3- اگر شخص يا اشخاصى به وظيفه خود قيام كنند، ولى اثر نكند، امّا ديگرى يا ديگران احتمال تأثير بدهند، با اجتماع شرايط بر آنان واجب مىباشد.[1]
4- اگر شخصى قطع يا اطمينان پيدا كند كه ديگرى (براى انجام اين وظيفه) بپا خاسته، بر او واجب نيست بپاخيزد، ولى اگر خلاف قطعش آشكار شود، بر او واجب مىشود. و همچنين اگر قطع يا اطمينان پيدا كند كه كسى كه بپا خاسته، كفايت مىكند، (ديگر) بر او واجب نمىباشد، و اگر خلاف آن آشكار شود، واجب است.[2]
5- احتمال يا گمان به اينكه ديگرى قيام نموده، يا كسى كه قيام نموده كفايت مىكند كافى نيست؛ بلكه با احتمال دادن يا گمان داشتن نيز بر او واجب است؛ ولى اگر بيّنه (شهادت دو عادل) قائم شود كفايت مىكند.[3]
6- اگر برپا داشتن واجب يا بر كندن منكرى متوقف بر ارتكاب حرام يا ترك واجبى باشد ظاهر آن است كه بايد ملاحظه اهميت را نمايد.[4]
7- بيان كردن حكم شرعى يا مفاسد ترك واجب و انجام حرام، در سقوط واجب كفايت نمىكند؛ مگر اينكه عرف از بيان آنها با قراين، امر و يا نهى بفهمد، يا مقصود از امر و نهى كه انجام واجب و ترك منكر است، با بيان آنها حاصل شود. بلكه ظاهر آن است كه اگر به خاطر قرينه خاصى طرف از بيان آنها امر و نهى را بفهمد كفايت مىكند، اگرچه عرف از آن امر و نهى نفهمد.[5]
8- گفتن عبارتى مانند: «خدا تو را به نماز فرمان داده، يا تو را از خوردن شراب نهى كرده است.» كفايت نمىكند، مگر اينكه مقصود از امر و نهى حاصل شود، بلكه بايد دستور بدهد: «نماز بخوان»، يا «شراب نخور» و عبارتهايى از اين قبيل كه مفيد امر و نهى است.[6]
[1]همان، ص 464، مسألة 5.
[2]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 464، مسأله 6.
[3]همان، مسألة 7.
[4]همان، مسألة 9.
[5]همان، مسألة 11.
[6]همان، ص 465، مسألة 12.
9- در امر و نهى، قصد قربت و اخلاص، شرط نيست. اين دو، واجب توصّلى شمرده مىشوند، تا فساد ريشه كن شده و واجبات برپا گردد؛ البته اگر امر و نهى كننده قصد قربت و اخلاص هم داشته باشد به خاطر آن پاداش خواهد گرفت.[2]
[1]همان، مسألة 13.
پرسش
1- معروف و منكر را تعريف كنيد.
2- اهميت امر به معروف و نهى از منكر را با ذكر آيهاى توضيح دهيد.
3- انواع امر به معروف و نهى از منكر را بيان كنيد.
4- در مواردى كه نهى از منكر به تصرف در جان و مال افراد بستگى دارد، اجراى آن به عهده كيست؟
5- منظور از كفايى بودن وجوب امر به معروف و نهى از منكر چيست؟
درس يازدهم
شرايط امر به معروف و نهى از منكر[1]
1- شناخت معروف و منكر (علم)
كسى كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند، بايد بداند آنچه شخص مكلّف به جا نمىآورد واجب است به جا آورد و آنچه به جا مىآورد بايد ترك كند. بنابراين، امر و نهى بر كسى كه معروف و منكر را نمىشناسد، واجب نيست.[1]
گستره و مصاديق معروف و منكر
معروف و منكر دايره بسيار وسيعى دارد و همه تعاليم اعتقادى، اخلاقى، عبادى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى اسلام را شامل مىشود.
اسلام چون نخواسته است، موضوع امر به معروف و نهى از منكر را به امور معين مثل عبادات، معاملات، اخلاقيات، محيط خانوادگى و ... محدود كند از كلمه عام «معروف» يعنى هر كار خير و نيك و نقطه مقابلش «منكر» يعنى هر كار زشت استفاده كرده است.[2]
مصاديق معروفهاى قابل توجه عبارتند از: ايمان به مبدأ و معاد، نماز و روزه، خمس و زكات، نيكى به پدر و مادر، صله رحم، اطاعت از رهبرى، وجدان كار و انضباط اجتماعى و اقتصادى، حضور در صحنه و حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى، احترام به قوانين و مقررات، دقت در حفظ بيتالمال و ....
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 465.
[2]حماسة حسِینِی، شهِید مطهرِی (ره)، ج 2، ص 77.
