آنچنان كه يهوديان اين عمل را انجام مىدادند. در همين رابطه رسول اللّه6مىفرمايد:
أَحْفُوا الشَّوارِبَ، وَاَعْفُوا اللِّحْىَ، وَ لاتَتَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ.
سبيلها را كوتاه كنيد و محاسن را بلند بگذاريد، اما خود را شبيه يهود نسازيد.[1]
عالم شيعى، محدث كاشانى حديث فوق را با اندكى اختلاف در عبارت، اين چنين نقل كرده است:«قَالَ رَسُولُ اللّهِ6حُفُّوا الشَّوارِبَ وَ أَعْفُوا عَنِ اللِّحْىِ وَ لا تَتَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ». سپس توضيح مىدهد كه كلمه احفاء، مبالغه را مىرساند.
پس«حُفُّوا الشَّواربَ»به معنى حداكثر كوتاه كردن شارب است. در مقابل، كلمه اعفاء كوتاه كردن بدون مبالغه معنى مىدهد. آن هم در جايى كه محاسن بيش از اندازه بلند شده باشد. شاهد بر اين ادعا هم جملۀ«وَلاَ تَتَشَبَّهُوا بِاليَهُودِ»است.
يعنى محاسن خود را آن مقدار بلند نگذاريد كه شبيه يهوديان گرديد.[2]
حاصل آنكه از حديث فوق مىتوان نتيجه گرفت كه در مقدار كوتاه كردن شارب، نوعى معنى مبالغه است كه بدين ترتيب حتى مىشود آن را از بُن چيد. اما در بلند گذاردن محاسن، نبايد، به مقدارى شود كه تشبه به يهوديان پيدا كنيم.
در متون اسلامى روايات ديگرى، راجع به حد كوتاه كردن شارب وجود دارد كه به دو روايت اشاره مىشود:
الف.عَنْ عَبدِاللّهِ بْنِ عُثمانِ أَنَّهُ رَأَى ابَاعَبْدِاللّهِ7أَحْفى شارِبَهُ حَتَّى أَلْصَقَهُ بِالْعَسيبِ.[3]
از عبداللّه بن عثمان نقل شده كه حضرت امام صادق7را ديد در حالى كه حضرت، شارب خود را آن مقدار كوتاه نمود كه به محل رويش مو رسيده بود.
[1]. ميزان الحكمه، ج 11، ص 5304
[2]. كتاب الوافى، محمد محسن فيض كاشانى، ج 6، ص 657 و 658
[3]. فروع كافى، ج 6، ص 487
ب. از امام صادق7نقل شده:
قَالَ رَسُولُ اللّهِ6انَّ مِنَ السُّنَّةِ انْ تَأْخُذَ مِنَ الشّارِبِ حَتّى يَبْلُغَ الْاِطارِ.[1]
رسول خدا6فرمود: كوتاه كردن شارب تا جايى كه خط لب آشكار گردد، سنت است.
از دو حديث مذكور مىتوان حداكثر بلندى شارب را خط لب بالا دانست، به گونهاى كه لب پيدا باشد.
فتاوا
استفتاء از حضرت امام خمينى (ره)
1. بفرماييد آيا تراشيدن ريش با ماشين برقى، از نظر شرع مقدس اسلام، حرام است يا نه؟
پاسخ: ريش تراشيدن خواه با تيغ باشد يا با ماشين، حرام است على الاحوط.
2. اولاً... خواهشمند است نظر مبارك خود را دربارۀ تراشيدن صورت مرد با تيغ اعلام نماييد.
ثانياً: آيا مرد جوانى كه حدود 18، 19 سال سن دارد، اجازه دارد كه فقط به منظور روييدن مو در صورتش (ريش و سبيل) و بهتر روييدن آن، صورتش را دو يا سه بار با تيغ بتراشد يا خير؟ در مورد تراشيدن سبيل چه مىفرماييد؟
پاسخ: بنابر احتياط واجب نبايد ريش را بتراشند، ولى تا ريش بيرون نيامده، تيغ به صورت كشيدن مانع ندارد و تراشيدن سبيل اشكال ندارد.
