بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 56

در اينجا دو مسئله شرعى ديگر بيان مى‌گردد:

اول آن كه اگر كسى به دليل نداشتن زن به حرام مى‌افتد، واجب است ازدواج كند.[1]

ديگر آن كه اجراى صيغه موقت يا دائم بين دختر و پسر، در صورتى كه دختر باكره باشد (قبلا ازدواج نكرده باشد)، بدون اجازه پدر صحيح نيست.[2]

5. ورزش بانوان‌

از موارد مهم حضور بانوان در اجتماع، ورزش است. ورزش براى همه انسانها، اعم از زن و مرد، كه خواستار سلامت جسم و روح خود هستند، لازم است. اما در نوع ورزش و كيفيت آن بايد دقت شود.

بعد از انقلاب، برخى از ورزشها كه هويت انسانى و الهى بشر را خدشه دار مى‌كرد همانند كشتى كج، كشتى مردان و زنان با يكديگر، شناى مختلط، ورزشهايى كه در آن مربيان مرد، عهده دار آموزش زنان بودند و امثال آن، حذف شدند. درباره ورزش زنان، نكته مهم و قابل ذكر آن است كه ورزش بايد با موازين دينى از جمله عفاف و حرمت زن منافات نداشته باشد و موارد و محدوده‌ها رعايت شود. حضور بانوان ايران در سالهاى اخير در صحنه‌هاى جهانى ورزش، نشان از اهميتى دارد كه نظام اسلامى براى ورزش بانوان قائل است.

ورزش در جايى كه نامحرم نباشد و تجهيزات صوتى و تصويرى كه گاه باعث هتك حرمت مى‌گردند، به گونه مميزى و نظارت شده وجود داشته باشد[3]، و ورزش مورد نظر با جنس زن و لطافت و ظرافت طبيعى او مخالفتى نداشته باشد، جايز است. اما ورزش‌هايى كه هويت انسانى زن را نابود مى‌كند و حدود الهى در آنها مورد هتك و تجاوز قرار مى‌گيرد و حجم بدن و زينت‌هاى ويژه زن را آشكار مى‌كند، هرگز مطلوب اسلام نيست و بدان اجازه نداده است.[4]

[1]. همان، مسئله 2443

[2]. همان، مسئله 2376؛ احكام روابط زن و مرد، ص 198

[3]. امروزه پيدايش گوشى‌هاى تلفن همراه كه مجهز به دوربين‌هاى فيلمبردارى و عكاسى هستند و نيزديگر دوربين‌هاى دقيق و بسيار كوچك، كه مى‌توانيم آنها را نوعى دوربين مخفى بناميم، امر ورزش به ويژه ورزش‌هايى مانند شنا را بر بانوان متديّن ما سخت كرده‌اند

[4]. با استفاده از حجاب و عفاف، مرورى دوباره، ناهيد طيبى، نشريه پيام زن، شماره 21، ص 60


صفحه 57

امام خمينى(ره) ورزش بانوان با لباس‌هاى گشاد و روسرى و شلوار در پيش مرد نامحرم را اجازه نداده مى‌فرمايند: «از اين كار احتراز شود.»[1]

6. شركت زنان در عرصه‌هاى اجتماعى و مجامع بين المللى‌

امام خمينى (ره) در عين حال كه به ارتباط بين زن و مرد (نامحرم) بسيار حساس بودند، به اين امر نيز عقيده داشتند كه زن با حفظ خود از گناه مى‌تواند بيشترين فعاليت را داشته باشند.[2]ايشان حضور بانوان در تظاهرات و راهپيمايى‌ها و انتخابات را لازم مى‌دانستند:

«در نظام اسلامى زن همان حقوقى را دارد كه مرد دارد؛ حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأى دادن، حق رأى گرفتن. در تمام جهاتى كه مرد حق دارد، زن هم حق دارد، ليكن آنچه مفسده مى‌آفريند، حرام است.»

«چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم؟ چرا با كار كردن او مخالف باشيم؟ چرا زن نتواند كارهاى دولتى انجام دهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم؟ زن چون مرد در تمام اينها آزاد است. زن هرگز با مرد فرقى ندارد. آرى در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد.»[3]

بنابر سخنان رهبر كبير انقلاب و آن مرجع جامع الشرايط، زنان در همه مسائل اجتماعى و سياسى مى‌توانند شركت كنند و تأكيد ايشان بر رعايت حجاب و شرطى كه براى زنان در اين مورد گذاشته‌اند، يعنى جمله «ليكن آنچه مفسده مى‌آفريند»، حكايت از آن دارد كه زنان مسلمان مى‌توانند در كنار مردان مسلمان به فعاليت‌هاى اجتماعى بپردازند و در صحنه‌هاى ملى و بين المللى دانش و سياست و كار، وارد شوند، اما با رعايت اصول شرعى در برخورد با نامحرمان.

بانوان مسلمان كه تاكنون سهمى بيش از مردان در شكل دهى به انقلاب اسلامى و تداوم آن داشته‌اند، نبايد اجازه دهند زمينه‌هاى فساد در محل تحصيل يا كار و فعاليت‌ آنان ايجاد شود:

[1]. استفتائات، ج 3، ص 263

[2]. برداشت‌هاِیِی از سِیره امام خمِینِی(ره)، ص 281

[3]. سِیماِی زن در کلام امام خمِینِی، ص 148 – 149


صفحه 58

«از رفتن به دانشگاه و ادارات و ... به هيچ وجه جلوگيرى نمى‌شود. از چيزى كه جلوگيرى مى‌شود، فساد اخلاقى است كه زن و مرد نسبت به آن مساوى هستند.[1]» رعايت عفاف هم براى مردان در روابط با زنان در امور اجتماعى واجب است و هم براى زنان. ايشان معتقد بودند كه يك زن مى‌تواند علوم اسلامى را تا مقام اجتهاد در دين ادامه دهد[2]و حضور آنان در نمازهاى جمعه و جماعت، نه تنها كراهت ندارد كه‌گاه‌مطلوب‌است.[3]

شركت در مسائل سياسى را نيز براى زنان تكليف مى‌دانستند و مى‌فرمودند: «زن بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت كند» و خانم‌ها حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليفشان اين است.»

حتى با رعايت اصول اسلامى، به گونه‌اى كه به شخصيت زن لطمه‌اى نخورد و ديگران از حضور آنان براى مقاصد نفسانى خود بهره كشى نكنند،[5]در مسائل اجتماعى و سياسى وارد شوند و هم بر مجلس و هم بر كارهاى دولت نظارت كنند و در اين زمينه‌ها نظر خود را بيان دارند.[6]

«عفت عمومى»، به روابط اجتماعى و كارهاى سياسى مردان و زنان، مصونيت مى‌بخشد و كمك مى‌كند تا اين دو گروه تشكيل دهنده جامعه، با آرامش خاطر به وظايف عبادى، سياسى و اجتماعى خود عمل كنند. «امروز خانم‌ها ... روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام دهند.»[7]

عفت نيز با رعايت حدود روابط بين زن مرد مسلمان حاصل مى‌شود: نگاه بايد دور از لذت و ريبه باشد و به حداقل و مقدار ضرورت اكتفا گردد، صحبت، بايد به ميزان مورد نياز و به دور از هيجانات خاص بوده، رنگ لذت در آن نباشد و زن صداى خود را براى ديگرى رقيق و لطيف نكند، و از گفت و گوهاى بى دليل، نامه نگارى، لبخندهاى فساد برانگيز و هرچه برانگيزاننده قوه شهوت آدمى است، خوددارى گردد. لباس‌ها و حركات‌

[1]. همان، ص 147

[2]. همان، ص 148

[3]. همان، ص 150

[4]. همان، ص 139

[5]. صحِیفه نور، ج 6، ص 182

[6]. همان، ج 13، ص 70

[7]. همان، ص 69


صفحه 59

نيز متناسب با مقام و ارزش مرد و زن مؤمن و مسلمان در جامعه اسلامى باشد و سرانجام آن كه از هر گونه برخورد و تماس بدنى با يكديگر شديداً پرهيز گردد.

