در اشتغال به كار در خارج از خانه نيز بايد حدود الهى رعايت شود، يعنى هم با گناهى همراه نشود و هم به حقوق همسر و فرزندان لطمهاى وارد نگردد. با اين اوصاف، زنان مىتوانند همانند مردان هم در بازار اقتصادى (خريد و فروش، كارهاى توليدى، آموزشى، هنرى و مانند آن) وارد شوند و هم در ادارات به كار ادارى مشغول شوند.
بديهى است مردان نيز بايد به هنگام مراجعه به زنان كارمند يا كاسب، حدود الهى را نگاه دارند و به مقدار نياز با آنان سخن بگويند و از نگاههاى مستقيم و طولانى به چهره ايشان خوددارى ورزند. نيز از انجام حركات مهيج بپرهيزند؛ همان گونه كه زنان بايد ضمن حفظ عفت دينى، از صحبتهاى زايد و نيز نگاههاى مديد يا خندهها و كردارهاى تهييج كننده، در مقابل ارباب رجوع و يا كارمندان و فروشندگان مرد، خوددارى ورزند.
در روايات توصيه شده كه بعد از مشاغل اجتماعى كه اشتغال به آنها واجب كفايى است كارهايى را در پيش گيرند كه ارتباط كمترى با مردان داشته باشند، مانند بافندگى و ريسندگى. امروزه مشاغل بىشمارى را مىتوان به اين مثالها اضافه كرد: خياطى، گلدوزى، نويسندگى و پژوهشگرى، كار با رايانه، طراحى جلد كتاب و كارهاى گرافيكى، هنرهاى دستى و از اين قبيل.
مناسب است در اينجا به داستان برخورد حضرت موسى7و دختران حضرت شعيب7در مدين اشاره كنيم: آن گاه كه حضرت موسى بر سر چاه مدين رسيد، در كنار مردم، دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويش بودند اما به چاه نزديك نمىشدند. حضرت موسى كنجكاو شد. از آنان پرسيد چرا جدا از مردم ايستادهاند و كارشان چيست؟ آن دو زن كه دختران حضرت شعيب7بودند، پاسخ دادند: منتظر هستيم چوپانها بروند تا ما به گوسفندان خود آب دهيم. حضرت موسى به آنان كمك كرد تا زودتر گوسفندان خود را سيراب نمايند سپس به سايهاى روى آورد و خطاب به خداوند عرض كرد خدايا هر چه از خير و نيكى بر من فرستى من بدان نيازمندم.
وقتى حضرت شعيب متوجه كمك جوان غريبهاى به فرزندانش مىشود و صفات خوب او را از زبان آنها مىشنود، علاقهمند مىگردد كه او را ببيند و با او صحبت كند.
يكى از دختران شعيب، در حالى كه با كمال حيا راه مىرفت، به نزد موسى آمد و گفت:
پدرم تو را مىخواند تا در عوض آب دادن به گوسفندان، پاداشى به تو بدهد:[1](فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ)(قصص/ 23 25)
اين داستان حاوى چند نكته است:
1. دختران پيامبر خدا، به كار خارج از خانه مشغول بودند و منعى در اين زمينه نبوده است.
2. دختران شعيب، با مردم ديگر مختلط نشده بودند، بلكه در محلى دورتر، به كار خويش مشغول بودند.
3. برخوردهاى زنان با مردان و ظهور آنان در اجتماع و بازار و مراكز تحصيلى و عبادى و مانند آن، بايد با عفت و حياء همراه باشد.
