بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 54

اطْعِمُوا حَبالاكُمُ السَّفَرْجَلَ فَانَّهُ يُحْسِنُ اخلاقَ اوْلادِكُمْ.[1]

به زنان باردارتان «به» بخورانيد كه اخلاق فرزندانتان را نيكو مى‌كند.

اطْعِمُوا حَبالاكُمُ اللُّبانَ فَانَّ الصَّبىَّ اذا غُذِّىَ فِى بَطْنِ امِّهِ بِاللُّبانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زيدَ عَقْلُهُ.[2]

به زنان حامله، كندر بخورانيد كه كودك، وقتى در شكم مادر، كندر تغذيه كند، دلش محكم و خردش افزون مى‌گردد.

ب. هنگام زايمان‌

زايمان و نوزاد در اسلام، آداب خاصى دارند كه برخى واجب و برخى مستحب است؛ ما در اينجا به بيان آداب مهم بسنده مى‌كنيم.

1. زايمان: هنگام زايمان، تنها زنان بايد در كارها دخالت كنند و مردان، حق دخالت در كارهايى كه مستلزم نگاه حرام است ندارند، مگر آنكه زنى حاضر نباشد و چاره‌اى جز دخالت مردان نباشد. البته دخالت همسر مانعى ندارد، گرچه زنان بتوانند كار وى را انجام دهند.[3]

2. شست و شو: مستحب است نوزاد را پس از تولد- در صورتى كه برايش ضرر نداشته باشد- بشويند.[4]

3. خوراك مادر و نوزاد: در روايات اسلامى، تأكيد شده كه نخستين غذاى مادر رطب (خرماى تازه) باشد. رسول كرم6فرموده است:

لِيَكُنْ اوَّلُ ما تَأكُلُهُ النَّفْساءُ الرُّطَبَ.[5]

نخستين غذاى زائو، بايد رطب باشد.

[1]مستدرک الوسائل، نورِی، ج 15، ص 135.

[2]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 405.

[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 309، مسألة 1.

[4]همان، ص 310، مسألة 2.

[5]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 403.


صفحه 55

حضرت صادق7نيز سفارش كرده كه:

حَنِّكُوا اوْلادَكُم بِتُربَةِ الحُسَيْن7فَانَّهُ امانٌ.[1]

كام فرزندانتان را با تربت سيد الشهداء7برگيريد كه امنيت آنان را تضمين مى‌كند.

4. آواى ملكوتى: بهتر است نخستين صدايى كه به گوش نوزاد مى‌رسد آواى توحيد باشد و مستحب است در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود.[2]

5. نام گذارى: از حقوق لازمى كه فرزند بر پدر دارد، انتخاب نام نيكوست و بهترين نام‌ها، نام هايى است كه معناى بندگى خدا را داشته باشد، مثل عبداللَّه، عبدالرحيم و عبدالرحمان، و سپس نام‌هاى پيامبران و امامان7اولويت دارد كه بهترين آنها «محمد» است و اگر كسى داراى چهار فرزند پسر شود، مكروه است كه نام يكى از آنها را محمد نگذارد.[3]

6. اصلاح سر و ختنه: مستحب است روز هفتم، سر نوزاد را بتراشند و به وزن آن طلا يا نقره به مستمندان، صدقه دهند.[4]

ختنه كردن پسر نيز واجب است و مستحب است آن را نيز در روز هفتم تولد انجام دهند گرچه مى‌توان آن را به تأخير انداخت و اگر تا هنگام بلوغ پسرى را ختنه نكنند، بر خود او واجب مى‌شود اقدام كند و ختنه، شرط صحت طواف خانه خدا در حج و عمره است.[5]

7. وليمه و عقيقه: مستحب است پس از ولادت نوزاد، وليمه دهند؛ چنان كه مستحب است براى ختنه كردن نيز وليمه دهند و اگر تا روز هفتم پسر را ختنه كنند، مى‌توان يك وليمه به نيت هر دو سنت داده شود.[6]

يكى از مستحبات مؤكد، «عقيقه» است، يعنى كشتن شتر يا گاو و گوسفند و صدقه دادن‌

[1]مستدرک الوسائل، ج 15، ص 138.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 310، مسألة 2.

[3]همان.

[4]همان، ص 310، مسألة 2.

[5]همان، مسألة 4 ـ 5.

[6]همان، مسألة 3.