3. كوتاه كردن ريش با ماشينهاى معمولى دستى تا حدود يك ميليمتر چگونه است؟
پاسخ: بنابر احتياط بايد طورى باشد كه صدق (ريش كند).
4. گذاشتن سبيل نسبتاً كوتاه و به نحوى كه نوكهاى شارب و آبخور دقيقاً زده شده باشد؟
پاسخ: مانع ندارد.
[1]. سنن النبى6، ص 92
5. كسانى هستند ريش را تمام نمىگذارند. به قول غربيها پرفسورى است. آيا مقدار تراشيده شده فعل حرام است يا خير و آيا مقدار باقيمانده صدق بر تمام ريش را دارد يا نه؟
پاسخ: تراشيدن بعض ريش حكم تراشيدن تمام آن را دارد.
6. بعضى مىگويند اگر سبيل روى لب بالا بيفتد حرام است و بعضى مىگويند حرام نيست. مستدعى است حكم الهى را بفرمايند؟
پاسخ: حرام نيست ولى كراهت دارد.
7. آيا تراشيدن ريش حرام است؟ كسى كه در اثر اضطرار ريشش را بتراشد، مثلًا شغلش طورى است كه اگر ريش خود را نتراشد باعث جمع شدن گرد و خاك در لابلاى موى صورتش مىشود، تكليفش چيست؟ آيا كار حرام انجام مىدهد؟
پاسخ: ريشتراشى حرام است على الاحوط و عذر مزبور مجوّز ريشتراشى نيست.
8. چون كاركنان اداره آتش نشانى در ارتباط با شغلى كه دارند از جمله پوشيدن ماسكهاى ضد گاز و همچنين سرايت آتش به صورتشان در هنگام اطفاء حريق، داشتن ريش بلند خالى از خطر نخواهد بود. به همين جهت در گذشته به آنان تيغ و وسايل ديگر صورت تراشى مىدادند كه فعلًا متوقف شده با توجه به اينكه تراشيدن ريش با تيغ از نظر شرعى اشكال دارد حكم چيست؟
پاسخ: اگر ممكن است به مقدارى كه صدق ريش كند را باقى بگذارند و خود را از خطر حفظ كنند و اگر ممكن نيست، معذورند.
9. آيا استعمال تيغ در تمام موارد بايد ترك شود؟
پاسخ: استعمال تيغ ممنوع نيست، ولى ريش تراشيدن براى مرد حرام است علىالاحوط.[1]
[1]استفتاءآت از محضر حضرت امام خمينى (ره)، ج 2، ص 6 و 7 و 26 و 30-33
استفتاء از مقام معظم رهبرى
1. مراد از فك پايين كه باقى گذاشتن موهاى آن واجب است، چيست؟ آيا شامل گونهها هم مىشود؟
پاسخ: معيار اين است كه از نظر عرف، گذاشتن ريش صدق كند.
2. ريش از نظر كوتاهى و بلندى بايد چه مقدار باشد؟
پاسخ: حد معينى ندارد، بلكه معيار اين است كه عرفاً بر آن ريش صدق كند و بلند بودن آن بيشتر از قبضه دست كراهت دارد.
3. بلند كردن سبيل و كوتاه كردن ريش چه حكمى دارد؟
پاسخ: اين كار فى نفسه اشكال ندارد.
4. بعضى از مردان موهاى چانه خود را باقى گذاشته و باقيمانده را مىتراشند، اين كار چه حكمى دارد؟
پاسخ: تراشيدن مقدارى از ريش حكم تراشيدن تمام آن را دارد.
5. آيا تراشيدن ريش فسق محسوب مىشود؟
پاسخ: تراشيدن ريش بنابر احتياط حرام است و احوط اين است كه احكام و آثار فسق بر آن مترتب مىشود.
6. تراشيدن سبيل چه حكمى دارد؟ و آيا مىتوان آن را خيلى بلند كرد؟
پاسخ: تراشيدن سبيل و باقى گذاشتن و بلند نمودن آن فى نفسه اشكال ندارد؛ بله، بلند نمودن آن به مقدارى كه هنگام خوردن و آشاميدن با غذا يا آب برخورد كند، مكروه است.