پيامبر اكرم6نيز كار و كسب را بعد از فراگيرى احكام مربوط به آن واجب و فريضه بر مىشمرند: «طَلَبُ الكَسْبِ فَريضَةٌ بعَد الفريضَة»[2]
[1]. تفسِیر نمونه، ج 16، ص 56 – 58
[2]. بحار الانوار، ج 103، ص 17
پرسش
1. در مكانهاى عمومى كه مرد و زن در كنار يكديگر قرار مىگيرند، چگونه مىتوان حدود الهى را حفظ كرد؟
2. پيامبر اكرم6كدام عمل زنان را مساوى جهاد و نمازهاى جماعت مردان معرفى كرد؟
3. بانوان با چه شرايطى مىتوانند با نامحرمان صحبت كنند؟
4. آيا لمس صورت و دست نامحرم، بدون قصد لذت جايز است؟
5. زنان متأهل با حصول چه شرايطى مىتوانند به كارى در بيرون از خانه مشغول شوند؟
درس هفتم
ارتباطات[2]
(ارتباطات تحصيلى ورزشى شركت در مجامعبينالمللى دفاع)
4. ارتباطات تحصيلى
«سرچشمه تمام خوبىها، علم و دانش و ريشه تمام فسادها، جهل و بى سوادى است.»[1]
حضرت على7در اين سخن ارزنده، راه را براى دست يابى به خوبىها و گريز از بديها و فسادها، نشان مىدهد و آن، فراگيرى علم و به چنگ آوردن چراغ دانش است.
در كلامى ديگر، انسانى كه در پى تعليم و تعلم نباشد، از جرگه انسانها خارج شده و در رديف خار و خاشاك در آمده است: «النّاس ثلاثه: عالمٌ و متعلم و غثاء»[2]؛ به ديگر سخن: اى انسانها و اى مؤمنان و اى شيعيان مرد و زن، در همه مراحل زندگى و در همه آنات عمر خود يا مدرس باشيد و يا دانشجو: و جز اين نباشيد!
فراگيرى پارهاى از علوم، واجب است كه در مرحله نخست، همان واجبات دينى، اعم از اعتقادات (اصول دين) و احكام لازم و سنت نبوى است و بر هر مرد و زن تكليف شرعى است كه احكام و مسائل مورد نياز خود را فرا گيرد.[3]اما تحصيل ساير دانشها براى زنان، با حفظ حدود اسلامى و اخلاقى، مايه كمال و شايستگى است و در صورتى كه ضرورتهاى اجتماعى فراگيرى آن را ايجاب نمايد، گاهى تا حد «وجوب كفايى»، پيش مىرود. اما در موضوع علم آموزى بانوان، دو نكته بايد مورد توجه قرار گيرد: اول
[1]. غرر الحکم آمدِی، ص 29
[2]. اصول کافِی، ج 1، ص 34
[3]. توضِیح المسائل، مسئله شماره 11
پوشيدگى از اجانب و خوددارى از اختلاط با آنان و ديگرى، همكارى همه مردم در ايجاد فرهنگ سالم و مكانهاى مناسب براى ادامه تحصيل خانمها.
هر چقدر محيط كارى مردان از زنان جدا باشد، به همان ميزان از زمينههاى وقوع گناه و فساد نيز كاسته مىشود. شرع مقدس اسلام براى ارتباط زنان با مردان نامحرم قوانين سخت و دقيقى را مقرر فرموده به عنوان مثال نگاه طولانى مرد به زن را به ويژه اگر همراه با لذت باشد، ممنوع اعلام كرده و سخن گفتن را نيز تنها به مقدار ضرورت و بدون تغيير در صدا جايز مىشمارد.
در درسها و مباحث قبل، برخى از احكام نگاه و احكام صحبت با نامحرمان و نيز حكم تماس بدنى با ديگران بيان گرديد و گفته شد كه هر گونه تماس بدنى با نامحرمان، و نيز همه نگاهها و صحبتهاى همراه با لذت؛ «و نيز لبخند زدن به صورت نامحرم و هر كارى كه موجب تهييج او شود»[1]ممنوع مىباشد. حتى در مورد محارم نيز (به جز همسر) بايد نگاهها، صحبتها و تماسها خالى از ريبه و شهوت و لذت باشد. خداوند متعال مىخواهد كه نياز جنسى انسان كه نيازى طبيعى است و براى ادامه حيات بشرى، ضرورى، و از جمله بزرگترين نعمتهاى الهى است كه به انسان عطا شده، تنها در چارچوب خانه و از طريق همسر قانونى و شرعى انسان بر آورده گردد و آن گاه كه مرد يا زن از خانه به اجتماع قدم مىگذارد، تنها در فكر خدمت به جامعه و تلاش در مسير برآوردن نيازهاى ديگر دنيايى و آخرتى خود و خانوادهاش باشد.