صفحه 56

آن به نيت نوزاد. مستحب است براى پسر، حيوان نر و براى دختر، حيوان ماده، عقيقه كنند و مستحب است عقيقه در روز هفتم ولادت انجام پذيرد و هر قدر تأخير بيفتد، استحباب آن ساقط نمى‌شود و از هنگام بلوغ تا آخر عمر بر خود شخص مستحب است عقيقه خود را بدهد و پس از مرگ او نيز بر بازماندگانش مستحب است از سوى او عقيقه تولدش را بدهند.

عقيقه بايد حتماً حيوان باشد و صدقه قيمت آن كافى نيست و مستحب است ران حيوان را به ماما اختصاص دهند و در پخش آن به شكل خام يا پخته مخيرند؛ چنان كه مى‌توانند آن را بپزند و دست كم، ده نفر مؤمن را به خوردن آن دعوت كنند و هر چه مؤمنان بيش‌تر باشند، بهتر است و آنان پس از صرف غذا براى كودك دعا كنند.[1]

ج. دوران شيرخوارگى‌

مستحب است كودك از شير مادرش تغذيه كند؛ زيرا شير مادر، با بركت‌تر از شيرديگران است. مگر آنكه برخى جهات، مانند شرافت و طهارت شير ديگران يا خباثت مادر، شير ديگرى را در اولويت قرار دهد.[2]

دوران كامل شيرخوارگى، دو سال تمام (24 ماه قمرى) است و تا 21 ماه نيز مى‌توان آن را كاهش داد، ولى در صورت امكان و بدون ضرورت، نبايد بيش از آن كاهش دهند.[3]

اگر پدر و جدّ كودك، توان تأمين شير او را داشته باشند، بر مادر واجب نيست كودك را به طور رايگان شير بدهد، بلكه مى‌تواند در ازاى شير، اجرت مطالبه كند، ولى اگر كودك يا پدر و جدّ او تمكن مالى نداشته باشند، بر مادر واجب است توسط خود يا زن ديگرى، شير كودك را تأمين كند و مخارج او را بپردازد.[4]

اگر مادر، داوطلبانه حاضر شود مجانى يا با اجرت كم‌ترى كودك خود را شير دهد بر ديگران ترجيح دارد، ولى اگر ديگران با اجرت كمترى حاضر شوند كودك را شير دهند، پدر طفل، حق دارد او را به آنان واگذارد.[5]

[1]همان، ص 311، مسألة 9 ـ 10.

[2]همان، ص 312، مسألة 14.

[3]همان، مسألة 15.

[4]همان، مسألة 11.

[5]همان، مسألة 12.


صفحه 57

در روايات متعددى از معصومين7، آداب و رسوم و نكات مهمى پيرامون شيرخوارگى اطفال بيان شده كه در اينجا به دو روايت از امام صادق7تبرك مى‌جوييم:

الرَّضاعُ واحِدٌ وَ عِشْروُنَ شَهراً فَما نَقَصَ فَهُوَ جَوْرٌ عَلَى الصَّبِىِّ.[1]

دوران شيرخوارگى [دست كم‌] 21 ماه است و هر چه از آن كاسته شود، بر كودك، ستم‌شده‌است.

امام به بانويى به نام ام اسحاق- كه در حال شير دادن طفل خود بود- فرمود:

يا امَّ اسْحاقَ لا تُرضِعيهِ مِن ثَدْىٍ واحدٍ وَ ارْضِعيهِ مِنْ كِلَيهُما يَكُونَ احَدُهُمَا طَعاماً وَ الاخَرُ شَراباً.[2]

اى ام اسحاق! كودكت را از يك پستان شير مده، بلكه او را از دو پستان شير بنوشان تا يكى غذا و ديگرى نوشابه‌اش باشد.

د. حق حضانت‌

نگهدارى و تربيت كودك تا به سن بلوغ و رشد عقلى نرسيده، بر عهده پدر، مادر، جدّ يا ديگر نزديكان اوست كه از نظر فقهى به آن «حق حضانت» اطلاق مى‌شود كه به ترتيب:

به مادر، سپس پدر و بعد به ديگر نزديكان تعلق مى‌گيرد.

1. مادر: مادر- به شرط آنكه آزاد، مسلمان و خردمند باشد- سزاوارترين كس به نگهدارى و پرورش كودك و ديگر مصالح او در دو سال شيرخوارگى است. بنابراين، كودك خواه پسر باشد يا دختر، خواه شير مادر بخورد يا از راه ديگرى تغذيه شود بايد در دامان مادر پرورش يابد و پدر نمى‌تواند او را از مادر جدا كند، گرچه كودك را از شير هم باز گرفته باشند.

