عشرتكدهها، چاپ تصاوير عريان و نيمه عريان و مهيج زنانِ به اصطلاح هنر پيشه در نشريات كشور، پخش فيلمهاى مستهجن از رسانه ملى و در سينماها و مانند آن،[1]از جمله برنامههاى رژيم حاكم در اين مسير بود. حكومت مقلد غرب در ايران، مىخواست همانند غرب، به اقتصاد و لذت بينديشد و به همين بهانه عدهاى از زنان را از خانهها به صحن اجتماع كشاند و نام آن را سهيم كردن زنان در سازندگى كشور نهاد. اما اين بذر آفت زده، جز سستى بنياد خانواده، استفاده ابزارى صاحبان قدرت و ثروت از زيبايىهاى زن براى تبليغ كالاى مادى و فرهنگى خود و سرانجام افسون جوانان در مقابل فريبندگى و فريبايى دختران و زنان فريب خورده حاصلى نداد! نتيجه ديگر اين خيانت، آن شد كه مؤمنان بسيارى از ترس ورود زنان و دختران خود در چنين لجنزارى، مجبور به ايجاد محدوديت براى ايشان شدند و حفظ ايمان و آبرو را بر تحصيل دانش و دست يابى به پستهاى ادارى و مانند آن در جامعه پهلوى ترجيح دادند. مصيبت ديگر آن كه شمار قابل توجهى از همين افراد مؤمن، نادانسته به مرور لفظ «ضعيفه» را براى زن به كار بردند و با همين ديد به آنان نگريستند! لكن امام خمينى (ره) با ديد جامع و صحيحى كه از زلال قرآن و سنت يافته بود، توانست با ايجاد انقلاب فرهنگى همزمان با انقلاب سياسى گرد و خاكهاى فتنه و ناراستى را كه از سر شهوت پرستى برخاسته بود، فرو بنشاند و جايگاه حقيقى و ارزشمند بانوان را به آنان بنمايد و شخصيت از دست رفتهشان را باز ستاند و بدانان بازگرداند.
ايشان با قدرتى كه ريشه در ملكوت داشت، هم به زنان عزت بخشيد و هم به آنان در صحنههاى سرنوشت ساز نهضت، اعم از راهپيمايىها عليه رژيم طاغوت، سرنگونى رژيم شاه، رأىگيرى براى نوع حكومت جديد (جمهورى اسلامى) و تصويب قانون اساسى و سپس دفاع مقدس و ديگر صحنههاى كارساز و حياتى نظام جمهورى اسلامى نقشى برابر مردان داد.
بدين سان در عمل ثابت شد كه زنان مؤمن مىتوانند و بايد همپاى مردان مؤمن، آن
[1]. ر. ک: صحِیفه نور، ج 10، ص 87 و 56 و ج 11، ص 5 و ج 6، ص 181؛ جاِیگاه زن در اندِیشه امام خمِینِی، ص 223270
چنان كه شايسته يك انسان با اراده، مستقل، عزيز، پاك و فرهيخته است، در لحظه لحظه عمر جامعه اسلامى حضور داشته باشند و «امروز به بركت نهضت اسلامى، زن، عضو مؤثر جامعه، تا حدودى مقام خود را يافته است.»[1]
حضور چشمگير و برابر زنان و دختران با مردان در همه مقاطع تحصيلى موجود، حضور مؤثر در مجامع علمى كشور و جهان، ميدانهاى ورزشى، هنرى و ادارات و ...، نشان مىدهد كه بانوان كشور اسلامى ايران به غالب حقوق اساسى خود، از جمله «حق تعيين سرنوشت» «حق مشاركت سياسى» «حق انتخاب شغل»، «حق تصرف در اموال» و حق وكالت طلاق و حقوق خانوادگى دست يافتهاند و به دارايى، اختيار و احترام رسيدهاند.
سخنان فراوان امام خمينى (ره) مبنى بر جواز و حتى ضرورت حضور زن در كارهاى اجتماعى و سياسى و نيز مخالفت نكردن مراجع عظام ديگر با حضور زنان در جامعه، گوياى آن است كه شرع مقدس اسلام بدون شك حق حضور اجتماعى را براى زنان محفوظ مىداند، اما مهم آن است كه حضور قدرتمند و قانونمند و منطبق بر فرهنگ اصيل و انسانساز اسلامى باشد تا زمينههاى رشد شخصيت و كمال جامعه زنان و به تبع آن، جامعه انسانى را فراهم آورد، چرا كه «قوانين اسلام همه به صلاح زن و مرد است».
تنها بايد «چشمها را شست» و با نگاهى خالى از تعصبات و هواهاى نفسانى و پيش داورىها بدان نگريست تا راه را به ما بنمايد و درهاى بسته زمين و آسمان را به رويمان بگشايد و بر خوان گسترده هدايت قرآنى صلايمان دهد.