در اينجا تنها چند نكته در موضوع ارتباط تحصيلى زن و مرد نامحرم بازگو مىشود:
در مسير دانشگاه و مدرسه [و خيابان ...] دختران نبايد عمداً به پسران نگاه كنند و بر عكس. اما نگاه كوتاهِ ناخودآگاه كه ادامه نيابد، اشكالى ندارد.
نگاه كردن مردان به صورت و دستهاى استاد زن بدون قصد لذت بلا مانع است.
نگاه كردن زنان به سرو گردن، دستها و آن قسمت از بدن استاد مرد، كه مردها
[1]. پرسمان (لوح فشرده). خودنماِیِی به منظور (تهِیِیج و) به حرام انداختن دِیگرِی حرام است، چه از طرف مرد باشد ِیا زن (احکام روابط، ص 180 و 182)
غالباً نمىپوشانند، به قصد بهتر فهميدن درس اشكالى ندارد. بديهى است هرگاه اين نگاهها با لذت همراه شود، بايد از ادامه آن جلوگيرى و خوددارى كرد.[1]
دختران و پسران دانشجو، به حكمِ همكلاسى بودن. گاه با يكديگر درباره موضوعات درسى و موضوعات و مرتبط با آن گفت و گو مىكنند. در اين ميان بعضى از اين صحبتها، با خنده و شوخى [در حد معمول] همراه مىشود. اين كار اگر همراه با حجاب و بدون قصد ريبه و همراه با اطمينان به عدم وقوع مفاسد باشد اشكال ندارد و الا جايز نيست.[2]روشن است كه هر فرد خود بهتر مىتواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ»؛ آدمى به نفس خويش بينا و آگاه است.[3]همچنين در صحبتهاى بين دختر و پسر، بايد به حد ضرورت اكتفا شود. ادامه تحصيل تا هر مقطعى، از نظر حضرت امام (ره) بلا مانع است، اما شرط آن، پوشيدگى از نامحرمان و خوددارى از اختلاط با آنها است، تا حدى كه اگر ادامه تحصيل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دينى و اخلاقى در بر داشته باشد، بايد از ادامه تحصيل خوددارى كند.[4]
نكته ديگر در موضوع تحصيل، آن است كه اگر دو دانشجوى پسر و دختر و يا يك دانشجوى پسر به همراه استاد زن يا بر عكس، در كلاس يا آزمايشگاه يا كارگاه آموزشى و امثال آن باشند و غير آن دو كسى نباشد و ديگرى هم نتواند بدان محل وارد شود، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون روند و ماندن آنها در آن مكان حرام است.[5]
برگزارى ارودهاى دانشجويى مختلط فى نفسه بلامانع است، اما در همين اردوها زمينههاى ايجاد روابط نگاه و گفت و گو بيش از حد مجاز آن فراهم مىگردد، لذا هوشيارى و پارسايى بيش از پيش جوانان را مىطلبد.
[1]. استفتائات، ج 3، ص 122 و 258 و 259. برنامۀ «پرسمان»، (لوح فشرده حاوى 8800 پرسش از مقام معظم رهبرى، تنظيم از مركز فرهنگى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها، تهيه شده در مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى)
[2]. اجوبة الاستفتائات، پاسخ شماره 1330
[3]. برنامه پرسمان. همان
[4]. توضيح المسائل، مسائل متفرقه، ص 342، توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 676
[5]. توضيح المسائل، مسئله 2445
در اينجا دو مسئله شرعى ديگر بيان مىگردد:
اول آن كه اگر كسى به دليل نداشتن زن به حرام مىافتد، واجب است ازدواج كند.[1]
ديگر آن كه اجراى صيغه موقت يا دائم بين دختر و پسر، در صورتى كه دختر باكره باشد (قبلا ازدواج نكرده باشد)، بدون اجازه پدر صحيح نيست.[2]
5. ورزش بانوان
از موارد مهم حضور بانوان در اجتماع، ورزش است. ورزش براى همه انسانها، اعم از زن و مرد، كه خواستار سلامت جسم و روح خود هستند، لازم است. اما در نوع ورزش و كيفيت آن بايد دقت شود.