موارد مذكور، زمينه ساز شكل‌گيرى عفاف عمومى در جامعه، اعم از مراكز تحصيلى يا ادارات و مانند آن خواهد بود. بديهى است هر چه ارتباط مستقيم كارى مردان با زنان كمتر باشد، زمينه پيدايى عفت عمومى نيز فراهم‌تر خواهد بود:

«زن‌ها هم بايد در فعاليت‌هاى اجتماعى و سياسى همدوش مردها باشند. البته با حفظ آن چيزى كه اسلام فرموده است كه بحمداللَّه امروز در ايران جارى است.»[1]

«و البته اين قوانين كه محدوديت هايى را براى زنان و مردان در پيدايش فساد ايجاد مى‌كند، همه براى صلاح انسان‌ها است، همه قوانين اسلامى براى صلاح جامعه است.[2]»

7. زنان و دفاع‌

بر زنان و مردان غيور و مؤمن ايران اسلامى است كه اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سر حدات آن هجوم نمايد، در راه مقابله با آن، از هر وسيله‌اى كه امكان داشته باشد، از بذل جان و مال دريغ نورزند[3]. اما جهاد ابتدايى بر زن‌ها واجب نيست،[4]ولى دفاع بر همگان واجب است[5]و همه بايد فنون جنگى را ياد بگيرند.[6]

امام خمينى (ره) به عنوان حاكم اسلامى و مرجع تقليد، آموزش نظامى را براى زن و مرد ضرورى مى‌دانستند و خدا را به اين جهت كه جوانان ايران دختر و پسر فنون رزمى را فرا گرفته و آماده دفاع از كشور اسلامى اند، شكر مى‌گفتند: «امروز بحمداللَّه جوانانى رزمنده از خواهران و برادران دارد كه با تعليمات نظامى در سر تاسر كشور قدرت تفكر را از دشمنان ايران و اسلام سلب [كرده‌اند] ...»[7]

[1]. صحيفه نور، ج 18، ص 264

[2]. همان، ج 11، ص 254

[3]. توضيح المسائل، مسئله 2826

[4]. استفتائات، ج 3، ص 43

[5]. صحيفه نور، ج 19، ص 280

[6]. همان، ج 10، ص 239

[7]. صحيفه نور، ج 136، ص 65


صفحه 60

بديهى است در فراگيرى علوم و فنون نظامى همانند ديگر علوم، بايد شئون الهى رعايت گردد:

«آموزش نظامى براى بانوان با مراعات كامل وظايف شرعيه [و عدم مفسده‌] مانع ندارد و اگر موقوف است به اين كه نامحرم آنها را آموزش دهد، احتراز كنند.»[1]

دفاع از كشور اسلامى به منزله دفاع از مكتب اسلام و دين خدا است و نمى‌توان دفاع را بهانه‌اى دانست براى دست برداشتن از پاره‌اى اصول مسلم اسلامى، مانند آنچه بر روابط مرد و زن حاكم است. در صدر اسلام نيز زنان در دفاع و جهاد شركت و مردان را در دفاع از كيان اسلام و پيامبر آن تهييج مى‌كردند. حتى با سلاح، به دفاع از شخص پيامبر بر مى‌خاستند، اما هيچ گاه، حرام خدا را حلال نمى‌كردند و حكمى از احكام الهى را در امر روابط با نامحرمان، بر زمين نمى‌نهادند.[2]

در دفاع غير نظامى (فرهنگى) نيز زنان پيش قدم‌تر از مردان هستند. هجوم فرهنگى دشمن ابعاد بسيار وسيعى دارد و همه مراكز علمى، هنرى، تحصيلى و كارى را در خطر جدى قرار مى‌دهد. در اين ميان، زنان با حفظ شخصيت، منزلت و شأن و مقام عالى خود، سدى بسيار محكم در مقابل اين هجوم هستند. عمل به دستورات الهى در زمينه‌هاى عدم تشابه به كفار در نحوه آرايش و پوشش، خوددارى از پوشيدن لباس‌هاى شهرت و مهيج، روى آوردن به عبادت بيشتر و تشويق برادران و فرزندان و همسران به پارسايى و استفاده نكردن از برنامه‌هاى مغاير با اسلام كه در ديسك‌هاى فشرده )DC( و نوارهاى ويديويى ضبط شده و يا از طريق ماهواره‌ها پخش مى‌شود و سرانجام تربيت صحيح فرزندان و نظارت مستمر بر اعمال و رفتار فرزندان، نقش بسيار مهمى در خنثى سازى هجوم فرهنگى دشمن دارد.

