بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

در اين كتاب، به نكاتى از حوزۀ سوم، يعنى التزام عملى به احكام دينى اسلام پرداخته، نگاهى اخلاقى و فقهى به برخى موضوعات در ارتباط‌ با ظاهر و آراستگى ظاهرى يك مسلمان مانند، محاسن، مو، لباس و غيره، خواهيم داشت. منابع اصلى در اين نوشتار، آيات قرآن كريم، روايات و سيرۀ پيامبر اكرم6و امامان معصوم7و فتاواى حضرت امام خمينى (ره) و مقام معظم رهبرى است.

2. بيان اهميت و جايگاه موضوع

شريعت اسلامى، هماره زنان و مردان مسلمان را توأماً به طهارت روح و آراستگى ظاهرى فرا مى‌خواند و هر فرد مسلمانى بايد بكوشد روحى آراسته و مزيّن داشته باشد. اين زينت و پيراستگى روح از رذائل و آراستگى آن به فضايل، در آراستگى ظاهر هم تأثير مى‌گذارد و به دقت، نظم و انضباط‌ او مى‌افزايد. برعكس آن نيز درست است، يعنى نظم و انضباط‌ در كارها، كمك مى‌كند تا روح نيز از آشفتگى خارج شود و از اضطراب و حيرت بيرون آيد.

زيبايى و آراستگى، محبوب ومطلوب همه انسانهاست؛ بلكه در فطرت آنها نهفته است. انسان منظم، گويى خود را با نظم جهان هماهنگ كرده و فرمانبرى خود را از آفرينندۀ كائنات، اعلام مى‌دارد.

3. سابقه بحث

اهميت عمل به تكاليف شرعى و تعيين حدود و ثغور آن، همواره از دغدغۀ انديشه‌مندان و مؤلفين كتب دينى بوده است. به همين دليل، تا كنون چندين كتاب در خصوص موضوعات مورد بحث به رشته تحرير در آمده است؛


صفحه 11

مانند سنن النبى نوشتۀ علامه طباطبايى، المُنيه نوشته علامه طبسى نجفى و اولين دانشگاه و آخرين پيامبر از دكتر رضا پاك‌نژاد. پژوهشكده تحقيقات اسلامى نيز كارهاى ارزشمندى در قالب كتاب و جزوۀ آموزشى انجام داده است. اما كتابى كه جزئيات مسئله مورد نظر را بررسى كند، و بتواند كاربردى باشد، يافت نشد. از همين رو كتاب حاضر تدوين گرديد و در آن علاوه بر سرفصل‌ها و عناوين كتاب‌هاى موجود، عنوان‌هاى جديدى گنجانده شد و در تأليف آن، جنبه‌هاى اخلاقى، فقهى و نيز كاربردى و اجرايى مدّ نظر قرار گرفت. بنابراين مى‌توان گفت كه اين كتاب جنبه اطلاع‌رسانى و ارشادى دارد.

4. پرسش‌هاى اصلى و فرعى

پرسش اصلى: با توجه به آيين مقدس اسلام، حدود آراستگى ظاهرى براى افراد چيست‌؟

پرسش فرعى: حدود فقهى آراستگى ظاهرى چگونه است‌؟ حدود اخلاقى آراستگى ظاهرى چگونه است‌؟

5. منابع تحقيق

منابع اصلى تحقيق در اين نوشته، قرآن كريم، روايات اهل بيت:و سيرۀ آن بزرگواران و فتاواى مراجع بزرگوار تشيع - كه خود برگرفته از منابع فوق است - مى‌باشد. در فتاواى مراجع بزرگوار اسلام نيز محوريت با نظريات حضرت امام خمينى (ره) و مقام معظم رهبرى بوده است.


صفحه 12

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 13

فصل دوم: اصلاح و آرايش

1. فلسفه احكام اسلامى

سعادت، آرزويى است كه بشر از دير باز رسيدن به آن را در سر داشته است.

خداوند تبارك و تعالى، خود اين آرزو را در نهاد انسان گذارده، تحقق آن را در پيروى انبياءاش اعلام كرده است.[1]

او براى هدايت، رسولان را فرستاد تا بشر را چگونه زيستن بياموزند.

اساس تعاليم انبياء و رسولان الهى، تسليم در برابر خداوند بود:

إِنَّ‌ الدِّينَ‌ عِندَ اللّهِ‌ الْإِسْلاَمُ‌.(آل عمران: 19)

دين در نزد خدا، اسلام (تسليم بودن در برابر حق) است.

