2- 2. موى سر
1-2-2. بهداشت در سيره معصومين
اسلام بيش از هر آيين ديگر، به نظافت و بهداشت اهميت مىدهد؛ تا آنجا كه رعايت نظافت را از ايمان مىشمارد.[1]
در احاديث آمده، روزى چشمان رسول خدا6به مردى افتاد كه موهايش ژوليده و بىنظم بود. حضرت از اين حالت مرد ناخشنود گشت و فرمود آيا اين مرد چيزى نيافت تا با آن موهاى خود را مرتب كند؟![2]
در حديث ديگر، بازهم پيامبر6با ديدن مردى كه به موهاى خود نرسيده بود و آنها را نامرتب نگه مىداشت، تذكر داد كه استفاده از نعمتهاى خدا و آشكار ساختن نعمت (به شكل مطلوب)، جزء دين است.[3]
همچنين روايت شده است كه ايشان بسيار موى خود را شانه زده، با آب، صاف مىكرد.[4]
از امام صادق7نيز روايت شده كه در تفسير آيه شريفه(خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ). (اعراف: 31) زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد، فرمود:
الْمَشْطُ. فَانَّ الْمَشْطُ يَجْلِبُ الرِّزْقَ، وَ يُحْسِنُ الشَّعْرَ، وَ يُنْجِزُ الْحَاجَةَ، وَ يَزيدُ فِى مَاءِ الصُّلْبِ، وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ كَانَ رَسُولُاللَّهِ6يَسْرِحُ تَحْتَ لِحْيَتَهُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، وَ مِنْ فَوْقِهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يَقُولُ: انَّهُ يَزِيدُ فِى الذِّهْنِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.[5]
[1]بحار الانوار،ج59،ص291
[2]مِیزان الحکمة،ج13،ص6341
[3]همان
[4]سنن النبِی،ص91
[5]همان
مراد شانه است؛ شانه زدن جلب روزى مىكند و موى را نيكو مىسازد و حاجت را روا مىدارد و بر قوت جنسى مىافزايد و بلغم را برطرف مىكند.
رسول اللَّه6محاسن خود را از طرف پايين چهل بار شانه مىزد و از بالا هفت بار و مىفرمود: شانه زدن هوش انسان را زياد مىكند و بلغم را از بين مىبرد.
آنچنان كه از احاديث استنباط مىشود چند چيز در خصوص موى سر، تأكيد شده است.
اول: شانه زدن؛ شانه زدن يا برس زدن مو، براى رشد و تنظيم آنها، بويژه حالت دادن آنها لازم است. خصوصاً آنكه جنس شانه از مواد طبيعى مثل چوب باشد. اگر شانه كردن در هواى آزاد صورت گيرد، بهتر است. استعمال شانه ديگران، سبب انتقال عفونتها و ميكروبها مىگردد.[1]
دوم: شستشو؛ امام صادق7مىفرمايد:
غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِىِّ فِى كُلِّ جُمُعَةٍ امَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَالْجُنُونِ.[2]سر را در هر جمعه با گل خطمى شستن، امان از پيسى و جنون است.
كارشناسان علم پزشكى نيز بر امر شستن به موقع موى سر تأكيد بسيار دارند.[3]
سوم: استفاده از مواد تقويت كننده و خوشبو كننده؛ در احاديث، براى حفظ بهتر و سلامتى مو، استفاده از برخى گياهان و مانند آن، سفارش شده است. نقل شده كه رسول خدا6، حسين بن على7و امام باقر7با رنگ مخصوصى بنام «كتم» خضاب مىكردند. امام سجاد7نيز، با حنا خضاب مىكرد.[4]
[1]اولِین دانشگاه و آخرِین پِیامبر ج15 ص219 و 220
[2]فرع کافِی ج6ص504
[3]اولِین دانشگاه و آخرِین پِیامبر ج15 ص219
[4]سنن النبِی6ص93
همچنين روايت شده است كه پيامبر6از انواع روغن استفاده مىنمود و قبل از محاسن، سر خود را روغن مىماليد. از عطريات نيز زياد استفاده مىكرد؛ به طورى كه در محاسن و سر مباركش اثر آن پيدا بود.[1]از امام صادق7سؤال شد، خضاب كردن محاسن و موى سر، چه حكم دارد؟ حضرت پاسخ داد كه سنت است.[2]البته چون پيامبر6و ائمه7از مواد طبيعى براى خضاب استفاده مىكردند، لذا اين مواد خاصيت تقويتى و بهداشتى داشتند. ضمن آنكه مانعى براى وضو يا غسل نبودند.