[1]. استفتائات، ج 3، ص 360 و 361

[2]. فروغ ابدِیت، ج 2، ص 479490. همراهى يكى از همسران پيامبر با ايشان در جنگ‌ها، پرستارى حضرت زهرا (س) از مجروحان جنگ و حضور زنان در كربلا، نمونۀ حضور زنان در صحنه‌هاى جنگ و جهاد است. (سفينة البحار، ج 2، ص 425)
قبل و بعد از انقلاب اسلامى نيز زنان در بعضى موارد، مسلحانه به جنگ با دشمن رفتند و بعضى از آنها تا فرماندهى نيز رسيدند. (ر. ك: برداشتهايى از سيره امام خمينى، ص 277؛ جايگاه زن در انديشه امام خمينى، ص 205، 209، 210)


صفحه 61

وقتى دفاع بر موازين محكم الهى استوار باشد، فردى به مانند امام خمينى، بدان افتخار مى‌كند:

«ما مفتخريم كه بانوان و زنان پيرو جوان و خرد و كلان در صحنه‌هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.»[1]

[1]. از وصِیت‌نامه سِیاسِی الهِی امام خمِینِی، صحِیفه نور، ج 21، ص 172


صفحه 62

پرسش‌

1. فراگيرى چه علومى بر همگان واجب است؟

2. از نظر امام (ره) شرط ادامه تحصيل دختران و زنان در مقاطع گوناگون تحصيلى چيست؟

3. نظر امام (ره) درباره حضور بانوان در فعاليت‌هاى اجتماعى و صحنه‌هاى ملى و بين‌المللى چيست؟

4. «عفت» چگونه حاصل مى‌شود؟

5. بانوان در فراگيرى فنون نظامى چه وظيفه‌اى بر عهده دارند؟


صفحه 63

درس هشتم

احكام پزشكى پاسخ به چند پرسش‌

1. احكام پزشكى‌

1 1. احكام نگاه كردن‌

پزشك محرم نيست، لذا اگر پزشك به دليل نبودن پزشك هم جنس، لازم دانست به عضوى از بدن نامحرم نگاه كند، بايد به همان مقدار لازم اكتفا كند و يا اگر مى‌تواند بايد از روى لباس معاينه نمايد. همچنين در صورتى كه معالجه، بدون لمس ممكن باشد، نبايد بدن بيمار را لمس كند و در صورتى كه از روى لباس يا با دستكش امكان داشته باشد، لمس جايز نيست.[1]

مراجعه زنان به پزشك مردِ متخصص بيمارى‌هاى زنان، اگر همراه با نظر و لمس حرام باشد، جايز نيست، مگر مراجعه به پزشك زن حاذق و متخصص، غير ممكن يا سخت باشد.[2]در مورد پزشك عمومى يا ديگر پزشكان متخصص مرد و نيز راديولوژيست‌ها، مسئولان آزمايشگاه‌ها، سونوگرافى، تزريقات پانسمان و مانند آن نيز همين حكم جارى است، يعنى مراجعه زن به آنان (مردان) جايز نيست، مگر ضرورت حكم كند و معناى ضرورت در شرط جواز لمس زن يا نظر به او توسط پزشك و مانند آن اين است كه تشخيص بيمارى و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد حدود و ضرورت هم بستگى به مقدار نياز دارد.[3]

[1]. توضيح المسائل، مسئله 24412442؛ اجوبة الاستفتائات، پاسخ 1300 و 1298

[2]. اجوبة الاستفتائات، پاسخ پرسش شماره 1303

[3]. استفتائات، ج 3، ص 268؛ اجوبة الاستفتائات (ترجمه فارسى)، پاسخ پرسشهاى 1296 و 1300