به گفته قرآن، پنج تن از اين پيامبران، علاوه بر دعوت به توحيد، داراى تعاليم ويژه بوده‌اند.[2]دستورات دينى هر يك از اين پنج پيامبر را، شريعت مى‌نامند. بخشى از شرايع الهى مربوط‌ به فعاليتهاى خارجى و عينى انسان مى‌شود. اين بخش را احكام مى‌گويند. اعم احكام در هر شريعتى شامل فعاليتهاى معاشى و معادى، دنيوى و اخروى، فردى و اجتماعى است.[3]

[1]. ر. ك: بقره (2)، آيه 213

[2]. شورى (42)، آيه 13

[3]. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، ج 2، ص 63


صفحه 14

از نظر عالمان اسلامى، دين اسلام و شريعت اسلاميه، شريعت خاتم است.

يعنى بعد از پيغمبر اسلام، ديگر پيغمبرى هرگز نخواهد آمد. از اين رو، شريعت اسلام ناسخ شرايع ديگر، تكميل كننده احكامشان و داراى حقانيت كامل در زمان حاضر مى‌باشد. نكته اساسى در اين ميان، آنكه طريقۀ صحيح زندگى و در پرتو آن رسيدن به سعادت، از جمله مهم‌ترين فلسفه وضع احكام اسلامى است. دين اسلام كه ادعاى پاسخگويى به نيازهاى بشر براى نيل به سعادت را دارد، طبيعتاً مى‌بايست داراى ويژگيهايى باشد كه اين دين را نسبت به اديان ديگر متمايز سازد. از جمله اين ويژگيها، جامعيت، جاودانگى، مطابقت با عقل و فطرت احكام آن است.

احكام دين اسلام به همۀ زواياى وجودى و نيازهاى مادى و معنوى بشر اهتمام ورزيده، هر چه را كه انسان براى دستيابى به سعادت دنيوى و اخروى نياز داشته، در اختيارش مى‌گذارد. بسيارى از آيات قرآن به اين حقيقت اشاره دارند. براى نمونه:

... الْيَوْمَ‌ أَكْمَلْتُ‌ لَكُمْ‌ دِينَكُمْ‌ وَأَتْمَمْتُ‌ عَلَيْكُمْ‌ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ‌ لَكُمُ‌ الْإِسْلاَمَ‌ دِيناً.

(مائده: 3)

... امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما برگزيدم.

و در جاى ديگر مى‌فرمايد:

... مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ‌ مِن شَيْ‌ءٍ.(انعام: 38)

... ما هيچ چيز را در اين كتاب (قرآن) فروگذار نكرديم.

حضرت على7نيز اسلام را به شكلى شايسته معرفى كرده ويژگيهاى آن را بر مى‌شمارد. از جمله اينكه به اين حقيقت اشاره دارد كه اسلام به گونه‌اى


صفحه 15

مستحكم بنا شده است كه زوالى براى آن نيست و زمانش پايان نمى‌گيرد.

قوانين آن كهنه نمى‌شود و روندگان راه حق با آن قوانين، هدايت خواهند يافت. اسلام در پيشگاه خداوند، داراى ستون‌هايى مطمئن، بنايى بلند، راهنمايى هميشه روشن، شعله‌اى روشنى بخش، برهانى نيرومند و نشانه‌اى بلند پايه است.[1]

با عنايت به ويژگيهايى كه براى اسلام و تعاليم حيات بخش آن برشمرديم، اكنون مى‌توان اينگونه ادعا كرد كه تنها احكام اسلامى اين قابليت را دارند كه انسان را در رسيدن به هدف خلقت يعنى تكامل و سعادت، يارى رسانند، و به همين دليل بر هر فرد مسلمان لازم است با اين احكام آشنايى كامل پيدا كند.

2. احكام آراستگى ظاهرى مردان

1-2. محاسن و شارب

بر اساس آنچه بيان شد، اكنون برخى از احكام اسلامى را دربارۀ آراستگى ظاهرى بيان مى‌داريم. از جمله احكام مربوط‌ به اين بخش، حدود محاسن (ريش) و شارب (سبيل) است.

در فرهنگ اسلامى تراشيدن ريش امرى مذموم و نظر مشهور فقهاى شيعه عدم جواز آن است. در مقابل، كوتاه كردن شارب جزء اعمال پسنديده و مورد تأكيد اولياء دين، معرفى شده است. اينك براى بررسى بيشتر، نگاه كوتاهى به برخى از ادله اين حكم مى‌اندازيم.

1-1-2. سيرۀ ائمه7و مؤمنين: سيره را سبك، روش و شيوه معنا كرده‌اند.

و مراد از سيرۀ ائمه7، شيوه عملى زندگى اين بزرگواران است. شناخت سيره

[1]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خ 198، ص 417


صفحه 16

ائمه معصومين7براى شيعيان آنان، امرى ضرورى است و اين ضرورت از آنجا ناشى مى‌شود كه آن بزرگواران علاوه بر گفتار، به ارائه تعليم دين از راه كردار نيز اهتمام داشته و حتى آن را مقدم بر گفتار و توصيه، داشته‌اند.

