بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 67

يادآورى 2. كليه حيوانات حلال‌گوشت در صورتى خوردن آنها حلال است كه طبق دستور شرعى ذبح، نحر يا صيد شوند. در غير اين صورت، مصرف آنها حرام است.

يادآورى 3. اگر حيوانات درنده و گوشتخوار را- جز سگ و خوك- به دستور شرعى ذبح يا با اسلحه شكار كنند، گرچه خوردن آنها حرام است و نمى‌توان با اجزاى آنها نماز خواند، ولى پاك هستند.[1]

2. موادّ طبيعى‌

1/ 2. موادّ پاك و بى‌زيان: مصرف اين‌گونه مواد به حكم شرع و عقل، مجاز است.[2]

2/ 2. موادّ پليد و آلوده: خوردن چيزهايى كه ذاتاً نجس و پليد است و يا نجس و آلوده شده، تا زمانى كه نجس است، حرام مى‌باشد؛ خواه مايع باشد يا جامد.[3]

3/ 2. موادّ زيان‌بخش: خوردن هرچه كه براى بدن ضرر دارد، حرام است؛ خواه موجب هلاكت گردد مثل نوشيدن زهر يا موجب هلاكت ديگرى گردد مثل اينكه زن باردار مايعى بنوشد كه موجب سقط جنين شود و خواه سبب اختلال مزاج يا از كار افتادن برخى اعضا و حواس بدن شود، يا سبب گردد كه بدن، برخى نيروى خود را از دست بدهد.[4]

يادآورى: در حرام بودن مصرف موادّ زيان‌بخش، تفاوتى نيست بين اينكه خاصيّت هلاكت و ضرر آن قطعى باشد يا مظنون، بلكه اگر احتمال ضرر هم بدهد و اين احتمال نزد خردمندان قابل اعتنا باشد، مصرف مواد، حرام است؛ چنان‌كه فرق نمى‌كند كه ضرر و تأثير آن فورى باشد يا بعد از مدتى اثر كند.[5]

4/ 2. موادّ دارويى: درمان و معالجه با داروهايى كه احتمال خطر دارند و حتّى گاهى خطرآفرين هم هستند، مجاز است به‌شرط آنكه تجربه و پزشك حاذق و متخصّص، گواهى دهد چنين دارويى در بيش‌تر اوقات اثربخش است.

[1]توضِیح المسائل، مسألة 824 و 2588.

[2]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 164، مسألة 8.

[3]همان، ص 163، مسألة 1.

[4]همان، مسألة 2.

[5]همان، مسألة 3.


صفحه 68

همچنين اگر دارويى، به‌طور قطع زيان فورى دارد، ولى با مصرف آن، خطر جدّى‌تر و زيان بزرگ‌ترى را از بيمار مى‌توان دفع كرد، مصرف آن جايز است.[1]

چند يادآورى:

1. موادّى كه زيادش زيان‌بخش است، ولى مقدار كم آن ضرر ندارد، خوردن زياد آن حرام و مصرف اندكش جايز است.

2. موادّى كه به‌تنهايى زيان‌بخش، ولى خوردن آن به‌انضمام چيز ديگر بى‌ضرر است، خوردن تنهاى آن، حرام است.

3. موادّى كه به‌تنهايى بى‌ضرر، ولى به‌انضمام موادّ ديگر مضر است، خوردن به‌انضمام آن، حرام مى‌باشد.

4. موادّى كه يكى دوبار آن بى‌ضرر است، ولى تكرار آن، زيان‌آفرين مى‌شود، تكرارش حرام است.[2]

ب- استعمال موادّ مخدّر

امروزه انواع موادّ مخدّر، تهيّه، توزيع، استعمال و عوارض ناشى از آن به يك بحران جهانى تبديل شده كه بخش مهمّى از تجارت جهانى را به خود اختصاص داده است.

مصرف دارويى برخى از موادّ مخدّر- كه ممكن و خردمندانه است- آن را از ممنوعيت شرعى و محكوميت عقلى خارج نمى‌سازد و بايد گفت، استعمال هرگونه مادّه مخدّر از نظر دين و خرد و عرف و علوم پزشكى ناپسند و نامعقول است، مگر آنچه مجوّز پزشكى يا عرفى داشته باشد.

سؤال 1. استعمال و مصرف موادّ مخدّر و هر نوع موادّ اعتيادآور ديگر (بدون دستور پزشك) براى كسانى كه معتاد نمى‌باشند، از نظر شرع مقدّس مجاز مى‌باشد يا خير؟

جواب. جايز نيست.[3]

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 163، مسألة 4.