در چنين بستر و فضايى است كه آدمى در مىيابد عمر كوتاه و چون برق گذران خود را چگونه سپرى كند و راه برگرفتن توشه براى جهان ابدى را از كه بياموزد،(وَ تَزَوَّدُوا فَانَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقوى)(بقره/ 197)
از توصيه هاى خاص پيامبر اكرم و ائمه هدى به مؤمنان، فراگيرى احكام و فروع دين و فهم عميق آنها است و نبى مكرم اسلام، تحصيل علم را واجب و حتى تا پايان عمر لازم مىداند.[2]اما يكى از علومى كه فراگيرى آن تا رفع نياز انسان واجب است و در روز
[1]. صحِیفه نور، ج 12، ص 72
[2]. نهج الفصاحه، ح 327
حساب، از آن پرسيده مىشود، احكام است.[1]مراجع بزرگوار شيعه به اين علم اهتمامزيادى داشته، رسالههاى فقهى خود را بر اساس آن تدوين مىكنند و در اختيار مردم قرار مىدهند.
از طرف ديگر چون «مسائلى را كه انسان غالباً به آنها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد»[2]و همان گونه عمل كند، هر مسلمانى به جز آنان كه خود مىتوانند احكام دينى را از روى دليل به دست آورند، يعنى مجتهدان بر اساس عقل و دين، يكى از مراجع تقليد را به عنوان مرجع دينى خود بر مىگزيند و متعهد و ملتزم مىشود به فتاواى او عمل كند.
در درسهاى بعدى، احكام روابط زن و مرد، طبق رساله امام خمينى (ره) و فتاواى حضرت آية اللَّه العظمى خامنهاى بيان مىگردد.
[1]. کافِی، ج 1، ص 32
[2]. توضِیح المسائل، امام خمِینِی، مسئله 11
پرسش
1. دين اسلام چگونه مقام و منزلت زنان را بدانان باز گرداند؟
2. تفاوت شيوههاى جهان جاهليت با جهان مدرن امروز در پايين بردن منزلت زن چيست؟
3. زنان چگونه مىتوانند با حفظ ايمان و شخصيت انسانى خود در جامعه حضور فعال داشته باشند؟
4. فراگرفتن كدام دسته از احكام الهى بر هر انسانى واجب است؟
5. چرا حضرت امام (ره) به حضور زنان در فعاليتهاى سياسى و اجتماعى سفارش مىفرمودند؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس دوم
احكام نگاهكردن
خداوند هستى بخش در مقام بر شمردن نعمتهاى بزرگ خود به انسان، از جمله به دو چشم او اشاره مىكند و مىفرمايد:(الَمْ نَجعَلْ لَهُ عَينَين)(بلد/ 8)؛ يعنى آيا ما به او دو چشم نداديم؟ اين آيه شريفه كه در قالب پرسش تأكيدى بيان شده، با يادآورى نعمتهاى خداوند، آدمى را از غرور و كفران نعمت باز داشته، حس شكرگزارى را در درون جانش بر مىانگيزد.[1]
سپس در آيات ديگرى از او مىخواهد كه علاوه بر انجام امور روزمره كه لازمه ادامه زندگى است نگاه خود را متوجه عظمت آفرينش كند و در هستى با بصيرت و تفكر بنگرد: آيا به شتر نمىنگريد كه چگونه خلق شده؟[2]آيا در زمين به سير و سياحت نمىپردازيد تا سرانجام اقوام پيشين را كه از شما قدرتمندتر بودند ببينيد؟[3]آيا به آسمانها نگاه نمىكنيد كه چگونه بنا شده و چنين زيبا زينت شدهاند؟ ...[4]تا با درك عظمت آفرينش و قدرت قاهره خداوند بر تمامى آفريدگان،[5]جايگاه خود را بهتر بشناسد و مسيرى را در پيش گيرد كه رضايت الهى در آن است و به فرجامى نيك مىانجامد.
اما همين چشم كه بيشتر آگاهىهاى بشرى از طريق آن به حافظه انسان سپرده مىشود و او را به مراتب بلند علم و عرفان مىرساند، مىتواند با كسب اطلاعات غيرمفيد
[1]. تفسِیر نمونه، ج 7، ص 15
[2].أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ(غاشِیه/ 17)
[3].أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً...(روم/ 9)
[4].أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ(ق/ 6)
[5]. ترجمه تفسِیر المِیزان، ج 18، ص 503
و يا غير مجاز، زمينهساز ايستايى، عقب روى و سرانجام انحطاط و سقوط او را فراهم آورد. حديث مشهور «نگاه حرام، تيرى از تيرهاى شيطان است»[1]و مانند آن به صراحت بر اين نكته اشاره دارند. از همين رو در همه اديان الهى از آغاز تا كنون حدودى را براى نگاه تعريف كردهاند كه از جمله آن، ممنوع بودن نگاه نامحرمان و حتى محرمها به تمام يا قسمتى از بدن ديگران است.