2-2-2 .اندازه موى سر
درباره كوتاه كردن يا نكردن موى سر، اخبار و مطالب گوناگون و گاه به ظاهر متضادى رسيده است. برخى از اخبار دلالت دارد بر اينكه مو از بن تراشيده شود.
امام صادق7تراشيدن موى سر را با تيغ از اخلاق پيامبران مىداند.[3]
در مقابل، روايات ديگر، دلالت بر نگهدارى موى سر مىكند. از جمله پيامبر6فرمود:
الشَّعْرُ الْحَسَنُ مُنْ كِسْوَةِ اللَّهِ فَأَكْرِمُوهُ.[4]
موى زيبا پوششى خدايى است، پس آن را ارج نهيد.
در جمعبندى ميان دو گونه روايات، مىتوان اين طور نتيجه گرفت كه داشتن مو، زينت است و نعمتى از ناحيه خداوند كه فوايدى در بر دارد. پس مىتوان از اين نعمت بهره جست، اما به شرط آنكه در حفظ و نگهدارى آن، هم از
[1]همان،ص100 و 101
[2]همان،ص104
[3]همان،ص96
[4]مِیزان الحکمة ،ج2،ص776
جهت بهداشتى، هم از جهت متانت اسلامى، رعايت دستورات دين را بنمايد.
از اين رو، پيامبر6مىفرمايد:
مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنْ وَلَايَتَهُ أَوْلِيُجزَّهُ.[1]
هر كس مو بگذارد، بايد خوب به آن برسد وگرنه كوتاهش كند.
از جمله رسيدگى صحيح به مو، آنكه همواره در تميز نگه داشتن آن اهتمام ورزيم.
دربارۀ بلندى موى سر از امام صادق7پرسيده شد، آيا رسول اللّه6هيچ گاه موى خود را بقدرى بلند مىكرد كه مجبور باشد فرق باز كند. امام7اظهار مىدارد كه پيامبر خدا6فقط يك بار تفريق (فرق باز كردن موى سر) كرد. سپس در توضيح مىفرمايند: «در سال ششم هجرت، رسول خدا6از مدينه عازم بيت اللّه الحرام شد، و احرام حج بست و قربانى هم با خود همراه برد. پس از آنكه كفار قريش مانع ورود آن حضرت به مكه شدند، بر طبق آيۀ شريفۀ(لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ...)رسول خدا6دانست كه در آيندۀ نزديكى به سلامت وارد مكه معظمه خواهد شد، لذا موى سرش را تقصر نكرد و از زمانى كه احرام بسته بود تا سال بعد همچنان موى سرش باقى بود كه به ناچار نيازمند تفريق گرديد. ولى پس از انجام عمل حج و تراشيدن موى سر، آن حضرت ديگر موى سرش را بلند نكرد، و قبل از آن سال نيز، موى سرش آنقدر بلند نمىشد كه احتياج به «تفريق» داشته باشد».[2]
3-2-2. تقليد كوركورانه ممنوع:
دين اسلام، دينى است كامل با فرهنگى غنى كه در صورت اجرا صحيح قوانين آن، سعادت انسان تضمين خواهد شد.[3]
[1]. همان
[2]. سنن النبى6، ص 103 و 104
[3]رکنِی، محمد تقِی، احکام آراستگِی ظاهرِی، صفحه: 31، زمزم هدايت، قم - اِیران، 1386 ه.ش.