حضانت دختر تا هفت سالگى از آن مادر است و اگر مادر از شوهرش جدا شود تا هنگامى كه ازدواج مجدد نكند، حق حضانت برايش محفوظ است، و اگر مادر با فرد ديگرى ازدواج كند، حق حضانت او- چه درباره پسر و چه درباره دختر- از بين مى‌رود.

[1]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 455.

[2]همان، ص 453.


صفحه 58

تبصره: اگر مادر از شوهر دومش جدا شود، بعيد نيست كه حق حضانت او تجديد شود و احتياط آن است كه با پدر كودك صلح و سازش نمايد.[1]

2. پدر: حق حضانت پسر پس از دو سالگى و دختر پس از هفت سالگى از آن پدر است و اگر مادر پيش از اتمام حق حضانت از پدر جدا شود و ازدواج مجدد كند، حق حضانت به پدر منتقل مى‌شود.[2]

با مرگ پدر، حق حضانت به مادر منتقل مى‌شود خواه ازدواج كند يا نكند؛ چنان كه اگر مادر در دوران حضانت خويش از دنيا برود، حق حضانت از آن پدر مى‌گردد.[3]

3. خويشان: با فقدان پدر و مادر، حق حضانت از آن خويشان كودك است و نخست به جدّ پدرى او مى‌رسد و اگر او يا وصى او نباشد، ديگر خويشان كودك- طبق اولويت ارثى- حق حضانت مى‌يابند و در صورت تعدد و تساوى، ميان آنها قرعه انداخته مى‌شود.[4]

يك مسئله: حضانت با بلوغ و رشد[5]فرزند به پايان مى‌رسد و ديگر هيچ كس- حتى والدين- حق حضانت بر او را ندارند، بلكه جوان، اختيار خود را دارد؛ خواه پسر باشد يا دختر.[6]

پرسش:

1. حقوق كودك در ايام باردارى را بيان كنيد.

2. آداب پس از زايمان را توضيح دهيد.

3. زمان كشتن عقيقه را بيان كنيد.

4. زمان شيرخوارگى چقدر است؟

5. حق حضانت كودك از آن كيست؟

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 312 ـ 313، مسألة 16.

[2]همان، ص 313، مسألة 16.

[3]همان، مسألة 17.

[4]همان.

[5]منظور رشد عقلِی و فکرِی است به گونه‌اِی که فرد بتواند خود را اداره کند.

[6]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 313، همان، مسألة 18.


صفحه 59

درس هفتم

تنظيم خانواده‌

مسئله تحديد نسل يا تنظيم خانواده، ساليانى است كه نظر جامعه شناسان، اقتصاددانان و سياستمداران را به خود معطوف داشته و در ميان ملل جهان، طرفداران و مخالفانى را پيدا كرده است. حق يا ناحق بودن يا سودمند و زيانبار بودن اين مسئله را به اهلش وا مى‌گذاريم و در اينجا تنها به جنبه فقهى آن نظرى مى‌افكنيم.

1. آيا جلوگيرى مجاز است؟

جلوگيرى از ريختن منى در رحم زن بدون اشكال جايز است، در صورتى كه همسر دائمى مرد اجازه بدهد، ولى بدون اجازه همسر دائمى، بنابر اقوا مكروه است.[1]

بنابراين طبق فتواى امام راحل (قدس سره) و بسيارى از فقها اصل جلوگيرى از بچه‌دار شدن اشكال ندارد و هر خانواده‌اى اين حق را دارد كه طبق مصلحت خويش عمل كند و تعداد فرزندان خود را به تناسب توانايى‌هاى جسمى، مالى، جغرافيايى، فرهنگى و زمانى انتخاب نمايد، ولى الزامى در اين مورد در كار نيست؛ مگر آنكه دولت جمهورى اسلامى بنابر مصالحى كه تشخيص مى‌دهد، تنظيم خانواده را اجبارى كند كه در اين صورت، رعايت قانون، الزام شرعى نيز دارد.

شرايط جواز جلوگيرى‌

آنچه ياد شد مربوط به عمل جلوگيرى طبيعى و بدون استفاده از ابزار و داروهاى‌

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 242، مسألة 14.