قرآن كريم نيز از مؤمنان مرد و زن[2]مىخواهد تا چشم خود را از آنچه بدان اجازه ندارند، فرو گيرند:(قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ)(نور/ 30) و در ادامه آيه، به كسانى كه نگاه هوسآلود و آگاهانه به زنان نامحرم مىافكنند و آن را غيراختيارى قلمداد مىكنند، اخطار مىكند: خداوند از آنچه انجام مىدهيد مسلماً آگاه است:(إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ). پيامبر گرامى اسلام و ائمه اطهار نيز به پاكى چشم سفارش بسيار كردهاند و براى آن بركات بسيارى بر شمردهاند[3]و در مقابل، تأكيد كردهاند كه نتيجه نگاه حرام به ناموس ديگران، علاوه بر آتش دوزخ، در همين دنيا دامنِ فرد چشم چران را مىگيرد و همان گونه كه به دختر و زن مردم نگاه كرده، مردم به همسر و دختر او نگاه خواهند كرد![4]
در اين درس، احكام نگاه، به اجمال بيان مىگردد و سعى شده مسائلى آورده شود كه بيشتر مورد نياز جامعه باشد.
1. نگاه مرد به مرد
مردان (پسرانى كه به سن بلوغ رسيدهاند و بالاتر) مىتوانند به تمام بدن مردان ديگر به استثناى عورتين نگاه كنند، مشروط بر آن كه به قصد لذت و ريبه نباشد.[5]بنابراين نگاه همراه
[1]. بحارالانوار، ج 101، ص 35؛ همان، ج 77، ص 294
[2]. آِیه 31 سوره نور از زنان مؤمن مِیخواهد تا دِیدگان خود را از هر نامحرمِی فرو بندند.
[3]. دِیدن شگفتِیهاِی عالم، راحتِی قلب، نِیکخوِیِی، پاداش الهِی و چشِیدن شِیرِینِی اِیمان، در زمره اِین برکات است.
(ر.ک: بحارالانوار، ج 101، ص 35، 37 و 41؛ شرح غرر الحکم، آمدِی، ج 5، ص 449؛ مِیزان الحکمه، ج 10، ص 7)
[4]. وسائل الشِیعه، ج 14، ص 144
[5]. توضِیح المسائل، امام خمِینِی، مسئله 2438
با شهوت و لذت به بدن مرد حتى به دستان و صورت وى حرام است. همچنين پدران نمىتوانند به عورتين پسران بالغ خود در هيچ مكانى نگاه كنند و نيز فرزندان نسبت به پدر.
اما نگاه به حجم بدن مرد ديگر از روى لباس حتى عورتين، در صورتى كه مفسدهاى نداشته باشد، اشكالى ندارد.[1]
در نگاه كردن به اشخاص (به استثناى همسر) و اشياء، حكم كلى آن است كه نگاه كردن به هر چيزى يا هر كسى به قصد لذت يا با خوفِ افتادن به فساد، حرام است، خواه نگاه به محرم باشد يا نامحرم؛ نگاه به زن باشد يا مرد؛ به حيوان باشد يا جماد؛ به عكس باشد يا فيلم؛ به مجسمه باشد يا هر چيزى ديگر. حتى نگاه كردن به بدن خود در آينه يا هر جاى ديگر به قصد شهوت رانى، حرام است.[2]همچنين حكم نگاه كردن به بدن ميّت همان حكم [نگاه به] انسان زنده است.[3]البته «نگاه كردن به چيزى» با «افتادنِ نگاه به آن چيز» فرق دارد كه در مباحث بعدى خواهد آمد.
منظور از عورتين، آلت تناسلى زن و مرد و نيز مخرج غائط آنها (پشت، دُبُر، مقعد) است.
2. نگاه مرد به زن محرم
هر مردى مىتواند به تمام بدن محارم خويش غير از عورتين آنها نگاه كند، مشروط به آنكه اين نگاه به قصد لذت نباشد. همچنين خوف به فساد افتادن هم نباشد (از اين حكم، همسر استثناء شده است.)[4]
اما احتياط مستحب آن است كه مردان از زانو تا ناف محارم خود را نگاه نكنند. اين موضوع شامل كودكان مميز غير بالغ نيز مىگردد. همچنين مردان نمىتوانند به عكس
برهنه زنان محرم خويش يا فيلم آن نگاه كنند.[5]
[1]. استفتائات از محضر امام خمِینِی، ج 3، ص 261، س 13؛ توضِیح المسائل امام خمِینِی، بخش احکام نگاهکردن؛ احکام روابط زن و مرد، سِید مسعود معصومِی، ص 39. آِیة الله مکارم: اگر حجم [بدن] کاملاً پِیدا باشد، نگاهکردن به آن خالِی از اشکال نِیست (همان).
[2]. توضِیح المسائل، مسائل متفرقه؛ توضِیح المسائل مراجع، ج 2، ص 675؛ احکام روابط زن و مرد، ص 47
[3]. احکام روابط زن و مرد، ص 87
[4]. توضِیح المسائل، مسئله 2437
[5]. توضِیح المسائل، مسئله