بعد از انقلاب، برخى از ورزشها كه هويت انسانى و الهى بشر را خدشه دار مىكرد همانند كشتى كج، كشتى مردان و زنان با يكديگر، شناى مختلط، ورزشهايى كه در آن مربيان مرد، عهده دار آموزش زنان بودند و امثال آن، حذف شدند. درباره ورزش زنان، نكته مهم و قابل ذكر آن است كه ورزش بايد با موازين دينى از جمله عفاف و حرمت زن منافات نداشته باشد و موارد و محدودهها رعايت شود. حضور بانوان ايران در سالهاى اخير در صحنههاى جهانى ورزش، نشان از اهميتى دارد كه نظام اسلامى براى ورزش بانوان قائل است.
ورزش در جايى كه نامحرم نباشد و تجهيزات صوتى و تصويرى كه گاه باعث هتك حرمت مىگردند، به گونه مميزى و نظارت شده وجود داشته باشد[3]، و ورزش مورد نظر با جنس زن و لطافت و ظرافت طبيعى او مخالفتى نداشته باشد، جايز است. اما ورزشهايى كه هويت انسانى زن را نابود مىكند و حدود الهى در آنها مورد هتك و تجاوز قرار مىگيرد و حجم بدن و زينتهاى ويژه زن را آشكار مىكند، هرگز مطلوب اسلام نيست و بدان اجازه نداده است.[4]
[1]. همان، مسئله 2443
[2]. همان، مسئله 2376؛ احكام روابط زن و مرد، ص 198
[3]. امروزه پيدايش گوشىهاى تلفن همراه كه مجهز به دوربينهاى فيلمبردارى و عكاسى هستند و نيزديگر دوربينهاى دقيق و بسيار كوچك، كه مىتوانيم آنها را نوعى دوربين مخفى بناميم، امر ورزش به ويژه ورزشهايى مانند شنا را بر بانوان متديّن ما سخت كردهاند
[4]. با استفاده از حجاب و عفاف، مرورى دوباره، ناهيد طيبى، نشريه پيام زن، شماره 21، ص 60
امام خمينى(ره) ورزش بانوان با لباسهاى گشاد و روسرى و شلوار در پيش مرد نامحرم را اجازه نداده مىفرمايند: «از اين كار احتراز شود.»[1]
6. شركت زنان در عرصههاى اجتماعى و مجامع بين المللى
امام خمينى (ره) در عين حال كه به ارتباط بين زن و مرد (نامحرم) بسيار حساس بودند، به اين امر نيز عقيده داشتند كه زن با حفظ خود از گناه مىتواند بيشترين فعاليت را داشته باشند.[2]ايشان حضور بانوان در تظاهرات و راهپيمايىها و انتخابات را لازم مىدانستند:
«در نظام اسلامى زن همان حقوقى را دارد كه مرد دارد؛ حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأى دادن، حق رأى گرفتن. در تمام جهاتى كه مرد حق دارد، زن هم حق دارد، ليكن آنچه مفسده مىآفريند، حرام است.»
«چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم؟ چرا با كار كردن او مخالف باشيم؟ چرا زن نتواند كارهاى دولتى انجام دهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم؟ زن چون مرد در تمام اينها آزاد است. زن هرگز با مرد فرقى ندارد. آرى در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد.»[3]
بنابر سخنان رهبر كبير انقلاب و آن مرجع جامع الشرايط، زنان در همه مسائل اجتماعى و سياسى مىتوانند شركت كنند و تأكيد ايشان بر رعايت حجاب و شرطى كه براى زنان در اين مورد گذاشتهاند، يعنى جمله «ليكن آنچه مفسده مىآفريند»، حكايت از آن دارد كه زنان مسلمان مىتوانند در كنار مردان مسلمان به فعاليتهاى اجتماعى بپردازند و در صحنههاى ملى و بين المللى دانش و سياست و كار، وارد شوند، اما با رعايت اصول شرعى در برخورد با نامحرمان.
بانوان مسلمان كه تاكنون سهمى بيش از مردان در شكل دهى به انقلاب اسلامى و تداوم آن داشتهاند، نبايد اجازه دهند زمينههاى فساد در محل تحصيل يا كار و فعاليت آنان ايجاد شود:
[1]. استفتائات، ج 3، ص 263
[2]. برداشتهاِیِی از سِیره امام خمِینِی(ره)، ص 281
[3]. سِیماِی زن در کلام امام خمِینِی، ص 148 – 149