[2]همان، مسألة 5.

[3]رسالة نوِین، ج 3، ص 174.


صفحه 69

سؤال 2. تكليف شرعى معتادان در ترك اعتياد چيست؟

جواب. ترك، لازم است.[1]

سؤال 3. خريد و فروش موادّ مخدّر به‌طور قاچاق چه صورتى دارد؟

جواب. جايز نيست و بايد جلوگيرى شود.[2]

سؤال 4. شخصى كه ... معتاد به هرويين است و به اشخاص معتاد نيز هرويين مى‌فروشد ...

آيا ارتزاق او و فرزندانش از پول مزبور جايز است يا حرام؟

جواب. پول هرويين، حرام است و ارتزاق به آن جايز نيست.[3]

از نظر قوانين جمهورى اسلامى ايران نيز، هرگونه دخالت در توليد، حمل و نقل، استعمال و خريد و فروش موادّ مخدّر (ترياك، شيره ترياك، هرويين، مرفين، كديين، متادون و ديگر مشتقات شيميايى مرفين و كوكايين، حشيش و روغن حشيش و ...) جُرم محسوب مى‌شود و مرتكبين آن به جريمه نقدى، شلّاق، حبس، مصادره اموال و اعدام محكوم مى‌شوند.[4]

ج. نوشيدنى‌هاى حرام‌

1. شراب: حرمت نوشيدن شراب از ضروريات دين است؛ به‌طورى كه حلال شمارنده آن- در صورت توجّه به‌اين كه چنين كارى مستلزم تكذيب پيامبر6است- جزو كافران است. در اخبار و روايات از نوشيدن شراب به‌شدّت منع شده و مرتكب آن را به كيفر سخت، نويد داده‌اند.[5]

هرچه مست‌كننده است- خواه جامد باشد يا مايع- (در حرمت) به شراب انگور ملحق مى‌شود.

[1]همان.

[2]همان، ص 172.

[3]استفتائات از محضر امام، ج 2، ص 35.

[4]ر.ک: مجموعة مصوّبات مجمع تشخِیص مصلحت نظام، امِیر هوشنگ ساسان‌نژاد، ص 58 ـ 68.

[5]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 165، مسألة 15.


صفحه 70

آنچه زيادش، مست‌كننده است، ولى اندك آن، مستى‌آور نيست، مصرف كم يا زياد آن حرام است.

چنانچه مادّه‌اى در برخى افراد يا بعضى از نقاط يا در افراد معتاد، سبب مستى نگردد، (ولى ذاتاً مست‌كننده است) موجب حلّيت آن نمى‌شود.[1]

2. آبجو: يكى ديگر از نوشيدنيهاى حرام، آبجو است اگر به حالت جوشش درآيد، هرچند مست‌كننده نباشد و آن شراب معروفى است كه در صدر اسلام، اغلب از جو گرفته مى‌شد.[2]

آبى كه به دستور پزشكان از جو مى‌گيرند و به آن ماءالشعير گفته مى‌شود، پاك است و نوشيدن آن مانعى ندارد.[3]

3. آب انگور، كشمش و خرما: هرگاه آب انگور، خودبه‌خود يا توسّط آتش بجوشد، نوشيدن آن حرام مى‌شود.

هرگاه عصاره كشمش و خرما خودبه‌خود يا با آتش يا حرارت خورشيد به جوش آيد- اگر ثابت شود كه مست‌كننده است- حرام مى‌باشد.[4]

تبصره 1: كشمشى كه در خوراك پخته شده يا در كباب و كوفته و دلمه و مانند آن مى‌گذارند، اشكالى ندارد.[5]

تبصره 2: انواع عصاره‌هايى كه نوشيدن آنها حرام است، در صورتى كه خودبه‌خود به جوش آمده باشد، جز با تبديل و تحوّل آن به سركه، حلال و قابل نوشيدن نمى‌شود.

تبصره 3: عصاره‌هايى كه نوشيدن آنها حرام است اگر توسّط آتش و مانند آن جوشيده باشند، حرمت آنها با تبخير

آن‌ها از بين مى‌رود و احوط آن است كه تبخير، توسّط آتش يا مانند آن باشد كه سبب جوش آمدن مى‌شود.[6]

[1]همان، ص 166، مسألة 16.

[2]همان، مسألة 18.

[3]همان، مسألة 18 و توضِیح المسائل، مسألة 115.

