خانه خارج شود، مگر اينكه در ضمن عقد شرط كرده باشد يا براى كار واجبى بخواهد از منزل خارج شود.[1]
سؤال 7. عواقب اطاعت نكردن از شوهر در استمتاعات و خروج از منزل چيست؟
جواب. اگر زن [در اين گونه موارد] از شوهرش اطاعت نكند، گناهكار است و حق غذا، لباس، منزل و همخوابى ندارد؛ ولى مهريه او از بين نمىرود.[2]
ب. تمكين
تمكين يعنى آمادگى زن در برابر كامجوييهاى مشروع شوهر. همانطور كه پيشتر اشاره كرديم، ازدواج از ديدگاه اسلام، امرى مقدّس، خدايى و كمالآفرين است و انسانها بدون ازدواج به برخى از كمالات نايل نمىشوند. شهيد مطهّرى (ره) در اينباره مىگويد:
در ميان غرايز شهوانى انسان، هر غريزهاى كه اشباع شود، اشباع آن تأثيرى در معنويت انسان ندارد، جز غريزه جنسى؛ لهذا ازدواج از نظر اسلام، سنّت و مستحب تعبير شده. علّت اساسى اين است كه هر مقدار الفت زوجين به يكديگر بيشتر باشد، يكقدم از «خودِ فردى» خارج شدهاند ... تجربه نشان داده است افرادى كه در تمام عمر بهخاطر هدفهاى معنوى، مجرّد زندگى كرده و نخواستهاند داراى زن و بچّه باشند كه مانع رسيدن آنها به معنويت شود، در همه آنها يك نوع نقص، هرچند بهصورت يك خامى وجود داشته است؛ گويى انسان يك نوع كمال روحى دارد كه آن كمال روحى كه در همه مكتبها و مدرسهها حاصل نمىشود، [و در سايه ازدواج حاصل مىشود.][3]
قرآن مجيد، از همسر، تعبير به لباس كرده، مىفرمايد:
(هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ)(بقره: 187)
زنان، لباس شما هستند و شما [مردان] لباس آنان هستيد.
[1]همان، س 8.
[2]ر.ک. توضِیح المسائل، مسأله 2413.
[3]تعلِیم و تربِیت در اسلام، شهِید مطهّرِی، ص 248 ـ 249، صدرا.
ظاهر واژه لباس، همان معناى معروفش مىباشد و در اينجا به استعاره بهكار رفته است؛ زيرا هريك از زن و شوهر، طرف ديگر را از ارتكاب فسق و فجور و اشاعه آن در ميان مردم، حفظ مىكند. پس در واقع، مرد، لباس و ساتر زن است و زن هم ساتر مرد است.[1]
در ديدگاه اسلام، زناشويى، هدفى انسانى و روحى و بسيار فراتر از ارضاى غريزه جنسى است و به همين دليل نيز، زن را موظّف كرده در برابر اين خواست طبيعى مرد، كاملًا تمكين كند و او را از اين حقّ طبيعى محروم ننمايد؛ چنانكه مرد را موظّف كرده كه به درخواست فطرى زن، پاسخ مثبت دهد. بنابراين:
زنى كه عقد دائمى شده ... بايد خود را براى هر لذّتى كه شوهر مىخواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.[2]
همچنين زن بايد خود را براى شوهرش بيارايد، بوى خوش استعمال كند و بهترين لباسهاى خود را بپوشد؛ چنانكه امام صادق7از رسول اكرم6چنين نقل كرده است:
... عَلَيْها انْ تَطَيَّبَ بَاطْيَبِ طيبِها وَ تَلْبَسَ احْسَنَ ثِيابِها وَ تَزَيَّنَ بِاحْسَنِ زينَتِها وَ تَعْرُضَ نَفْسَها عَلَيْهِ غُدْوَةً وَ عَشِيَّةً وَ اكْثَرُ مِنْ ذلِكَ حُقُوقُهُ عَلَيْها.[3]
بر زن لازم است بهترين عطر را به خود بزند و نيكوترين جامه خويش را بپوشد و جالبترين زيورآلاتش را بياويزد و خود را هر صبح و شام در اختيار شوهرش قرار دهد و حقوق شوهر بر زن، از اين نيز بيشتر است.
موضوع تمكين زن در برابر شوهر از نظر اسلام به اندازهاى مهم است كه امام باقر7مىفرمايد: رسول خدا6به زنان مسلمان مىفرمود:
لاتَطُولَنَّ صَلاتَكُنَّ لِتَمْنَعْنَ ازْواجَكُنَّ.[4]
نمازتان را طولانى نكنيد تا مانع كاميابى شوهرانتان نشويد!
[1]المِیزان، ج 2، ص 44.
[2]توضِیح المسائل، مسألة 2412.
[3]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 158.
[4]همان، ص 164.