از اين رو، تعاليم دين اسلام اجازه هر گونه تبعيت كوركورانه از فرهنگ بيگانه را منع كرده است. تنها در صورتى استفاده از اعمال بيگانگان مجاز شمرده مىشود كه در قلمرو كسب علم و تجربهآموزى، منفعتى به جامعه اسلامى برسد. به تعبير ديگر، مسلمانان مجازند، علوم و دانشهاى غير مسلمانان را فرا گرفته و در حوزه اسلام، به نحو صحيح و در موارد مقتضى از آن بهره ببرند.[1]
از جمله تقليدهاى كوركورانهاى كه امروزه در جوامع اسلامى مشاهده مىشود، استفاده از مدها و مدلهاى غربى در انواع مختلف است. اينگونه تقليدهاى بىهدف، نه تنها منفعتى عقلانى ندارد بلكه مستلزم صرف وقت و هزينه فراوان براى تقليد كننده مىشود. اين در حالى است كه اسلام، ضمن تأكيد بر رعايت نظافت و آراستگى ظاهرى، ساده زيستى و پرهيز از تجمل گرايى را از پيروان خود خواسته است.
قرآن در مذمت تبعيت كوركورانه از كفار، مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنتُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ.)(آل عمران: 149 و 150)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر از كسانى كه كافر شدهاند اطاعت كنيد، شما را به گذشتههايتان بازمىگردانند؛ و سر انجام زيانكار خواهيد شد. (آنها تكيه گاه شما نيستند) بلكه ولىّ و سرپرستِ شما، خداست، و او بهترين ياوران است.
از جمله بارزترين نوع تبعيت از كفار و غير مسلمانان، همسانسازى ظاهرى و به شكل آنان در آمدن است. قرآن كريم در اين آيه، هشدار مىدهد كه پيروى و تقليد و مرعوب شدن در مقابل افكار و عقايد و عادات بيگانگان،
[1]. بحار الانوار، ج 1، ص 177
سرانجامى زيانبخش، خواهد داشت. پس شايسته است، فرد مؤمن همچون باطن، در ظاهر نيز خدا را در نظر گرفته، از كسانىكه اخلاق الهى دارند، تبعيت كند.
امام صادق7مىفرمايد:
أَوْحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيائِهِ. قُلْ لِلْمُؤْمِنيِنَ لاَ يَلْبَسُوا لِبَاسَ اعْدَائِى وَ لَايَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِى وَ لَايَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِى فَيَكُونُوا أَعْدَائِى كَمَا هُمْ أَعْدَائِى.[1]
خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد كه به مؤمنين بگو لباس دشمنان مرا نپوشيد و غذاى دشمنان مرا نخوريد و به شيوه دشمنان من رفتار نكنيد كه شما نيز همانند آنان، جزء دشمنان من خواهيد شد.
با عنايت به اين حديث، فرد مؤمن و اهل تديّن بايد توجه داشته باشد كه شبيه دشمنان خدا زندگى نكند؛ چرا كه در اين صورت جزء دشمنان خدا شده از رحمت الهى دور مىماند.
آرى متقيان چهرههاى نورانى و شبيه اولياء خدا دارند. و از همگون سازى با كفار مىپرهيزند. امير سخن على7در ترسيم چهره متقيان مىفرمايد:
... تَرى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ، وَ حَزْماً فِى لِينٍ، وَ أِيمَاناً فِى يَقِينٍ، وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ، وَ عِلْماً فِى حِلْمٍ، وَ قَصْداً فِى غِنًى، وَ خُشُوعاً فِى عِبَادِهِ، وَتَجَمُّلاً فِى فَاقَةٍ، وَ صَبْراً فِى شِدَّةٍ، وَ طَلَباً فِى حَلَالٍ، وَ نِشَاطاً فِى هُدًى.[2]
... [از نشانههاى متقيان آن است كه] مىبينى او را در ديندارى نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با
[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 178
[2]. نهج البلاغه، خطبه، 193، ص 404
داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته، در سختىها بردبار، در جست و جوى كسب حلال و در راه هدايت شادمان است.
