2- اگر فقيه جامعالشرايط در اجراى حدود و تعزيرات، قضاوت و مانند آن، كارى را به جهت مصلحتى از طرف حاكم ستمگر، بپذيرد، جايز، بلكه بر او واجب است كه حدود شرعى را اجرا كند و برطبق موازين شرعى قضاوت نمايد و متصدى امور حسبيه شود و حق ندارد از حدود الهى تجاوز كند.[2]
3- اگر فقيه ببيند كه پذيرش مسؤوليت از سوى ظالم، موجب اجراى حدود شرعى و سياسات الهى مىباشد، بر او واجب است چنين پستى را بپذيرد، مگر اينكه پذيرش او مفسده بزرگترى داشته باشد.[3]
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 483، مسألة 7.
[2]همان، مسألة 8.
پرسش
1- مرتبه انكار عملى در امر و نهى در زمان استقرار حكومت اسلامى به عهده كيست؟
2- آيا اذن حاكم شرع در مرتبه انكار عملى لازم است؟
3- چگونگى دفاع از جان انسان بىگناه در مقام انكار عملى را بيان كنيد.
4- اقامه حدود در زمان غيبت به عهده كيست؟
5- تصدّى امور حدود و قضاوت از طرف حاكمان ستمگر چه حكمى دارد؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس شانزدهم
آداب امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر، آداب ويژهاى دارد كه مراعات كردن آنها درجه تأثيرگذارى امر و نهى را بيشتر كرده، موجبات ترويج نيكىها، ريشهكنى مفاسد و هدايت مردم را فراهم مىسازد. خلوص نيّت، عامل بودن آمر و ناهى، رأفت و مهربانى، پرهيز از خودخواهى و خودستايى، مراعات مصلحت طرف مقابل، توجه به عيبهاى خود و ... از جمله همين آداب است.
اينك به بيان دو مسأله در اين باره مىپردازيم.
1- آمر به معروف و ناهى از منكر در امر و نهى و مراتب انكار خود، سزاوار است كه:
الف- مانند پزشك معالج دلسوز و پدرى مهربان، مصلحت افراد را مراعات كند.
ب- انكارش، لطف و رحمت (خاص براى شخص خلافكار و عام براى امّت) باشد.
ج- نيّت خود را فقط براى رضاى خداوند بزرگ خالص كند.
د- امر و نهى خود را از آلودگىهاى هواهاى نفسانى و اظهار بزرگى خالص نمايد.
ه- خود را منزّه و برتر از گناهكار نبيند؛ زيرا چه بسا شخص گناهكار داراى صفات و اعمال نيكى بوده و به همين جهت نزد خداوند محبوبتر باشد، هر چند كه گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهى عكس او باشد.[1]
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 481، مسألة 14.
2- از بزرگترين مصاديق امر به معروف و نهى از منكر، شريفترين، دقيقترين، مؤثرترين و دلنشينترين آن در قلبها آن است كه عهدهدار امر به معروف و نهى از منكر، خود آراسته به نيكىها- اعم از واجب و مستحب- بوده، از بدىها- گناهان و حتى مكروهات- بركنار و داراى اخلاق پيامبران و روحانيون [اهل معنويت] باشد و از اخلاق نادانان و اهل دنيا منزّه باشد، تا جايى كه با عمل و رفتارش مردم را به نيكىها ترغيب كند و از بدىها باز دارد و مردم از وى پيروى كنند، بخصوص اگر ارشاد كننده از علماى دين و رؤساى مذهب باشد؛ چرا كه اگر خداى نكرده برخلاف اين باشد و مردم ببينند كه عالم مدّعىِ جانشينى پيامبران و پيشوايى امت، به آنچه مىگويد عمل نمىكند، موجب تضعيف عقيده آنها مىگردد و جرأتشان را بر ارتكاب گناهان و بدگمانىشان را به پيشينيانِ صالح افزون مىسازد.
بنابراين، بر علما و به ويژه رؤساى مذهب است كه از مواضع تهمت بپرهيزند كه بزرگترين موضع تهمت، تقرّب جستن به سلاطين و رؤساى ستمكار است.[1]
از كجا آغاز كنيم؟
امر به معروف و نهى از منكر، فعاليت گستردهاى است كه مرز نمىشناسد و در صورت فراهم شدن شرايط آن بايد نسبت به همه انجام گيرد. از اين رو، چنانكه گفتيم آمر و ناهى لزومى ندارد كه «عادل» باشد و همچنين در آمر و ناهى شرط نيست كه خود به آنچه امر مىكند «عامل» و نسبت به آنچه نهى مىكند «تارك» باشد.[2]ولى ادب امر به معروف و نهى از منكر اقتضا مىكند كه انسان، در امر و نهى از راهش وارد شود، تا امر و نهى او در ديگران مؤثرتر و دلنشينتر باشد. بنابراين، اگر آمر و ناهى به ترتيب زير وارد شود شايستهتر خواهد بود.
1- اصلاح خود
مقتضاى ادب امر و نهى اين است كه آمر و ناهى در قدم نخست به اصلاح خود بپردازد. پس از آن به امر و نهى ديگران اقدام نمايد. چنانكه امير مؤمنان7مىفرمايد:
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 482، مسألة 15.
[2]همان، ص 475، مسألة 20.
«وَانْهَوْا غَيْرَكُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَناهَوا عَنْهُ، فَانَّما امِرْتُمْ بِالنَّهْىِ بَعْدَ التَّناهى»[1]
ديگران را نهى از منكر كنيد و خود نيز از آن بپرهيزيد؛ زيرا شما پس از اجتناب خود (از منكر) به نهى از منكر مأمور شدهايد.