محدوده تمكين
تمكين زن در برابر شوهر منحصر به مسائل زناشويى و استمتاعات مشروع و خروج از منزل است و در موارد يادشده نيز زن، در شرط ضمن عقد مىتواند سهم بيشترى را از شوهر طلب كند؛
سؤال 1. آيا اين موضوع كه زن بايد در عمل زناشويى از شوهر خود تمكين كند، حدى دارد يا اينكه به طور محدود هر گاه شوهر خواست، بايد زن تمكين كند (البته در مواقعى كه عذر شرعى نداشته باشد)؟
جواب. هرگاه شوهر بخواهد، زن بايد تمكين كند.[1]
سؤال 2. آيا به اين دليل كه كودك بايد دو سال كامل شير بخورد، مىتوان از نزديكى با شوهر اجتناب كرد (چون در آن صورت احتمال مجدد حاملگى و قطع شير هست)؟
جواب. در فرض مرقوم در صورت در خواست شوهر، زن حق امتناع ندارد.[2]
سؤال 3. دخترى كه به عقد فردى در آمده و هنوز مدخوله نيست، از شوهرش تقاضاى نفقه مىنمايد؛ اما شوهرش مىگويد تا زن تمكين نكند نفقهاش را نمىدهد و زن هم اظهار مىدارد كه تا تمام مهريه را نگيرد، تمكين نمىكند. آيا او مستحق نفقه حال و گذشته هست يا نه؟
جواب. در فرض مسئله كه زن براى گرفتن مهريه تمكين نكرده، نفقه ساقط نمىشود.[3]
سؤال 4. آيا ... زن مىتواند بگويد: (تا مهر مرا ندهى تمكين نمىكنم)؟ و بر فرض اينكه بتواند بگويد، آيا [در صورت امتناع از تمكين] ... مستحق نفقه مىشود؟
جواب. اگر بعد از عقد تمكين نكرده، مىتواند تا گرفتن مهر خود تمكين نكند و در اين صورت استحقاق نفقه دارد.[4]
سؤال 5. تمكين و آميزش در چه مواردى از نظر شرعى ممنوع و حرام است؟
[1]استفتاءات، ج 3، ص 206، س 25.
[2]همان، ص 207، س 27.
[3]همان، س 28.
[4]همان، س 29.
جواب. برخى از موارد آن عبارت است از: 1. ايام عادت ماهانه؛ در صورت ارتكاب، مرد بايد كفاره بدهد. 2. ايام نفاس (نقاهت پس از زايمان)، در صورت ارتكاب، احتياط واجب آن است كه مرد كفاره بدهد. 3. در روزهايى كه زن، روزه واجب گرفته است و كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض (در ماه رمضان) روزه نمىگيرد، نمىتواند زن روزه دار خود را به آميزش مجبور كند. در صورت مجبور كردن او، بنابر احتياط بايد كفارهاش را بدهد.[1]
ج. بيرون نرفتن از منزل
زن نبايد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، حتى نمىتواند به خانواده خويش سركشى كند.[2]امام صادق7مىفرمايد:
رسول خدا6اجازه نداده كه زن، بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شود و اگر چنين كند، همه فرشتههاى آسمان و هر چيزى كه او بر آن مىگذرد- از جن و انس- وى را لعنت مىكنند، تا به منزل بازگردد.[3]
سؤال 1. آيا زن با ادعاى تنفر از شوهر مىتواند خانه را ترك گويد يا خير؟
جواب. بدون اذن يا رضاى شوهر نمىتواند خانه را ترك گويد.[4]
سؤال 2. عيال اين جانب مدتى است كه مرا در سن كهولت و با حالت مريضى بدون اجازه ترك نموده است، آيا شرعاً او مىتواند بدون اجازه و رضايت من خانه را ترك نمايد يا آنكه بدون اجازه به زيارت اماكن متبركه برود؟
جواب. خروج زن از منزل ولو براى زيارات مستحبه بايد با اذن شوهر باشد و در واجبات اذن شوهر معتبر نيست.[5]
سؤال 3. آيا زن بدون اجازه شوهرش مىتواند در مجالس روضه و مسجد، يا مجالس مذهبى ديگر شركت نمايد يا خير؟
[1]ر.ک. توضِیح المسائل، مسائل 450، 452، 514 و 1683.
[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 303.
[3]وسائل الشِیعه، ج 14، 114.
[4]استفتاءات، ج 3، ص 149، س 12.
[5]همان، ص 151 س 15.