صفحه 60

جديد و عدم دخالت ديگران است؛ ولى استفاده از راههايى كه امروزه مطرح است با سه شرط جايز است:

الف. موجب نقص عضو يا عقيم شدن دائمى زن يا مرد نشود.

ب. سبب لمس يا نگاه كردن حرام ديگران نباشد.

ج. زن با اجازه شوهر از ابزار و دارو استفاده كند.

سؤال 1. بستن لوله‌هاى رحم براى جلوگيرى از حامله شدن چه صورتى دارد؟

جواب. اگر موجب نازايى دائمى نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه يا مستلزم محارم خارجى نشود اشكال ندارد.[1]

سؤال 2. راههاى شرعى جلوگيرى از حاملگى را بيان فرماييد.

جواب. جلوگيرى از حمل در صورتى كه موجب عقيم شدن يا نقص و فساد عضو نشود اشكال ندارد.[2]

سؤال 3. گذاشتن دستگاه جلوگيرى از باردارى جايز است يا خير؟

جواب. اگر دستگاه به وسيله كسى كه جايز نيست لمس يا نظر به عورت او كند گذاشته مى‌شود و مستلزم لمس و نظر است، حرام است و در غير اين صورت مانع ندارد، مگر اينكه موجب عقيم شدن يا نقص عضو شود.[3]

سؤال 4. آيا دلايلى مانند مشكلات اقتصادى، اجتماعى، تعدد اولاد و كهنسالى مجوّزى براى قطع دائم حاملگى و يا سقط جنين مى‌باشد؟

جواب. آنچه ذكر شده مجوّز نيست.[4]

سؤال 5. جلوگيرى از توليد نسل به هر ترتيب جايز است يا نه؟

جواب. جلوگيرى كلى و دائمى از توليد نسل جايز نيست؛ ولى اگر موجب عقيم شدن و نقص عضو نباشد مانع ندارد موقتاً.[5]

[1]استفتائات، ج 3، ص 283، س 9.

[2]همان، ص 282، س 6.

[3]همان، ص 283 ـ 284، س 10.

[4]همان، ص 286، س 18.

[5]همان، ص 289، س 27.


صفحه 61

2. بارورى مصنوعى‌

توليد نسل از راه غير طبيعى به شكلهاى مختلفى صورت مى‌پذيرد كه از ديدگاه فقهى داراى احكامى ويژه است:

الف. بهترين نوع بارورى مصنوعى، آن است كه نطفه مرد به وجه حلال تهيه و توسط خود او به همسرش تلقيح شود، در اين صورت، فرزندى كه به دنيا مى‌آيد منسوب به زوجين است؛ مانند فرزند طبيعى.

ب. نطفه مرد از راه شرعى به دست آيد و توسط غير شوهر، تلقيح شود، در صورتى كه مستلزم نگاه يا تماس حرام نباشد، جايز است و فرزند متعلق به زن و شوهر است.[1]

ج. به دست آوردن نطفه مرد يا تلقيح، مستلزم كار حرامى باشد، در اين صورت، تلقيح، جايز نيست، ولى اگر انجام گيرد، فرزند، مشروع و متعلق به زن و شوهر است.[2]

د. بارورى زن با نطفه غير همسرش جايز نيست؛ خواه زن، همسر داشته باشد يا نه، و خواه زن و شوهر، اجازه بدهند يا نه و خواه نطفه از محرم آن زن گرفته شود يا نه.

در اين صورت، اگر تلقيح انجام گيرد و فرزندى به وجود بيايد كه بدانند نتيجه تلقيح است، بدون شك پدر اين فرزند، شوهر اين زن نيست.[3]

ه. ممكن است بر اثر پيشرفت علم و فنّاورى، در آينده، بارورى مصنوعى تنوع يابد از جمله:

- نطفه مرد را از ميوه‌ها و حبوبات و امثال اينها به‌دست آورند و به زن تلقيح كنند و از اين طريق كودكى به‌وجود بيايد. در اين صورت، فرزند از آنِ مادر است و به كس ديگرى تعلّق ندارد.[4]

- نطفه مرد را در دستگاهى شبيه ماشين جوجه‌كشى، پرورش دهند و فرزندى توليد شود، چنين فرزندى، تنها به مرد تعلّق دارد.[5]

[1]رسالة نوِین، ج 3، ص 100.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 621، مسألة 1.

[3]همان، مسألة 2 ـ 3.

[4]همان، ج 2، ص 622، مسألة 6.

[5]همان.