بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

ضرورى گشته و هر مسلمانى بايد بداند با زنان و مردان محرم و نامحرم در محيط كار، دانشگاه و دبيرستان، محيطهاى ورزشى و هنرى در كوچه و خيابان و حتى در ميادين نبرد و مانند آن چگونه برخورد كند كه طبق دستور خداوند و مورد رضايت او باشد.

شرع مقدس اسلام، درباره همه انواع متصور ارتباط زن و مرد، قانون وضع كرده و همه را به اطاعت از آن فرا خوانده است. گزيده اين قوانين كه بيشتر مورد مراجعه و به اصطلاح «مبتلا به» است، در رساله‌هاى عمليه (توضيح المسائل) مراجع معظم تقليد و يا در كتابهايى كه استفتائات از ايشان و پاسخ آنان جمع‌آورى گرديده، بيان شده است.

در كتاب حاضر، ابتدا مطلبى درباره موقعيت اجتماعى زن بيان مى‌گردد و سپس احكام نگاه كردن، پوشش، ارتباطات تحصيلى و شغلى و اجتماعى مردان و زنان، موسيقى، پزشكى و مانند آن مى‌آيد. همه موارد، بر اساس نظرات حضرت امام خمينى (ره) و مقام معظم رهبرى ايده اللَّه تنظيم گرديده و اگر بين فتاواى ايشان اختلافى وجود داشته، در پاورقى ياد آور شده است. گاه به جهت اهميت موضوع، نظر برخى ديگر از مراجع معظم تقليد نيز زينت بخش صفحات شده است.

منابع اين كتاب، رساله‌ها و كتابهاى استفتاء از حضرت امام و مقام معظم رهبرى[1]است. در مواردى كه به جز اين كتابها آدرس داده شده، پرسش در استفتائاتى بوده كه نويسنده آن كتاب‌ها شخصاً از مقام معظم رهبرى داشته و اصل استفتاء و پاسخ آن در نزد وى موجود مى‌باشد.

بديهى است نظرات، انتقادها، پيشنهادها و پرسش‌هاى شما فراگيران محترم و مربيان عزيز، بهترين ياور ما در رفع نواقص و تكميل كتاب خواهد بود.

پژوهشكده تحقيقات اسلامى

[1]. در اِین‌جا مناسب است پرسشِی که از دفتر مقام معظم رهبرِی شده و نِیز پاسخ دفتر، عِیناً آورده شود:

پرسش: من به سن تکلِیف رسِیده‌ام و ماِیل به تقلِید از مقام معظم رهبرِی – دام ظله – هستم. با توجه به اِین‌که رساله معظم له در دسترس نِیست چگونه باِید به فتاواِی اِیشان عمل کنم؟

پاسخ: ترجمه کتاب اَجوِبة الاستفتائات (احکام عبادات و معاملات به صورت پرسش و پاسخ)، مناسک حج و جزوه راهنماِی فتاوا (برخِی از موارد که نظر مقام معظم رهبرِی «مدظله» با فتاواِی حضرت امام خمِینِی (ره) تفاوت دارد) چاپ شده است و در دسترس همگان مِی‌باشد و در مسائلِی که علم به اختلاف فتاوِی ندارِید، مِی‌توانِید به رساله حضرت امام قدس سره مراجعه نموده ِیا به صورت کتبِی ِیا شفاهِی ِیا از طرِیق اِینترنت استفتا نماِیِید. (ساِیت hayaliw، بخش ساِیر استفتائات)


صفحه 13

درس اول

موقعيت اجتماعى زنان‌

آنگاه كه نهال اسلام در سرزمين وحى روييد و بالنده شد، دست زنان را گرفت و تا مرتبه مردان بالا آورد؛ همان مرتبه‌اى كه شايستگى‌اش را داشتند و خداوند هستى بخش براى آنان مقرر كرده بود. اما ظلمت انديشانى كه به گزاف بر جاى رهبران اسلام و خاندان وحى تكيه زدند، دوباره كرسى منزلت زن را كه با تلاش طاقت فرساى پيامبر اكرم و امامان معصوم استوار گشته بود، شكستند و او را به پايين‌ترين درجات ممكن در حد حيوانات تنزل دادند و در نگه داشتن زن در اين رتبه پست اصرار ورزيدند. تا بتوانند با شكستن شخصيت و عزت و مقام اين مربى انسان[1]و مظهر تحقق آمال بشر،[2]از وجود او براى رسيدن به لذات دنيايى خود بيشترين سود را ببرند و نقش او را در سرنوشت جامعه بى اثر كنند.