[4]همان، مسألة 19.

[5]همان، ص 167، مسألة 21.

[6]همان، مسألة 22.


صفحه 71

پرسش‌

1. حيوانات حلال‌گوشت زمينى را نام ببريد.

2. نشانه‌هاى پرندگان حرام‌گوشت كدام است؟

3. حكم استعمال موادّ مخدّر چيست؟

4. آيا ارتزاق از راه فروش موادّ مخدّر، چون هرويين جايز است؟

5. نوشيدنى‌هاى حرام را نام ببريد.


صفحه 72

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 73

درس نهم

اخلاق خانواده‌

بنياد مقدّس خانواده بر عشق و محبّت و روابط عاطفى و صميمانه، پى‌ريزى شده است و بهترين راه تحكيم اساس خانواده و صيانت آن، رعايت اخلاق انسانى از سوى زن و شوهر است و خانواده نمونه و شايسته در اسلام، خانواده‌اى است كه دستورهاى دين و عقل را در همه زمينه‌ها، از جمله مسائل اخلاقى، اجرا كند. رسول اكرم6مى‌فرمايد:

خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لَاهْلِهِ وَ انَا خَيْرُكُمْ لَاهْلى‌.[1]

بهترين شما، آن است كه براى خانواده خويش بهتر است و من براى خانواده‌ام بهترينم.

بيان همه خصوصيّات و وظايف اخلاقى زن و شوهر، نسبت به يكديگر، فرزندان و افراد خارج از خانواده، كتابى مستقل مى‌طلبد، آنچه در اين‌جا مى‌آيد، بخشى از وظايف اخلاقى همسران در برابر يكديگر است.

1. احترام متقابل‌

پيمان زناشويى براساس علاقه و محبّت قلبى منعقد مى‌گردد و زن و شوهر با اين اميد كنار سفره عقد مى‌نشينند كه هيچ‌گاه از يكديگر جدا نشوند. چنين آرزويى، دست‌يافتنى است به‌شرط آنكه موجبات آن فراهم گردد و يكى از آنها حفظ حرمت زوجين از سوى يكديگر است. رعايت ادب و احترام به ديگران، علاوه بر ارزش ذاتى آن، ادب و احترام‌

[1]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 171.


صفحه 74

آنان را نيز برمى‌انگيزد، چنان‌كه عكس آن نيز صادق است و هركس به ديگران، بى‌ادبى كند، قهراً نسبت به او بى‌ادبى خواهد شد.

امام صادق7در مورد احترام به زن مى‌فرمايد:

مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْها فَانَّمَا امْرَأَةُ احَدِكُمْ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَها فَلا يُضَيِّعْها.[1]

هركس زن بگيرد بايد به او احترام گزارد؛ چراكه همسر هريك از شما دلبر شماست و هركس همسر برمى‌گزيند نبايد تباهش سازد.

و درباره احترام به شوهر نيز مى‌فرمايد:

... سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذيهِ وَ تُطيعُهُ فى‌ جَميعِ احْوالِهِ.[2]

چه سعادتمند است زنى كه شوهرش را گرامى بدارد و او را نيازارد و او را در هر حال اطاعت كند.

از سوى ديگر، حرام بودن اهانت به مؤمن، حكمى عام است و شامل همسر، فرزند و خويشان نيز مى‌شود و مسلمان حق ندارد در خلوت يا نزد ديگران به همسر خود اهانت كند.

2. عفو و گذشت‌

هيچ‌كس، جز معصوم، مصون از خطا و اشتباه نيست و هرگاه دو انسان، دست به كارى مشترك بزنند، لغزشهاى هريك در برابر ديد ديگرى قرار مى‌گيرد و نمود بيش‌ترى مى‌يابد و زن و مردى كه زندگى مشترك را شروع مى‌كنند، به‌ويژه در ابتداى راه، ممكن است، برخى گفتارها و رفتارهاى يكديگر را ناصواب بدانند. در اين‌گونه موارد بايد با سعه صدر رفتار كنند و لغزشها را بر يكديگر ببخشند و اگر لازم است، با تصريح و كنايه آن را اصلاح كنند و با تدبير و درايت از وقوع برخى ديگر پيشگيرى نمايند. اسحاق‌بن عمار گويد:

از امام صادق7پرسيدم: زن چه حقّى بر عهده همسر خويش دارد كه اگر آنها را برآورده‌

[1]بحار الانوار، ج 76، ص 85.

[2]مستدرک الوسائل، ج 14، ص 247.