پرسش
1- منظور از حريم و دفاع از آن چيست؟
2- انواع تجاوز به حريم را بنويسيد.
3- دفاع از حريم در برابر انجام اعمال منافى عفّت چگونه است؟
4- سرك كشيدن حرام شامل چه مواردى است و دفاع از آن چگونه است؟
5- مراحل دفاع را نام ببريد.
بخش دوم
امر به معروف و نهى از منكر
هر عملى كه عقل و شرع آن را نيكو مىشمارد، «معروف» و هر عملى كه در دين مقدس اسلام به نيكى شناخته نشده، محكوم به زشتى باشد و عقل نيز آن را زشت و ناروا بشمارد، «منكر» ناميده مىشود. راغب مىنويسد:
«معروف هر كارى است كه عقل يا شرع نيكى آن را تأييد كند و منكر هر عملى است كه خردهاى سالم به زشتى آن قضاوت كنند و يا اسلام به زشتى آن حكم كند.»[1]
بنابراين هر عملى كه از ديدگاه عقل و شرع، پسنديده و مورد قبول باشد زير مجموعه معروف و هر كارى كه ناپسند و زشت باشد در محدوده منكر قرار مىگيرد.
در اين بخش از كتاب به احكام امر به معروف و نهى از منكر خواهيم پرداخت.
[1]مفردات، واژة «عرف» و «نکر».
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس دهم
اهميت، ضرورت و اقسام
اهميت و ضرورت امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر از عالىترين و والاترين واجبات است كه ساير واجبات دينى هم به سبب آن دو استوار مىگردد. وجوب امر به معروف و نهى از منكر از ضروريات دين است و در قرآن و اخبار نسبت به آن دو تأكيد فراوان شده است. در آيهاى از قرآن مىخوانيم:
(وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ امَّةٌ يَدْعُونَ الَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[1]
بايد از ميان شما جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.
در آيه ديگر مىخوانيم:
(كُنْتُمْ خَيْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ...)[2]
شما بهترين امت براى انسانها هستيد؛ (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد ....
[1]آل عمران (3)، آِیة 104.
[2]همان، آِیة 110.
از پيامبر اكرم6روايت شده كه فرمود:
«لا تَزالُ امَّتى بِخَيْرٍ ما امَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ، فَاذا لَمْ يَفْعَلُوا ذلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِى الْارْضِ وَ لا فِى السَّماءِ»[1]
امت من همواره در خير و خوشى خواهند بود، مادامى كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و همديگر را بر كار نيك يارى رسانند و آنگاه كه چنين نكنند بركات الهى از آنان سلب مىشود و بعضى بر بعض ديگر تسلط مىيابند و ديگر در زمين و آسمان ياورى نخواهند داشت.
انواع امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر از نظر حكم تكليفى و مقام اجرا به انواعى تقسيم مىشود:
الف- از نظر حكم تكليفى
1- واجب: امر به كارهايى كه عقل و شرع به وجوب آن حكم مىكنند و همچنين نهى از اعمالى كه از نظر عقل زشت بوده، يا از نظر شرع حرام باشد، واجب است.
2- مستحب: امر به كارهاى مستحب و نهى از اعمال مكروه، مستحب است.[2]
ب- از نظر اجرا
1- فردى: در اين نوع از امر و نهى، هر فرد به هنگام مواجهه با منكر يا ترك معروف، با اجتماع شرايطى كه خواهد آمد، موظف است امر به معروف و نهى از منكر كند.
2- گروهى: هرگاه برپايى واجب يا ريشهكنى منكر به اجتماع گروهى از افراد متوقف
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 462.
[2]همان، ص 463، مسألة 1.