تا پيش از وقوع انقلاب اسلامى، «فريبايى»[3]و «آزادى»[4]زن (از قيودات مذهبى)، تنها رسالت زن مدرن اعلام شد و كوشيده مى‌شد با برداشتن همه موانع موجود در اين راه، او را در رسيدن به نهايت فريبا بودن و جلوه‌گرى و بى قيدى، يارى رسانند: برداشتن پوشش اسلامى و حتى ملى از دختران و زنان، اختلاط دختران و پسران جوان در تشكيلات گوناگون و از جمله شير و خورشيد سرخ و پيشاهنگى، صدور مجوز رسمى براى دانسينگ‌ها، كاباره‌ها، مشروب فروشى‌ها، قمارخانه‌ها و خانه‌هاى فساد و

[1]. صحِیفه نور، ج 6، ص 186 و ج 9، ص 155

[2]. همان، ج 9، ص 155

[3]. همان، ج 6، ص 186

[4]. همان، ص 194


صفحه 14

عشرتكده‌ها، چاپ تصاوير عريان و نيمه عريان و مهيج زنانِ به اصطلاح هنر پيشه در نشريات كشور، پخش فيلم‌هاى مستهجن از رسانه ملى و در سينماها و مانند آن،[1]از جمله برنامه‌هاى رژيم حاكم در اين مسير بود. حكومت مقلد غرب در ايران، مى‌خواست همانند غرب، به اقتصاد و لذت بينديشد و به همين بهانه عده‌اى از زنان را از خانه‌ها به صحن اجتماع كشاند و نام آن را سهيم كردن زنان در سازندگى كشور نهاد. اما اين بذر آفت زده، جز سستى بنياد خانواده، استفاده ابزارى صاحبان قدرت و ثروت از زيبايى‌هاى زن براى تبليغ كالاى مادى و فرهنگى خود و سرانجام افسون جوانان در مقابل فريبندگى و فريبايى دختران و زنان فريب خورده حاصلى نداد! نتيجه ديگر اين خيانت، آن شد كه مؤمنان بسيارى از ترس ورود زنان و دختران خود در چنين لجنزارى، مجبور به ايجاد محدوديت براى ايشان شدند و حفظ ايمان و آبرو را بر تحصيل دانش و دست يابى به پست‌هاى ادارى و مانند آن در جامعه پهلوى ترجيح دادند. مصيبت ديگر آن كه شمار قابل توجهى از همين افراد مؤمن، نادانسته به مرور لفظ «ضعيفه» را براى زن به كار بردند و با همين ديد به آنان نگريستند! لكن امام خمينى (ره) با ديد جامع و صحيحى كه از زلال قرآن و سنت يافته بود، توانست با ايجاد انقلاب فرهنگى همزمان با انقلاب سياسى گرد و خاك‌هاى فتنه و ناراستى را كه از سر شهوت پرستى برخاسته بود، فرو بنشاند و جايگاه حقيقى و ارزشمند بانوان را به آنان بنمايد و شخصيت از دست رفته‌شان را باز ستاند و بدانان بازگرداند.

ايشان با قدرتى كه ريشه در ملكوت داشت، هم به زنان عزت بخشيد و هم به آنان در صحنه‌هاى سرنوشت ساز نهضت، اعم از راهپيمايى‌ها عليه رژيم طاغوت، سرنگونى رژيم شاه، رأى‌گيرى براى نوع حكومت جديد (جمهورى اسلامى) و تصويب قانون اساسى و سپس دفاع مقدس و ديگر صحنه‌هاى كارساز و حياتى نظام جمهورى اسلامى نقشى برابر مردان داد.

بدين سان در عمل ثابت شد كه زنان مؤمن مى‌توانند و بايد همپاى مردان مؤمن، آن‌

[1]. ر. ک: صحِیفه نور، ج 10، ص 87 و 56 و ج 11، ص 5 و ج 6، ص 181؛ جاِیگاه زن در اندِیشه امام خمِینِی، ص 223270


صفحه 15

چنان كه شايسته يك انسان با اراده، مستقل، عزيز، پاك و فرهيخته است، در لحظه لحظه عمر جامعه اسلامى حضور داشته باشند و «امروز به بركت نهضت اسلامى، زن، عضو مؤثر جامعه، تا حدودى مقام خود را يافته است.»[1]

حضور چشمگير و برابر زنان و دختران با مردان در همه مقاطع تحصيلى موجود، حضور مؤثر در مجامع علمى كشور و جهان، ميدان‌هاى ورزشى، هنرى و ادارات و ...، نشان مى‌دهد كه بانوان كشور اسلامى ايران به غالب حقوق اساسى خود، از جمله «حق تعيين سرنوشت» «حق مشاركت سياسى» «حق انتخاب شغل»، «حق تصرف در اموال» و حق وكالت طلاق و حقوق خانوادگى دست يافته‌اند و به دارايى، اختيار و احترام رسيده‌اند.

سخنان فراوان امام خمينى (ره) مبنى بر جواز و حتى ضرورت حضور زن در كارهاى اجتماعى و سياسى و نيز مخالفت نكردن مراجع عظام ديگر با حضور زنان در جامعه، گوياى آن است كه شرع مقدس اسلام بدون شك حق حضور اجتماعى را براى زنان محفوظ مى‌داند، اما مهم آن است كه حضور قدرتمند و قانون‌مند و منطبق بر فرهنگ اصيل و انسان‌ساز اسلامى باشد تا زمينه‌هاى رشد شخصيت و كمال جامعه زنان و به تبع آن، جامعه انسانى را فراهم آورد، چرا كه «قوانين اسلام همه به صلاح زن و مرد است».