جواب. زن بدون اذن شوهر نبايد از منزل خارج شود مگر در واجبات.[1]
سؤال 4. شركت زن در مراسم نماز جمعه، دعاى كميل، راهپيمايى در مراسم اسلامى، چه حكمى دارد؟
جواب. در غير واجبات، خروج از منزل منوط به اجازه شوهر است.[2]
سؤال 5. آيا زن مجاز است بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود و به مهمانى، گردش و حتى براى خريد بيرون برود؟
جواب. جايز نيست مگر در واجبات؟[3]
سؤال 6. همسر من شاغل است، بنده با كاركردن ايشان مخالف هستم ولى او نمىپذيرد، آيا مىتوانم شرعاً از كاركردن او جلوگيرى نمايم؟
جواب. خارج شدن زن از منزل بايد با اجازه شوهر باشد، مگر اينكه در ضمن عقد شرط كرده باشند كه زن بتواند خارج شود.[4]
پرسش
1. زن در چه امورى بايد تابع شوهر باشد؟
2. اگر زن در موارد لازم، از شوهرش اطاعت نكند، چه حكمى دارد؟
3. در چه شرايطى مرد نمىتواند مانع تحصيل و كار همسر خود شود؟
4. در چه مواردى تمكين زن در برابر شوهر حرام است؟
5. آيا زن بدون اجازه شوهر مى تواند در مجالس روضه و مسجد يا مجالس مذهبى ديگر شركت نمايد؟
[1]همان، س 16.
[2]همان، ص 156، س 26.
[3]همان، س 27.
[4]همان، س 25.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس پنجم
حقوق زن
زن با اجراى صيغه عقد، شريك زندگى مرد مىشود و از نظر شرع، عقل و عرف، حقوق خاصى به او تعلق مى گيرد كه مىتوان آنها را به دو نوع واجب و مستحب تقسيم كرد.
الف. حقوق واجب
1. مهريه
چيزهايى را كه مىتوان مهريه قرار داد عبارتند از هر چه كه مسلمان بتواند مالك آن شود؛ از قبيل عين مانند خانه، باغ، دام، پول نقد، طلا ونقره، دين مانند چك و سفته و غيره، منفعت، كار مباح، آموزش و حقوق مالى.
مهريه مقدار معينى ندارد؛ بلكه هر مقدار كه مورد رضايت و توافق زن و مرد قرار گيرد خواه كم باشد يا زياد. البته نه به آن اندازه كه بر اثر كمى از ماليت خارج باشد و از آن سو مستحب است كه بيشتر از مهر السنه يعنى 500 درهم نباشد.[1]
سؤال 1. مسئلهاى كه اكثر جوانان در موقع ازدواج با آن روبه رو هستند گرفتن مهريه زياد از طرف والدين دختر مىباشد ... نظر حضرت عالى در مورد زياد بودن مهريه چيست؟
جواب. در اسلام حدى براى مهريه به نحو لزوم معين نشده، ولى مستحب مىباشد كه مخارج ازدواج و همچنين مهريه را كم كنند و نيز مستحب است مقدار مهريه از مهرالسنه كه پانصد درهم است زيادتر نباشد.[2]
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 297، مسأله 1.
[2]استفتائات، ج 3، ص 177، س 1.
سؤال 2. مهر السنه در زمان ما چقدر است؟ و آيا در يك عقد ازدواج مىشود هم مهر السنه را به حساب آورد و هم مبلغ ديگر و چيز ديگرى را به آن ضميمه نمود؟
جواب. مقدار مهر السنه 5/ 262 مثقال نقره مسكوك است و تقويم آن موكول به عرف بازار است و ضميمه آن با چيز ديگر مانع ندارد.[1]
سؤال 3. آيا در تعيين مقدار مهريه توافق دختر و پسر كافى است يا آنكه والدين آنان هم حق اعمال نظر دارند؟
جواب. بستگى به توافق دختر و پسر دارد.[2]
2. نفقه
منظور از نفقه، تأمين مخارج و نيازمنديهاى عادى زندگى اعم از خوراك، پوشاك، مسكن و لوازم زندگى، دارو و درمان، لوازم بهداشتى و آرايشى و مانند آن است.
خوراك: خوراك زن از نظر كمى و كيفى بايد به گونهاى باشد كه او را سير كند، موافق طبع او باشد و نيازمنديهاى بدنش را برآورده سازد؛ همين طور غذاى متداول و متعارف بين مردم باشد. همچنين زن مستحق ميوه فصل به اندازه متعارف و موادى چون قند و چاى و مانند آن مىباشد.
پوشاك: پوشاك او نيز در حد متعارف همشهريهايش بايد تأمين شود و مرغوبيت آن از نظر اندازه و جنس و زمستانه و تابستانه، مدنظر قرار گيرد و اگر زن از زيباپوشان است، بايد گذشته از پوشش بدن، لباسى را كه امثال او مىپوشند، برايش تهيه كند.[3]
مسكن: زوجه، مستحق مسكنى است كه شايسته حال او و امثال اوست، و اين حق را دارد كه مسكن مستقل مطالبه كند، خواه ملكى باشد يا اجارهاى و عاريهاى. چنان كه اثاث منزل نيز بايد در حدّ متعارف برايش فراهم شود.[4]
[1]همان، ص 188، س 32.
[2]همان، ص 185، س 25.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 315، مسأله 8.
[4]همان.