باشد و كار فردى مؤثر واقع نشود، لازم است امر به معروف و نهى از منكر به صورت گروهى- و اجتماع تعدادى از افراد به قدر كفايت- انجام گيرد.[1]
3- دولتى: در زمان وجود حكومت اسلامى، در همه مواردى كه نهى از منكر به تصرف در جان و مال فاعل منكر توقف دارد و به برخورد فيزيكى منجر مىشود، امر و نهى به دولت و مسؤولان مربوط مانند نيروهاى انتظامى و دستگاه قضايى موكول مىشود.[2]
گروهى از فقها و از جمله حضرت امام قدس سره امر به معروف و نهى از منكر را واجب كفايى مىدانند؛ به اين معنا كه اگر بعضى از مكلفين به آن قيام كنند از ديگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگيرى از منكر موقوف بر اجتماع جمعى از مكلفين باشد، واجب است اجتماع كنند.[3]
گروهى ديگر نيز آن را واجب عينى دانستهاند.[4]
احكام امر و نهى واجب
1- اگر اقامه واجبى، يا ريشه كن كردن منكرى (در جامعه)، متوقف بر اين باشد كه عدهاى با هم در امر يا نهى اجتماع نمايند، با اقدام بعضى از آنان، وجوب ساقط نمىشود و بايد در اين جهت به مقدار كافى اجتماع كنند.[5]
2- اگر عدهاى- كمتر از مقدار كفايت- قيام كنند و بقيه با آنان همراهى ننمايند و جمع كردن بقيه نيز ممكن نباشد، واجب ساقط مىشود و گناه آن برعهده تخلف كنندگان باقى مىماند.[6]
[1]همان، ص 464، م 3 (اقتباس).
[2]اجوبة الاستفتاءات، آِیة الله العظمِی خامنهاِی، ج 1، ص 334، دار النبأ (اقتباس).
[3]توضِیح المسائل، مسألة 2787.
[4]ر.ک: جواهر الکلام، ج 21، ص 359.
[5]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 464، مسألة 3.
[6]همان، مسألة 4.
3- اگر شخص يا اشخاصى به وظيفه خود قيام كنند، ولى اثر نكند، امّا ديگرى يا ديگران احتمال تأثير بدهند، با اجتماع شرايط بر آنان واجب مىباشد.[1]
4- اگر شخصى قطع يا اطمينان پيدا كند كه ديگرى (براى انجام اين وظيفه) بپا خاسته، بر او واجب نيست بپاخيزد، ولى اگر خلاف قطعش آشكار شود، بر او واجب مىشود. و همچنين اگر قطع يا اطمينان پيدا كند كه كسى كه بپا خاسته، كفايت مىكند، (ديگر) بر او واجب نمىباشد، و اگر خلاف آن آشكار شود، واجب است.[2]
5- احتمال يا گمان به اينكه ديگرى قيام نموده، يا كسى كه قيام نموده كفايت مىكند كافى نيست؛ بلكه با احتمال دادن يا گمان داشتن نيز بر او واجب است؛ ولى اگر بيّنه (شهادت دو عادل) قائم شود كفايت مىكند.[3]
6- اگر برپا داشتن واجب يا بر كندن منكرى متوقف بر ارتكاب حرام يا ترك واجبى باشد ظاهر آن است كه بايد ملاحظه اهميت را نمايد.[4]
7- بيان كردن حكم شرعى يا مفاسد ترك واجب و انجام حرام، در سقوط واجب كفايت نمىكند؛ مگر اينكه عرف از بيان آنها با قراين، امر و يا نهى بفهمد، يا مقصود از امر و نهى كه انجام واجب و ترك منكر است، با بيان آنها حاصل شود. بلكه ظاهر آن است كه اگر به خاطر قرينه خاصى طرف از بيان آنها امر و نهى را بفهمد كفايت مىكند، اگرچه عرف از آن امر و نهى نفهمد.[5]
8- گفتن عبارتى مانند: «خدا تو را به نماز فرمان داده، يا تو را از خوردن شراب نهى كرده است.» كفايت نمىكند، مگر اينكه مقصود از امر و نهى حاصل شود، بلكه بايد دستور بدهد: «نماز بخوان»، يا «شراب نخور» و عبارتهايى از اين قبيل كه مفيد امر و نهى است.[6]
[1]همان، ص 464، مسألة 5.
[2]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 464، مسأله 6.
[3]همان، مسألة 7.
[4]همان، مسألة 9.
[5]همان، مسألة 11.
[6]همان، ص 465، مسألة 12.
9- در امر و نهى، قصد قربت و اخلاص، شرط نيست. اين دو، واجب توصّلى شمرده مىشوند، تا فساد ريشه كن شده و واجبات برپا گردد؛ البته اگر امر و نهى كننده قصد قربت و اخلاص هم داشته باشد به خاطر آن پاداش خواهد گرفت.[2]
[1]همان، مسألة 13.