قوانين، با ورود زنان به جامعه فراهم مىگردد و هواى نفس و شيطان، با وسوسههاى مكرر، ياد خدا را از ذهن انسان برده، آدمى به نافرمانى امر خدا اقدام مىكند. پس همان طور كه در روايات شريف آمده و در احكام دينى بيان گرديده، تا آنجا كه ممكن است بايد مردان از زنان جدا باشند و در محيطها و مكان هايى كه به ناچار دركنار يكديگر قرار مىگيرند، حدود الهى را رعايت كنند تا زمينهى خير و بركت و پيشرفت مهيا گردد و جامعه، راه رشد و تعالى را در پيش گيرد. پيامبر اكرم6، در پاسخ زنى كه از ايشان پرسيد: جهاد و نماز جمعه و جماعات، عيادت از مريضها براى شما مردان است و ما چگونه مىتوانيم در اين پاداشهاى عظيم شريك شويم، فرمودند: به همه زنان اعلام كن كه خوش رفتارى يكى از شما با شوهرش و جلب رضايت او، با همه آن فضايل و اعمال مردان، برابرى مىكند.[1]
اين سخن پيامبر6گوياى اين نكته مهم است كه زنان مىتوانند بدون آنكه از خانه خارج شوند، رضايت الهى را كسب و بدين ترتيب دنيا و آخرت خود را آباد كنند. از جمله مهمترين وظايف زنان در خانه، تربيت فرزند است: «.. شغل تربيت فرزند، كه اين از همه شغلها بالاتر است. يك فرزند خوب شما اگر به جامعه تحويل بدهيد، براى شما بهتر است از همه عالم، اگر يك انسان شما تربيت كنيد، براى شما به قدرى شرافت دارد [كه] من نمىتوانم بيان كنم.»[2]«اين مادر كه بچه در دامن او بزرگ مىشود، ... شريفترين شغل را دارد ... اين [شغل] همان بود كه خداى تبارك و تعالى در طول تاريخ براى انبيا فرستاد.»[3]
1. صحبت با نامحرم
صحبت كردن با نامحرم، به غير ضرورت مكروه است، خصوصاً اگر مخاطب جوانباشد.
بنابراين مرد مىتواند بدون قصد لذت و ريبه و آلوده نشدن به گناه، در مواقع لازم با زن نامحرم صحبت كند. بنابراين اگر مردى بداند كه با صحبت با نامحرم، به گناه مىافتد،
[1]. المِیزان، ج 4، ص 37، به نقل از زن در آِینه جمال و جلال، ص 415
[2]. صحِیفه نور، ج 7، ص 76
[3]. همان، ج 6، ص 261
نبايد با او صحبت كند، خواه نوع حرف زدنِ زن، مرد را به گناه بيندازد، خواه موضوع مورد بحث. عكس اين مطلب نيز صادق است، يعنى اگر مردى بداند كه زنى مىخواهد با او به قصد به گناه انداختن او صحبت كند، نبايد با او صحبت كند؛ چه گناه شهوانى باشد و چه غير آن، مانند غيبت، دروغ، تهمت و مانند آن. مرد نيز نبايد به گونهاى سخن بگويد كه نامحرم به حرام بيفتد.