2- اصلاح خانواده و نزديكان
شايسته است كه آمر و ناهى پس از اصلاح خود، امر و نهى خود را از خانواده و نزديكان خود شروع كند. در آيهاى از قرآن كريم مىخوانيم:
(يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً)[2]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خود و خانوادهتان را از آتش جهنّم حفظ كنيد.
در روايت است كه وقتى اين آيه شريف نازل شد، يكى از مسلمانان مىگريست و مىگفت:
من از حفظ و نجات خود عاجزم، چگونه خانوادهام را از آتش جهنم حفظ كنم؟ رسول خدا6به او فرمود:
آنچه را براى خود مىخواهى، به آنها امر كن و آنچه را كه از خود دور مىدارى آنها را نيز از آن نهى كن.[3]
در روايتى ديگر ابو بصير از امام صادق7پرسيد: چگونه مىتوانم طبق اين آيه، خانوادهام را از آتش حفظ كنم؟ حضرت پاسخ داد:
آنها را به اوامر الهى فراخوان و از نواهىاش باز دار. در اين صورت اگر از تو اطاعت كردند آنها را حفظ كردهاى و اگر اعتنايى به امر و نهى تو نكردند، تكليف خود را نسبت به آنان انجام دادهاى.[4]
[1]نهج البلاغه، خطبة 104، ص 312.
[2]تحرِیم (66)، آِیة 6.
[3]وسائل الشِیعه، ج 11، ص 418.
[4]همان.
در اينجا به بعضى از استفتاءاتى كه درباره امر و نهى خانواده و نزديكان از محضر امام خمينى قدس سره شده، مىپردازيم.
1- ... همسرم زياد به مسائل دينى اهميّت نمىدهد و بعضى اوقات پس از خيلى سر و صدا يك دفعه نماز مىخواند و چند دفعه نمىخواند ... وظيفه من چيست؟ آيا خوردن غذايى كه او درست مىكند از نظر شرعى جايز است؟ آيا در اين مورد، در روز قيامت، من مسؤول نيستم؟ آيا در اثر بىتوجهى او به دين، بايد او را طلاق داد؟
جواب- اگر منكر خدا يا رسول يا يكى از ضروريات دين نيست پاك است و بايد او را امر به معروف كنيد و اگر مؤثر نباشد شما معذور هستيد و لازم نيست طلاق دهيد و اختيار طلاق در دست خود شماست.[1]
2- اگر زنى در زندگى اوّلًا اطاعت از شوهر نكرد. ثانياً براى شوهرش ارزش قائل نبود. ثالثاً اسرار زندگى را در همه جا فاش نمود. رابعاً در زندگى مرتب دروغ گفت تكليف مرد از نظر شرعى با چنين زنى چيست؟
جواب- بايد او را امر به معروف و نهى از منكر نماييد.
3- زنى كه به مسائل شرعى مثل نماز و ديگر مسائل بىاهميت باشد. بخصوص نماز صبح را هيچگاه بپا نمىدارد، وظيفه شرعى شوهر او چيست؟
جواب- بايد او را امر به معروف نماييد و به خواندن نماز وادارش كنيد.[2]
4- ... پدرى دارم كه خوش اخلاق نيست ... در حق خانواده خود ظلم روا مىدارد و ...
نمىدانم چه كنم؟
جواب- حفظ احترام والدين و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهى از منكر، اگر مأيوس از تأثير باشيد تكليف ساقط است.[3]
5- آيا انسان مىتواند از نظر شرعى با خويشاوندانى كه بىتقوا و بىنماز و ضد انقلاباند از قبيل پدر، مادر، خواهر و غيره قطع رحم نمايد؟
[1]استفتاءات، ج 1، ص 487، س 15.
[2]همان، س 16.
[3]همان، 488، س 20.
جواب- قطع رحم جايز نيست، ولى بايد آنها را با مراعات موازين، امر به معروف و نهى از منكر نمايند.[1]
6- اگر ارحام انسان مرتكب فسق علنى شوند بهطورى كه معاشرت با آنها انسان را نيز در معرض گناه قرار دهد، آيا باز هم معاشرت با آنان واجب است؟
جواب- بايد سعى كند در گناه واقع نشود، بلكه آنان را ارشاد نمايد.[2]
7- بنده داراى چهار پسر عمو و يك دختر عمو مىباشم كه بهطور كلى اهل عبادت نيستند كه هيچ، اكثر درآمد آنها از قمار و خريد و فروش مواد مخدّر مىباشد و به مقدّسات مكتب من نيز توهين مىكنند و ... آيا من مىتوانم با ايشان آمد و رفت نمايم؟
جواب- قطع رحم نكنيد و تا مىتوانيد آنها را ارشاد نماييد.[3]
8- اگر يكى از اقوام انسان مبادرت به ارتكاب معصيت كند و نسبت به آن لاابالى باشد، تكليف ما نسبت به رابطه با او چيست؟
جواب- اگر احتمال بدهيد كه ترك معاشرت با او موقتاً، موجب خوددارى او از ارتكاب معصيت مىشود به عنوان امر به معروف و نهى از منكر واجب است و در غير اين صورت قطع رحم جايز نيست.[4]
[1]استفتاءات، ج 1، ص 488، س 18.
[2]همان، س 19.
[3]همان، ص 486 ـ س 13.
[4]رسالة اجوبة الاستفتائات، ص 230.