7. تراشيدن ريش با تيغ يا ماشين ريش تراشى براى هنرمندى كه كارش آن را اقتضاء مىكند، چه حكمى دارد؟
پاسخ: اگر عنوان تراشيدن ريش بر آن صدق كند، بنابر احتياط حرام است، ولى اگر كار هنرى او نياز ضرورى جامعه اسلامى محسوب شود، مبادرت به تراشيدن ريش به مقدار آن ضرورت، اشكال ندارد.
8. در صورتى كه گذاشتن ريش مستلزم اهانت باشد، تراشيدن آن چه حكمى دارد؟
پاسخ: گذاشتن ريش براى مسلمانى كه به دينش اهميّت مىدهد باعث سرشكستگى نيست و بنابر احتياط، تراشيدن آن جايز نيست، مگر در صورتى كه گذاشتن ريش باعث ضرر يا حرج شود.
9. آيا تراشيدن ريش در صورتى كه گذاشتن آن مانع رسيدن به اهداف مشروع انسان شود جايز است؟
پاسخ: بر مكلفين واجب است حكم خداوند را امتثال كنند مگر در مواردى كه حرج يا ضرر قابل ملاحظهاى وجود داشته باشد.
10. آيا منظور از حرمت تراشيدن ريش آن است كه موهاى صورت بطور كامل روئيده باشند و سپس تراشيده شوند يا اينكه شامل موردى كه مقدارى از موهاى صورت درآمده باشند هم مىشود؟
پاسخ: بطور كلى تراشيدن آن مقدار از موى صورت كه بر آن عنوان تراشيدن ريش صدق مىكند، بنابر احتياط حرام است. ولى تراشيدن مقدارى از آن كه عنوان مزبور بر آن صدق نمىكند، اشكال ندارد.
11. آيا اصلاح موى گونهها، اعم از اينكه با نخ باشد يا با موچين، حرام است؟
پاسخ: اصلاح موى گونهها، هر چند با تراشيدن، حرام نيست.[1]
[1]رسالة اجوبة الاستفتائات،حضرت آِیت الله العظمِی حاج سِید علِی خامنه اِی،ص315-317
2- 2. موى سر
1-2-2. بهداشت در سيره معصومين
اسلام بيش از هر آيين ديگر، به نظافت و بهداشت اهميت مىدهد؛ تا آنجا كه رعايت نظافت را از ايمان مىشمارد.[1]
در احاديث آمده، روزى چشمان رسول خدا6به مردى افتاد كه موهايش ژوليده و بىنظم بود. حضرت از اين حالت مرد ناخشنود گشت و فرمود آيا اين مرد چيزى نيافت تا با آن موهاى خود را مرتب كند؟![2]
در حديث ديگر، بازهم پيامبر6با ديدن مردى كه به موهاى خود نرسيده بود و آنها را نامرتب نگه مىداشت، تذكر داد كه استفاده از نعمتهاى خدا و آشكار ساختن نعمت (به شكل مطلوب)، جزء دين است.[3]
همچنين روايت شده است كه ايشان بسيار موى خود را شانه زده، با آب، صاف مىكرد.[4]
از امام صادق7نيز روايت شده كه در تفسير آيه شريفه(خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ). (اعراف: 31) زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد، فرمود:
الْمَشْطُ. فَانَّ الْمَشْطُ يَجْلِبُ الرِّزْقَ، وَ يُحْسِنُ الشَّعْرَ، وَ يُنْجِزُ الْحَاجَةَ، وَ يَزيدُ فِى مَاءِ الصُّلْبِ، وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ كَانَ رَسُولُاللَّهِ6يَسْرِحُ تَحْتَ لِحْيَتَهُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، وَ مِنْ فَوْقِهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يَقُولُ: انَّهُ يَزِيدُ فِى الذِّهْنِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.[5]
[1]بحار الانوار،ج59،ص291
[2]مِیزان الحکمة،ج13،ص6341
[3]همان
[4]سنن النبِی،ص91
[5]همان
مراد شانه است؛ شانه زدن جلب روزى مىكند و موى را نيكو مىسازد و حاجت را روا مىدارد و بر قوت جنسى مىافزايد و بلغم را برطرف مىكند.
