سؤال 2. آيا ... ايراد دارد دختر و پسرى كه تصميم به ازدواج گرفتهاند قبل از خطبه عقد در مورد مسائل آينده زندگى خود صحبت كنند و نظرات خود را مطرح كنند و اگر شرايطش را داشتند وصلت نمايند؟
جواب: صحبت كردن اگر به قصد ريبه نباشد و فساد نداشته باشد مانع ندارد و محدود به حدى نيست.[1]
4. صداقت
شايسته آن است كه زن و مرد هنگام خواستگارى و معرفى يكديگر صادق باشند و قصد خدعه و فريب به هم را نداشته باشند. از گفتن واقعيتها نهراسند. نقصهاى مانع ازدواج را- در صورت وجود آنها- مخفى نسازند، چنانچه از صفات كمالى مانند شرافت، حسب و نسب، زيبايى، بكارت و غير اينها برخوردار نيستند، خويشتن را به آنها وصف نكنند.
چنانچه هنگام خواستگارى و گفت و گو يكديگر را به صفات كمال يا نداشتن نقص وصف كنند و ازدواج بر همان اساس انجام گيرد و سپس معلوم شود داراى نقص بوده يا آن صفت كمال را نداشته، مىتوانند عقد را بر هم زنند.[2]
سؤال 1. اگر مردى داراى عيبى باشد، آيا شرعا بايد هنگام ازدواج و عقد آن را به زن اعلام دارد يا نه؟
جواب: اعلام لازم نيست.[3]
سؤال 2. من پسرى دارم كه ... مدتى به ضعف اعصاب دچار بود ... و اكنون سالم است. حال كه تصميم به ازدواج گرفته و از من خواسته كه در اين مورد اقدام كنم. آيا لازم است به خانواده دختر راجع به اين بيمارى او بگويم؟...
جواب: گفتن سابقه كسالت لازم نيست؛ ولى تدليس [هم] جايز نيست.[4]
[1]همان، ص 82، س 11.
[2]ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 295، مساله 13.
[3]استفتاءات، ج 3، ص 84، س 17.
[4]همان، ص 134، س 145.
سؤال 3. آيا مجرد كتمان عيب تدليس مىباشد يا خير؟
جواب: مجرد نگفتن عيب تدليس نيست.[1]
سؤال 4. دخترى را به پسرى طورى نشان مىدهند كه صورت دختر خوب ديده نشود، سپس پسر از واسطه مىپرسد كه آيا دختر عيب و نقصى دارد يا نه؟ واسطه مىگويد كه نه تنها عيب و نقص ندارد بلكه خيلى هم زيباست [و سر به زيرى دختر از خجالت است]؛ ولى بعد از عقد، پسر متوجه مىشود كه چشمهاى دختر چپ است.
ضمناً پسر از اول به واسطه گفته بود كه (من دختر متدين و با حجاب مىخواهم) ولى بعداً معلوم شده كه دختر فاقد اين شرايط است. آيا عقد صحيح است؟ ...
جواب: عقد ازدواج صحيح است؛ ولى اگر وصف كمال يا عدم نقص در ضمن عقد شرط شده، يا عقد مبنى بر آن واقع شده، در صورت تخلف، شوهر حق فسخ دارد و در غير اين صورت حق فسخ ثابت نيست.[2]
5. دوران نامزدى
چنانچه خواستگارى مقبول بيفتد، فاصله زمانى ميان خواستگارى و اجراى مراسم عقد شرعى «دوران نامزدى» نام مىگيرد. اگر بين دختر و پسر هيچ گونه صيغه محرميتى منعقد نشده باشد، به يكديگر محرم نيستند و با ديگر نامحرمها تفاوتى ندارند.[3]
سؤال. پسر و دخترى كه نامزد شدهاند به چه مقدار بايد حجاب را رعايت نمايند؟
جواب: نامزدى بين زن و مرد بدون آنكه صيغه عقد دائم يا غير دائم بخوانند، هيچ گونه اعتبارى در روابط ما بين ندارد و آن دو مطلقاً به هم نامحرم هستند و نگاه با تلذذ و سهل انگارى در پوشش نيز در اين صورت جايز نيست.[4]
[1]همان، ص 133 ـ 134، س 144.