مردانى كه علاقه دارند با زنان نامحرم هم صحبت شوند، در يك جا كار كنند، نزديك به هم بنشينند يا حتى حضور زن نامحرم موجب كار بيشتر آنان مىشود، علاقهمند هستند با نامحرمان شوخى و بذله گويى كنند و مانند آن بايد توجه داشته باشند كه شيطان در دل آنان رسوخ كرده است.[1]
زنان نيز مىتوانند بدون قصد لذت و بدون تغيير صدا و نازك و لطيف كردن آن، و نيز در صورتى كه ترس افتادن در گناه نباشد، با مردان صحبت كنند.[2]اما جايز نيست خانمى به قصد به حرام انداختن نامحرم با او صحبت كند. خواه مطالبى را بگويد كه او به گناه بيفتد يا به گونهاى بگويد كه نامحرم به گناه آلوده شود، مانند تعريف صحنههاى محرك و يا بيان چيزهايى كه نامحرم با شنيدن آن تحريك مىشود.[3]نامهنگارى با نامحرم [گفتوگوى تلفنى، كامپيوترى(چَت كردن) و امثال آن] و طرح مسائل عشقى و شهوانى در آنها نيز چون غالباً مفسده دارد جايز نيست.[4]
2. احكام تماس بدنى
هر كس كه نگاه كردن به او جايز نيست، تماس بدنى نيز با او جايز نيست و هر گونه لمس كردن بدن با هر عضوى باشد حرام است و بايد از آن اجتناب كرد، حتى صورت و
[1]. احکام روابط خانواده، ص 153 – 157. امام خمِینِی(ره) چنِین مِیفرماِید: «سخنگفتن [زن با نامحرم] اگر مهِیج باشد، حرام است و اگر مهِیج نبوده و خوف فتنه هم در کار نباشد، احتِیاط مستحب آن است که ترک نماِید مگردر حال ضرورت، به وِیژه اگر مخاطب او جوان باشد.» (تحرِیر الوسِیله، ج 2، کتاب النکاح، ص 245، مسئله 29)
[2]. تحرِیر الوسِیله، ج 2، کتاب النکاح، ص 245، مسئله 29 (دار التعارف)
[3]. احکام روابط زن و مرد، ص 158
[4]. ر.ک: همان، ص 162، پاورقِی، نظرات آِیات عظام سِیستانِی، تبرِیزِی، مکارم، بهجت و گلپاِیگانِی؛ نِیز ساِیت hayaliw.gro، بخش پرسشهاِی متداول
دستها كه نگاه كردن بدون ريبه به آن اشكال ندارد. از اين رو دست دادن با نامحرم، حرام است، مگر از روى لباس كه در اين حالت نيز به احتياط واجب، نبايد دست او را بفشارد.[1]
پيامبر اكرم6فرمود: هر كس با زن نامحرمى دست بدهد و مصافحه كند، روز قيامت با دست غل (و زنجير) شده به گردنش محشور مىشود. سپس امر مىشود تا او را به آتش ببرند.»
زنان و مردان روستايى و عشاير و مانند آن نيز نمىتوانند به بهانه رسم و رسوم محلى و اعتقادات محلى، خلاف احكام شرع عمل كنند، مثلًا زنى با برادر شوهر خود دست دهد يا دختر عمو و پسر عمو با هم روبوسى و مصافحه كنند. حتى بهتر است كه از روى پارچه نيز اجتناب كنند.[3]اما تماسهايى كه در محلهاى شلوغ (مانند بازارها، تظاهرات، نماز جمعه، تشييع جنازه، حرمها يا بيت اللَّه الحرام به طور ناخود آگاه بين زن و مرد نامحرم واقع مىشود اشكال ندارد، مشروط به آنكه براى اين كه تماس بگيرد عمداً به آنجا نرفته باشد. همچنين نشستن در كنار نامحرم در وسائل نقليه، بدون قصد لذت، اشكالى ندارد.
راه رفتن با نامحرم نيز به قصد لذت و ريبه حرام است و جايز نيست. همچنين مردان بنابر احتياط نبايد دختران نامحرم را از شش سالگى به بالا بغل كنند و روى پاى خود بگذارند يا ببوسند.[4]
بوسيدن هر جاى بدن محارم كه ديدن آن جايز باشد اشكال ندارد، مشروط به آنكه به قصد لذت نباشد. به طور كلى بوسيدن هر چيزى به قصد لذت شهوانى، حرام است، اعم از سنگ، چوب، مجسمه و ... (همسر استثناء شده است).[5]
[1]. تحرير الوسيله، امام خمينى(ره)، ج 2، كتاب النكاح، مسئله 20، ص 243
[2]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 198، حديث 25418
[3]. تحرير الوسيله، ج 2: كتاب النكاح، مسئله 20، ص 243؛ احكام روابط زن و مرد، ص 165
[4]. تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، مسئله 25؛ استفتائات، ج 3، ص 275؛ احكام روابط زن و مرد، ص 163 168
[5]. همان، ص 170
بوسيدن عكس [امام شهدا و ...] به عنوان احترام و تبرك جستن و اظهار محبت، اشكال ندارد.[1]
3. احكام شغلى
مردان آزاد هستند تا شغلى متناسب با شأن فردى و خانوادگى خود برگزينند و كسى نمىتواند ديگرى را به اشتغال در كار خاصى مجبور كند. درآمد شغل نيز از آن خود اوست و مىتواند به دلخواه خود آن را به مصرف برساند. بديهى است پارهاى از كارها، حرام و پارهاى مكروه هستند كه در جاى خود از آنها بحث شده است.