استفتاء از مقام معظم رهبرى
تقليد از مدهاى غربى در كوتاه كردن مو چه حكمى دارد؟
پاسخ: معيارهاى حرمت در اين موارد، تشبيه شدن به دشمنان اسلام، و ترويج فرهنگ آنهاست و اين موضوع با توجه به كشورها و زمانها و اشخاص مختلف، فرق مىكند و اين امر مختص به غرب هم نمىباشد.
3-2. آرايش صورت و ابرو:
اسلام، نظافت و آراستگى را نشانۀ ايمان مرد مىداند، اما افراط در اين امر را نمىپذيرد. از ديدگاه اسلام، رسيدگى بيش از حد به امر آرايش صورت، به گونهاى كه از عرف متشرعۀ جامعه، خارج شود، مورد نكوهش است. از جمله آرايشهاى ممنوعه در اسلام، آرايشى است كه مرد را به زن شبيه سازد.
اين ممنوعيت هم در چهره است هم در لباس. كما اينكه زنان نيز از تشبه به مردان نهى شدهاند. در نگاه اسلام، هر كدام از مرد و زن، داراى سرشت، طبيعت و خلقت مخصوص به خود هستند. بنابراين شبيه سازى هركدام از آن دو به ديگرى، مغاير با فطرت و مخالف با شريعت است.
از آن جمله گرفتن زير ابرو و استفاده از لوازم آرايشى مخصوص زنان، امرى است كه در عرف جامعه اسلامى، براى مردان متداول نبوده، ناپسند شمرده مىشود. تا جايى كه اميرالمؤمنين على7شخصى را كه با شكل و شمايل زنانه به مسجد آمده بود، بيرون راند و فرمود:
سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ6يَقُولُ لَعَنَ اللّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَالْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ.[1]
از پيامبر6شنيدم كه فرمود: خداوند لعنت كند مردانى كه خود را شبيه زنان مىسازند و زنانى را كه خود را شبيه مردان مىسازند.
در روايات اسلامى، يكى از مظاهر فساد در آخر الزمان، فراگير شدن تشبه مردان به زنان و برعكس، دانسته شده است.[2]
4-2. ناخن
در قسمتهاى پيشين به تفصيل راجع به اهميت نظافت و پاكيزگى، توضيح داده شد. از جمله نكات مهم ديگر در اين مبحث، كوتاه كردن ناخن براى مردان است. اين موضوع در دو محور نظافت ناخن و طريقه كوتاه كردن ناخن، پىگيرى مىشود.
از آنجايى كه دين مبين اسلام بر بهداشت فردى، تأكيد فراوان دارد، طبيعى است بر كوتاه كردن ناخن نيز سفارش فراوان كرده باشد. اهميت اين امر براى مردان دو چندان است؛ چرا كه على القاعده، مردان در طول روز از فعاليت بيشترى برخوردارند. به همين دليل با ابزار و وسايل مختلفى سر كار دارند كه بر اثر بر خورد دست با اشياء مختلف، آلودگى بيشترى متوجه انگشتان و ناخنهاى ايشان مىشود. از اين رو، پيامبر6سفارش مىفرمايد كه مردان مىبايست ناخنهاى خود را بگيرند، اما زنان مجازند قدرى از آنرا بگذارند.[3]
[1]. وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملى، ج 17، ص 285
[2]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى، ج 14، ص 261
[3]. وسايل الشيعه، ج 2، ص 134