[2]همان، ص 87 ـ 86، س 24.
[3]ر.ک. احکام روابط زن و مرد و مساِیل اجتماعِی، سِید مسعود معصومِی، ص 197.
[4]احکام ازدواج، عبدالرحِیم موگهِی، ص 84.
ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج
ازدواج در پارهاى از موارد از نظر شرع ممنوع شمرده شده است. برخى از اين موارد به قرار زير است.
1. ازدواج با محارم
بعضى افراد به دليل خويشاوندى نسبى، سببى و يا رضاعى، هرگز نمىتوانند با يكديگر ازدواج كنند.[1]
2. كفر وارتداد
ازدواج زن مسلمان با كافر و مرد مسلمان با زن كافر، جايز نيست؛ چه به طور دائم، چه به طور موقت، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن اهل كتاب مانند يهودى و مسيحى جايز است.[2]
3. دشمنى با اهلبيت7و غلو
ازدواج زن يا مرد مومن با كسى كه به طور علنى، دشمن اهل بيت:است و به آنان ناسزا مىگويد و يا درباره آنان غلو و زياده روى مىكند و آنان را خدا يا پيغمبر مىداند، جايز نيست.[3]
پرسش
1. ازدواج در چه زمانى واجب و چه هنگام مستحب است؟
2. اسلام در ازدواج بر چه معيارهايى بيشتر تأكيد دارد؟
3. چه مردانى شايسته همسرى نيستند؟
4. ديدارهاى اوليه و صحبت كردن دختر و پسر در هنگام خواستگارى چه حكمى دارد؟
5. سه مورد از ممنوعيتهاى شرعى در ازدواج را نام ببريد؟
[1]ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 263 ـ 264 (احکام محارم به طور مفصل در درسهاِی آِینده خواهد آمد)
[2]همان، ص 285.
[3]همان، ص 286، مسأله 7.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس دوم
مراسم عقد و عروسى
به واسطه عقد و ازدواج، زن به مرد حلال مىشود. عقد بر دو قسم است: دائم و موقت.
عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مىكنند «دائمه» گويند و عقد موقت آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود؛ مثلًا زن را يك ساعت، يا يك روز، يا يك ماه، يا يك سال و يا بيشتر عقد نمايند و زنى را كه به اين قسم عقد كنند، «متعه و صيغه» مىنامند.
احكام عقد
1. در زناشويى چه دائم و چه غير دائم، بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مىخوانند، يا ديگرى را وكيل مىكنند كه از طرف آنان بخواند.[1]
2. وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مىتواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.[2]
3. زن و مرد تايقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است، نمىتوانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمىكند. ولى اگر وكيل بگويد صيغه را خواندهام كافى است.[3]
[1]توضِیح المسائل، مسأله 2363.
[2]همان، مسأله 2364.
[3]همان، مسأله 2365.
4. يك نفر مىتواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وكيل شود و نيز انسان مىتواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند، ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخواند.[1]
شرايط عقد
1. به عربى صحيح خواندن صيغه: عقد بايد به احتياط واجب به عربى صحيح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند؛ اما بايد لفظى بگويند كه معناى (زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ) را بفهماند.[2]
2. قصد انشا: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مىخوانند قصد انشا داشته باشند، يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مىخوانند زن به گفتن (زَوَّجتُكَ نَفْسى) قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن (قَبِلْتُ التَّزْويجَ) زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مىخوانند، به گفتن (زَّوجْتُ وَ قَبِلْتُ) قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كردهاند، زن و شوهر شوند.
3. بلوغ و عقل جارى كننده عقد: كسى كه صيغه را مىخواند بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.
4. تعيين زن و شوهر: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مىخوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند؛ مثلًا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند.
5. رضايت زن و مرد: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهراً به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است عقد صحيح است.[3]
سؤال 1. آيا اذن پدر در ازدواج دختر شرط است؟
جواب. دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است؛ يعنى مصلحت خود را تشخيص
[1]همان، مسأله 2367.
[2]همان، مسأله 2370.
[3]همان، مسأله 2370.
مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.[1]
سؤال 2. جوانى ... تصميم به ازدواج گرفته و دختر جوان رشيده بالغهاى را انتخاب نموده است كه با او توافق كامل دارد، اما پدر دختر موافقت نمىكند، تكليف شرعى چيست؟
جواب. در ازدواج دختر باكره اذن پدر شرط است، بلى اگر دختر قايل به ازدواج باشد و پسر كفو عرفى و شرعى او هست و دختر بترسد كه اگر او را رد كند بعداً شوهر خوبى پيدا نشود پدر نمىتواند او را منع كند و در صورت منع، ولايتش ساقط مىشود.[2]
سؤال 3. ازدواج دختر باكرهاى بدون اذن پدر انجام گرفته است، نظر مبارك در مورد صحت يا بطلان عقد چيست؟
جواب. عقد مذكور باطل است، مگر اينكه بعد از عقد، پدر آن را اجازه نمايد.[3]
سؤال 4. آيا شرط صحت عقد موقت براى دختران باكره اذن پدر است؟ ...
جواب. عقد بايد با اجازه پدر باشد و فرقى بين عقد دائم و عقد موقت نيست.[4]
سؤال 5. آيا دخترى كه پدر و پدر بزرگ نداشته باشد مىتواند ازدواج موقت بكند؟
جواب. مانع ندارد.[5]
سؤال 6. اگر پدر داشته باشد، ولى در شهر ديگرى باشد و به آسانى تماس با او ممكن نباشد چطور؟
جواب. اگر طورى است كه اجازه گرفتن از او ممكن نيست اشكال ندارد، ولى اگر تماس با او ممكن است- ولو مدتى طول بكشد يا سخت باشد- بدون اجازه نمىتواند صيغه شود.[6]
سؤال 7. جوانى هستم كه به سن ازدواج رسيده و مىخواهم با دخترى ازدواج كنم. ولى پدر و مادرم با اين ازدواج مخالفت مىكنند ... آيا اگر ازدواج كنم ازدواجم شرعى خواهد بود؟
[1]ر.ک. همان، مسأله 2376.
[2]استفتاءات، ج 3، ص 158، س 1.
[3]همان، ص 159، س 4.
[4]همان، ص 161، س 7.
[5]همان، ص 164، س 13.
[6]همان.
جواب. اختيار ازدواج در دست خود شما است و پدر و مادر در ازدواج پسر ولايت ندارند، ولى تا مىتوانيد رضايت آنها راتحصيل نماييد.[1]
سؤال 8. دخترى هستم 25 ساله، چند سالى است كه پدر خود رااز دست داده و جدّ پدرى هم ندارم، مىخواهم با مردى كه از نظر سنى چندين سال از من بزرگتر است ازدواج كنم، ولى برادر و مادرم با اين ازدواج مخالفت مىكنند و مىگويند: (با حرف مردم چه كنيم؟) در صورتى كه فرد مزبور از نظر ايمان و روش زندگى قابل توجه است؛ (آيا ازدواج ما اشكال دارد؟)
جواب. در فرض مرقوم، اختيار ازدواج و حق انتخاب همسر با خود شما است و رضايت برادر و مادر شرط نيست.[2]
مراسم عروسى
مستحب است عروسى در شب انجام گيرد و در شب يا روز عروسى، وليمه داده شود كه از سنت پيامبران است. وليمه يك يا دو روز مستحب است نه بيشتر و خوب است كه مؤمنان ثروتمند و فقير را به وليمه دعوت كرد و براى آنان نيز مستحب است اين دعوت را بپذيرند. گر چه روزه مستحب گرفته باشند.[3]
برخى از احكام مربوط به مراسم عروسى به قرار زير است:
1. دعوت از گروههاى اركستر
سؤال. دعوت از گروههاى مطرب و اركستر در مجالس عروسى كه غالباً اين مجالس را به لهو و لعب تبديل مىكنند و شركت در اين محافل جه صورت دارد؟ كسب افراد از اين راه آيا حلال است يا حرام؟
جواب. هر نوع خوانندگى و نوازندگى كه انسان را از خداوند متعال و معنويات و فضايل
[1]همان، ص 171 ت س 31.
[2]همان، ص 175 ـ 176، س 39.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 238، مسأله 6.