از اين رو، براى فهم وظايف دينى، علاوه بر قول و تقرير[1]معصوم7، فعل او نيز حجيت دارد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

لَقَدْ كَانَ‌ لَكُمْ‌ فِي رَسُولِ‌ اللَّهِ‌ أُسْوَةٌ‌ حَسَنَةٌ‌.(احزاب: 21)

در سيره و سخن پيامبر6خدا براى شما سرمشق نيكويى است.

بر همين اساس، بسيارى از مورخان، به نگارش كتابهايى تحت عنوان «سيره معصومين7» دست يازيده‌اند. كتب معتبرى كه راجع به زندگى پيامبر6و امامان7نگاشته شده، نشان مى‌دهد كه سيرۀ ايشان همواره حفظ‌ محاسن و كوتاه كردن شارب بوده است و تاكنون هيچ تاريخ‌نگار معتبرى خلاف آن را اظهار نكرده است:

يك. در روايتى از امام حسن مجتبى7وارد شده كه رسول اللّه6دارى محاسن پرپشت«كَثُّ‌ اللِّحْيَةُ‌»بوده است.[2]

دو. در ذكر شمايل حضرت على7نيز آمده است كه ايشان داراى محاسن سفيد پر موى و انبوه بود. بدون آنكه خيلى بلند باشد.[3]

سه. نقل شده است كه حضرت صادق7شارب را آن قدر كوتاه مى‌كرد كه به انتهاى آن مى‌رسيد؛ و نيز در سيرۀ حضرت امام باقر7آمده است كه

[1]. منظور از تقرير معصوم7اين است كه شخص در حضور معصوم كارى انجام دهد و او باتوجه به كار آن شخص، سكوت كرده و ابراز نظرى اعم از مخالف يا موافق ننمايد. چنين سكوتى از معصوم را اصوليين [با شرايطى] دليلى بر تأييد او از كار آن شخص مى‌دانند. (دايرة المعارف تشيع، ج 5، ص 16)

[2]. سنن النبى، سيد محمد حسين طباطبايى، ترجمه و تحقيق از محمد هادى فقهى، ص 12

[3]. كشف الغمّة فى معرفة الائمّة، عيسى بن ابى الفتح الاربلى، ج 1، ص 75 و 77


صفحه 17

ايشان دو طرف محاسن خود را كوتاه‌تر از جلوى آن نگه مى‌داشت و موهاى زير چانه را هم مى‌چيد. همچنين از امام موسى كاظم7پرسيدند كه از روى ريش مى‌توان گرفت، حضرت فرمود از پهلوها مى‌توان اما از پيش رو نمى‌توان گرفت.[1]

علاوه بر آنچه ذكر شد، سيرۀ قطعيۀ متدينين نيز دلالت بر آن دارد كه در همه ادوار و طبقات، حفظ‌ محاسن و كوتاه كردن شارب، از اعمال پسنديده دينى شمرده مى‌شده و كسانى كه از اين سيره تخطى مى‌كرده‌اند، مورد پسند متدينين نبوده، متأثر از شيوه غير مسلمانان تلقى مى‌شدند.

در اين باره، نقل شده است كه روزى حضرت على7به فروشندگان جرّى (ماهى بى‌فلس) و مار ماهى و زمار مى‌فرمود: «اى فروشندگان مسخ شده‌هاى بنى‌اسرائيل و لشكر بنى مروان!» فردى از حضرت سؤال مى‌كند كه لشكر بنى مروان چه كسانى بودند؟ اميرالمؤمنين على7در پاسخ مى‌فرمايد:

«آنان مردمى بودند كه ريش‌ها را مى‌تراشيدند و سبيلها را تاب مى‌دادند و مسخ شدند.»[2]

از اين روايت به دست مى‌آيد كه تراشيدن ريش و بلند گذاشتن سبيل، عادات مسلمين و متدينين نبوده است.

2-1-2. آيات و روايات: عالمان اسلامى براى مذمت تراش ريش به آيه ذيل استناد مى‌ورزند. قرآن از قول شيطان نقل مى‌كند:

وَلَأُضِلَّنَّهُمْ‌ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ‌ وَلَأَمُرَنَّهُمْ‌ فَلَيُبَتِّكُنَّ‌ آذَانَ‌ الْأَنْعَامِ‌ وَلَأَمُرَنَّهُمْ‌ فَلَيُغَيِّرُنَّ‌ خَلْقَ‌ اللّهِ‌ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ‌ وَلِيّاً مِن دُونِ‌ اللّهِ‌ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً.(نساء: 119)

[1]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسى، ج 73، ص 113

[2]. اصول كافى، محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، تصحيح و تعليق از على اكبر غفارى، چاپ چهارم، ص 346