مصاديق منكرات قابل توجه نيز عبارتند از: بىايمانى، غيبت، تهمت، شايعه پراكنى، سهل انگارى در اداى واجبات، ترويج فساد و ابتذال فرهنگى، اسراف و تبذير، خيانت، قانون شكنى، تخلف از قوانين و مقررات، تضعيف نظام اسلامى، سهل انگارى در انجام وظيفه، رشوهخوارى، پارتى بازى، نداشتن تعهد كارى، سوء استفاده از موقعيت و ....
مقام معظم رهبرى حضرت آيتالله خامنهاى در ترسيم دايره منكرات مىفرمايد:
منكرات، هم اخلاقى، هم سياسى و هم اقتصادى است ... تخلفها تنها تخلفهاى فردى نيست.
بالاترين تخلفها، تخلفها و جرائمى است كه پايههاى نظام را سست مىكند؛ نا اميد كردن مردم، مأيوس كردن دلهاى اميدوار، كج نشان دادن راه راست، گمراه كردن انسانهاى مؤمن و با اخلاص، سوء استفاده كردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامى، كمك كردن به دشمن، مخالفت كردن با احكام اسلامى و پياده شدن مقررات اسلام، تلاش براى به فساد كشاندن نسل مؤمن، منكرهاى مهم است.[1]
ضرورت فراگيرى نحوه اجرا
آمر و ناهى براى اينكه در امر و نهىخود، مرتكب منكرنشود، واجب است امور زير را بياموزد:
1- شرايط امر به معروف و نهى از منكر
2- موارد واجب بودن و نبودن امر و نهى
3- موارد جايز بودن و نبودن امر و نهى.[2]
احكام مربوط به شناخت معروف و منكر
1- در شناخت معروف و منكر فرقى بين «يقين»، «راههاى معتبر اجتهادى» و «تقليد» وجود ندارد. از اين رو، انسان از هر يك از راههاى ياد شده معروف و منكر را بشناسد، امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب مىشود. بنابراين؛ امر و نهى در موارد زير واجب است:
الف- اگر يقين كند كه عملى، واجب يا حرام است.
ب- اگر از راههاى معتبر اجتهادى واجب يا حرام بودن عملى را به دست آورد.
[1]پاسدار اسلام، سال 11، شماره 129، ص 17.
[2]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 467، مسألة 8.
ج- اگر دو نفر از مجتهدى تقليد كنند كه قائل به وجوب عينى نماز جمعه است و يكى از آنها نماز جمعه را ترك كند، بر ديگرى واجب است او را به خواندنش امر كند، همچنين اگر مجتهد آنها نوشيدن آب انگورى را كه با آتش جوشيده، حرام بداند، در عين حال يكى مرتكب آن شود، بر ديگرى واجب است او را نهى كند.[1]
2- اگر مسأله مورد اختلاف باشد و انسان احتمال دهد كه رأى يا تقليد فاعل يا تارك با رأى يا تقليد او مخالف است و آنچه انجام داده، نزدش جايز بوده است، در اين صورت امر و نهى واجب نبوده بلكه جايز نيست، تا چه رسد به اينكه نسبت به اين اختلاف علم داشته باشد.[2]
3- اگر مسأله، مورد اختلاف نباشد، ولى احتمال دهد كه شخص مرتكب، حكم مسأله را نمىدانسته، در اين صورت امر و نهى او واجب است*، به ويژه اگر (در ندانستن حكم) مقصّر باشد و مطابق احتياط است كه اول او را به حكم مسأله ارشاد كند، سپس در صورت اصرار به آن، او را نهى از منكر نمايد، به ويژه اگر (جاهل) قاصر باشد.[3]
4- اگر انجام دهنده منكر، حكم الهى را مىداند، ولى جاهل به موضوع است و به گناه بودن مورد خاصى كه بدان اشتغال دارد، توجه ندارد، در اينجا نهى كردن و آگاه كردن او به موضوع واجب نيست** مگر آنكه عمل از چيزهايى باشد كه شارع مقدس، اهميت زيادى به آن مىدهد مانند كشتن انسان بىگناه كه در اين صورت نهى از منكر واجب است.[4]
2- احتمال تأثير
منظور از «احتمال تأثير» آن است كه آمر و ناهى احتمال دهد، امر او در تارك معروف، اثر كرده، او را به طرف نيكى سوق مىدهد و نهى او در فاعل منكر، اثر كرده، او را از ارتكاب خلاف باز مىدارد. بنابراين، اگر بداند يا مطمئن باشد كه امر و نهى او تأثير نمىگذارد، تكليفى ندارد.[5]
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 466، مسأله 1.
[2]همان، مسألة 2.
*- مثل کسِی که از روِی بِیاطلاعِی از وجوب نماز آِیات، آن را ترک کرده است.
[3]همان، مسأله 3.
**- مثل آنکه مِیداند غنا حرام است، ولِی نمِیداند اِین صداِیِی که مِیشنود غناست و به آن گوش مِیدهد. ِیا مِیداند شراب حرام است، ولِی نمِیداند ماِیعِی که مِینوشد شراب است.