تنها بايد «چشم‌ها را شست» و با نگاهى خالى از تعصبات و هواهاى نفسانى و پيش داورى‌ها بدان نگريست تا راه را به ما بنمايد و درهاى بسته زمين و آسمان را به رويمان بگشايد و بر خوان گسترده هدايت قرآنى صلايمان دهد.

در چنين بستر و فضايى است كه آدمى در مى‌يابد عمر كوتاه و چون برق گذران خود را چگونه سپرى كند و راه برگرفتن توشه براى جهان ابدى را از كه بياموزد،(وَ تَزَوَّدُوا فَانَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقوى‌)(بقره/ 197)

از توصيه هاى خاص پيامبر اكرم و ائمه هدى به مؤمنان، فراگيرى احكام و فروع دين و فهم عميق آنها است و نبى مكرم اسلام، تحصيل علم را واجب و حتى تا پايان عمر لازم مى‌داند.[2]اما يكى از علومى كه فراگيرى آن تا رفع نياز انسان واجب است و در روز

[1]. صحِیفه نور، ج 12، ص 72

[2]. نهج الفصاحه، ح 327


صفحه 16

حساب، از آن پرسيده مى‌شود، احكام است.[1]مراجع بزرگوار شيعه به اين علم اهتمام‌زيادى داشته، رساله‌هاى فقهى خود را بر اساس آن تدوين مى‌كنند و در اختيار مردم قرار مى‌دهند.

از طرف ديگر چون «مسائلى را كه انسان غالباً به آنها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد»[2]و همان گونه عمل كند، هر مسلمانى به جز آنان كه خود مى‌توانند احكام دينى را از روى دليل به دست آورند، يعنى مجتهدان بر اساس عقل و دين، يكى از مراجع تقليد را به عنوان مرجع دينى خود بر مى‌گزيند و متعهد و ملتزم مى‌شود به فتاواى او عمل كند.

در درسهاى بعدى، احكام روابط زن و مرد، طبق رساله امام خمينى (ره) و فتاواى حضرت آية اللَّه العظمى خامنه‌اى بيان مى‌گردد.

[1]. کافِی، ج 1، ص 32

[2]. توضِیح المسائل، امام خمِینِی، مسئله 11


صفحه 17

پرسش‌

1. دين اسلام چگونه مقام و منزلت زنان را بدانان باز گرداند؟

2. تفاوت شيوه‌هاى جهان جاهليت با جهان مدرن امروز در پايين بردن منزلت زن چيست؟

3. زنان چگونه مى‌توانند با حفظ ايمان و شخصيت انسانى خود در جامعه حضور فعال داشته باشند؟

4. فراگرفتن كدام دسته از احكام الهى بر هر انسانى واجب است؟

5. چرا حضرت امام (ره) به حضور زنان در فعاليت‌هاى سياسى و اجتماعى سفارش مى‌فرمودند؟


صفحه 18

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 19

درس دوم

احكام نگاه‌كردن‌

خداوند هستى بخش در مقام بر شمردن نعمت‌هاى بزرگ خود به انسان، از جمله به دو چشم او اشاره مى‌كند و مى‌فرمايد:(الَمْ نَجعَلْ لَهُ عَينَين)(بلد/ 8)؛ يعنى آيا ما به او دو چشم نداديم؟ اين آيه شريفه كه در قالب پرسش تأكيدى بيان شده، با يادآورى نعمت‌هاى خداوند، آدمى را از غرور و كفران نعمت باز داشته، حس شكرگزارى را در درون جانش بر مى‌انگيزد.[1]

سپس در آيات ديگرى از او مى‌خواهد كه علاوه بر انجام امور روزمره كه لازمه ادامه زندگى است نگاه خود را متوجه عظمت آفرينش كند و در هستى با بصيرت و تفكر بنگرد: آيا به شتر نمى‌نگريد كه چگونه خلق شده؟[2]آيا در زمين به سير و سياحت نمى‌پردازيد تا سرانجام اقوام پيشين را كه از شما قدرتمندتر بودند ببينيد؟[3]آيا به آسمان‌ها نگاه نمى‌كنيد كه چگونه بنا شده و چنين زيبا زينت شده‌اند؟ ...[4]تا با درك عظمت آفرينش و قدرت قاهره خداوند بر تمامى آفريدگان،[5]جايگاه خود را بهتر بشناسد و مسيرى را در پيش گيرد كه رضايت الهى در آن است و به فرجامى نيك مى‌انجامد.

اما همين چشم كه بيشتر آگاهى‌هاى بشرى از طريق آن به حافظه انسان سپرده مى‌شود و او را به مراتب بلند علم و عرفان مى‌رساند، مى‌تواند با كسب اطلاعات غيرمفيد

[1]. تفسِیر نمونه، ج 7، ص 15

[2].أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ(غاشِیه/ 17)

[3].أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً...(روم/ 9)

[4].أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ(ق/ 6)

[5]. ترجمه تفسِیر المِیزان، ج 18، ص 503