واسطه مى‌پرسد كه آيا دختر عيب و نقصى دارد يا نه؟ واسطه مى‌گويد كه نه تنها عيب و نقص ندارد بلكه خيلى هم زيباست [و سر به زيرى دختر از خجالت است‌]؛ ولى بعد از عقد، پسر متوجه مى‌شود كه چشمهاى دختر چپ است.

ضمناً پسر از اول به واسطه گفته بود كه (من دختر متدين و با حجاب مى‌خواهم) ولى بعداً معلوم شده كه دختر فاقد اين شرايط است. آيا عقد صحيح است؟ ...

جواب: عقد ازدواج صحيح است؛ ولى اگر وصف كمال يا عدم نقص در ضمن عقد شرط شده، يا عقد مبنى بر آن واقع شده، در صورت تخلف، شوهر حق فسخ دارد و در غير اين صورت حق فسخ ثابت نيست.[2]

5. دوران نامزدى‌

چنانچه خواستگارى مقبول بيفتد، فاصله زمانى ميان خواستگارى و اجراى مراسم عقد شرعى «دوران نامزدى» نام مى‌گيرد. اگر بين دختر و پسر هيچ گونه صيغه محرميتى منعقد نشده باشد، به يكديگر محرم نيستند و با ديگر نامحرمها تفاوتى ندارند.[3]

سؤال. پسر و دخترى كه نامزد شده‌اند به چه مقدار بايد حجاب را رعايت نمايند؟

جواب: نامزدى بين زن و مرد بدون آنكه صيغه عقد دائم يا غير دائم بخوانند، هيچ گونه اعتبارى در روابط ما بين ندارد و آن دو مطلقاً به هم نامحرم هستند و نگاه با تلذذ و سهل انگارى در پوشش نيز در اين صورت جايز نيست.[4]

[1]همان، ص 133 ـ 134، س 144.

[2]همان، ص 87 ـ 86، س 24.

[3]ر.ک. احکام روابط زن و مرد و مساِیل اجتماعِی، سِید مسعود معصومِی، ص 197.

[4]احکام ازدواج، عبدالرحِیم موگهِی، ص 84.


صفحه 21

ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج‌

ازدواج در پاره‌اى از موارد از نظر شرع ممنوع شمرده شده است. برخى از اين موارد به قرار زير است.

1. ازدواج با محارم‌

بعضى افراد به دليل خويشاوندى نسبى، سببى و يا رضاعى، هرگز نمى‌توانند با يكديگر ازدواج كنند.[1]

2. كفر وارتداد

ازدواج زن مسلمان با كافر و مرد مسلمان با زن كافر، جايز نيست؛ چه به طور دائم، چه به طور موقت، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن اهل كتاب مانند يهودى و مسيحى جايز است.[2]

3. دشمنى با اهل‌بيت7و غلو

ازدواج زن يا مرد مومن با كسى كه به طور علنى، دشمن اهل بيت:است و به آنان ناسزا مى‌گويد و يا درباره آنان غلو و زياده روى مى‌كند و آنان را خدا يا پيغمبر مى‌داند، جايز نيست.[3]

پرسش‌

1. ازدواج در چه زمانى واجب و چه هنگام مستحب است؟

2. اسلام در ازدواج بر چه معيارهايى بيشتر تأكيد دارد؟

3. چه مردانى شايسته همسرى نيستند؟

4. ديدارهاى اوليه و صحبت كردن دختر و پسر در هنگام خواستگارى چه حكمى دارد؟

5. سه مورد از ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج را نام ببريد؟

[1]ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 263 ـ 264 (احکام محارم به طور مفصل در درسهاِی آِینده خواهد آمد)

[2]همان، ص 285.

[3]همان، ص 286، مسأله 7.


صفحه 22

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 23

درس دوم

مراسم عقد و عروسى‌

به واسطه عقد و ازدواج، زن به مرد حلال مى‌شود. عقد بر دو قسم است: دائم و موقت.

عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مى‌كنند «دائمه» گويند و عقد موقت آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود؛ مثلًا زن را يك ساعت، يا يك روز، يا يك ماه، يا يك سال و يا بيشتر عقد نمايند و زنى را كه به اين قسم عقد كنند، «متعه و صيغه» مى‌نامند.

احكام عقد

1. در زناشويى چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى‌خوانند، يا ديگرى را وكيل مى‌كنند كه از طرف آنان بخواند.[1]

2. وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى‌تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.[2]

3. زن و مرد تايقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است، نمى‌توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى‌كند. ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده‌ام كافى است.[3]

[1]توضِیح المسائل، مسأله 2363.

[2]همان، مسأله 2364.

[3]همان، مسأله 2365.