رسول اللَّه6محاسن خود را از طرف پايين چهل بار شانه مىزد و از بالا هفت بار و مىفرمود: شانه زدن هوش انسان را زياد مىكند و بلغم را از بين مىبرد.
آنچنان كه از احاديث استنباط مىشود چند چيز در خصوص موى سر، تأكيد شده است.
اول: شانه زدن؛ شانه زدن يا برس زدن مو، براى رشد و تنظيم آنها، بويژه حالت دادن آنها لازم است. خصوصاً آنكه جنس شانه از مواد طبيعى مثل چوب باشد. اگر شانه كردن در هواى آزاد صورت گيرد، بهتر است. استعمال شانه ديگران، سبب انتقال عفونتها و ميكروبها مىگردد.[1]
دوم: شستشو؛ امام صادق7مىفرمايد:
غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِىِّ فِى كُلِّ جُمُعَةٍ امَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَالْجُنُونِ.[2]سر را در هر جمعه با گل خطمى شستن، امان از پيسى و جنون است.
كارشناسان علم پزشكى نيز بر امر شستن به موقع موى سر تأكيد بسيار دارند.[3]
سوم: استفاده از مواد تقويت كننده و خوشبو كننده؛ در احاديث، براى حفظ بهتر و سلامتى مو، استفاده از برخى گياهان و مانند آن، سفارش شده است. نقل شده كه رسول خدا6، حسين بن على7و امام باقر7با رنگ مخصوصى بنام «كتم» خضاب مىكردند. امام سجاد7نيز، با حنا خضاب مىكرد.[4]
[1]اولِین دانشگاه و آخرِین پِیامبر ج15 ص219 و 220
[2]فرع کافِی ج6ص504
[3]اولِین دانشگاه و آخرِین پِیامبر ج15 ص219
[4]سنن النبِی6ص93
همچنين روايت شده است كه پيامبر6از انواع روغن استفاده مىنمود و قبل از محاسن، سر خود را روغن مىماليد. از عطريات نيز زياد استفاده مىكرد؛ به طورى كه در محاسن و سر مباركش اثر آن پيدا بود.[1]از امام صادق7سؤال شد، خضاب كردن محاسن و موى سر، چه حكم دارد؟ حضرت پاسخ داد كه سنت است.[2]البته چون پيامبر6و ائمه7از مواد طبيعى براى خضاب استفاده مىكردند، لذا اين مواد خاصيت تقويتى و بهداشتى داشتند. ضمن آنكه مانعى براى وضو يا غسل نبودند.
2-2-2 .اندازه موى سر
درباره كوتاه كردن يا نكردن موى سر، اخبار و مطالب گوناگون و گاه به ظاهر متضادى رسيده است. برخى از اخبار دلالت دارد بر اينكه مو از بن تراشيده شود.
امام صادق7تراشيدن موى سر را با تيغ از اخلاق پيامبران مىداند.[3]
در مقابل، روايات ديگر، دلالت بر نگهدارى موى سر مىكند. از جمله پيامبر6فرمود:
الشَّعْرُ الْحَسَنُ مُنْ كِسْوَةِ اللَّهِ فَأَكْرِمُوهُ.[4]
موى زيبا پوششى خدايى است، پس آن را ارج نهيد.
در جمعبندى ميان دو گونه روايات، مىتوان اين طور نتيجه گرفت كه داشتن مو، زينت است و نعمتى از ناحيه خداوند كه فوايدى در بر دارد. پس مىتوان از اين نعمت بهره جست، اما به شرط آنكه در حفظ و نگهدارى آن، هم از
[1]همان،ص100 و 101
[2]همان،ص104
[3]همان،ص96
[4]مِیزان الحکمة ،ج2،ص776