زنان مجرد نيز مىتوانند پس از رسيدن به سن رشد و بلوغ، آزادانه و در خور شأن و منزلت خانوادگى و اجتماعى خود، پييشهاى مشروع و آبرومند انتخاب كنند. اما رضايت پدر را بايد جلب كنند.[2]
اما زنان متأهل با دو شرط مىتوانند به كارى در بيرون خانه مشغول شوند: اول آن كه اجازه همسر خود را براى بيرون رفتن از خانه جلب كرده باشند.[3]و ديگر آن كه شغل آنان شرافتمندانه و سازگار با شأن و حيثيت خانوادگى خود و همسرش باشد.[4]
دو شرط فوق، به حقوق همسران بر مىگردد و زنان مىتوانند به هنگام عقد نكاح، با شوهر خود شرط كند كه بعد از ازدواج، ادامه تحصيل دهد و يا كار كند يا بتواند از منزل خارج شود. اگر عقد بر چنين شرطى بنا شد، شوهر نمىتواند بعد از ازدواج، همسرش را از تحصيل يا كار منع كند و يا از خارج شدن او جلوگيرى نمايد.[5]
اما اگر در زمان عقد، شرط نشده كه زن به كار (بيرون از منزل) مشغول باشد، يا عقد مبنى بر اين شرط واقع نشده، براى خارج شدن از منزل بايد از شوهر اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه برود، ناشزه شده است.[6]
[1]. اجوبة الاستفتائات، پاسخ پرسش شماره 1187
[2]. استفتائات از محضر امام خمينى، ج 1، ص 503
[3]. توضيح المسائل، مسئله 2412
[4]. چرا كه شوهر مىتواند زن خود را از حرفه يا صنعتى كه منافى مصالح خانوادگى يا حيثيات خود زن مىباشد، منع كند. (قانون مدنى، هوشنگ ناصر زاده، ماده 1117)
[5]. احكام خانواده، ص 111؛ استفتائات، ج 3، ص 122 و 123
[6]. استفتائات، ج 3، ص 153. نشوز، عدم اجراى وظايف زوجيت از طرف زن بدون وجود مانع شرعى و قانونى است كه در اين صورت وى استحقاق نفقه نخواهد داشت. (تحرير الوسيله، ج 2، ص 305)
در اشتغال به كار در خارج از خانه نيز بايد حدود الهى رعايت شود، يعنى هم با گناهى همراه نشود و هم به حقوق همسر و فرزندان لطمهاى وارد نگردد. با اين اوصاف، زنان مىتوانند همانند مردان هم در بازار اقتصادى (خريد و فروش، كارهاى توليدى، آموزشى، هنرى و مانند آن) وارد شوند و هم در ادارات به كار ادارى مشغول شوند.
بديهى است مردان نيز بايد به هنگام مراجعه به زنان كارمند يا كاسب، حدود الهى را نگاه دارند و به مقدار نياز با آنان سخن بگويند و از نگاههاى مستقيم و طولانى به چهره ايشان خوددارى ورزند. نيز از انجام حركات مهيج بپرهيزند؛ همان گونه كه زنان بايد ضمن حفظ عفت دينى، از صحبتهاى زايد و نيز نگاههاى مديد يا خندهها و كردارهاى تهييج كننده، در مقابل ارباب رجوع و يا كارمندان و فروشندگان مرد، خوددارى ورزند.
در روايات توصيه شده كه بعد از مشاغل اجتماعى كه اشتغال به آنها واجب كفايى است كارهايى را در پيش گيرند كه ارتباط كمترى با مردان داشته باشند، مانند بافندگى و ريسندگى. امروزه مشاغل بىشمارى را مىتوان به اين مثالها اضافه كرد: خياطى، گلدوزى، نويسندگى و پژوهشگرى، كار با رايانه، طراحى جلد كتاب و كارهاى گرافيكى، هنرهاى دستى و از اين قبيل.