[4]همان، مسألة 4.
[5]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 467.
روشهاى امر و نهى
بر آمر و ناهى لازم است كه روشهاى امر و نهى را بياموزد و شايسته نيست كه به بهانه عدم تأثير، از زير بار مسؤوليت، شانه خالى كند. برخى از روشهاى امر و نهى عبارتند از:
1- خواهش و موعظه: اگر آمر و ناهى بداند كه امر و نهى او تنها با «خواهش و موعظه» تأثير مىگذارد، بايد از اين روش استفاده كند.[2]
2- تكرار: اگر بداند، يا احتمال دهد كه امر و نهى او با «تكرار» تأثير خواهد داشت، بايد امر و نهى را تكرار كند.[3]
3- استفاده از افراد داراى صلاحيت: اگر بداند كه امر به معروف خودش در موردى اثر ندارد، ولى امر كردن شخص ديگر در او تأثير مىكند، واجب است به او امر كند و از او بخواهد كه در آن مورد امر به معروف كند. البته در صورتى كه ساير شرايط، وجود داشته باشد.[4]
4- امر و نهى علنى: اگر بداند، يا احتمال دهد كه نهى او تنها در حضور جمع تأثير مىگذارد. چنانچه فاعل منكر، متجاهر بوده و آشكارا خلاف كرده باشد، امر و نهى او به صورت علنى جايز، بلكه واجب است، ولى اگر متجاهر نباشد، وجوب بلكه جواز امر و نهى (به صورت علنى) مورد اشكال است.[5]
5- اهمّ و مهمّ و دفع افسد به فاسد: اگر تأثير امر و نهى، بر ارتكاب حرام، يا ترك واجب، متوقف باشد، جايز نيست و وجوب، ساقط است، مگر آنكه مسأله از امور بسيار مهمى باشد كه شارع مقدّس به تخلّف از آن راضى نباشد مثل قتل انسان بىگناه، ولى آنچه را براى نهى از قتل مرتكب مىشود بدين اهميت نباشد، مثل اينكه براى جلوگيرى از قتل انسانى، لازم باشد وارد خانه ديگران شود.[6]
6- كنايهگويى (به در بگو ديوار بشنود): اگر بداند كه امر و نهى او نسبت به كسى كه معروف را ترك كرده و يا مرتكب منكر شده، تأثيرى ندارد؛ امّا نسبت به شخص ديگر
[1]همان، مسألة 3.
[2]همان، مسألة 5.
[3]همان، ص 468، مسألة 10.
[4]تحرِیر الوسِیله، ج 1، مسألة 6.
[5]همان، ص 468 ـ 469، مسائل 7 و 12.
- به شرطى كه روى سخن با او نباشد- مؤثر واقع مىشود، واجب است به انگيزه تأثير در شخص دوم، سخن خود را به اوّلى متوجّه سازد.[1]
احكام مربوط به احتمال تأثير
1- وجوب امر به معروف و نهى از منكر، با گمان به تأثير نداشتن، ساقط نمىشود، هر چند اين گمان، قوى باشد. بنابراين، با احتمال مورد توجه در نزد عقلا، امر و نهى واجب مىشود.[2]
2- اگر بداند كه امر و نهى او هم اكنون مؤثر نيست، ولى مىداند يا احتمال مىدهد كه اگر او را امر يا نهى كند، نسبت به آينده مؤثر خواهد بود، امر و نهى واجب است.[3]
3- اگر مىداند نهى از منكر نه تنها باعث ترك منكر نمىشود، بلكه موجب اصرار بيشتر بر گناه مىشود و مىداند كه با «امر به منكر» او منكر را ترك مىكند، لازم است به جاى نهى از منكر، امر به منكر كند.[4]
سؤال- كسى كه مىخواهد شخصى را امر به معروف و نهى از منكر نمايد، آيا بايد قدرت بر آن را داشته باشد؟ در چه زمانى امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب مىشود؟
جواب- آمر به معروف و نهى كننده از منكر بايد عالم به معروف و منكر باشد و همچنين بداند كه فاعل منكر هم به آن علم دارد و در عين حال عمداً و بدون عذر شرعى مرتكب آن مىشود، و زمانى اقدام به امر و نهى واجب مىشود كه احتمال تأثير امر به معروف و نهى از منكر در مورد آن شخص داده شود و ضررى براى خود او نداشته باشد و در اين مورد بايد تناسب بين ضرر احتمالى و اهميّت معروفى كه به آن امر مىنمايد يا منكرى كه از آن نهى مىكند را ملاحظه نمايد. در غير اين صورت امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب نيست.[1]
[1]همان، ص 468، مسألة 9.
[2]همان، ص 467، مسألة 1.
[3]همان، ص 468، مسألة 8.
[4]همان، ص 469، مسألة 13.
[5]رسالة اجوبة الاستفتائات، ص 230.