مناسب است در اينجا به داستان برخورد حضرت موسى7و دختران حضرت شعيب7در مدين اشاره كنيم: آن گاه كه حضرت موسى بر سر چاه مدين رسيد، در كنار مردم، دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويش بودند اما به چاه نزديك نمىشدند. حضرت موسى كنجكاو شد. از آنان پرسيد چرا جدا از مردم ايستادهاند و كارشان چيست؟ آن دو زن كه دختران حضرت شعيب7بودند، پاسخ دادند: منتظر هستيم چوپانها بروند تا ما به گوسفندان خود آب دهيم. حضرت موسى به آنان كمك كرد تا زودتر گوسفندان خود را سيراب نمايند سپس به سايهاى روى آورد و خطاب به خداوند عرض كرد خدايا هر چه از خير و نيكى بر من فرستى من بدان نيازمندم.
وقتى حضرت شعيب متوجه كمك جوان غريبهاى به فرزندانش مىشود و صفات خوب او را از زبان آنها مىشنود، علاقهمند مىگردد كه او را ببيند و با او صحبت كند.
يكى از دختران شعيب، در حالى كه با كمال حيا راه مىرفت، به نزد موسى آمد و گفت:
پدرم تو را مىخواند تا در عوض آب دادن به گوسفندان، پاداشى به تو بدهد:[1](فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ)(قصص/ 23 25)
اين داستان حاوى چند نكته است:
1. دختران پيامبر خدا، به كار خارج از خانه مشغول بودند و منعى در اين زمينه نبوده است.
2. دختران شعيب، با مردم ديگر مختلط نشده بودند، بلكه در محلى دورتر، به كار خويش مشغول بودند.
3. برخوردهاى زنان با مردان و ظهور آنان در اجتماع و بازار و مراكز تحصيلى و عبادى و مانند آن، بايد با عفت و حياء همراه باشد.
پيامبر اكرم6نيز كار و كسب را بعد از فراگيرى احكام مربوط به آن واجب و فريضه بر مىشمرند: «طَلَبُ الكَسْبِ فَريضَةٌ بعَد الفريضَة»[2]
[1]. تفسِیر نمونه، ج 16، ص 56 – 58
[2]. بحار الانوار، ج 103، ص 17
پرسش
1. در مكانهاى عمومى كه مرد و زن در كنار يكديگر قرار مىگيرند، چگونه مىتوان حدود الهى را حفظ كرد؟
2. پيامبر اكرم6كدام عمل زنان را مساوى جهاد و نمازهاى جماعت مردان معرفى كرد؟
3. بانوان با چه شرايطى مىتوانند با نامحرمان صحبت كنند؟
4. آيا لمس صورت و دست نامحرم، بدون قصد لذت جايز است؟
5. زنان متأهل با حصول چه شرايطى مىتوانند به كارى در بيرون از خانه مشغول شوند؟
درس هفتم
ارتباطات[2]
(ارتباطات تحصيلى ورزشى شركت در مجامعبينالمللى دفاع)
4. ارتباطات تحصيلى
«سرچشمه تمام خوبىها، علم و دانش و ريشه تمام فسادها، جهل و بى سوادى است.»[1]
حضرت على7در اين سخن ارزنده، راه را براى دست يابى به خوبىها و گريز از بديها و فسادها، نشان مىدهد و آن، فراگيرى علم و به چنگ آوردن چراغ دانش است.
در كلامى ديگر، انسانى كه در پى تعليم و تعلم نباشد، از جرگه انسانها خارج شده و در رديف خار و خاشاك در آمده است: «النّاس ثلاثه: عالمٌ و متعلم و غثاء»[2]؛ به ديگر سخن: اى انسانها و اى مؤمنان و اى شيعيان مرد و زن، در همه مراحل زندگى و در همه آنات عمر خود يا مدرس باشيد و يا دانشجو: و جز اين نباشيد!
فراگيرى پارهاى از علوم، واجب است كه در مرحله نخست، همان واجبات دينى، اعم از اعتقادات (اصول دين) و احكام لازم و سنت نبوى است و بر هر مرد و زن تكليف شرعى است كه احكام و مسائل مورد نياز خود را فرا گيرد.[3]اما تحصيل ساير دانشها براى زنان، با حفظ حدود اسلامى و اخلاقى، مايه كمال و شايستگى است و در صورتى كه ضرورتهاى اجتماعى فراگيرى آن را ايجاب نمايد، گاهى تا حد «وجوب كفايى»، پيش مىرود. اما در موضوع علم آموزى بانوان، دو نكته بايد مورد توجه قرار گيرد: اول
[1]. غرر الحکم آمدِی، ص 29
[2]. اصول کافِی، ج 1، ص 34
[3]. توضِیح المسائل، مسئله شماره 11